وبلاگ بنويسید و پول در بیاورید -2 (1525 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (644 بار خوانده شده است)  وبلاگ بنويسید و پول در بیاورید -2 86/3/20
سايتي براي فروش دنتون شركتش را در سال 2002 در نيويورك با افتتاح يك سايت تبليغ رسانهاي راهاندازي كرد. اين شركت هم اكنون اداره سيزده سايت را بر عهده دارد. دنتون اخيرا اعلام كرده بود كه كم كم خود را براي مبارزه با مشكلات و سبك كردن مسئوليتش آماده ميكند و دو سايت از سيزده سايت را به فروش خواهد رساند. اما دارايي اصلي و سرمايه وي شديداً در حال توسعه و گسترش است. سايتهاي او در مجموع 66 ميليون صفحه بازديد را در ژوئن امسال گزارش كردهاند كه اين رقم دو برابر ترافيك سال گذشته آنهاست. دنتون در مورد جزئيات مالي شركت صحبتي نميكند، اما متخصصان درآمد امسال شركت را حدود سه ميليون دلار تخمين ميزنند. ميانگين CPM سايتهاي او بين هشت تا ده دلار است. در حالي كه قيمت AdSense گوگل و ساير سيستمهاي خودكار مشابه كم و بيش بين پنجاه سنت تا دو سه دلار برآورد ميشود. جيسون كالاكانيس، يكي از پيشتازان اين بازار، با فروش مجموعه 85 سايتي خود به قيمتي معادل 25 ميليون دلار به AOL، حركت و جنبشي تازه را در پديده وبلاگ نويسي براي كسب درآمد به وجود آورد. مارك كينگدام، مدير ارشد اجرايي Organic، معتقد است اين معامله توجه كليه دستاندركاران صنايع تبليغات را به خود جلب كرده است. به هر حال تغييرات عمدهاي كه در جريان است، كمكم در حال آشكار شدن است و براي صنعت وبلاگنويسي كنوني سودهاي سرشاري را به همراه خواهد داشت. براي نمونه، مهندسان گوگل با بهينهسازي مداوم الگوريتم خود،AdSense را به ابزاري قدرتمندتر براي انجام تبليغات متنوعتر و با مخاطب بيشتر تبديل كردهاند. پيشبيني ميشود تنها AdSense در سال جاري فروشي معادل چهار ميليارد دلار داشته باشد.در سطحي اساسيتر و عميقتر، وب چنان در زندگي روزمره ما، چه در تجارت و چه در تفريح، رخنه كرده است كه هيچ تبليغ كنندهاي نميتواند از آن صرف نظر كند. امروزه 71 درصد آمريكايي ها به اينترنت دسترسي دارند و آمريكاييهاي 13 تا 24 ساله مدت زماني بيشتراز زمان تماشاي تلويزيون را صرف گشت و گذار در اينترنت ميكنند. تعداد وبلاگها اكنون به حد انفجار رسيده است. بر اساس برخي گزارشها، هماكنون پنجاه ميليون وبلاگ وجود دارد و هر يك ثانيه دو وبلاگ به اين تعداد افزوده ميشود. براي عدهاي از متخصصان تمام اين آمار و ارقام فقط يك معني و مفهوم دارد. كارن فرانسيس، مدير ارشد اجرايي آژانس تبليغات Publicis&HalRiney واقع در سانفرانسيسكو، نتيجهگيري ميكند كه تبليغات وبي اكنون بسيار جديتر و واقعيتر شده است و تمام دستاندركاران بازار در جستوجوي فرصتهاي جديدي هستند كه به صورت آنلاين ارائه ميشود. تلاش براي فراهم كردن اين فرصتهاي آنلاين هدف اصلي كسي است كه تعدادي وبلاگ بالقوه درآمدزا را ميزباني ميكند. جان بتل، يكي از نويسندگان و مؤسسان مجله Wired، و پديدآورنده Industry Standard كه اكنون ديگر چاپ نميشود، نويسنده پاره وقت يكي از ستونهاي Business 2.0، زماني كه روي كتابش در مورد گوگل كار ميكرد، ناگهان نكتهاي را دريافت: در همان زماني كه ناشران بزرگ در حال تهيه فهرست مشتركان و خريداران احتمالي هستند و كارتهاي اشتراك و تخفيف را به زور در مجلات خود جاي ميدهند، بلاگرها حجم عظيمي از مخاطب را به صورت مجاني به خود جذب ميكنند. اما در عين حال مشهورترين بلاگرها هم نميتوانند با كار تمام وقت روي وبلاگ خود هزينه زندگيشان را تأمين كنند؛ چرا كه شبكههاي موجود نظير Google AdSense و BlogAd پول كافي پرداخت نميكنند. بر خلاف دنتون، بتل هيچ علاقهاي به تصاحب سايتها نداشت. او به اين نتيجه رسيده بود كه با بررسي دقيق و كامل فضاي وبلاگها و تحليل اطلاعات ترافيك شبكه وب ميتواند بلاگرهايي را شناسايي كند كه تا كنون ترافيك زيادي را به سمت خود جذب كردهاند و سپس به عنوان واسطهاي بين آنها و تبليغكنندگان وارد عمل شود. او پاييز گذشته شركت خود را با نام Federated Media Publishing و با سرمايه اوليه تأمين شده از جانب نيويورك تايمز و پير اميديار بنيانگذار eBay تأسيس كرد. اتحاد بتل، تاكنون 75 بلاگر بسيار پرطرفدار كه در زمينههاي مختلف مطلب مينويسند را جذب كرده و اميدوار است اين تعداد را نهايتاً تا چند صد نفر افزايش دهد. نويسندگان گروه او دامنه وسيعي از افراد فعال در زمينه فناوري نظير آرينگتون و امماليك، كه در وبلاگ GigaOm درباره مخابرات و ارتباطات مينويسد و به تازگي كار را ترك كرده است، تا هدر آرمسترانگ را شامل ميشود كه وبلاگ شخصي وي به اندازه اي درآمد دارد كه ميتواند زندگي راحتي را براي وي و خانوادهاش فراهم كند. در اين كسب و كار پردرآمد تنها دو نفر يعني آرمسترانگ و همسرش فعاليت مي كنند.گروه فروش هشت نفره FM مسلح به آمار تفصيلي و تشويقكننده به سوي فعالان بازار حملهور شدند. اطلاعات جمعآوري شده به FM كمك ميكرد به صورت مداوم ميزان تبليغات سايتهايش را بالا ببرد. ميانگين قيمتCPM نسبت به شش ماه گذشته دو برابر شده و تقريباً به هشت دلار رسيده است. هدف نهايي FM اين است كه به نرخي بين بيست تا سي دلار دست پيدا كند كه بتل معتقد است در چنين وضعيتي وبلاگهايش در رده سايتهايي نظير CNET و NYTimes قرار ميگيرد. اما خوشبختانه به لطف قضيه <غيراقتصادي بودن مقياس
هزينهها در سايتهاي FM در مقايسه با هر عرضهكننده محتواي رسانهاي ديگر ناچيز و قابل صرفنظر است. روزنامهنگاري به نام مارك فراونفلدر وبلاگي را پايهگذاري كرد و سپس به انتشار نشريهاي علمي- تخيلي در سال 1988 پرداخت و در سال 1995 آن مجله را به صورت آنلاين عرضه كرد. چهار سال بعد او كاري پارهوقت را پذيرفت و مشغول نوشتن چيزي شد كه بعدها به يكي از اولين داستانها درباره دنياي وبلاگ تبديل شد. او در همان زمان تصميم گرفت هر دو نشريه خود را در هم ادغام كند. او به قدرتي كه در لينكهاي عميق به مطالب و داستانهاي خاص ساير سايتها نهفته بود پي برد و فهميد كه ميتوان از اين طريق ترافيك زيادي را جذب كند. ساير بلاگرها هم چنين رويهاي را در پيش گرفتند و اجتماع اين بلاگرها گسترش يافت. فراونفلدر ميگويد: من روزانه يك هزار بازديد كننده داشتم. اين قضيه بسيار عالي بود. سرانجام او متوجه شد كه هرچه تعداد مطالب وبلاگش بيشتر باشد، ترافيك سايت بيشتر خواهد شد و بنابراين سه تن از دوستانش را به خدمت گرفت تا روند ارسال مطالب داغ و سنگين را تشديد كند. در سال 2004 سايت روزانه بيست هزار بازديدكننده داشت و از اين لحاظ با سايتهاي بسياري از مجلات مشهور برابري ميكرد. اين گروه مجبور بود ماهانه هزار دلار بابت خدمات ميزباني پرداخت كند و در همين هنگام فراونفلدر به سراغ همكار سابقش، بتل رفت و شروع به فروختن تبليغات در وب سايتش كرد. اكنون وبلاگ او با حدود 32500 بازديدكننده در روز سودآورترين دارايي بتل است. البته تمام فضاهاي تبليغاتي آن به فروش نرفته است، اما اين سايت براساس ميزان ترافيك و CPM فعلي، امسال درآمد ناخالصي حدود يك ميليون دلار خواهد داشت. فراونفلدر مي گويد: اين سايت به تجارتي عالي تبديل شده است! سرگرمي آرينگتون نيز در واقع به دنياي تجارت وبلاگها كشيده شد. در سال 2005 او در يك مهماني فارغالتحصيلي در بلگراد بود كه يكي از مؤسسان شركتهاي Startup در دره سيليكون، با ايده تأسيس شركتي جهت فعاليت در زمينه فناوريهاي نويني كه مجموعاً وب 2 را ميسازند، به سراغ او آمد. آرينگتون شروع به تحقيق و بررسي در زمينه تحولات در حال ظهور دنياي فناوري كرد، اما نتوانست منبع جامع و كاملي در اين زمينه بيابد و هنگامي كه تمام اطلاعات مورد نيازش را جمعآوري و بررسي كرد، بر آن شد آنها را در يك وبلاگ قرار دهد. او مي گويد: اين فقط يك سرگرمي بود. مردم شروع به خواندن وبلاگ و سپس شروع به نوشتن مطلب كردند و از اين طريق، ترافيك سايت افزايش پيدا كرد. علاوه بر تأسيس شركتهاي Startup بسيار زياد در دهه 1990 آرينگتون مدتي نيز حقوقدان Wilson Sonsini Goodrich&Rosati، يكي از شركتهاي معتبر دره سيليكون، در زمينه ادغام شركتها و تبديل شدن به سهامي عام بود و منابعي كه از آن دوران با آنها آشنا شده بود، اطلاعات زيادي در اختيار وي قرار ميدادند. مثلاً در ماه مارس او تصاويري از نرمافزار جديد تقويم گوگل را پيش از انتشار آن، روي وبسايتش قرار داد. بلافاصله يكي از وكلاي گوگل با وي تماس گرفت و از او خواست منبع كسب اين اطلاعات را معرفي كند كه آرينگتون نپذيرفت. تعداد افرادي كه براي خواندن نظرها و تحليلهاي آرينگتون درباره ريسك سرمايهگذاري و تأسيس شركت بهTechCrunch مراجعه ميكردند، بيشتر و بيشتر شد. پيشرفت مالي واعتباري بزرگ آرينگتون زماني حاصل شد كه وي چند ماه قبل كل سايتش را از نو طراحي كرد. او شش كادر كوچك در سايتش به وجود آورد و اعلام كرد كه آنها را به عنوان فضاي تبليغات به فروش ميرساند. ظرف چند روز كل آنها به فروش رفتند. اگر توجه كنيم كه خوانندگان وي تا چه حد فراوان و تا چه اندازه در زمينه فناوري خبره هستند، اين قضيه چندان عجيب به نظر نميرسد. 36 درصد آنها هر هفته بيش از چهل ساعت را به مرور محتواي آنلاين اختصاص ميدهند و حتي بهتر از آن، برخي از آنها روزانه چندين بار به TechCrunch مراجعه ميكنند. بيش از يك سوم اين خوانندگان حقوقي حدود صد هزار دلار و دوازده درصد حقوقي بيش از 250 هزار دلار دريافت ميكنند. چنين خوانندگاني براي بعضي از تبليغكنندگان بسيار وسوسه انگيز خواهد بود.
|