آثار روانى - اجتماعى خداباورى (7)

(885 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(595 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
آثار روانى - اجتماعى خداباورى (7)
86/2/30
در فرهنگ خداباوران، همانگونه كه مار از وست‏خودش خارج مى‏شود، بيمار هم از گناهان خود خارج شده و احساس آرامش روانى مى‏كند و براى بهتر ساختن خود و يا جبران خطاهاى گذشته فرصتى دوباره مى‏يابد. به بيمار توصيه مى‏شودكه ارتباط بيشترى با خدا داشته باشد. از او خواسته مى‏شود كه به عيادت كنندگان دعا كند و وعده استجابت دعا به او داده شده است. موقعيتهاى ترس‏آور مثل زلزله، آتشفشان، سيل، طوفان و... و مراسم شادى و هيجانات مثبت مثل ازدواج، تولد فرزند، خريد خانه، و زيارت بيت الله الحرام و موقعيتهاى بزرگ زندگى، هر كدام به نوبه خود، همين زمينه‏ها را فراهم كرده و باعث تلقينات و جهت دهى‏هاى مثبت‏به زندگى مى‏شوند. اگر بخواهيم به همه مصاديق بپردازيم، از حوصله مقاله، بسى فراتر خواهد بود.
طريق سوم نيز به بهترين وجه مورد توجه واقع شده است. سرتا پاى زندگى به هنگام خواب و بيدارى، فعاليت و استراحت، خوبى و بدى، خوشى و ناخوشى پر است از تلقينات خداباورانه كه به طور مستقيم و غير مستقيم بر زندگى فردى و اجتماعى خداباوران اثر مى‏گذارد. نمازهاى يوميه (فريضه و نافله)، مقدمات و مؤخرات آنها، روزه‏هاى واجب و مستحب، دعاهاى زمان‏بندى شده با مضامين بلند و مناسب با موقعيت‏هاى زمانى و مكانى خاص، مراسم خاص مذهبى در اعياد و وفيات مذهبى، شروع هر كار با بسم الله، پايان دادن هر كار با الحمدلله، رفتارهاى مطلوب بين فردى، تجليات اجتماعى بعضى از قوانين و مقررات خداباورانه مثل اجتناب از دروغ و غيبت، تهمت و افتراء، سوءظن و... تجليات عينى بعضى توصيه‏هاى خداباورانه در نهادهاى مختلف مثل; آموزش و پرورش، راديو تلويزيون، مطبوعات و حتى معمارى خاص و تفريحات و ورزشهاى ويژه و... اينها، همه و همه پر است از القائات جهت‏دار و جهت دهنده زندگى. به طور اجمال مى‏توان گفت اگر در جامعه‏اى نه به طور كامل بلكه فقط قدرى بيش از پنجاه درصد آداب و سنن خداباورانه رعايت و اعمال شود، از تمام در و ديوار خانه و كوچه و بازار و همه افراد و امكنه و ازمنه، بوى خداباورى به مشام خواهد رسيد و القائات خداباورانه، همچون بارانى زلال بر گلستان روان خداباوران باريده وگلبوته‏هاى عشق و اميد را بارور مى‏سازند و غنچه‏هاى نورسيده رابه چنان خودشكوفايى بلندى معطر مى‏سازند كه عطر و رايحه آن، خود بهترين دليل است‏بر طهارت وزلالى آن باران.
اكنون با اين توضيحات، به خوبى مى‏توان پذيرفت فردى كه خداباور است و در يك خانواده و جامعه خداباور زندگى مى‏كند، در بسيارى از فرايندهاى روانشناسى اجتماعى، تحت تاثير اين نگرش است. اين نگرش، حتى ادراك حسى‏اش را تحت تاثير خود دارد. كسى كه داراى مرتبه بالايى از اين نگرش است، اگر پيش او از برادر مؤمنش غيبت كنند، او نمى‏شنود. همانند حضرت امير(ع) كه به هنگام نماز بسيارى از محركات محيطى را ادراك نمى‏كند ولى آنگاه كه صداى سائل بلند مى‏شود، ايشان هم مى‏شنوند و هم ترتيب اثر مى‏دهند. بسيارى از رزمندگان اسلام در جبهه‏هاى نبرد مجروح ومورد جراحى واقع مى‏شوند ولى به گونه‏اى احساس راحتى و آرامش مى‏كردند كه اطرافيان را تحت تاثير خود قرار مى‏دادند، نگرش قرانى داشتن در باب خدا، وقتى ادراك حسى را اينگونه تحت تاثير قرار مى‏دهد، تاثير آن بر ديگر فرايندها سهل است. پيشداورى فرد را كاملا جهت مى‏دهد، فرد بر اساس معيارهاى هماهنگ با نگرش قرآنى‏اش پيشداورى مى‏كند. تبعيض نژادى را روا نمى‏دارد، افراد را بر اساس فقير و غنى ارزشگذارى نمى‏كند، تمام نگرشهاى رده‏هاى بعدى او، تحت تاثير همان نگرش اساسى و عميق است. اصولا شخصيت چنين فردى در چنين جامعه‏اى با شخصيت افراد در جوامع ديگر، كاملا متفاوت است. تعاملهاى ميان فردى‏اش، عشق و محبت و صميميت او، پرخاشگرى و غضب او، همه وهمه، جويبارهاى كوچكى است كه از همان رودخانه پرجوش و خروش خداباورى‏اش منفك شده و جريان پيدا مى‏كنند. اگر اين خداباورى بر نهادهاى اجتماعى وفرهنگى و سياسى حاكم باشد، افكار عمومى زلال است، مخفى كاريهاى بين رئيس و مرئوس، امير و رعيت وجود ندارد. انگيزشهاى فردى و اجتماعى هماهنگى دارد و... در اين باب مى‏توان به نمونه‏هاى الگويى و خوبى كه در شكل داستان انبياء در قرآن براى ما گزارش مى‏شود، توجه كنيم و درس بياموزيم.
محدوديتهاى حاكم بر تحقيق
محدوديت روش شناختى:
براى اينكه آثار روانى اجتماعى خداباورى را بدست آورده و تبيين نماييم لازم است ابتدا آن آثار را تشخيص داده و آنگاه آنها را به خداباورى منتسب نماييم. به تعبير ديگر، لازم است‏خداباورى را با مقياس‏هاى كمى سنجيده و آثار آن را به صورت عينى و كمى شده از همديگر متمايز نماييم. گفته شد كه منظور از خدا، معنى اساسى آن نيست. (چه اينكه اگر معنى اساسى هم مورد نظر بود، باز بدون مشكل نبوديم، چون خداباورى به معنى اساسى را همه افراد، هرچند به صورت ناخودآگاه، دارند و متغيرى كه در همه جا موجود است، نمى‏شود آثار خاصى را به آن نسبت داد)، بلكه معنى نسبى خدا (يعنى خدا در ميدانهاى معنى شناختى قرآن) مورد نظر است. دو گروه نمونه گواه و آزمايش لازم است و در انتخاب هر دو گروه مشكل داريم; چون نه جامعه‏اى كه كاملا خالى از خداباورى باشد، داريم تا گروه شاهد را از آن انتخاب نمائيم و نه جامعه‏اى كه خداباورى قرآنى را به طور كامل داشته باشد تا گروه نمونه آزمايش را از آن انتخاب كنيم. جوامع و گروه‏هاى پيرامون ما، همه سهمى از خداباورى را دارند، پس لازم است ابزارى داشته باشيم كه مراتب خداباورى را از هم تفكيك نمائيم و چنين ابزارى هم نداريم.
  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1803&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections