بزهکاری نوجوانان
(1003 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(4867 بار خوانده شده است)
[1]بزهکاری نوجوانان
86/5/21
بزهکاری چیست ؟
مفهوم بزه در تمام جوامع انسانی ، یعنی دست زدن به برخی اعمال علیه قانون ،که این اعمال می توانند توأم با ماهیت های گوناگون باشند مانند آسیب به اموال ، صدمه به افراد ، لطمه به افراد ،لطمه به نظم عمومی یا ارزشهای حاکم وغیره ،به بیان (ژرژ پیکا )بزه شامل عملی بر خلاف قانون است که قانونگذار ،مرتکب شونده آن را مستحق مجازات می داند .ونیز دکتر قائمی در کتاب (آسیب ها و عوارض اجتماعی ) اظهار میدارد که انحراف ، رفتار کسی است که با رفتار حد وسط افراد جامعه مباینت داشته باشد خواه آن رفتار بهتر باشد خواه بدتر. بنا بر این آدم منحرف ، فردی است نامتعادل ، نامیزان ،ناسازگار و نارسا . اما بدیهی است که تقریباً از تمام کودکان ،گه گاه رفتاری نادرست و نامناسب سر می زندلذا تعریف مشکلات رفتاری به ابعادی چون شدت ، مدت و موقعیتی که رفتارهای عادی وغیر عادی در آن بروز میکند ،بستگی دارد . به سخن دیگر ، تعریف وتحلیل رفتارهای انحرافی بدون در نظر گرفتن زمینه بروز آن غیر قابل پذیرش است .
بزهکار کیست ؟
بنا به تعریف (آگبرن نیم کف ) کسانی که با قوانین و ضوابط حاکم بر جامعه ساز گاری ندارند نابهنجار تلقی می گردندو از میان این افراد ، کسی که رفتار ناهنجارش زود گذر نباشد ومدتی طولانی دوام آورد .آنگاه او منحرف یا کج رفتار لقب می گردد .شامبیاتی در کتاب (بزهکاری اطفال و نوجوانان )در تعریف خود بزهکار چنین می نویسد :(بزهکار کسی ایت که سد های انفرادی و محیطی نتوانسته است او را از ارتکاب خطا باز دارد ودر یک مو قعیت خاص ، مرتکب عمل کیفری شده است . این نکته قابل توجه است که در همه افراد نوعی تمایل به ارتکاب بزه وجود دارد ولی با این حال همه مردم مرتکب اعمال خلاف نمی شوند .عواملی چون تعلیم و تربیت، ترس از بی آبروئی ، ترس از مجازات ، بیم زندان ،تنبیه و...اکثر مردم را از امور ناشایست و نادرست بر حذر می داردلیکن شخص بزهکار ،کسی است که این موانع تربیتی فردی و اجتماعی در او تأثیر نداشته و نتوانسته فرد را از عمل بزه باز دارند .
تئوریهایی راجع به بزهکاری:
(دورکیم)پایه گذار این تئوری است.به زعم وی رفتار های جنایی با ساخت اجتماعی – فرهنگی جامعه به هم پیوسته است .به عبارت دیگر ، این پدیده رفتاری برخاسته از همان فرهنگی است که به آن تعلق دارد . از سوی دیگر ، بزهکاری باید نه تنها فی نفسه مورد تجزیه وتحلیل واقع شود بلکه همیشه باید نسبت به یک فرهنگ معین در زمان و مکان مشخص ،سنجیده شود. بنا بر این از دید این تئوریسین،بزهکاری را نباید ناشی از علتی واحد و استثنائی دانست،بلکه محیط و شرایطی که بزه در آن رخ داده نیز می بایست مورد مطالعه قرار گیرد .این تئوری ریشه ی انحراف را بر حسب پایگاه افراد یا گروه های مو جود در ساختار اجتماعی جستجو می کند .تئوری خرده فرهنگی ، انحراف را ناشی از خرده فرهنگ های موجود در یک جامعه می داند .به عبارت دیگر ،تئو ریسین های این دید گاه معتقدند که برخی گروه ها، ارزشها وهنجارهای معینی وضع می کنند که از مسیر اصلی فرهنگ جامعه خارج است ودر نتیجه ، این اعمال به فرهنگ فرعی بزهکاری منتهی می شود .فرهنگ فرعی بزهکاری نه تنها فرهنگ کلی جامعه را نمی پذیردبلکه ضد آن عمل می کند .کوهن ، ازبانیان این مکتب معتقد است چون تمامی اعضای جامعه از دسترسی به فرستهای لازم برای کسب موفقیت برخوردار نیستند از اینرو،بر گروههای معینی در داخل ساختار اجتماعی فشار بیشتری برای انحراف وارد می آید و در نتیجه بتدریج فرهنگ فرعی انحراف ،شکل گرفته و تقویت می گردد.ژرژپیکا از جمله جامعه شناسان امریکایی است که تفاوت بزهکاری در شهر و روستا را بررسی می کند.به نظر وی محیط ونحوه شکل گیری جمعیت در شهر وروستا ارتباط مستقیم با پدیده بزهکاری دارد .از این رو، تفاوت بارزی بین میزان و تنوع جرائم در شهر و روستا مشاهده می شود. به ز عم پیکا ،بزهکاری ،تابعی از توسعه شهر هاستزیرا منطقه شهری مرکز تجمع ثروت و اهرم های اقتصاد است .همچنین شهر ها از نقطه نظر فرار از تعقیب محیط های مناسبتری به شمار می آیند . به عقیده ژرژپیکا ،جامعه شهری تحت تأ ثیر دگر گونیهای سریع قرار دارد و میزان گسترش اشکال نوین نا ساز گاری روانی-اجتماعی بویژه در نزد جوانان از پیامد آن تغییرات است .در جمع بندی این نظرات ،میتوان اظهار داشت که هیچ یک از نظرات وعقایدی که به آنها اشاره گردید به تنهایی نمی توانند پدیده بزهکاری را در جامعه تبیین و تو جیه نمایند زیرا هر کدام از آنها کوشیده اند تنها با عرضه یک یا چند عامل روانی – اجتماعی و فرهنگی ، رفتارهای انحرافی و غیر عادی انسان را تجزیه و تحلیل نمایند .اما بی شک ،در سبب شناسی بزهکاری نو جوانان عواملمختلفی دخالت دارند و جامعه شناسان یا کار شناسی امور جنایی بایددر تجزیه تحلیل های خود تمام مسائل و شرایط را اعم از خصو صیات فردی و خانوا دگی و محیطی در نظر بگیرند .
بزهکاری در حقوق اسلامی
از نظر اسلام ،جرم یا پدیده جزائی،عبارت است از انجام ممنوعیت های قانونی وترک امور واجبه که برای آنها مجازات دنیوی تعیین وتنبیه اخروی پیش بینی شده است . برای پدیده جرم یا بزه در اسلام واژه(گناه)به کار برده می شود و مجازات اسلامی (حدود،قصاص،دیات وتعزیرات)برحسب مورد پیش بینی شده اند ،البته تمام موارد فوق الذکر در مجموعه جزایی ایران منظور شده است .در قانون جزائی اسلام،اصل قانونی بودن جرائم مورد تأیید قرار گرفته است .همچنین اسلام برای تعیین مجازات ها به موضوع (تکلیف)توجه دارد بدین ترتیب که مجازات فرد مکلف با انسان غیر مکلف متفاوت می باشد. بنا بر این ،طبق نظر اسلام ،برای فرد غیر بالغ و غیر مکلف در زمان متخلف شناخته شدن ،کیفری متوجه نیست قابل ذکر است که عنوان (تکلیف)در حقوق اسلامی در واقع نشانگر تمایز بین مجازات خلافکاران نوجوان از مجرمین بزرگسال می باشد .
گرد آورنده : میرحسن دیو بند
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]