ده خبری که هرگز نخواندید (2316 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (541 بار خوانده شده است)  رسانه ها چه چیزهایی را به مردم نگفتند ده خبری که هرگز نخواندید
86/3/19 در طول سالهاي 2005 و 2006 بحثهاي زيادي راجع به آينده اينترنت انجام شد كه اخيراً از آن بعنوان "بيطرفي شبكه" ياد ميكنند. اين مسئله به مسابقه طنابكشي شبيه است كه شركتهاي كابلي در يك طرف آن و مشتريان و تأمينكنندگان خدمات اينترنتي در طرف ديگر طناب قرار گرفتهاند. عليرغم پيشنهادات قانوني و تصميمات دادگاه عالي در سال 2005، اين مسئله تا سال 2006 بطور كامل از تيترها حذف شده بود. بحثهاي مربوط بيشتر روي قانون متمركز بود اما اصطلاح "قانون" در اين مورد تا حدي گمراهكننده است. گروههايي كه حامي عنوان "بيطرفي شبكه" هستند قانون محتوي اينترنت را بالا نميبرند. آنها خواستار دستوري قانوني مبني بر وادار ساختن شركتهاي كابلي كه امكان دسترسي رايگان فراهمآورندگان خدمات اينترنتي (ISP) را فراهم كنند. اين همان مدلي است كه هنگام وصل شدن به اينترنت استفاده ميشود و روشي است كه فراهمآورندگان ISP طرفدار آن هستند ؛ همچنين ميخواهند از اينكه شركتهاي كابلي نميتوانند بدون مجوز قانوني، اينترنت آنها را قطع كنند، مطمئن شوند. آنهايي كه قادرند هزينههاي بيشتري به شركتهاي كابلي بپردازند، دسترسي بيشتري هم به شبكه خواهند داشت و بالعكس. شركتهاي كابلي در مورد فيلتر كردن محتويات اينترنت هم مختار هستند. از طرف ديگر شركتهاي كابلي ميگويند كه وقت و پول زيادي صرف خطوط كابلي و افزايش سرعت و كيفيت شده است. آنها مدعي بودند كه دسترسي رايگان ISP جبران سرمايهگذاري شركتهاي كابلي را ضايع ميكند و شركتهاي كابلي بايد حق شارژ داشته باشند. اگر چنين نباشد رقابت و نوآوري در صنايع كابلي، از بين ميرود. تصميمات اخير دادگاه دستور كار شركتهاي كابلي را توسعه داده است. در 27 ام ژوئن سال 2005 دادگاه عالي ايالات متحده حكمي را مبني بر عدم تقسيم خطوط شركتهاي كابلي مانند كامكاست و وريزون با رقبا، صادر كرد. شركتهاي كابلي نميتوانند همان قراردادهاي عمومي را ببندند كه شركتهاي تلفني براي خطوط تلفن ارائه ميكنند. «خطري بزرگ اقيانوسهاي جهان را تهديد ميكند» زماني مشكلات مربوط به اقيانوسها در مقياسي محلي مورد بحث بود اما امروزه موضوعي جهاني شده است. اطلاعات مربوط به درياشناسي، هواشناسي، شيلات نشان ميدهد كه درياها بطور وحشتناكي در حال تغيير هستند. چرخهاي از علتها و معلولها همراه با معضلهاي محيطي- جهاني باعث تغيير اقيانوسها از منطقهاي آبي به سيستمي جهاني با وضعيتي هشداردهنده ميشوند. بر اساس درياشناسي، اقيانوسها محل ارتباط درياها و وضعكننده آب و هوا هستند. تغييرات شيميايي و دماي درياها، با آلودگي و اقدامات بيملاحظه ماهيگيري همراه ميشود كه بزرگترين منبع زندگي اشتراكي را به خطر بيندازند. محققان مؤسسه درياشناسي و آزمايشگاه ملي Livermore دريافتند كه اقيانوسها به سرعت در حال گرم شدن هستند و نيم مايل از قسمت بالايي اقيانوسها به علت گازهاي گلخانهاي به طور چشمگيري طي 40 سال گذشته، گرمتر شدهاند. در حال حاضر دانشمندان، مشاهدات خود را در مورد تغييرات اقيانوسها منتشر كردهاند. بنا به گزارش آنها سال 2005 گرمترين سال شناخته شد. اين مورد ، اطلاعات مربوط به گرمتر شدن زمين طي 400 سال گذشته، تصديق ميكند طي مطالعهاي در سال 2005 در مركز ملي مربوط به تحقيقات جوي دماي اقيانوس در منطقهاي حارهاي آتلانتيك شمالي را، دو درجه فارنهايت بيشتر از حد معمول تخمين زدند. بسياري از اين موارد از نظرها مخفي مانده و در مجلات علمي جا خوش كردهاند. رسانهها توانايي تشخيص علم خوب و بد را از دست دادهاند. ماجراي دنياي اقيانوسها و آينده همه ما براي عموم مردم مشخص نيست مردمي كه بدون در نظر گرفتن آينده و بدون تغيير هدفها و رفتارشان پيش ميروند. «خطر غذاهاي GM» اخيراً مطالعات متعددي تأييد كردهاند كه غذاهاي GM يعني غذاهايي كه از لحاظ ژنتيكي تغيير يافتهاند، براي سلامتي افراد بسيار مضر هستند. اين مطالعات را WTO سازمان تجارت جهاني انجام داده است. تحقيقي كه دانشكده علوم روسيه در دسامبر سال 2005 انجام داد، مؤيد اين مطلب بود كه بيشتر از نيمي از بچه موشهاي تغذيه شده با سوياي GM ظرف سه هفته اول، زندگي خود را از دست دادند و اين آمار 6 برابر مرگ موشهايي است كه از مادراني به دنيا ميآيند كه تغذيهشان GM نبوده است. دكتر آرپاد پوزتايي يكي از معدود دانشمندان مستعد و مستقل كه در ژنتيك گياهي و تغذيه حيوانات متخصص است به درخواست مقامات آلماني در پاييز 2004 قرار شد طي دورهاي 90 روزه اثرات تغذيه موشهاي آزمايشگاهي را با MON863 ، بررسي كند. تحقيق تفاوتهاي كاملاً مشخصي را آشكار كرد مثلاً تغيير وزن كليهها و تغيير پارامترهاي معين خون در موشهايي كه با GM تغذيه شده بودند. تعدادي از دانشمندان در اروپا در مورد سلامت افراد بسيار نگران شدند و اضافه كردن MON 863 را به چرخه غذايي، خطرناك دانستند. در موارد زيادي GMO ها زماني كه دانشمندان در سالم بودن آنها و بيضرر بودنشان شك داشتند، در ايالات متحده به وفور در بازار يافت ميشوند. مطالعات جديد نشان داده جمعآوري علفهاي هرز با Round up كه امروزه در سراسر جهان استفاده ميشود، تهديدي جدي براي سلامت انسانها به حساب ميآيد. بالغ بر 75 درصد از محصولات GM كه از لحاظ ژنتيكي تغيير يافتهاند،در مقابل Round up مقاوم شدهاند در نتيجه با Round up محصولات غير GM از بين ميروند. Monsanto توليدكننده عمده محصولات GM و Round up است. بنابراين، اگرچه Round up بعنوان سلاحي براي علفهاي هرز طراحي شده اما به شكل تركيبي درآمده كه در اغلب غذاهاي ما، وجود دارد. گروهي از دانشمندان كه در رأس آنها پروفسور گيلز- اريك سراليني قرار داشت در دانشگاه كائن در فرانسه،دريافتند كه سلولهاي انساني در مقابل مقادير كمتر از آنچه كه اكنون در Round up بكار ميرود، حساس هستند. مطالعه ديگري در آوريل سال 2005 توسط دانشگاه پيترزبورگ نشان داد كه Round up براي ديگر فرمهاي زندگي و ارگانيسمهاي بيهدف هم خطرناك است. Round up امروزه يكي از متداولترين از بين برنده علفهاي هرز براي محصولات و باغچهها محسوب ميشود. Rund up با تركيب Glypho sate خود مدتهاست كه عاملي مؤثر براي از بين بردن علفهاي هرز و ايمن براي انسانها و محيط تلقي ميشود در حاليكه تحقيقات اخير ايمني و سلامت Round up را تأييد نميكنند. "همكاري صنايع شيميايي در تحقيقات EPA در آمريكا" برنامه تحقيقي EPA آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا به طور فزايندهاي روي كارهاي مشترك شركتي بر اساس مدارك كسب شده آژانس از كارمندان عمومي براي مسئوليتهاي محيط زيستي (PEER)، حساب ميكند. در حال حاضر انجمن صنايع شيميايي با EPAهمكاري ميكند. از آنجائيكه اولين دوره حضور بوش بود افزايش چشمگيري در تحقيقات مشترك و توافقات توسعه CRADAS با شركتهاي خصوصي يا صنايع ديده ميشد. طي اولين دوره 4 ساله رياست جمهوري بوش. EPA وارد همكاري مشترك خود با 57 شركت CRADAS شد. كه اين توافقات در دوره دوم رياست جمهوري كلينتون، 34 شركت بود. دانشمندان EPA اظهار داشتند كه شركتهاي مختلف از طريق كمكهاي مالي دستور كار تحقيقي آژانس را تحت تأثير قرار ميدهد. در آوريل سال 2005 ، هيئت نظارت EPA هشدار داد كه آژانس ديگر بودجه را صرف تحقيقات سلامت عمومي نميكند. به علاوه اظهار داشتند كه آنها از شركتها و تعاونيها كمك مالي ميگيرند كه به نظر تعيينكننده ميآيند. اين امر نشان ميدهد كه چگونه تحقيق كليدي راجع به محيط زيست از مسير اصلي خود كه ارجحيت سلامت عمومي است، بخاطر خوشايند شركتها دستور كار تنظيمي آنها را مدنظر قرار ميدهد. "اپك و استيلاي اقتصادي در عراق" طبق گزارش گرگ پالاست خبرنگار، حمله آمريكا به عراق در واقع بخاطر نفت بوده است. البته اين بخاطر خراب كردن OPEC نبوده و بنا به ادعاي محافظهكاران دولتي درصدد همكاري با OPEC كار كردهاند. استراتژي آمريكا در اشغال عراق، عامل مؤثري در جهت دستيابي به سازمان كشورهاي صادركننده نفت OPEC تلقي ميشود. آمريكا شركتهاي بينالمللي نفت را مطمئن ساخته بود كه از اين كار نفع خواهند برد. شورشها مداوم بعد از تجاوز آمريكا به عراق همراه با فساد داخلي و خرابي لولهها. برنامههاي شديد حزب محافظهكار جديد به منظور خصوصيسازي عراق نقش برآب شد. طبق اظهارات برخي از دولتمردان ايده بازسازي بازار آزاد عراق هيچ جدي نبوده است. پالاست ميگويد : در دسامبر سال 2003، دولت برنامهاي 323 صفحهاي با عنوان «اختياراتي براي توسعه بلند مدت و مستمر صنايع نفت عراق» اين برنامه براي عراقيها در جهت حفظ سيستم مالي نفت بود كه افزايش روابطشان را هم با OPEC به همراه داشت. از زمان اشغال عراق در سال 2003، سود كلاني عايد شركتهاي نفت شد. در سال 2005، سود بزرگترين شركتهاي نفتي تا 113 ميليارد دلار افزايش يافت. در فوريه سال 2006 شركت Conocophilips دو برابر شدن سود سه ماهه خود را نسبت به سال گذشته، گزارش كرد. «فيزيكدانها و حادثه 11 سپتامبر» تحقيقات در مورد حوادث 11 سپتامبر توسط استبوايي ، جونز استاد فيزيك دانشگاه يانگ بريگهام، نشان داد كه توضيح مقامات براي فرو ريختن سازمان تجارت جهاني طبق قوانين فيزيك غيرممكن و نامعقول است. جونز اظهار داشت : فرو ريختن كامل، سريع، و متقارن ساختمان حكايت از انفجارهاي افقي دارد كه در فيلمهاي گرفته شده از فرو ريختن هم قابل مشاهده است. اين واقعيت كه در برج شمالي اول آنتن سقوط كرد، استفاده از مواد منفجره در ستونهاي مركزي را تأييد ميكند. پروفسور جونز ادعا ميكند كه مؤسسات ملي استاندارد و تكنولوژي (NIST) در مورد حوادث 11 سپتامبر قوانين فيزيكي و شيميايي را ناديده گرفتهاند، پروفسور جونز بر اساس تئوري خود با كمك كامپيوتر نتيجه را شبيهسازي كرده است. وي بررسيهاي انجام شده FEMA و كميته 11/9 را هم زير سؤال برد. در ژانويه سال 2006 ، پروفسور جونز همراه با گروهي كه خود را "محققان واقعيت 11/9" مينامند، اظهار داشتند : "ما معتقديم كه مقامات بلندپايه دولتِ، عوامل اصلي حادثه 11 سپتامبر را آشكار نكردهاند". "اين احتمال وجود دارد كه حوادث از جانب دولت به منظور جلب توجه مردم آمريكا به پشتيباني از خط مشيهاي سياسي داخلي و خارجي برنامهريزي شده باشد." "از بين رفتن جنگلهاي استوايي" دستاوردهاي جديد در تكنولوژي تصوير ماهوارهاي نشان ميدهد كه جنگلهاي آمازون در حال تخريب هستند با سرعتي دو برابر آنچه كه قبلاً از كارهاي پنهازي قطع كردن درختها تخمين زده بودند. تحقيقي كه 21 ام اكتبر در مجله Science چاپ شد بر اساس تصاويري بود كه جديدترين ماهوارهها، گرفته بودند. با استفاده از اين تكنولوژي جديد، دانشمندان قادرند فضاهاي خالي شده پوشش جنگلي حتي در حد يك يا دو درخت را بررسي كنند، گرگوري آسنر نويسنده پيشرو مجله Science و استاديار دانشگاه استانفورد ميگويد : "مردم دهههاي متوالي با استفاده از ماهوارهها، جنگلزداييهاي وسيع را كنترل ميكردند، اما قطع درختان تا امروز از ديد آنها مخفي مانده بود." آنسر توضيح ميدهد : "هر جزء اطلاعاتي كسب شده بوسيله ماهوارهها، جزئيات دقيق جنگلها را نشان ميدهد". "بعنوان مثال علائم پوشش گياهي سبز منطقه، مواد زايد و زمينهاي باير را نشان ميدهند." نگراني محيطي جدي ديگر اين است كه سالانه 400 ميليون تن كربن در نتيجه جنگلزدايي سنتي در آمازون وارد جو ميشود، آنسر و همكارانش تخمين زدهاند كه در اثر قطع كردن درختان هم 100 ميليون تن بر ميزان كربن موجود در جو افزوده خواهد شد. و بدين معني است كه گازهاي گلخانهاي موجود در جو 25 درصد بيشتر از قبل خواهد بود. پيشبيني كه ميتواند آب و هوا را در مقياس جهاني تغيير دهد. "آبهاي معدني- مشكل جهاني" مصرفكنندگان مجموعاً سالانه 100 ميليارد دلار با اين باور غلط كه آبهاي معدني بهتر از آب شير است، صرف آبهاي معدني ميكنند. در سطح جهاني، مصرف آبهاي معدني در سال 2004 به 41 ميليارد گالن رسيد يعني 57 درصد افزايش از سال 1999. اميلي آرنولد محقق مؤسسه Earth Policy گزارش ميدهد : "حتي در مناطقي كه آب شير براي نوشيدن سالم است، باز هم تقاضاي آب معدني افزايش يافته است» اگرچه در اروپا و آمريكا، قوانين كيفيت و سلامت آب شير را تأييد ميكنند نه آبهاي معدني اما هزينه آبهاي معدني 000/10 برابر بيشتر است. آرنولد اظهار ميكند : "شكي نيست كه نوشيدن آب تميز و سالم براي سلامت جامعه جهاني ما، ضروري است.»" اما آب معدني جوابگوي دنياي توسعهيافته نيست حتي مشكلات 1/1 ميليارد نفري را كه كمبود منبع آبي دارند، حل نميكند." در جهان، 7/2 ميلون تن پلاستيك صرف بطريهاي آبهاي معدني ميشود. از بطريهاي بازيافت شده در سال 2004، آمريكا 40 درصد آن را به كشورهاي دوري مثل چين فرستاده است. در حاليكه مناطقي كه خود آب صادر ميكنند خطر خشك شدن منابعشان را احساس ميكنند. بيشتر از 50 روستاي بومي آمريكايي بعد از صادرات آب تحت ليسانس شركتهاي كوكاكولا، از كمبود آب شكايت ميكنند. در حاليكه آمريكاييها بيشترين سرمايهگذاري را روي آبهاي معدني دارند. سريعترين مصرف آن در كشورهاي پرجمعيتي چون مكزيك، چين و هند ديده ميشود. در مجموع، مصرف آبهاي معدني در هند از سال 1999 تا 2004 سه برابر شده است و اين ميزان در چين به دو برابر رسيده است. "استخراج معادن طلا، يخچالهاي طبيعي Andean را تهديد ميكند" باريك گلد (Barrick Gold) شركت چند مليتي استخراج معادن طلا، در نظر دارد، سه يخچال طبيعي Andean را به منظور دستيابي به طلا، ذوب كند و آب ناشي از ذوب يخچالهاي طبيعي را براي فريز مجدد در زمستان آتي، نگهداري كنند. در شيلي و بقيه كشورهاي دنيا با اين كار به علت تخريب منابع آبي مورد نياز كشاورزان Andean ، مخالفت كردند. پروژه Barrick Gold يكي از بزرگترين سرمايهگذاريهاي خارجي سالهاي اخير در شيلي بوده است كه مجموعاً رقمي حدود 5/1 ميليارد دلار است. در فوريه سال 2006، كميته محيط زيست محلي شيلي (COREMA) اجازه شروع پروژه را به شركت Barrick Gold داد اما آب كردن يخچالهاي طبيعي را تأييد نكرد. آنتونيا فورت، مهندس محيط زيست گفت : "استخراج معادن به اكوسيستم محلي آسيب ميرساند چون اين كار رودخانه Huasco و منابع آبهاي زيرزميني را آلوده ميكند." شركت Barrick Gold موفق شد كه دولتهاي آرژانتين و شيلي را براي امضاي قرارداد معدن دو مليتي، متقاعد كند كه طبق آن اجازه ورود ماشينهاي متعدد در مرز را داده بودند. شركت Barrick Gold را به دفن 50 معدنچي زنده در تانزانيا و بيتوجهي نسبت به محيط زيست هنگام عمليات، متهم كردهاند. جرج بوش از سال 1995 تا 1999 «رئيس افتخاري» هيئت ناظر بينالمللي شركت Barrick بوده است. شركت در كشور كانادا قرار گرفته است اما مديرعاملهاي آن آمريكايي هستند. مترجم : سوسن ايماني
|