مرور گذشتهها و... (1312 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (566 بار خوانده شده است)  مرور گذشتهها و...
86/3/22 زندگي و زندگي كردن، مفهومهايي هستند كه شايد بسياري از انسانها ندانند كه دارند زندگي ميكنند! حيات آنان پر از دلمشغوليهاي گوناگونيست كه آنها را از معناي حقيقي زندگي و ارزشهاي بيمانندش غافل ميسازد. جالب اينست كه اين افراد همواره درصدد رشد و پيشرفت در زندگيشان هستند و البته بيشتر مردم، حتي آنهايي كه تلاش كردهاند تا به واقع مفهوم و ارزش زندگي را دريابند هم، علاقهمندند اوضاع زندگي خود را بهبود بخشند. ولي تفاوت در برآيند زندگي اين دو گروه است. دسته اولي كه به آنها اشاره كرديم، فرصتهاي خوب و مناسب را بيشتر از دست ميدهند كه منظورمان از "فرصت" فقط موقعيتهاي خوب و سودآور كسب و كار نيست. زمانهايي براي اين كه شخص به خود بپردازد يا به خانوادهاش نزديكتر شود يا به طور مثال از سلامتي جسم و روانش مراقبت كند. در نظر داشته باشيد كه بهبود كيفيت اين وجوه از زندگي، در پيشرفت كسب و كار و رضايت از زندگي هم قطعا تاثير مثبت دارد. در ادامه راجع به اين دو گروه صحبت نخواهيم كرد بلكه به مسئلهاي شايع و عمومي ميپردازيم كه همه آدمها به آن برميخورند. تا به حال شده كه با تاسف به زندگيتان نگاه كنيد، خاطرات گذشته را مرور كرده اوضاع كنوني زندگيتان را نامناسب ببينيد؟ آيا پيش آمده كه با افسوس و ناراحتي به خود بگوييد كه زندگي بيحاصلي را سپري نمودهايد و فرصتهاي فراواني را از دست دادهايد؟ تعداد انسانهايي كه اينچنين حالتي پيدا ميكنند و حس اندوه و بيهودگي وجودشان را در برميگيرد كم نيستند. ولي بدانيد كه فرصتهايي كه هنوز در دست هستند و ميتوانيد از آنها استفاده كنيد هم اندك نيستند. فقط بايد آنها را بيابيد و شروع كنيد. شما قصد داريد كيفيت زندگيتان را بهبود بخشيد و به جاي اين احساس تلخ و ناراحتكننده، شاد و با نشاط شويد، درست است؟ روشهاي زيادي هستند كه با استفاده از آنها قادر خواهيد شد كه خودتان به خودتان كمك كرده به شخصيت و نوع زندگي دلخواهتان برسيد. چند انگيزه و محرك اصلي هستند كه اشخاص را به حركت انداخته براي كمك به خودشان به جلو ميرانند: - انگيزهاي كه شخص را به زيباتر كردن چهرهاش برميانگيزد - محركي براي كسب دانش، معلومات، مهارتها و مطالعه و تفكر بيشتر - مشوقهايي براي تلاش و كوشش در جهت كسب درآمد و ثروت بيشتر. - به مورد نخست ميپردازيم: يكي از عوامل اصلي خلق اين محرك، رسانهها و تبليغات آنهاست كه هنرپيشگان و ستارههاي سينمايشان افرادي جذاب و زيبا هستند. آمريكا و صنعت سينماي هاليوود مهمترين دليل اينچنين جريانهايي است كه متاسفانه در موارد بسياري با به خطر افتادن سلامتي مقلدان آنها ختم ميگردد. امروزه روشهاي نامناسب تغذيه و رژيمهاي مردود و خطرآفرين از پيامدهاي اساسي الگوگيري از بازيگران و ستارگان سينماي هاليوود است كه مرگ تعدادي از دنبالهروهايش را به بار آورده است. تلاش براي شباهت هر چه بيشتر به اينچنين افرادي و الگوگيري از مدهاي نامعقول و جور واجور، باعث شده كه صنعت عظيم ديگري به وجود آيد كه به دنباله روان اين جريان كمك ميكند، راهشان را همچنان پيش گرفته به خواستههايشان برسند. در واقع مشكل اين اشخاص يا شيفتگان مد و ستارگان پرزرق و برق سينمايي، در اينست كه تصور ميكنند ظاهر و شكل و شمايل يك شخص، مهمترين مسئله و تمام مفهوم زندگي اوست. حالا مورد دوم: اين انگيزه هم، محركي مهم و تعيينكننده است كه ميتواند تاثير قابل توجهي در زندگي فرد باقي گذارد. اشخاص زيادي درصدد برميآيند كه درباره يك موضوع يا چند زمينه اطلاعاتي كامل و به روز كسب نمايند و هر چه بيشتر بر دانش و معلوماتشان بيفزايند. حقيقتي انكارناپذير وجود دارد و آن مورد احترام بودن مردمان دانا و دانشمند است كه مركز توجه ديگران قرار گرفته فرصتهاي رشد و پيشرفت زيادتري خواهند داشت و به همان گفته معروف: "توانا بود هر كه دانا بود". امروزه به آشكار مشاهده ميكنيم كه فرصتهاي ارائه شده براي جذب و استخدام نيروي كار، خواهان افراد تحصيلكردهاي هستند كه از مهارتهاي كاربردي وعملي برخوردار باشند. آشنايي با دانش روز، به ويژه مهارتهاي حوزه فنآوري اطلاعات، كامپيوتر و تسلط به نرمافزارهاي روز و جديد، مهمترين قابليتهايي هستند كه كارفرمايان از متقاضيان كار و كارمندانشان انتظار دارند. اين دانش محور و خواهان معلومات و مهارت، عده بسياري از اشخاص ميانسال صاحب مدرك كارشناسي را برآن داشته كه بار ديگر پشت ميز و نيمكتهاي دانشگاه بنشينند و به درجه كارشناسي ارشد برسند. فارغالتحصيلان مقطع كارشناسي ارشد هم براي كسب مدرك Ph.D سختيهاي فراواني را متحمل ميگردند. بعضي شركتها به خصوص آنهايي كه بزرگ و معروفند خواهان اين هستند كه كارمندانشان همواره از دانش و اطلاعات روز بهرهمند باشند و تواناييهاي جديد را هم داشته باشند. به همين دليل خودشان براي كارمندان استخدام شدهشان دورهها و كلاسهاي آموزشي برگزار مينمايند. پيرو اين جريان، افرادي كه تحصيلات دانشگاهي هم ندارند در موسسات خصوصي يا دورههايي كه دانشگاهها برگزار ميكنند شركت نموده شانس خود را براي ورود به دنياي كار، بالاتر ميبرند. پرطرفدارترين اين كلاسها نيز دورههاي آموزش مهارتهاي كليدي كامپيوتر و حسابداري هستند. سومين محرك را همه آدمها ميشناسند: بهبود وضع مالي و كسب درآمد هر چه بيشتر. به واقع بيشتر مردم از آن مقدار پولي كه دارند راضي نيستند و ميخواهند كه درآمد و ثروتشان از آن چه كه در حال حاضر دارند بيشتر باشد. هر يك از افراد خواستههايي دارند كه برآوردهشدنشان نيازمند پول است. پرداخت هزينههاي آپارتمان و اجاره آن، مخارج بزرگ كردن فرزندانشان، پرداخت هزينههاي دارويي و درمان، نياز به يك خانه بزرگتر يا يك اتومبيل بهتر. انگيزه فوق باعث ميشود كه مردم با وجود داشتن دو شغل، به شغل سومي هم روي آورند، سرمايهگذاري در بازار سهام را شروع كنند و مهمتر از اينها به مطالعه كتابهاي آموزش مديريت زمان و منابع مالي بپردازند. اقدام ديگري كه در جهت بالا بردن درآمد انجام ميشود، اينست كه كارمند از كارفرمايش ميخواهد كه با توجه به سوابق و تواناييهايش به او ترفيع رتبه دهد. ملاحظه و نكته اصلي كه همه افراد بايد به آن توجه كنند اينست كه هيچ انساني كه كامل و صددرصد بدون عيب وكاستي باشد وجود ندارد. همه در زندگيشان خطا ميكنند و با غفلت و بيتوجه به بعضي مسائل و افراط درباره بعضي ديگر، فرصتهاي مناسبي را از دست ميدهند. در اين حالت منظور اين نيست كه فرصتهاي از دست رفته تنها درباره روابط عاطفي با خانواده و دوستان و امور شخصي فرد هستند. افراط و تفريط در هر كدام از اين وجوه زيان بار است. شايد در اين ميان مسئلهاي پنهان بماند. اگر كسي مدام خودش را با ديگران مقايسه كند، بيشتر احساس افسردگي و ناتواني خواهد نمود. او غافل از اين حقيقت است كه هر انساني نقاط قوت و ضعف خاص خودش را دارد و با بقيه متفاوت است. اشخاصي كه همواره خودشان را با موفقترها، تواناترها، زيباترها و پولدارترها مقايسه ميكنند، هيچگاه طعم شادي حاصل از موفقيتهايشان را نخواهند چشيد. او نميداند كه تواناييها و امتيازاتي دارد كه آن الگوي موفقيت و مايه افسردگياش ندارد. ديدگاهي تقريبا بدبينانه و عدم وجود اعتماد به نفس زياد و عزتنفس اندك،اين حس تلخ را به وجود ميآورد. ممكن است كه اين احساس نيز او را به تحرك وا دارد ولي اشكال اينجاست كه اگر موفق نشود، نااميدي دامنگيرش خواهد شد. حالت فوق زماني رخ ميدهد كه او اصلا توانايي انجام آن كار را ندارد ولي با سماجت و بيتوجه به اين حقيقت، سعي ميكند كه مانند برترينها باشد. در آخر بايد گفت كه محرك و انگيزه پيشرفت هر كس ميتواند هر چيزي باشد اما بدون شك آن چيزي كه او را به كمك كردن به خودش وا ميدارد، مايه نشاط، هيجان و شور و اشتياق اوست. سفر دروني و جستجو براي يافتن اين انگيزه و محرك و به عينيت درآوردن آرزوي نهفته در پس آن، سلامت جسم و روان اين انسان را به همراه خواهد داشت. احساس خسران، نااميدي و شكست و تاسف درباره گذشته، جايش را به پويايي، اميد و شور و شوق خواهد داد. by:Matthew Hick مترجم: آذين صحابي
|