(1428 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (2902 بار خوانده شده است)
استراتژي ها ، اهداف و تاكتيكها در تبليغات 86/3/1 نويسنده : دكتر محمد بلوريان تهراني مقدمه : دنياي بزرگ تبليغات مشحون از ابهامات ، سوالات ، پيچيدگيها و بعضا" مفاهيمي است كه گاهي اوقات به علت وارداتي بودن ، گاهي به علت كمبود اطلاعات ودانش تبليغات نزد دست اندركاران وظاهرا" حرفه اي هايي كه تازه به اين وادي پاي نهاده اند و بلاخره زماني هم متاسفانه به علت عدم شناخت و درك صحيح مفاهيم علمي نزد قديمي تر ها و آنهايي كه سالهاست در حوزه تبليغات و روابط عمومي فعاليت مي كنند . ناشي مي شود . تبليغات بازرگاني (Adertising) رشته اي تخصصي از علوم انساني در شاخه بازرگاني و با تاكيد برارتباطات اجتماعي وانساني است . اما بدون توجه به مفاهيم مديريت استراتژيك و قطع نظر متدولوژي هاي آن نمي تواند برنامه ريزي و اجرا شود . درحقيقت ، تبليغات يك فعاليت استراتژيك است كه مي تواند يك بنگاه اقتصادي را به بعضي از اهداف بازاريابي خود برساند . بدنه اصلي و بزرگتر بحث ، بازاريابي (Marketing) است كه چهار مقوله اصلي كالا يا خدمات ( Product) . روشهاي توزيع (Place Distribution) ، روشهاي قيمت گذاري (Pricing) و روشهاي تبليغات و اطلاع رساني (Promotion) را مورد بررسي قرار ميدهد وهدف از آن توليد كالا يا عرضه خدمتي است كه قيمت و كيفيت ومشخصات آن مناسب و مورد قبول مشتريان احتمالي بوده ، نيازهاي آشكار و پنهان آنان را برآورده ساخته و براي بنگاه اقتصادي نيز رضايت مشتري ، شهرت ، سود وفروش بيشتر را به ارمغان مي آورد . بنابراين اگر در ريشه يابي مشكل يا مسئله يك بنگاه اقتصادي ، مشخص شود كه علل نابساماني ها واشكالات موجود در سيستم ، فقط در نحوه قيمت گذاري يا توزيع يا كيفيت نازل و نامطلوب كالاست ، فعاليت تبليغاتي نه تنها حلال مشكل نخواهد بود بلكه باعث افزايش هزينه ها و گم كردن كليه مشكلات نيز خواهد شد . اما در صورتي كه نارسايي ها واشكالات دخيل دروضعيت ، ريشه در چگونگي و كم و كيف فعاليت هاي تبليغاتي و اطلاع رساني و روابط عمومي داشته باشد ، برنامه ريزي هاي تبليغاتي مي تواند مشكل گشا باشد . بدين ترتيب در اينجا بايد استراتژي ها ، اهداف و برنامه ريزي ها را در دو مقوله جداگانه بازاريابي و تبليغات از يكديگر تفكيك نمود . براي روشن شدن بيشتر مطلب ، ذيلا" به چند نمونه از اهداف بازاريابي، استراتژي هاي بازاريابي ، اهداف تبليغات ، استراتژي هاي تبليغات و بالاخره برنامه هاي اجرايي تبليغاتي اشاره ميشود . 1- نمونه هايي از اهداف بازاريابي - افزايش فروش - افزايش سود - ورود به بازارهاي خارجي - افزايش سهم بازار در بازار داخلي - افزايش سهم بازار در بازارهاي خارجي - خارج كردن رقباي ضعيف از بازار - كاهش هزينه هاي متوسط - توسعه رفاه اجتماعي - افزايش سطح مصرف و .... 2- نمونه هايي از استراتژي هاي بازاريابي - تنوع محصولات - افزايش كيفيت - توزيع وسيع - قيمت نازل - هجوم تبليغاتي از طريق رسانه هاي عمومي - ملاقات هاي حضوري با مصرف كنندگان و ... 3- نمونه هايي از اهداف تبليغات - افزايش درجه شناسايي مشتريان - افزايش وفاداري به مارك - ايجاد تمايل ترجيج نسبت به مارك - تبديل نام تجاري به BRAND - كاهش موجودي انبار و ... 4- نمونه هايي از استراتژي هاي تبليغاتي - رضايت كامل مصرف كننده و تامين نيازهاي او - تمركز برمشتريان مرفه و ثروتمند - تمركز برمناطق نيمه مرفه شهري - فشار تبليغاتي از طريق همه رسانه ها و... 5- نمونه هايي از برنامه هاي اجرايي در تبليغات - معرفي مزايا و منافع محصول براي مصرف كننده - معرفي و تاكيد برصرفه هاي اقتصادي محصول - اعلام ليست قيمتها - طولاني كردن زمان گارانتي - اعلام جايزه و قرعه كشي - جلب و جذب مشتريان ناراضي قديمي - بازديد از مشتريان و... **- توسعه هدفهاي تبليغات با ذكر مطالب فوق ، اينك ميتوان به گونه اي دقيق تر ، انواع برنامه هاي اجرايي تبليغات را در راستاي رسيدن به اهداف متفاوت و به شرح زير بررسي نمود : * اگر هدف از تبليغات ، فروش فوري است ، برنامه هاي اجرايي ميتواند به شرح زير باشد : 1- كامل كردن مراحل فروش ( يعني : معرفي محصول ، ايجاد آگاهي اوليه ، ايجاد تمايل و علاقه ، ايجاد تمايل به ترجيح ، تحريك به خريد و بالاخره خريد ) 2- نهايي كردن فروش ( عقد قرارداد ) با مشترياني كه قبلا" هدف گيري شده و قسمتي از مراحل را طي كرده اند . ( تبليغات متقاعد كننده ) -3 اعلام دلايل خاص و ترغيب مشتري به خريد فوري ( مانند : قيمت تخفيف يافته ، جايزه و مانند آنها ) -4 يادآوري به مردم براي خريد مجدد . -5 مشاركت كردن يا پيوستن به يك واقعه خاص . ( رفتن به جشنواره هاي فروش فصلي، بازديد و خريد از حراجي ها و شركت در مزايده ها ) -6 تحريك خريداران به خريد هاي هوسي و انگيزشي * اگر هدف از تبليغات ، انجام فروش در ميان مدت است ، برنامه هاي اجرايي مي تواند به قرار زير باشد : 1- ايجاد آگاهي كامل 2- ساخت قصور مثبت نسبت به BRAND 3- توسعه و پرورش اطلاعات خريدار 4- جنگ يا مقابله با ادعاهاي رقبا 5- اصلاح اطلاعات نادرست مصرف كننده نسبت به محصول 6- شناساندن محصول و ايجاد اشتهار * اگر هدف از تبليغات ، انجام فروش در بلند مدت است . برنامه هاي اجرايي مي تواند به قرار زير باشد : 1- ايجاد اعتماد نسبت به شركت و BRAND 2- فرم دادن به تقاضاي مشتري 3- انتخاب نمايندگان و توزيع كنندگان 4- حصول اطمينان از توزيع جهاني محصول 5- استقرار زمينه هاي اعتبار وشهرت براي معرفي محصول جديد يا خانواده محصولات 6- ايجاد مقبوليت و پذيرش در مصرف كننده نسبت به BRAND * اگر هدف از تبليغات ، كمك به تحقق اهداف فروش باشد ، برنامه هاي اجرايي مي تواند به قرار زير باشد : 1- حفظ مشتريان فعلي 2- جلب و جذب مشتريان رقبا به سوي كالاي خودي 3- ايجاد دليل براي مردم كه كالاي تبليغ شده را از ديگر كالاها تمييز داده و آن را داراي صفات ويژه بدانند . 4- خلق مشتريان جديد و تغيير الگوي مصرف آنان . 5- جداسازي مشتريان مستمر و وفادار از مشتريان اتفاقي 6- تبليغ و بيان موارد استفاده جديد ( همان كالا) 7- تحريك خريداران به خريد در حجم هاي بزرگترو بيشتر 8- يادآوري به مشتريان قديمي 9- تشويق خريداران به تكرار مراجعات و خريد بيشتر * اگر هدف از تبليغات ، دقيقا" انجام اقداماتي باشد كه منجر به فروش ميشود . برنامه هاي اجرايي مي تواند به قرار زير باشد : 1- تحريك خريدار به چشم و هم چشمي با ديگران . 2- تحريك خريدار به تماس با شركت و تحويل كوپن هاي تخفيف 3- تحريك خريدار با بازديد از نمايشگاه و تقاضاي نمايش طرزكار دستگاه 4- تحريك خريدار به استفاده آزمايشي از محصول * اگر هدف از تبليغات ، تامين رضايت مصرف كننده است ، برنامه هاي اجرايي مي تواند به قرار زير باشد : 1- معرفي بهترين اماكن براي خريد 2- معرفي بهترين روش استفاده يا مصرف 3- معرفي مدلهاي جديد ، امتيازات آنها و منافع مصرف كننده 4- اعلام قيمت هاي جديد 5- اعلام شرايط جديد خريد 6- سياست هاي جديد در مورد گارانتي ها و غيره * اگر هدف از تبليغات ، ايجاد اعتماد و برقراري نوعي حق ويژه يا سرقفلي براي بنگاه يا BRAND است ، گروههاي هدف ( Target Groups) به قرار زير خواهند بود : 1- تمام مشتريان بالقوه و بالفعل 2- بازرگانان ( توزيع كننده ها ، عمده فروش ها ، خرده فروش ها ) 3- كاركنان فعلي و كاركنان احتمالي آينده . 4- تمام دستگاه ها و مراجع مالي . 5- عموم مردم در سطح جامعه * ذهنيت هايي كه توسط بنگاه بايد ساخته شود ، ميتواند هركدام از موارد زير باشد : 1- كيفيت عالي محصول 2- قابليت اعتماد 3- خدمات كافي 4- شباهت در ويژگي ها ، مزايا و منافع محصول در مورد همه اقلام و توليدات يك بنگاه (BRAND) 5- رهبري فني دربازار 6- رهبري در فروش 7- رشد مداوم