پنجشنبه 4 خرداد 1391 - 4:32   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

نگاهي متفاوت به بازنشستگي (1)

(792 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(651 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

نگاهي متفاوت به بازنشستگي (1)

86/3/7
اين روزها و در جهان پرهياهوي امروز، هيچ كس از شنيدن خبر بازنشستگي‌اش خوشحال نمي‌شود. افرادي كه در جواني كار ثابت و مشخصي پيدا مي‌كنند، اصلا دوران بازنشستگي را تصور نمي‌كنند و هرگز فكر نمي‌كنند كه روزي خودشان هم بازنشسته خواهند شد. زماني كه يك كارمند با سابقه، بازنشست مي‌شود،‌ خود به خود چالشي عاطفي پيش رو خواهد داشت كه تا چندي بلاتكليفي و سردرگمي حاصل آنست. اين افراد سال‌ها مي‌خواسته‌اند كارهاي مورد علاقه‌شان را انجام دهند و كمبود وقت اجازه اين كار را به آن‌ها نداده و حالا... وقت دارند ولي انگار فراموش كرده‌اند هميشه دوست داشتند چه كار كنند كه وقتش را نداشتند. حالا اگر بازنشسته‌اي با مشكلات مالي هم دست به گريبان باشد، اوضاع به مراتب تنش‌زاتر خواهد شد.
آن‌هايي كه سال‌هاي طولاني كار كرده‌اند و حالا بازنشسته‌اند، مي‌دانند كه چه كارهايي را دوست دارند انجام دهند: او ديگر نمي‌خواهد كار كند و خسته است. ولي نكته ظريف ماجراست كه مي‌گويد اگر كسي بگويد چه چيزي را دوست ندارم كه معلوم نمي‌شود چه چيزي را دوست دارد! و همين تفاوت است كه براي مرد يا زني كه تازه بازنشسته شده، تضاد و آشفتگي ذهني ايجاد مي‌كند. افسردگي و اضطراب و احساس كلافگي هم نشانه‌هاي بسيار شايعي هستند كه بيشتر آن‌هايي كه تازه بازنشست مي‌شوند، تجربه‌شان مي‌كنند. به هر حال بازنشستگي، تغيير و دگرگوني عظيمي در زندگي شخص خلق مي‌نمايد و هر رويدادي كه اين چنين تاثير عميقي برجاي گذارد، واكنش‌هاي خلقي و احساسي روشن و مشخص را شاهد بوده است. در اين جا نكاتي خواهيم آورد كه به افراد بازنشسته كمك مي‌كنند، اين دروان جديد را به آرامش و خوشي بگذارند:
مهم‌ترين مسئله اين است كه طبيعت انسان و جهان اطراف از يك جاي خالي خوشش نمي‌آيد و جاهاي خالي بايد هر چه سرعتر بسته شوند. مثلا فرض كنيد كه حوض كوچكي پر از آب است و شما بخواهيد تنها آب سمت چپ را برداريد! به طور قطع شدني نيست و طبيعت اجازه نمي‌دهد بخشي از يك موجوديت برداشته شده چيزي جايگزين آن نشود. ماهم جزوي از طبيعت هستيم و اين قوانين راجع به ما هم صدق مي‌كنند. شايد بگوييد اين ويژگي طبيعت به بازنشستگي چه ربطي دارد.
گوش كنيد:
به اين جمله‌ها توجه داشته باشيد: "مي‌خواهم بازنشسته شوم و ديگر كار نكنم" و "مي‌خواهم بازنشسته شوم و كارهايي كه هميشه دوست داشتم بكنم، انجام دهم... كتاب خواندن شيريني‌پزي و..." هر دوي اين افراد، بازنشسته خواهند شد ولي طرز تلقي آن‌ها از اين دوران با هم فرق دارد. نفر اول از همين ابتداي كار،‌آن حفره تو خالي را در وجودش ايجاد كرده است.
وقتي كه يك كارمند بازنشسته مي‌شود، ديگر پنج يا شش روز هفته سركار نمي‌رود و به همان ساختمان و همان اتاق و همان همكاران سلام نخواهد گفت. اين‌ها كارمنداني هستند كه هميشه در يك مكان مشخص كار مي‌كنند و عده‌اي كه به اقتضاي هر ماه يا هر هفته و گاه هر روز به جاهاي مختلفي مي‌روند، هم مورد نظرند و شايد تعطيلي اين همه فعاليت و جنب و جوش، اين دسته را بيشتر آزار دهد.
زماني كه اين خلاء بزرگ پديد مي‌‌آيد، مرد يا زن بازنشسته، اين كمبود را پرنمي‌كند و شايد هم اصلا نداند چه تعييري رخ داده. او هنوز منتظرست كه ساعت زنگ دار، سرساعت 30/5 صبح زنگ بزند و او خودش را براي روزكاري ديگري آماده نمايد. اين كارمند با سابقه تا مدتي سرساعت 30/5 صبح بيدار مي‌شود. نيازي به كوك كردن ساعت نبوده و نيست. او همين طور به شكل خودكار همان ساعت بيدار مي‌شود.
همين مشكل و نپذيرفتن يك فضاي خالي در طبيعت، گريبان‌گير آن‌هاييست كه قصد دارند سيگار را ترك كنند. سال‌ها پيش حفره ارزشمندي خالي شده و اندكي بعد عادت ناپسند و مرگبار سيگار كشيدن و متعلقات آن، فضاي خالي را پر كرده‌اند. حالا كه شخص مي‌خواهد سيگار كشيدن را كنار بگذارد، به سادگي نمي‌تواند حفره وصله شده را خالي كند و با موادي سالم و پاك آن را پر نمايد.
باز نشسته‌گان - به خصوص آن‌هايي كه تازه بازنشسته شده‌اند- سردرگم هستند و سعي مي‌كنند مثل گذشته نباشند، بعضي كارها را انجام ندهند، برخي را انجام دهند و نمي‌دانند كه اصلا بايد چه كار كنند و چگونه بايد زندگي كنند.
زماني كه شخصي احساس خلاء مي‌كند و حس مي‌كند تكه‌اي از وجودش را كنده‌اند، حالت آشفتگي و ناآرامي را تجربه نموده در معرض خطر ابتلا به افسردگي است.
حتما شنيده‌ايد كه افراد چاق هر قدر بيشتر رژيم بگيرند و آن را نيمه كاره رها كنند، چاق‌تر مي‌شوند و يا اين كه شخصي تا به حال چند بار سيگار را ترك كرده ولي مجددا سيگار كشيدن را شروع كرده است. وقتي كه فرد سيگاري تصميم به ترك مي‌گيرد، مشغول كندن يك بخش منفي از وجودش است كه حفره‌اي به جا مي‌گذرد. طبيعت هم از يك تكه خالي خوشش نمي‌آيد.



 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.