(1970 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (520 بار خوانده شده است)
87/08/12 کارآفرينی زنان ، پرسرعت ترين کارآفرينی در اقتصاد کاناداست .به گزارش "ایونا" ، افزايش سطح تحصيلات زنان باعث شده آنها امکان اشتغال به کارهای تخصصصی را پيدا کنند . درحال حاضر زنان با تحصيلات دانشگاهی در کانادا به سمت حرفه هايی نظير علوم تجارت و امورمالی ، مشاوره مديريت ، حسابداری وتبليغات گرايش پيدا کرده اند . طی يک دهه گذشته شرايط اقتصادی کانادا تغييرات زيادی داشته است . يکی از مهمترین جنبه های اين دگرگونی ، رشد حضور زنان در اقتصاد اين کشور 33 ميليون نفری است . زنان کانادايی با اعتماد به نفس خاصی که پيدا کرده اند اکنون 35 درصد شرکتها و کسب و کارهای کوچک و متوسط اين کشور را در تملک يا مديريت خود دارند . اين ميزان حضور در اقتصاد و کارآفرينی در هيچ يک از کشورهای پيشرفته جهان مشاهده نمی شود. طبق آمار سال پيش ، در حال حاضر 137 هزار شرکت يا کسب و کار کوچک در کانادا در مديريت و تملک زنان است و انتظار ميرود طی يک دهه آينده اين تعداد دوبرابر شود . در کانادا حدود 821 هزار زن کارآفرين مشغول فعاليت هستند . در مجموع زنان هرسال 18 ميليارد دلار به اقتصاد اين کشور سود ميرسانند. همچنين از سال 1976 تاکنون متوسط نرخ رشد تعداد زنان خود اشتغال سالانه 3/5 درصد بوده درحالی که اين رقم در مورد مردان 2/2 درصد است. زنان کارآفرين مالکيت 45 درصد شرکتهای کوچک و متوسط کانادا را در اختيار دارند. به گزارش ايونا همچنين تحقيقات نشان می دهد احتمال خوداشتغالی زنان با افزايش سن آنها بالا می رود و در سنين 35 تا 45 سال، بيشترين احتمال خوداشتغالی زنان وجود دارد. در کانادا 58 درصد خوداشتغالها در سنين 35 تا 54 هستند و با افزايش سن احتمال تأسيس کسب و کار بالا می رود و بالاترين ميزان کارآفرينی در زنان 55 ساله مشاهده می شود . اما واقعيت اين است که شبيه اکثر کشورهای ديگر صنعتی، در کانادا به طور متوسط درآمد زنان کارآفرين پايين تر از کارمندان زن است . سال گذشته 17 درصد زنان خوداشتغال بيش از 30 هزار دلار در سال درآمد داشتند درحالی که اين ميزان برای مردان 42 درصد است . نکتة بسيار جالب در مورد وضعيت کارآفرينی زنان اين است که نيمی از زنان در خانه کار می کنند و فعاليتهای شغلي شان را در منزل انجام می دهند. زنان نسبت به مردان تمايل بيشتری دارند که کسب و کاری در حوزه های کم رشدتر و پرريسک تر نظير خرده فروشی و خدمات را داشته باشند . بين سالهای 1990 تا 2003 تعداد زنان کارآفرين کانادا از 27 درصد به 33 درصد افزايش يافت و اين امر نشان می دهد زنان در مقايسه با مردان بيشتر در کسب و کار باقی می مانند و نرخ ماندگاری آنها خصوصاً در مشاغلی که دسترسی به منابع مالی بانکی دشوارتر است بيشتر است . از آنجا که در اين کشور نرخ رشد شرکتهای کوچک بسيار بالا و بين 100 درصد تا 140 درصد است ، نقش زنان در اقتصاد کانادا بسيار بزرگتر خواهد شد. زنان بويژه در بخشهای مديريت خدمات ، خدمات آموزشی و تخصصی ، خدمات فنی و علمی بسيار فعال هستند و عمدتاً در همين حوزهها به ايجاد کسب و کار می پردازند . همچنين نيمی از زنان کارآفرين و خوداشتغال کانادايی دارای مدرک دانشگاهی يا دوره های آموزشی پس از ديپلم هستند . درحال حاضر زنان با ايجاد کسب و کار برای بيش از دو ميليون نفر شغل ايجاد کرده اند . تحقيقات نشان می دهد تمايل زنان توسط کارفرماهاست به همين دليل طی 25 سال گذشته شاهد رشد چشمگير کارآفرينی زنان در اين کشور هستيم . از سال 1891 تا 2001 تعداد زنان کارآفرين در کانادا 208 درصد رشد کرد، درحالی که در همين مدت رقم مربوط به مردان 38 درصد است . تمايل زنان کانادايی به کار در زمينه های جديد و غيرسنتی بسيار بالاست . برای مثال در سال 2005 زنان 50 درصد مالکيت 31 درصد شرکتهای فعال در حوزه تکنولوژی پيشرفته و 31 درصد شرکتهای توليدی را دراختيار داشتند.
تسهيل مشارکت اقتصادی زنان با توجه به نقش روبه رشد زنان در اقتصاد کانادا نخست وزير اين کشور در سال 2003 فرمان تأسيس گروهی ويژه را برای تسهيل کارآفرينی زنان صادر کرد ، وظيفة اين گروه شامل شناسايی چالشها و مشکلات پيشروی زنان در حوزه کارآفرينی و نيز اشتغال به کار و ارائه راه حل برای رفع اين مشکلات ، برگزاری برنامه های آموزشی برای زنان در زمينه های نظير تأمين اعتبار کارآفرينی ، مديريت منابع انسانی و معرض رويه های موفق بين المللی در حوزه های گوناگون فعاليت زنان کارآفرين است . در زمينه دادن خدمات مشاوره ای به نهادهای دولت در زمينه ، تسهيل کارآفرينی زنان و آماده کردن مقدمات برای تصويب قوانين نيز با آنکه تلاشهای زيادی برای هموار کردن راه نقشآفرينی گسترده تر زنان در اقتصاد کانادا صورت گرفته است اما همچنان موانعی وجود دارد. کارآفرينی زنان ، پرسرعت ترين کارآفرينی در اقتصاد کاناداست . اگر دولت به وظيفه بزرگ خود در بخش زنان عمل نکند ، اقتصاد کانادا از رشدی که بايد داشته باشد بیبهره خواهد ماند . زنان کارآفرين در کانادا با چالشها و موانع منحصر به فرد برای پيروزی مواجه هستند. تسهيل رشد کارآفرينی زنان يکی از عناصر توسعه شرکتها و کسب و کارهای کوچک اين کشور است. در گزارش صندوق بين المللی پول و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی آمده است اقتصادهايی که در آنها زنان نقش بالاتری دارند ، رفاه و استانداردهای زندگی بالاتر است . يکی از اقداماتی که دولت بايد انجام دهد ، تأسيس مرکز تجاری زنان در سراسر کاناداست که می تواند تمامی خدمات ضروری را در اختيار زنان شاغل و کارآفرين قرار دهد. همه ساله اجلاس ملی اقتصادی زنان با هدف شناسايی استعدادهای کارآفرينی در بين زنان برگزار می شود . دولت با هدف تشويق فرهنگ کارآفرينی جايزه نوآوری زنان کانادا را برای زنان کارآفرين درنظر گرفته و مراکز تحقيقاتی را برای شناسايی نيازهای اين زنان و تأمين اين نيازها تأسيس می کند. يکی از اهداف فعاليت اقتصادی زنان، صادرات کالا و خدمات است . دولت کانادا برای تحقق اين هدف قصد دارد در سفرهای تجاری برای انعقاد قراردادهای صادرات زنان را نيز شرکت دهد. در بودجه سال2006، بيش از 500 ميليون دلار برای ارائه خدمات به زنان کارآفرين و شاغل که نوزاد دارند در نظر گرفته شده است . با اين بودجه 48 هزار مرکز نگهداری از کودکان زنان يادشده تأسيس می شود . همچنين برای کمک به آغاز کار شرکتها و کسب و کارها توسط زنان، 270/2 ميليارد دلار در نظر گرفته شده است . در حال حاضر بنياد زنان کارآفرين کانادا در حال بررسی بهترين شيوههای تشويق کارآفرينی در سطح جهان است تا از آن برای گسترش کارآفرينی زنان در کانادا استفاده کند . به اعتقاد کارشناسان اين بنياد، زنان کارآفرين بايد گروهی خاص با ويژگيهای منحصر به فرد و الگوهای رشد اقتصادی خاص خود تلقی شوند و با اين پيش فرض به حل مشکلات آنها و زمينه سازی برای رشد ايشان اقدام شود . يکی از واقعيتهای تلخ در مورد کارآفرينی زنان در کانادا اين است که هنوز هم بانکها هنگام ارائه تسهيلات به زنان ، توانايي بازپرداخت آنها را با دقت بسيار بالاتری نسبت به مردان مورد ارزيابی قرار می دهند . به اين ترتيب آنها از يکی از مهمترين عوامل برای استقلال مالی ، کمک به اقتصاد و ايجاد اشتغال تقريباً بی بهره هستند. با آن که عليه زنان در اقتصاد کانادا تبعيض هايی اعمال می شود ، رشد تعداد کارمندان و کارآفرينهای زن در اين کشور بسيار چشمگير بوده است ، طی 15 سال گذشته تعداد کارمندان زن 30 درصد رشد کرده که دو برابر نرخ مربوط به مردان کانادايی است. همچنين در اين مدت تعداد کسب و کارهايی که زنان راه انداخته اند 60 درصد بيشتر از تعداد مربوط به مردان رشد کرده است . برای درک دقیقتر انگيزه زنان از گرایش به کارآفرینی و اشتغال بايد به ساخت کسب و کارهای زنان کانادايی نگاهی عميقتر بيندازيم . در اين کشور اکثر شرکتها و کسب و کارها کوچک و متوسط هستند و نکته جالب توجه اين که آن دسته از اين شرکتها که توسط زنان تأسيس شده و اداره می شوند عموماً يک نفره هستند و طی 15 سال گذشته رشد سالانه چهار درصد داشته اند. علت اصلی اين امر گرايش زنان به تکنولوژيهای جديد و جدا شدن از شکلهای سنتی اشتغال است. در بين مردان ، پس از اتمام تحصيلات ، گرايش اصلی ، اشتغال در شغلهايی است که جنبه کارآفرينی ندارند . اين درحالی است که زنان به علت نياز کمتر به حقوق و پول گرايش به سوی کارآفرينی بیشتر است . اين قشر از جامعه کانادا عموماً به سرعت سرمايه و تجربه لازم برای کارآفرينی را پس از يک دوره کار برای ديگری کسب می کند و شخصاً به ايجاد درآمد می پردازد. در حال حاضر در جامعه کانادا متوسط سن زنان کارآفرين 41 سال است ، اما با افزايش سن دو جنس تعداد کارآفرينهای زن بسيار بالاتر از مردان کارآفرين می شود . همچنين سطح تحصيلات زنان کارآفرين در اين کشور نسبت به دو دهه پيش بسيار بالا رفته است . از سال 1990 تاکنون هر سال 10 درصد بر تعداد زنان کارآفرين دارای مدرک دانشگاهی افزوده شده است که دو برابر نرخ مربوط به مردان است . در سال 2004 يک چهارم زنان کارآفرين تحصيلات دانشگاهی داشتند . واضح است که سطح بالاتر تحصيلات باعث می شود شغلهای بهتری نصيب فرد شود . به اين ترتيب طی يک دهه گذشته تعداد زنان با حقوق بالا در کانادا هر سال 2/7 درصد افزايش يافته است . اين درحالی است که نحوة برخورد با زنان کارآفرين و مشغول به کار شبيه نحوة برخورد مردان نيست و اين امر باعث نارضايتی زنان شده است.
حوزه های کارآفرينی زنان افزايش سطح تحصيلات زنان باعث شده آنها امکان اشتغال به کارهای تخصصی را پيدا کنند . در حال حاضر زنان با تحصيلات دانشگاهی در کانادا به سمت حرفه هايی نظير علوم ، تجارت و امور مالی ، مشاورة مديريت ، حسابداری و تبليغات گرايش پيدا کرده اند . همچنين شغلهای تخصصی در حوزه خدمات بهداشتی و درمانی نيز مورد توجه زنان بوده است . به علت پير شدن جمعيت کانادا، اشتغال زنان به اين شغلها بسيار ضروری و مفيد خواهد بود . يکی از سوءتفاهمها درباره کسب و کارهايی که زنان ايجاد می کنند اين است که تصور می شود اين کسب و کارها مخصوص مشتريهای زن است . واقعيت اين است که تنها 22 درصد کسب و کارهايی که زنان به وجود آورده اند مشتری زن دارند . همچنين در کانادا 22 درصد زنان کارآفرين ، در اين کشور به دنيا نيامده و مهاجر هستند . رقم مربوط به مردان 25 درصد است ، اما به تدريج اين اختلاف در حال کم شدن است زيرا طی يک دهه گذشته ميزان کارآفرينی زنان مهاجر 30 درصد بالاتر از مردان مهاجر ساکن در کانادا بوده است . از سوی ديگر زنان مهاجر از سطح تحصيلاتی بالاتری نسبت به متوسط جمعيت کانادا برخوردارند . زنان مهاجر پس از چند سال زندگی در اين کشور با درک شرايط تجاری آن به سرعت دست به کار شده و کسب و کاری راه می اندازند. نکته جالب توجه ديگر اين که رشد درآمد زنان مجرد کارآفرين طی پنج سال گذشته بيش از 65 درصد بوده است درحالی که رشد درآمد زنان متأهل کارآفرين تنها 18 درصد بوده است ، 32 درصد زنان مشغول به کار در کانادا منبع درآمد ديگری جز کار خود ندارند . 40 درصد آنها از درآمد همسر خود نيز بهره می برند و 28 درصد نيز دارای منبع درآمدی ديگر هستند . در بين 20 کشور صنعتی جهان ، سهم زنان در خوداشتغالی کلی ، در کانادا بالاترين ميزان است و پس از آن ايالات متحده ، سوئيس ، فرانسه ، استراليا و فنلاند قرار دارند . در کانادا انگيزة اصلی زنان در خوداشتغالی و کارآفرينی ، دستيابی به استقلال مالی ، انعطاف ساعات کاری ، اثبات توانمندی خود ، مشغول بودن و در نهايت کسب درآمد بالاتر است.