
[1]روابط عمومي، اصليترين كانال ارتباطات درون سازماني
86/6/11
افراد به اين منظور در سازمانها گردهم ميآيند تا كارها و فعاليتهايي را كه به تنهايي از عهدهي انجام آنها بر نميآيند، به كمك همديگر پيش ببرند. سازمان رسمي وسيلهي انجام بخش عمدهيي از اين گونه فعاليتها به شمار ميآيد. سازمان رسمي به معني ساختار آگاهانهيي از نقشها در يك سازمان است كه به صورت رسمي سازماندهي شدهاند. توصيف سازمان به عنوان رسمي، به معني آن نيست كه در درون آن هيچ چيز غير قابل انعطاف و زائدي وجود ندارد. سازمان رسمي اگر مدير، درست آن را سازماندهي كرده باشد؛ بايد انعطاف پذير باشد. ساختار بايد محيطي را فراهم آورد كه در آن فرد به آساني بتواند نقش خود را به گونهاي اثر بخش چه در زمان حال و چه در آينده در راستاي هدفهاي گروهي ايفا كند. ( koontz ١٩٩٠, ١٣٥ )
سازمان رسمي در سازمان چهرهي دومي نيز دارد كه به عنوان سازمان غيررسمي شناخته شده است. سازمان غيررسمي در دل سازمان رسمي پديدار ميشود و بدون آن نميتواند ايجاد شود. در هر صورت سازمان غيررسمي، سايه سازمان رسمي بوده و در عين حال بر آن اثر ميگذارد و داراي خصوصياتي متفاوت با سازمان رسمي است. نويسندگان كلاسيك مديريت، سازمان غيررسمي را هرگونه فعاليت شخصي مشترك بدون آگاهي از هدف مشترك ميدانند، اگر چه به نتايج مشترك منجر شوند." كيت ديويس " ، سازمان غير رسمي را به عنوان شبكه اي از روابط اجتماعي و شخصي مي داند كه به وسيله سازمان رسمي ايجاد نشده، اما همكاري افراد با يكديگر را افزايش مي دهد. برخي از مديران با شناختي كه از ميزان تأثير سازمانهاي غيررسمي بر فعاليت و عملكرد سازمان رسمي دارند، به گونهاي سعي در شناخت روابط سازمانهاي غيررسمي و عضويت در آن را دارند تا بدين وسيله به رشد و تكامل سازمان رسمي كمك كنند. روابط عمومي به عنوان اصلي ترين كانال ارتباطات درون سازماني ميتواند در شكلگيري، عضويت و حتي هدايت اينگونه سازمان ها نقش داشته باشد. ولي امروزه با رشد تكنولوژي و آگاهي هاي مردم و با وجود و حضور روز افزون فن آوري هاي نوين ارتباطات در ادارات، سازمانها و حتي منازل عامهي مردم؛ سازمان هاي غير رسمي نيز دچار تغيير شده اند و با خروج از شيوه ي سنتي خود، در يك فضاي مجازي شكل جديدي يافتهاند. وبلاگهاي گروهي سازمان هاي مختلف كه نويسنده يا نويسندگان آنها مشخص نيست، حضوري فعال در ميان كاركنان دارند، به طوري كه همه ي كاركنان در هر روز بيش از يك بار به آن سر زده، مطالب آن را مطالعه مي كنند و نظرات خود را در آن منعكس مي نمايند. چنين وبلاگ هايي در حقيقت پيوند بين كاركنان يك سازمان را به صورت زنجيره اي در يك فضاي مجازي شكل ميدهند. آنان در اين فضا اخبار دست اول سازمان خود را بدون هيچ واسطه، روتوش يا مميزي بازگو مي كنند و مانند چشم هاي تيز بين و گوش هاي حساس سازمان، تمامي فعاليتهاي ريز و درشت سازمان را به رشتهي نقد در ميآورند. هر چند كه اين نوع از سازمانهاي غيررسمي، پيچيده تر از نوع سنتي آن بوده و حتي عملكرد و ميزان تأثير گذاري آن بر سازمان رسمي نيز ممكن است متفاوت تر باشد؛ ولي روابط عمومي با شناخت كامل از چنين فضايي و تسلط كامل بر آن، مي تواند در جهت دهي و هدايت و حتي رهبري چنين سازمان هايي نيز تأثير گذار باشد. در چنين شرايطي اگر کارگزاران روابط عمومي با مهارت هاي روابط عمومي الكترونيك آشنايي نداشته و مديران نيز به آن اعتقادي نداشته باشند؛ بدون شك رشد فزاينده ي سازمان هاي غير رسمي در فضاي مجازي، حركت سازمان رسمي را نيز به سمتي سوق خواهند داد كه چرخه و كنترل امور از دست مديريت خارج شده و به گونه اي ديگر رقم خواهد خورد.
منبع :بر گرفته از وبلاگ هاي ايسنا