(1290 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (1245 بار خوانده شده است)
اصول و مفاهیم ارتباطات بصری و تبلیغات –پایانی 86/4/20 حساسیت بخشیدن به یک موضوع در جلب توجه و گسترش امکانات ارتباطی بسیار مهم است مثلا یک ورقه کاغذ سفید با سطح صاف چندان جلب توجه نمی کند اما اگر سطحش چین خورده باشد مخصوصاً اگر چین خوردگی شکلی آشنا داشته باشد ، انظار را متوجه خود می سازد. در این راستا می توانیم پیام را در وهله اول به دو قسمت کنیم : یک قسمت شامل اطلاعاتی می شود که به وسیله پیام انتقال پیدا می کند و قسمت دیگر شامل وسایل انتقال بصری است . وسایل انتقال بصری در برگیرنده مجموعه عناصری است که پیام را قابل رویت می سازند و عبارتند از : بافت شکل ، ساختار ابزار ، نمونه های قابل تکرار و حرکت . در همین راستا پیامهایی که در موقعیت های متفاوت از مقابل ما می گذرند را می توان به دو دسته تقسیم کرد . یکی ارتباط اتفاقی و دیگری ارتباط عمدی . ارتباط بصری زمانی که بصورت اتفاقی رخ می دهد می تواند به وسیله دریافت کننده اش خواه به عنوان پیامی علمی و خواه به عنوان پیام زیبایی شناسی یا هر چیز دیگر ، آزادانه تفسیر شود. در حالی که یک ارتباط بصری عمدی باید بدان گونه ای دریافت شود که تمام منظور فرستنده را منعکس کند. پس به طور کلی مساله روشن بودن و سادگی موضوع همیشه مطرح است . برای تلخیص یک موضوع کار فراوانی لازم است اما برای ارایه اطلاعات دقیق باید اضافات را از بین برد ، نه اینکه با افزودن زواید اطلاعات را پیچیده تر کرد . حال به عنوان مثالی موردی از تبلیغات ویژگیهای آگهی را ذکر می کنیم: در این زمینه تبلیغاتچیهای قدیمی - مانند امروزیها - معتقد بودند اعلان باید مشتی باشد که بر چشم فرد می آید. آگهی خیابانی باید سایر اعلانها را تحت الشعاع قرار دهد همان طور که آگاهیهای دیگر هم باید دارای چنین ویژگی باشند . در مجموع هر آگهی باید کاملاً از سایر آگهی ها متمایز باشد ، چشمگیر باشد ، با سماجت توجه رهگذران را به سوی خود جلب کند و به سرعت بر آنان تاثیر گذارد . ترکیب و تقسیم آگهی به سطوح متفاوت بر پایه رنگ موضوع مورد نظر صحیح نیست . آگهی هایی که به این شکل تهیه می شوند بین آگهی های دیگر محو می شوند زیرا هر بخش جدا شده از مجموعه آن با نزدیکترین آگهی ارتباط بصری پیدا می کند به همین دلیل این ارتباط به تناوب اطلاعات نادرستی را به بیننده انتقال می دهد و علاوه بر اینکه موجب پریشانی ذهن می شود رسالت پیام را نیز از بین می برد. طراح در طرح تصاویر باید همواره زمینه ای که تصویر را بر آن نقش خواهد کرد در نظر داشته باشد و نیز باید بداند که می تواند تصویری دلخواه و قابل تفکیک از زمینه ترسیم کند بی آنکه بر مجموعه تصاویر موجود در آن زمینه خدشه ای وارد آورد. کمپوزیسیون مطلوب باعث ساخت اثر می شود که خصوصیت اصلی آن اینست که فضایی را تنظیم می کند به ترتیبی که به شکل موجود در این فضا یگانگی می بخشد. حال این سوال مطرح است که چگونه می توان به یک علامت حساسیت بخشید؟ قواعد قرینگی کمک خوبی است که شامل یگانگی ، جابجایی ، گردش، انعکاس آیینگی و انبساط می شود و در اصل روش چگونگی پیوستن و اجتماع اشکال را مطالعه می کند در نتیجه رابطه شکل اصلی که تکرار شده است یا شکل کلی که از تجمع شکل به دست می آید بررسی شده و بر همین اساس درک تعداد بیشتری از اشکال پیچیده میسر می شود . یکی از قدیمیترین قواعد ارتباطهای بصری قاعده تضادهای همزمان است که بر مبنای آن از نزد هم قرار گرفتن دو شکل با کیفیتی مخالف هم به وجود می آید . این شکل دارای ارزش می شود و ارتباط بصری خود را تشدید می کند کنتراستها نه تنها به عناصر ظاهری یا مادی محدود نیستند بلکه به عنوان تضادهای معنایی نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرند مانند پهلوی هم قرار دادن دو تصویر که یک رعد و برق و حلزون را نشان می دهد. مربع با امکانات ساختاری خود در همه اعصار استخوانبندی هماهنگی را ارایه کرده است و در تمامی سبکهای ملل مختلف هم به عنوان عنصر ساختاری و هم به عنوان سطح حامل و تعیین کننده در تزیینات همواره حضور داشته است، اگر چنین به نظر می رسد که مربع به انسان و به ساخته های او (مانند معماری ، ساخته های هماهنگ ، خط و غیره) وابسته است دایره بر عکس با انسان رابطه یی آسمانی دارد و با در نظر گرفتن اینکه نقطه آغاز و پایانی ندارد هنوز هم تمثیل جاودانگی است . در کنتراست همزمانی قرار دادن این دو عنصر متضاد در کنار هم در یک کادر و یا در تداخل هم حساسیت بالایی به اثر می بخشد. حال که از نظم بخشیدن به آثار سخن گفتیم بد نیست به علت بی نظمی برخی آثار نیز اشارتی کنیم، بی نظمی اغلب در اثر استفاده مدام و همزمان از تمامی امکانات ارتباطی و بصری ایجاد می شود چه در اثر عجله و چه در اثر ناآگاهی . ●نتیجه گیری: نکته مبهمی که در این مساله وجود دارد رابطه شاگردانی است که دوره کامل ارتباطات بصری را گذرانده اند و کارفرمایانی که معمولاً از وجود چنین دوره هایی بی اطلاعند و هنگامی که دانشجو در متن جامعه قرار می گیرد و با مدیران مراکز صنعتی ارتباط برقرار می کند به ناچار خود را مقابل دیواری غیر قابل عبور می یابد و تازه چون کارفرمایان افراد مهمی هستند هیچ چیز را نمی توان به آنها آموخت ! آنها از قبل آنچه را که مورد نیاز شان است می دانند و در نظرشان بقیه اش زاید است به همین دلیل است که بسیاری از علایم و ارتباطات بصری به گونه ای نادرست ارایه می شوند. در این زمینه نیاز به فرهنگ سازی برای عموم در سطح جامعه وجود دارد تا مبادی سواد بصری برای همه ی آشکار گردد و آثار خوب از آثار بد معیارهای قابل ارزشیابی داشته باشند . البته ما می توانیم به وسیله ارتباط بصری فهم و درک هنر را آموزش دهیم ولی هنرمند خلق کردن و از آن بالاتر نابغه خلق کردن از توان ما خارج است . هنر پدیده ای فکری است و عینیت بخشیدن به آن می تواند با استفاده از هر نوع ابزار ممکن شود. بالا بردن سواد عمومی نسبت به تبلیغات در جنبه های مختلف این رشته باعث ارتقا محصولات نیز خواهد شد مثلاً در زیر شاخه ای چون بسته بندی وقتی به موارد مختلف مربوط به آن چون طراحی صنعتی از جنبه های ارتباطات فیزیکی با انسان مانند فرمهای سه بعدی ارگونومیک و عملکردی و با طراحی گرافیک برچسب ها و موارد مذکور در برچسب ها، طراحی تجسمی مارکها و اشکال بکار برده شده در رابطه با موضوع خاص و ... محصولات خاموش را گویا و واضح معرفی خواهیم نمود. به هر حال خلاقیت در تبلیغات، موجب پیشی گرفتن از دیگران میشود. روانشناسان خلاقیت را به عنوان شکلی از حل مشکل تعریف می کنند که از خصوصیت آن ارایه راه حلهای بدیع، نو و مفید برای مشکلات هنری ، علمی یا عملی است. هنری پوآنکاره (۱۹۸۴) ریاضیدان بزرگ فرانسوی می گوید: «خلاقیت منحنی ، تشخیص ، تمیز ، بصیرت، دریافت ، درک و انتخاب» (۳) در نتیجه خلاقیت یعنی ترکیب مجدد عقاید ، اندیشه ها، افکار تصورات و انگاره هایی که هر چند فرد قبلاً آنها را می شناخته است ، اما این ترکیب را به شیوه ای جدید و متفاوت با قبل انجام می دهد . پس یک هنرمند به تخیل خلاق احتیاج مبرم دارد منظور از تخیل خلاق همان قدرت یا نیرویی است که شما را به طراحی برنامه ها، یافتن روشهای بهتر جهت انجام دادن کارها و حل مشکلات بر میانگیزد. منبع : سایت آفتاب