راهکارهاي ترويج فرهنگ خلاقيت و نوآوري در آموزش و پرورش
(3216 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (649 بار خوانده شده است)
87/08/08 مترجم: حبيبه خاتون قبادي مقدمه: نگاه کردن متفاوت به مساله و رسيدن به يک راه حل جديد، همان چيزي است که عموماً از آن به خلاقيت تعبير ميشود. اما خلاقيت مفهومي نيست که بتوان آن را در يک جمله و حتي يک کتاب مفصل هم توضيح داد. خلاقيت در حقيقت، فرآيندي است که در ذهن فرد خلاق اتفاق ميافتد و حاصل آن شکل گرفتن يک ايدهي جديد با يک راه حل ابتکاري است. اين که خلاقيت ذاتي است يا اکتسابي، موضوعي نيست که اين روزها ضرورت بحث بر سر آن در ميان باشد. دنياي امروز تلاش ميکند خلاقيت و مباحث مرتبط با آن را، چه در زمينههاي روان شناسي و علوم تربيتي و چه در زمينههاي مديريت و کسب و کار، به درستي بشناسد و ابعاد مختلف آن را توسعه دهد. کتابهاي فراواني که دربارهي تکنيکهاي افزايش خلاقيت در افراد و در سازمانها نوشته شدهاند، گوياي اين حقيقت ميباشند که توجه به خلاقيت و توسعهي ان در سازمان، نه تنها باعث ميشود که افراد از کار خود احساس رضايت بيشتري کنند، بلکه در پيش برد سازمان و افزايش بهرهوري و رسيدن به موفقيتهاي بزرگ سهم عمدهاي دارد. براي آن که بتوانيم خلاق باشيم، بايد ابتدا معني و مفهوم خلاقيت را به درستي بشناسيم و بتوانيم بين خلاقيت، هوش، دانش و مهارت تفاوت قائل شويم. دانستن اين که ساختار ذهن چيست و چگونه در فرآيند شکل گيري تفکر خلاق تاثير ميگذارد، با اين که ممکن است مستقيماً روي افزايش خلاقيت فرد اثر نگذارد، بدون ترديد باعث ميشود که نگاه فرد به روشها و تکنيکهايي که براي افزايش خلاقيت مطرح ميشوند تغيير کند. بعد از اينها وقت آن است که اين روشها را امتحان کنيم؛ روشهاي فردي. ميتوانيم ذهن را درگير حل يک مسالهي جديد کنيم، يا اينکه سعي کنيم مسائل دور و برمان را به روشهايي که متخصصان اين رشته پيش نهاد دادهاند حل کنيم. الف - تقويت عناصر انگيزشي خلاقيت پرورش عنصر انگيزشي خلاقيت بايد اساساً در بستر خانواده صورت گيرد، زيرا مستعدترين محيط براي شکل دهي آن محيط کلامي و نظام تربيتي و رفتاري خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زيادي را در خانواده سپري ميکنند، بنابراين اين طبيعي است که بيشترين تاثير را نيز از آن بپذيرد. بيان اين نکته از آن روست که بگوييم هر چند مي توان در محيطي غير از خانواده (آموزشگاه يا جايي ديگر) به تقويت عناصر انگيزشي خلاقيت مبادرت ورزيد، اما تاثير اين عوامل با اندازه و اهميت عامل نخستين نيست. پس بهتر است که هدايتها و روشهاي اتخاذ شده محيط دوم يعني «محيط يادگيري» به محيط نخستين يعني خانواده نيز انتقال يابد و در آنجا هم مورد تمرين و تقويت قرار گيرد؛ اين انتقال زمينههاي تثبيت و تحکيم انگيزش خلاقه را بيش از پيش فراهم آورد. آمابيلي (1988) معتقد است، براي رسيدن به خلاقيت بهتر است که انگيزه و به ويژه انگيزه دروني پرورش پيدا کند و در جايي ديگر به نقش اهميت انگيزش بيروني اشاره ميکند. ما ضمن احترام به اين نظر توصيههايي در قالب انگيزه دروني و بيروني ارايه ميکنيم. چون فعاليت انگيزشي خلاق عمدتاً ماهيتي کلامي دارد، يعني بايد به وسيله کلام و روابط کلامي وارد آن شد شايد درست نباشد که آن را محدود به فضاي خاص کرد. در کودکان انگيزه معمولاً حالتي کلي و عمومي دارد. گاهي دروني ميشود و گاهي بيروني. براي آن که کودکان موفق شوند به انگيزه خود سازمان دهند و جهت ان را مشخص کنند (دروني سازند يا بيروني) طوري که برجستگي با يکي باشد برخورد کلامي ما يا به عبارت سادهتر برخورد شفاهي ما نقشي اساسي دارد. آنچه هسته و محور برخورد را ميسازد گرايش و جهتي است که در خود پاسخ يا کلام نهفته است؛ آيا کلام مشوق انگيزه دروني است يا بيروني. بنابراين، در اولين گام آموزش « انگيزه» بايد به جهت پاسخها و هدايتهاي کلامي فرد توجه کافي داشته باشيم. براي مثال وقتي از کودک ميپرسيم چرا بازي نميکني و او ميگويد حوصله ندارم و پاسخ ما را در جهت دادن به رفتار کودک ممکن است اين چنين باشد: - اگر به او بگوييم خوب است که تو هم مثل بقيه بچهها بازي کني به رفتار او جهتي بيروني ميدهيم - اگر بازي را به ميل، تصميم و انتخاب او واگذاريم رفتارش را جهتي دروني ميبخشيم. اکنون که اطمينان حاصل کرديم بايد مراقب سوالها و پاسخهاي خود باشيم. به سراغ روشهايي ميرويم که به انگيزه دروني کودکان دامن ميزند. نوع برخوردهاي کلامي مثبت که در اين رابطه ميتوان داشت عبارتند از: مثال: شرکت در بازي کاردستي برخوردها: - آيا اين بازي را دوست داري؟ - دوست داري اين بازي چگونه برگزار شود؟ - چه احساسي نسبت به ساختن کاردستي داري؟ - دوست داري چه چيزي را درست کني؟ - دوست داري چه وسايلي در اختيار شما باشد؟ - دوست داري ... در اين مثال، خود کودک و احساسات و علاقمنديهاي او محور فعاليت است. به او امکان داده ميشود هر طور دوست دارد عمل کند نه آن طور که ما دوست داريم. ممکن است ما به ساختن گل علاقمند باشيم و او به ساختن خورشيد؛ چنانچه در اين فعاليت نظر و گرايش ما غالب باشد جهت انگيزه کودک بيروني خواهد شد. يعني او ياد ميگيرد که به چيزي غير از احساسات و علاقمنديهاي خود بينديشد. چيزي که ديگران و محيط به او ميدهند. بنابراين در اين نوع از فعاليت هدايت انگيزه به خود کودک واگذار ميشود. اما در عين حال ممکن است اين سوال پيش بيايد که شايد کودکان توقع زيادي داشته باشند و ما به دليل محدوديت نتوانيم ابزار يا امکانات دلخواه آنها را تامين کنيم، در اين مواقع توصيه نميشود که به تمام خواستههاي کودک بپردازيم بلکه ميتوان رفتاري مشابه روش زير داشت: - نبايد با تحکم به کودک فهماند که امکانات محدود است. - بايد کودک را ترغيب کرد که امکانات را ببيند و بدون اظهار نظري اضافي در مورد کمبود وسايل و ... به او گفت ما اينها را در اختيار داريم تو دوست داري کدام را انتخاب کني؟ - حتي اگر کودک دست به انتخاب نزد، با ارتباطي متمايل به سوي انگيزه دروني ميتوان از او خواست يا وسايل دلخواه را از منزل بياورد يا به فعاليت دلخواه ديگري بپردازد. - در هر حال مهم اين است که کودک با هدايت ما خود به تصميمي دلخواه و درست (از اين نظر که شکايتي نداشته و آن را دوست داشته باشد) برسد و مسئوليت آن را قبول کند. گام دوم انگيزه دروني و بيروني را هم زمان استمرار ميبخشد، جدي گرفتن و بها دادن به آنها است. اگر ما به هدايت کودک به اين هدف که خود تصميم بگيرد، انتخاب کند، و بسازد ميپردازيم. بايد به مسئوليتها، تصميمها، انتخاب و آثار او نيز عميقاً توجه کنيم. در اين رابطه توصيه ميشود، رفتارهاي ابتکاري و سازنده کودک ولو کوچک و ناچيز مورد تشويق قرار گيرد. در اين مواقع بهتر است از تشويقها و دلگرميهايي که انگيزه دروني را قوت ميبخشد استفاده شود. عموم اين تشويقها ماهيتي کلامي دارند، نمونههايي نظير آنچه در زير پيشنهاد ميشود از اين قبيلاند: - تصميم جالبي گرفتي، موفق باشي. - خانه قشنگي ساختي معلوم است برايش زحمت زيادي کشيدي. - پشتکارت قابل تحسين است. - فکرهاي خيلي خوبي داري، بايد آنها را جدي بگيري. - بالاخره آنچه را دوست داشتي، ساختي. - انتخاب شما هم خوب است. براي تداوم انگيزه دروني هم زمان ميتوان از مشوقهاي غير کلامي نيز استفاده کرد. نسبت بين اين که آيا بايد هميشه تشويقها کلامي باشد يا چيز ديگر اين است که گرايش غالب، معمولاً به طرف تشويقهاي کلامي (و با جهتي دروني) است، اما در پارهاي موارد شکلهاي ديگري از تشويق موثرتر است. بايد به رفتارهاي ابتکاري، خلاقه و سازنده کودک جايزه نيز داد و کودک را مستحق دريافت هديهاي خوشحال کننده دانست. در چنين شرايطي دامنه تشويق و هديه ميتواند از شرکت دادن اثر کودک در يک نمايشگاه کوچک تا دريافت وسيله مورد آرزو نوسان پيدا کند. به طور کلي، اگر چه نظام تشويق و ترغيب در افراد خلاق «دروني» است اما آنها نيز گاهي به محبت و دلگرمي که از قاعده و روشي عادلانه پيروي کند و بدون چشم داشت در اختيار آنها قرار گيرد.
ب – تقويت عناصر شخصيتي خلاقيت در بين مولفههاي شخصيتي خلاقيت چند عنصر را به سادگي نميتوان پرورش داد. به عبارت دقيقتر، اين گونه عناصر بيش از همه نيازمند تقويت در بستر خانواده و به ويژه مدرسه هستند. علت نيز اين است که چند ساعت آموزش تاثير شگرف و محسوسي بر آنها نميگذارد: اعتماد به نفس، اراده مستقل و پذيرش خطر نمونههايي اين گروه به شمار ميروند. اين عناصر معمولاً در طول زمان و تحت تعليمات ساده و پيچيده والدين، معلمان و مربيان شکل ميگيرند. بنابراين اين ساده انگاري است اگر تصور کنيم در مدت کوتاهي ميتوانيم اين ويژگيهاي مهم را در افراد پرورش دهيم. ما با رعايت اين ملاحظات به شيوههاي پرورش عناصر شخصيتي خلاقيت اشاره ميکنيم که قادر به زمينه سازي تقويت اين عناصر هستند: 1- اعتماد به نفس و اراده مستقل هر چند اعتماد به نفس و اراده مستقل از نظر مفهومي جدا از يکديگر فرض ميشوند ولي دو روي يک سکهاند. اراده مستقل در کنار اعتماد به نفس تحقق مييابد و اعتماد به نفس نيز با ياري اراده مستقل بروز و ظهور پيدا ميکند. به اين دليل ما آنها را در ارتباط با هم مطرح ميکنيم. فعاليت اعتماد - اراده : براي پرورش اين دو عنصر مهم در کودکان سه گام در قالب راههايي که به ايجاد اتماد به نفس و اراده منتهي ميشوند پيشنهاد ميشوند. گام اول – شناخت تواناييها و قابليت خويش اولين گام در پرورش اعتماد به نفس و اراده مستقل اين است که کودک بداند چه تواناييها، قابليتها و مهارتهايي دارد. چنانچه اين تصور بريا کودک فراهم ايد که به چه چيزهايي علاقمند است و چگونه بايد به آنها بپردازد قدم مهمي در راه کشف خويشتن برداشته است. يکي از فعاليتهاي پيشنهادي ميتواند اين باشد که به کودک کمک کنيم به برداشت و تصوير درستي از تواناييها و علاقمنديهاي خود برسد؛ يعني کشف چيزهايي که بيشترين رغبت و تمايل را براي آنها دارد. اين کشف از طريق مکالمه با کودک، بازي با او، نظر خواهي از والدين، گرايشهايي که به اسباب بازيها يا فعاليتها نشان ميدهد، چيزهايي که ميسازد يا درست ميکند و ... محقق ميشود. معمولاً کودکان (خلاق) به يک يا چند موضوع علاقه زيادي دارند. اين وظيفه مربي يا دوستداران کودک است که علاقمندي او را کشف و براي پرورش آنها برنامه ريزي کند. اگر کودک به موقعيتهاي کوچک و بزرگي در اين زمينه دست يابد قطعاً در باور و اعتماد به خوشتن به پيشرفتهاي زيادي نايل خواهد شد. در دوران کودکي بهتر است کودک را با چنين اقدامهايي به خودباوري رساند و در دوران نوجواني سطحي وسيعتر را مدنظر قرارداد. در اين رابطه ضرورت دارد بدون آن که به مجموعه اوقات فراغت کودکان لطمهاي وارد شود، هر کودک برنامهاي ويژه شناخت قابليتهاي خود داشته باشد. در اين برنامه نيز تاکيد ميشود کودک بايد به سوي انگيزه دروني هدايت شود، طوري که خود کودک بتواند نقش يک ارزيابي کننده و کاشف را براي خويشتن بازي کند. گام دوم – راههاي مقابله با مسائل گام دوم که از مهمترين گامهاي محسوب ميشود اين است که کودک را تمرين دهيم تا بهتر به حل مسائلش بپردازد و به دنبال راه حل بگردد. کودک بايد ياد بگيرد که هر مسأله و مشکلي راه حلي دارد؛ حتي چيزهايي که خيلي سخت و مشکل به نظر ميرسند.
گام سوم – حق انتخاب و تصميم گيري حق انتخاب از جمله رفتارهايي است بيش از همه به اراده مستقل نياز دارد. اما براي آن که انتخابي صحيح داشت بايد به باوري درست از محدوده تواناييها و قدرت تصميمگيري رسيد؛ اين اعتماد به نفس. در تکميل گامهاي پيشين براي تقويت اراده و اعتماد به نفس بايد گام سوم يعني «حق انتخاب و تصميمگيري» را برداشت. به عبارتي ديگر، کودک بايد به سمت و سويي هدايت شود که بتواند دست به انتخاب بزند و تصميم بگيرد. فعاليت انتخاب و تصميمگيري: در اين فعاليت نيازي نيست گروه خاصي را تدارک ببنيم. بلکه پيشنهاد ميشود اين فعاليت در عملکردهاي گوناگون کودک نظير فکر کردن، بازي، خريد، فعاليتهاي آموزشگاهي و ... به کار گرفته شود. مفهوم بنياني اين فعاليت را ارتباط کلامي تشکيل ميدهد؛ يعني از طريق صحبت و گفتگو زمينههاي انتخاب براي کودک فراهم ميآيد و ذهن او با کلمات به سوي تصميمگيري مناسب هدايت ميشود. بنابراين، مکالمه با کودک يک تمرين مهم محسوب ميشود و بهتر است به نحوي باشد که حق انتخاب را به او بسپارد و مداخله گرانه نباشد. براي پيگيري اين فعاليت پيشنهادهايي زير توصيه ميشود: 1- در فعاليتهايي که کودک در آن مشارکت فعالي دارد نظير بازي، کاردستي، تئاتر، نقاشي، انجام تکاليف و طوري پيش برويم که کودک هم آزادي اظهار نظر داشته باشد و احساس خويش را بيان کند، هم بتواند در صورت دلخواه از کار جدا شده فعاليت ديگري را دنبال کند. 2- در آغاز يک فعاليت، کودک را براي انتخاب بازي و سرگرمي آزاد بگذاريد. يعني شرايطي را فراهم آوريد که با طيب خاطر فعاليت دلخواهش را انتخاب کند. 3- موقعيتهايي فراهم کنيد که کودک بتواند از بين چند حالت يکي را انتخاب کند. بهتر است عناصر اصلي اين موقعيتها را بازي، سرگرمي، معما، داستان، و نظاير اينها تشکيل دهد تا کودک با علاقه هم آنها را ببيند و گوش دهد و هم وادار به تصميم گيري شود. 4- سوالهاي ذهني را در قالب داستان براي کودک مطرح سازيد و از او براي انتخاب و تصميمگيري مناسب دعوت کنيد. 5- به انتخاب و تصميم کودک هر چند غلط و نادرست احترام بگذاريد و به گونهاي مناسب توجه کودک را به معايب انتخاب و تصميمش معطوف سازيد. از او دعوت کنيد که ساير تصميمات (راجع به آن موضوع) را بشنود و سعي کند کاستيهاي نظراتش را خود بيان کند. بر عکس، انتخاب و تصميمات درست کودک را تشويق و مورد تکريم قرار دهيد و مزيتهاي آن را براي کودک برشمريد تا بيش از پيش آگاه شود. 6- به رفتارهاي آزاد و مستقل کودک که از جمع پيروي نميکند، يعني مانند رفتارهاي ساير کودکان نيست بي توجه نباشيد. سعي نکنيد آنها را با فشارهاي کلامي (تهديد و فشار) يا رفتارهاي انضباطي به پيروي از جمع دعوت کنيدو رفتار مستقل براي کودک يک جور انتخاب است که بايد به آن احترام گذاشت ولي براي پرهيز از هرز رفتن بايد آن را در مسير مناسب هدايت کرد. اين رفتار گاهي ميتواند يک انديشه يا نظر آزاد باشد و گاهي يک تصميمگيري براي انجام يک عمل. 2- پذيرش خطر و کسب تجربه هدف از ورود به اين فعاليت آن نيست که کودک را مجبور به پذيرش خطر کنيم يا به انجام خطر واداريم، بلکه تلاش ميشود کودک توانايي جسارت پيدا کند و از خجالت و کمرويي فاصله بگيرد. با اين توضيح هدف از اين فعاليت اطمينان بخشي به کودک است تا او برخورد شجاعانهاي با تجربيات، تکاليف، سوالها و مسابقهها و ... داشته باشد و قدرت و توان خود را محک بزند. کودک به وسيله اين مهارتها شهامت پيدا ميکند که با ناديده گرفتن ترس از ديگران با موقعيتها، علايق، نظرات و احساسات خود را شجاعت تمام بيان کند. پذيرش خطر به اين معنا با پذيرا بودن تجربه نسبت مستقيمي دارد. زيرا گاهي کسب تجربههاي جديد و روياروي با آنها مستلزم شهامت و جسارت براي ورود به آنهاست. بنابراين بين پذيرش خطر و کسب تجربه ميتوان قرابتي فرض کرد. فعاليت پذيرش خطر و کسب تجربه : براي پرورش پذيرش خطر و کسب تجربه بهتر است به فکر تدارک بازي گروههاي چند نفره (هر گروه سه نفر) يا تنها يک گروه که اعضاء در آن شرکت کنند در نظر گرفت. موضوع بازي نيز بسيار مهم است زيرا بايد بتواند حالتهاي زير را در کودکان تقويت کند: 1- قدرت جسارت و ابراز وجود 2- ميل ريسک کردن 3- ميل به تجربه موقعيتها و شرايط با ملاحظه اين شرايط بايد به سراغ بازيهايي برويم که حالات فوق را دامن زده و تقويت کند. در صورتي که توانستيم بازي مورد نظر را شناسايي کنيم ميتوان به سبک زير عمل کرد: پيشنهاد ميشود بازي به صورت چند گروه مجزا برگزار شود. چون هم موجب حس همبستگي در کودکان ميشود هم آنها را وارد به تحرک و ميل به ريسک ميکند. وقتي گروه بازي تشکيل شد ميتوان گروهها را به رقابت با يکديگر وا داشت يا بين افراد گروه رقابت و علاقمندي ايجاد کرد. بازيهاي زيادي را براي اين فعاليت ميتوان در نظر گرفت: 1- هر نوع بازي ورزشي غير معمول(يعني بازيهاي غير از فوتبال، واليبال و نظاير اينها). 2- هر نوع بازي فکري غير معمول. يعني بازيهاي غير از پازلها، مکعبها، هزار سازهها، چيستانها و نظاير اينها. 3- هر نوع ساختنهاي غير معمول. يعني کاردستيهاي غير از ساختن ماشين، خانه و نظاير اينها. 4- هر نوع کنجکاوي غير معمول. يعني کنجکاويهايي که به جاها يا مکانهاي کمتر شناخته شده سرک ميکشيد يا به دنبال هيجان است. اکنون ما از بازيهاي ورزشي غير معمول يک بازي را انتخاب و کودکان را براي بازي دعوت ميکنيم. بازي مورد نظر ما «قلاب شانس» نام دارد. در اين بازي ميتوان فضاي کوچکي را براي چيدن وسايل پيش بيني کرد. بعد ميتوان کف آن را با وسايل رنگي دلخواه پوشانيد. سپس مکانهاي خاصي از اين فضا را براي پنهان کردن شمارههايي که هر کدام ميتواند جوايز يا پيامدهاي خاصي را به دنبال داشته باشد در نظر گرفت. مثلاً ميتوان به يک شماره «تجربه کردن آب» را اختصاص داد و به يک شماره جايزه گرفتن يک بادکنک و به همين ترتيب. نقش قلاب شانس آن است که کودک را به شمارههايي که زير پوششها قرار دارد ميرساند. در اين حالت کودک به وسيله قلاب، شانس خود را براي انتخاب عددها آزمايش ميکند ( دست به ريسک ميزند) و سپس خود را براي جوايز يا پيامدها (تجربه کردن) آماده ميسازد. در واقع هدف از اين نوع بازي به وجود آوردن موقعيتي است که کودک بتواند بر اساس رفتارهاي خود پيامد رفتارهايش را تجربه کند. اگر او شماره «تجربه آب» را به دست آورد. بايد بپذيرد که بر سر او يک ليوان آب ريخته شود و از آن نهراسد و به همين ترتيب. اين نوع بازيها را ميتوان بنا به ذوق، سليقه و امکانات در حد قابل توجهي طراحي کرد و کودکان را به بازي با آنها مشغول ساخت.
ساير روشهاي پرورش خلاقيت در حقيقت پس از پرورش شخصيت خلاق بايد فرد را به سوي آمادگي براي پذيرش نقشهاي تخصصي در قالبهاي گوناگون نظير نقاشي، طراحي، نويسندگي، شاعري، موسيقي، کارگرداني و ... هدايت کرد. آنچه تحت عنوان ساير روشها نام ميبريم فعاليتهايياند که به پرورش خلاقيت تصويري، خلاقيت کلامي، خلاقيت حرکتي و خلاقيت مکانيکي ياري رسانند. الف – خلاقيت تجسمي مفهوم بنيادي در خلاقيت تجسمي توانايي ابراز خلاقيت در قالب اشکال و نمادهاي تجسمي و تصويري است. در اين نوع خلاقيت فکر يا ايده خلاق به صورت يک طرح يا تصوير نشان داده ميشود. در اشکال عالي خلاقيت تجسمي ايدههاي بسيار نو آورانه و حتي عجيب و پيچيده نمودار ميشود. افرادي که در اين نوع از خلاقيت تبحر دارند، توانايي تجسم فضايي قوي را از خود نشان ميدهند. آنان قادرند ايدهها و افکار خلاق خود را در قالب طرحهاي تصويري و تجسمي نشان دهند. بسياري از طراحان، مجسمهسازان، نقاشان، کارگردانان و معلمان بزرگ و برجسته از چنين خلاقيتي برخوردارند. در اينجا براي پرورش خلاقيت تصويري به مهمترين این فعاليتها می توان به موارد همچون نقاشي- خلاقيت کلامي-نويسندگي- قصهگويي- شعر و سرود خواني-خلاقيت حرکتي-بازي- نمايش و تائتر– خلاقيت مکانيکي – کاردستي اشاره کرد