(982 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (544 بار خوانده شده است)
86/08/10 وقتي كه از "عادت" و "عادت كردن" صحبت ميشود، بيشتر ما به ياد رفتارهايي چون خوابيدن و بيدار شدن سرساعتي معين، دوش گرفتن پيش از خواب و يا ناخن جويدن و سيگار كشيدن ميافتيم. عادات رفتاري قابل مشاهده كه گاه خوب و گاه ناپسندند، از عادات فكري سرچشمه ميگيرند. افراد باهوش و خلاقي هستند كه به خاطر داشتن عادات نادرست و اشتباه فكري، مقدار زيادي از نيروي ذهني و خلاقيتشان را يا بياستفاده رها ميكنند و يا هدر ميدهند. عادات صحيح فكري، زندگي را آسانتر نموده از تاثير عادات و الگوهاي فكري نادرست كه فكر و ذهن را به طور خودكار برنامهريزي ميكردهاند، ميكاهند. در طول زندگي، ذهن و جريان فكري ما به دفعات و طي پروسههاي گوناگون برنامهريزي ميشود. خواندن و نوشتن به زبان مادري يا هر زبان ديگري كه فراگيريم، رانندگي و تايپ حرفهاي اعمالي هستند كه پس از يادگيري و مدتي تمرين مداوم و مستمر، بدون فكر كردني آگاهانه به راحتي انجامشان ميدهيم و چه بسا اگر فكر كنيم كه چطور بايد كلمات را بخوانيم و مداد را چگونه حركت دهيم، دندهها را چطور بايد عوض كنيم يا كدام انگشت مال كدام دكمه كيبورد است، اشتباه هم خواهيم كرد. اين دستورالعملها در ناخودآگاه ذهنمان تثبيت شدهاند و ما بدون هيچ كوششي به يادشان ميآوريم و با مهارت انجامشان ميدهيم. عادات فكري نيز ماهيتي اين گونه دارند و همينها هستند كه مسير فكر كردن ما راجع به يك موضوع خاص و عكسالعمل در آن موقعيت را مشخص مينمايند. اين عادات به شكلي ناخودآگاه و در طي سالهاي زندگيمان شكل ميگيرند و اگر نادرست و اشتباه باشند، تغيير دادنشان كار سادهاي نيست. عادات غلط فكري را مي توان تغيير داد و الگوهاي صحيح و مثبت را نيز ميتوان تقويت كرد. يكي از روشهاي بسيار مثبت و تاثيرگذار اينست كه از زاويه و ديدگاهي بيطرفانه به اعمال و رفتار خودمان و ديگران و موقعيتهاي گوناگون، نگاه كنيم. ما بعضي اوقات حوادث اطرافمان را با ديدگاهي كليشهاي مينگريم كه در همه زندگي در ذهنمان جايگير شده و از قضاء ديدگاهي درست نيست. خودمان هم نميدانيم كه علت بعضي فشارهاي عصبي و ناكاميهايمان چيست. نكته اميدواركننده ديگر اينست كه همه قادرند با تلاش آگاهانه عادات خوب فكري را در ذهنشان تثبيت كنند و اثرشان را هم پررنگتر سازند. بسياري از كارشناسان معتقدند كه سه هفته طول ميكشد تا شخصي بتواند راه و روش جديدي را در زندگيش جايگير كند و آن رفتار جديد را به شكلي عادت گونه انجام دهد. سه هفته يا چهار هفته چندان مهم نيست. مفهوم و نكته اصلي اينست كه تكرار آگاهانه اعمال صحيح و مثبت و تفكري مثبت كه اراده هدايتش ميكند، به نهادينه شدن الگوي جديد منتهي خواهد شد. البته خودداري از انجام رفتارهاي پيشين و تفكر به روند گذشته نيز به همان اندازه اهميت دارد. استمرار و تكرار، اساس موفقيت در هر دو پروسه است. به طور مثال ممكن است شما بخواهيد مهارت حل مسئلهتان را كه به نظر بسيار ضعيف ميرسد، بهبود بخشيد و الگوهاي نادرست تفكرتان را تصحيح كنيد. اشخاصي كه نميتوانند به خوبي مسائل و مشكلات زندگيشان را حل كنند، پيچيدگيها و گرفتاريها را عذابي سخت ميدانند و در عوض تلاش براي حل آنها، سعي در فرار دارند. به همان گفته معروف كه "او به جاي حل مسئله، صورت مسئله را پاك ميكند." ولي الگوي صحيحي كه بايد جايگزين اين روش نادرست شود برداشتي مثبت از اين دشواريست كه آن را نه موقعيتي براي شكست و ناكامي بلكه فرصتي براي تفكر بيشتر و يافتن راهحلهاي جديد تلقي كنيم. فرض كنيد كه شما تصميم ميگيريد اين تغيير را اعمال كنيد و عادت فكريتان را به مسيري درست و سازنده هدايت نماييد. حالا چطور ميخواهيد اين روش جديد را مانند عادت در فكر و ذهن نهادينه كنيد تا در ناخودآگاهتان هم تثبيت و ماندگار شود؟ بايد هنگام فكر به يك مشكل يا مواجهه با آن سعي در اجتناب نكنيد. خوب است كه ليستي از مشكلات خودتان و آنهايي كه در محيط وجود دارد و آزارتان ميدهند، تهيه كنيد. اين ليست ميتواند مشكلاتي صرفا شخصي را در خود جاي دهد، مانند داشتن اضافه وزن و مشكلات مربوط به آن يا دلمشغوليهايي مربوط به پرداخت هزينهها و قرضها. مشكلاتي كه در ارتباطات شغلي و كاري پيش آمدهاند هم ميتوانند در اين فهرست قرار گيرند. سپس درباره هر سوال به دقت فكر كنيد و پرسشهايي دربارهشان مطرح نموده روي كاغذ يادداشت كنيد. سوالهايي هستند كه ذهنتان را فعال ميكند و قواي خلاقه آن را تقويت مينمايد. اين گونه سوالها و فكر كردن راجع به آنها، قالب پيش ساخته تفكر و حل مسئله را ميشكند و راهحلهاي نوين و بديعي را به شما مينماياند. بهترين پرسشي كه در آغاز ميتوانيد بپرسيد اينست: "چطور ميتوانم از اين مشكل به نفع خودم استفاده كنم؟ "ديگر سوالاتي كه در پي آن كمككننده خواهند بود عبارتند از:" اگر راه حل اين مشكل را بيابم، چه فايدهاي برايم خواهد داشت و از چه جهاتي پيشرفت خواهم كرد؟" و "خود اين مشكل نكات و كليدهايي در خود دارد كه براي يافتن راه حل به كار ميآيند. حالا من چند تا از اين علامتها را پيدا كردهام؟" در كنار روش، آن چه كه تاثيري بس چشمگير دارد، انگيزه و محرك دروني شماست. وقتي كه در راه حل مشكلي قدم ميگذاريد، موانع و دشواريهايي پيش رويتان قرار دارند. در هنگام مواجهه با سختيها و زماني كه حس ميكنيد خستهايد و ميخواهيد دست از كار بكشيد، به طعم شيرين پيروزي فكر كنيد و به منافع و امتيازاتي كه پس از حل مشكل به دست خواهيد آورد، بينديشيد. شرط اصلي كسب مهارت در هر كاري تمرين و استمرار است. تغيير عادات فكري هم به تمرين و تلاش و كوششي "آگاهانه" نياز دارد تا پس از مدتي به صورت عادتي تثبيت شده در ناخودآگاهتان ثبت گشته به يكي از اجزاي روند عادي زندگيتان تبديل شود. تمرين و پشتكار را فراموش نكنيد. به اين ترتيب انرژي ذهني شما با تلاش كمتر، بيشتر آزاد ميشود و با جهتدهي در مسيري صحيح، موثرتر عمل خواهد نمود. by:Steve Gillman مترجم: آذين صحابي