ويژگي هاي يك كار آفرين خوب

(1610 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(3027 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
ويژگي هاي يك كار آفرين خوب
86/3/1
ويژگي هاي يك كار آفرين خوب
مترجم و گردآوري كننده:: مهتاوزوايی
عمر کارآفرينی در تمام کسب و کارها در کليه مقياسها خودش رانشان می دهد، از يک کسب و کار در حال آغاز در يک گاراژ کوچک گرفته تا يک شرکت کارآفرينی که عضو ۵۰۰ شرکت برتر جهان است.
اين چرخه با يک کارآفرين آغاز می‌شود که يک فرصت را کشف می‌کند، سازمانی را جهت پيگيری اين فرصت ايجاد می‌کند، منابع مورد نياز را جمع آوری می‌کند، يک طرح عملی را پياده می‌سازد، ريسکها و نتايج مثبت کار را محاسبه می کند و تمام اينکارها را در يک بازه زمانی معين انجام می‌دهد. در اين مقاله، ۷ مرحله ای که در يک چرخه عمرکارآفرينی وجود دارد ارائه شده است:

کارآفرينان در روابط بين مديريت مالی و تدوين استراتژی کسب و کار نقش فعالی دارند. اين مسئله اختلاف عمده بين مديريت کارآفرينانه با مديريت در ساير کسب و کارها می باشد. تقريباً در تمامی موارد، شخصی که تصميم می‌گيرد، با يک ريسک فردی مواجه است. برترين اتفاقی که برای يک فرد کارمند در اين حالت پيش می آيد از دست دادن کارش خواهد بود اما برای کارآفرينان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنين تخريب روابط خانوادگی می باشد.پيتر دراکر خاطر نشان می کند که برای شرکتهای بزرگ موجود، در عبارت «مديريت کارآفرينانه» تأکيد بر روی کلمه کارآفرينانه است. در هر کسب و کار جديد دارای ريسک، کلمه مورد تأکيد «مديريت» است. بنا بر اين هدف ما در اين مقاله تأکيد برواژه «مديريت» بعنوان يک اصل برای کارآفرينان است. ما مديريت کارآفرينانه را بمعنای کسب دانش کارآفرينانه و بکار بردن آن در جهت افزايش تأثير گذاری يک کسب و کار کوچک و يا متوسط و يا يک ايده دارای ريسک تعبير می‌کنيم. قلب مديريت کارآفرينانه برخورد دائم با موضوعات مديريتی زير است:

• ايده متهورانه شما چيست؟ (مأموريت و ارزشها)

• قرار است اين ايده به کجا برسد؟ (اهداف و مقاصد)

• روش رسيدن به اهداف چيست؟ (استراتژی رشد)

• چه چيزهايی مورد نياز است تا بتوان به اين اهداف رسيد؟ (افراد و منابع مالی)

• چه ساختاری برای آن بهتر است؟ (ظرفيتهای سازمانی)

• چه مقدار سرمايه و چه زمانی نيازمند است؟ (استراتژی مالی)

• چه زمانی به مقصد نهايی می رسد؟ (چشم انداز موفقيت)

چرخه کارآفرينی

اين موضوعات مهم مديريتی در چرخه کارآفرينی اهميت زيادی ندارند.

چرخه کارآفرينی در تمام کسب و کارها در کليه مقياسها خودش را نشان می‌دهد، از يک کسب و کار در حال آغاز در يک گاراژ کوچک گرفته تا فعاليتهای کارآفرينی سازمانی در ۵۰۰ شرکت برتردنيا. اين چرخه با يک کارآفرين آغاز می‌شود که فرصتی را کشف می‌کند، سازمانی را جهت پيگيری اين فرصت ايجاد می‌کند، منابع مورد نياز را جمع آوری می‌کند، طرحی عملی را پياده می‌سازد، ريسکها و نتايج مثبت کار را محاسبه می‌کند و تمام اين فعاليت ها را در يک بازده زمانی معين انجام می‌دهد.

بعضی اوقات گفته می شود که کارآفرينی مانند رانندگی سريع، بر روی يک جاده يخ زده است. ماترجيح می‌دهيم که کارآفرينی را کم خطر تر و روشمند تر بيان کنيم.

کارآفرينی يک فرآيند حل مسئله مداوم است، درست مانند چيدن يک پازل بزرگ. در گذاشتن قطعه اول پازل ماگيج می‌شويم، راه را نمی‌دانيم و مسير به خوبی قابل تشخيص نيست.

تمام فعاليتهای کارآفرينانه از يک فرآيند پيروی نمی‌کنند اما تحقيقات ما نشان می‌دهد که مراحلی که ماذيلاً ارائه می‌کنيم، تقريباً در اکثر کسب و کارهای روبه رشد به چشم می‌خورد. اندازه، سود دهی، تعهد، پيچيدگی، مقياس، ساختار سازمانی، کاهش ريسک،افزودن ارزش و درگيری کمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد.

ما بر اين باوريم که با دانستن و درک اين مراحل کارآفرينان ، مديران کسب و کار، سرمايه‌گذاران و مشاوران قادر خواهند بود که تصميمات آگاهانه تر بگيرند و اغلب آنها خودشان را برای چالشهای پيش رو آماده می‌سازند.

۷ مرحله چرخه عمر کارآفرينی به شرح زير است:

مرحله۱– تشخيص فرصت

دوره شکل گيری تحت عنوان« قبل از آغاز» مورد تحليل واقع می‌شود. اين مرحله اغلب زمان قابل توجهی نياز دارد که از يک ماه تا ۱۰ سال متغير است.

در اين مرحله تحقيق و درک ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعيين اينکه آيا اين فرصت مناسب است يا خير از اهميت زيادی برخوردار است. اشخاصی که قصد ايجاد يک کسب و کار را دارند بايد از درون به کنکاش خود بپردازند تا بدانند که آيا حقيقتاً آمادگی کارآفرينی را دارند؟ اکثريت غالب مردم از جمله مخترعين معمولاً از اين مرحله عقب نشينی نمی‌کنند و امکان کارآفرينی را بررسی می‌کنند.

مرحله۲- تمرکز بر روی فرصت مورد نظر

اين مرحله برای کارآفرينان اهميت زيادی دارد . اين مرحله، مرحله شک و ترديد است که آنها ايده‌های مختلفی را در ذهن دارند و نمی‌دانند کداميک را برگزينند.

يکی از سرمايه گزاران خطر پذير Evgene Kleine می‌گويد: «تمرکز بر روی يک فرصت بسيار مهم است. ممکن است بعدها اين امکان وجود داشته باشد که شاخه‌های ديگری از کسب و کار را نيز ايجاد نمود اما فاز اول در يک شرکت بايد دقيقاً بر روی يک فعاليت خاص متمرکز شود» بهتر است اهداف کسب و کار خود را دقيقاً تعيين نمائيد زيرا ممکن است اشخاص مختلف بر روی يک فرصت واحد سرمايه گذاری کنند ولی به نتايج کاملاً متناقضی برسند.

مرحله۳-تعهد

اغلب کارآفرينان، تشکيل کسب و کار و ترک شغل روزانه خود را تعهد به کسب و کار جديد می‌دانند. ولی اين مرحله، در حقيقت بايد با تهيه طرح تجاری آغاز گردد. تفاوت بسياری ميان تشريح يک فرصت و تحقيق و نوشتن يک طرح تجاری(طرح کسب و کار) وجود دارد. نوشتن يک طرح موثر تجاری نيازمند سطح جديدی از درک و معلومات و همچنين تعهد بسيار می‌باشد. اين فرآيند بين ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان می‌برد بنا بر اين اگر بعد از ظهرها و تعطيلات آخر هفته را نيز کار کنيد اين مرحله می‌تواند به سه تا ۱۲ ماه تقليل يابد. اشتباهی که معمولاً کارآفرينان مرتکب می‌شوند آن است که طرح تجاری را ناديده می‌گيرند. و سپس ساير منابع را جمع آوری می نمايند، ايده مورد نظر را آغاز می‌کنند و سپس پيگيری نموده و تلاش می‌کنند نقطه تمرکز فعاليت مورد نظر برای تبديل ايده به يک کسب و کار تجاری را دقيقاً تعيين نمايند.

مرحله۴ – ورود به بازار

سود دهی و موفقيت، تعيين کننده اين مرحله هستند: فرض کنيد کارآفرين کسب و کار کوچکی را با سازمانی ساده ايجاد نموده است، منابع مورد نياز خود را با توجه به طرح تجاری‌اش تخصيص داده است و اولين فروش محصولاتش نيز انجام شده است. چيزی که موفقيت کسب و کار را در همان مراحل اوليه تعيين می‌کند اين است: اگر مدل کسب و کار سود ده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشند و کسب و کار در راه کسب سلامت اقتصادی پيش برود، کارآفرين می‌تواند در اين مرحله به رشد کسب و کار خود و يا کوچک ماندن اين کسب و کار به حدی که با سرمايه شخصی قابل تأمين باشد، فکر کند.

مرحله۵- راه اندازی کامل و رشد

در اين مرحله، کارآفرين بايد يک راهکار خاص با بيشترين ميزان رشد را انتخاب نمايد. معمولاً کارآفرين در اين مرحله و بهنگام بررسی راههای ممکن، ترجيح می‌دهد که کسب و کار مورد نظرش کوچک بماند و هيچگاه از اين مرحله نمی‌گذرد و يا احتمالاً تنها مالک کسب و کار باقی می‌ماند. و يا ممکن است اين ايده جديد در حد يک کسب و کار و فعاليت ساده بماند، که البته تمام ايده‌های جديد نمی‌توانند و يا اين ظرفيت را ندارند که تبديل به شرکتهای بزرگ شوند. دلايل عدم رشد سريع ممکن است اين باشد که فضای کافی در بازار برای رشد وجود نداشته باشد و يا محصولات و سيستم های مديريت مورد نظر مقياس خاصی نداشته باشند و يا اينکه اين رشد سريع برای مديريت چالش بزرگی ايجاد کند که نتواند از عهده آن برآيد.

مرحله۶ – بلوغ و توسعه

اکنون کسب و کار شما تبديل به رهبر بازار گرديده است. در اين حالت رشد يک کسب و کار، در حقيقت گسترش طبيعی يک ايده خوب از طريق روشهای حرفه‌ای مديريتی خواهد بود. اين گروه حرفه‌ای مديريتی، استراتژی رشد اين ايده را از طريق توسعه در سطح جهانی،اخذ تسهيلات و يا ادغام شدن با ساير شرکتها پياده سازی می‌کند که از اين طريق نقدينگی افزايش و کمبودها رفع می‌شود.

مرحله۷ – ارزش

مرحله آخر مرحله بهره برداری از نتيجه کار است. در اين مرحله ارزش ايجاد شده در طی مراحل قبلی از طريق ارزيابی خروجی کار مورد بهره برداری قرار می‌گيرد.

متأسفانه اغلب ادبيات کارآفرينی بر مراحل قبلی تأکيد دارد و توجه کمی به خروجی کار معطوف شده است. ما از روی تجربه می‌دانيم که خروج موفق از يک کسب وکار عامل مهمی در چرخه عمر کارآفرينی است، چه برای کارآفرين وچه برای فردی که سرمايه گذاری نموده است.

مهمترين چالشی که يک کسب و کار جديد با آن مواجه است اين است که کارها در جای خود انجام شوند. دانستن اينکه چه کار بايد کرد و در چه مرحله ای، بسيار مهم است. به ويژه اينکه کارآفرين معمولاً زمان و منابع محدودی دارد.

آقای کريگ. دبليو جانسون، رئيس گروه Venture Law ، در جايی گفته است که ايجاد يک شرکت بيشتر شبيه به موشک هوا کردن است. اگر به هنگام پرتاب موشک شما فقط به اندازه کمتر از يک درجه خطا داشته باشيد ممکن است هزاران مايل از مسير منحرف شويد. درک چرخه عمر کارآفرينی به کارآفرين کمک می‌کند که در مسير صحيح پيش برود و موفق شود.

www.wenet.irمنبع:
  
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1810&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=1
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections