يك كارآفرين موفق به راستي كيست؟ (794 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (3641 بار خوانده شده است)  يك كارآفرين موفق به راستي كيست؟
86/3/7 اين روزها بحث و گفتگو راجع به موفقيت، شادي، خوشبختي و خانواده و مقولههايي از اين دست،بسيار راجع و معمول است و به نظر ميرسد كه همه ميخواهند به منتهاي خوشبختي و شادي و موفقيت برسند و بهترين پدر، مادر يا همسر باشند. اگر از مردم بپرسيد موفقيت در زندگي را چطور تعريف ميكنند، پاسخهاي بيشتر آنها حول محور پول و درآمد و ثروت كلان، دور ميزند و اكثريت آنها معتقدند كه موفقيت بستگي به مقدار درآمد و ثروت هر كسي دارد. بعضي ديگر نوع شغل هر كسي را معيار تعيينكننده موفقيت يا شكست او ميدانند. حال سوال اينست كه چرا همگي ما موفقيت در زندگي را با موفقيت در شغل و كسب و كار در يك راستا و مشابه فرض ميكنيم؟ موفقيت در حرفه و كسب و كار به خود هر فرد بستگي دارد و اين كه چطور بتواند امور كاري و پولي و مالياش را مديريت نموده با چالشها روبهرو شود. در اين ميان يك نكته هست كه بسياري از صاحبان كسب و كار به آن توجه ندارند: كسب موفقيت در كسب و كار به اين معني نيست كه اوهمه وقتش را كار كند و بقيه جوانب زندگيش را به گوشهاي رها كند. موفقيت واقعي يك كارآفرين هنگامي معلوم ميشود كه او توانسته باشد بين زندگي شخصي و خانوادگي و زندگي كاري و حرفهايش، تعادل مناسبي برقرار كند. اگر يك كارآفرين خانگي يا حتي يك كارآفرين با سابقه و قديمي، نتواند در برقراري اين تعادل موفق شود، زندگي راحت و آسودهاي نخواهد داشت. موفقيت در كسب و كار و ناكامي در زندگي خانوادگي و روابط با اعضاي خانواده، نه تنها نشان از يك كاسب موفق ندارد بلكه ناتواني او در حفظ تعادل فوق را به تصوير ميكشد. عكس اين حالت هم وجود دارد. يك كاسب مستقل را داريم كه بيتوجه به امور كاري و مسائل و مشكلات كسب و كارش، بيشتر اوقات را با خانوادهاش ميگذراند و اجازه ميدهد كه آنها وقت اختصاص يافته به كارش را هدر دهند. او پدر/مادر خوبيست و نيازهاي عاطفي خانوادهاش را تامين مينمايد ولي كاسب موفقي نيست. اين شخص هم نتوانسته تعادل مورد نياز را برقرار نمايد. هر انساني با هر شغل و حرفهاي و هر سن و سالي، نيازهاي گوناگوني دارد كه تامين مناسب هر يك از آنهاست كه انساني با سلامت جسم وروان حاصل از اين مجموعه متعادل است كه در آن هيچ چيز را از قلم نينداخته است. نيازهاي جسمي، رواني، مادي، معنوي و عاطفي، همگي مهم هستند و برآوردن آنها وظيفه هر انسان. كار و كسب و كارآفريني تنها بخشي از زندگي اوست. اكثر اين اشخاص آنقدر به اين بخش كوچك ميپردازند كه ديگران و كساني كه به آنها نياز دارند- خانواده و دوستان و يا منابعي كه مورد احتياج همه انسانهاست - را ناديده انگاشته از آنها غافل ميشوند. خوب فكر كنيد. آيا شما هم اين چنين كاسبي هستيد؟به راستي چرا اين گونه است؟ بعضي از اين كارآفرينان ميگويند كه آنها هر چه ميكنند، براي خانوادهشان است. آنها سخت كار ميكنند تا بتوانند لوازم مورد نياز آنها را تهيه كرده و زندگي راحتي برايشان فراهم نمايند. تا به اينجا ايرادي نيست ولي نكته پنهان اينست كه اين افراد گرفتار حاضرند همه چيز به خانوادهشان بدهند و هر چه كه بتوانند فراهم كنند ولي از يك چيز دريغ ميكنند: وقت گرانبهايشان.شايد به نظرتان ساده وبياهميت برسد ولي همين چيز ساده، براي خيليها بسيار مهم است. خانواده شما كه پدر يا مادري گرفتار دارند، كلمه "عشق" و "محبت" در يك عبارت ساده خلاصه ميشود: "بابا و مامان براي ما وقت ميگذارند"، آنها "عشق" را با "ز-م-الف- ن" مترادف ميدانند. وقت و زمان ارزشمند شما، گوشهاي از زندگيتان است و اگر قسمتي از وقتتان را به ديگران اختصاص دهيد، معنياش اينست كه گوشهاي از زندگيتان را به او بخشيدهايد. به ياد بسپاريد كه موفقيت در كسب و كار فقط با مقدار پولي كه هر ماهه به خانواده ميدهيد، سنجيده نميشود. واقعيت انكارناپذيري هست كه ميگويد شما بايد براي موفقيت در كسب و كار سخت تلاش كنيد ولي حقيقت محكمتري در وقت گذاشتن براي افراد خانواده و عزيزان را امري ضروري بدانيد. وقت گرانبهاي شما تنها متعلق به خودتان نيست. چون ديگر تنها زندگي نمي كنيد و خانوادهاي داريد كه به شما علاقهمندند و صد البته كه شما هم دوستشان داريد. موفقيتهاي مادي و فيزيكي عناصري قابل لمس هستند كه به مرور زمان كمرنگ شده، آن اهميت اوليهشان را از دست ميدهند يا اين كه به كلي نابود ميگردند. آن موفقيتها و دستآوردهايي كه به چشم ديده نميشوند، آن گنجهايي هستند كه هميشه پايدار وجاودان ميمانند. شما ميتوانيد هم يك خانواده شاد و مستحكم داشته پدر يا مادري مسئول، دوست داشتني و مورد اعتماد باشيد؛ هم اين كه در عرصه كسب و كارتان به موفقيتهاي بزرگ دست يابيد. By:Clive Green مترجم: آذين صحابي
|