چگو نگي كاهش اضطراب در بيماري‌هاي مزمن (1)

(799 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(1027 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
چگو نگي كاهش اضطراب در بيماري‌هاي مزمن
86/2/24
ليلا صمدي
ايرنا:شرايط روحي بيماران لاعلاج يا صعب‌العلاج و نحوه صحيح برخورد بااين بيماران از مسايلي است كه به رغم پيشرفت علم و اطلاع رساني فراوان،هنوز هم اغلب مردم اطلاعات درست و زيادي از آن ندارند. اين در حالي است كه به اعتقاد پزشكان و روان شناسان، داشتن آگاهي‌هاي لازم و ضروري علمي، شرايط روحي پراضطراب و دلهره‌آور افرادي را كه دچار بيماري‌هاي مزمن هستند، كاهش مي‌دهد. آنچه كه افراد در تعامل با مبتلايان به بيماري‌هاي مزمن و صعب‌العلاج بايد بدانند، اطلاعات كافي پزشكي از نحوه بيماري، علت بيماري، شكل درمان، اميد به درمان، شناخت روحيات بيمار، آگاهي علمي از حالات رواني حاكم بر اين گونه بيماران و خانواده آنان و آشنايي با مختصات و ويژگي‌هاي فرهنگي و مذهبي جامعه‌اي است كه بيمار در آن زندگي مي‌كند. به اعتقاد كارشناسان مهم‌ترين نكته‌اي كه در برخورد با بيماران لاعلاج و يا صعب العلاج بايد به آن توجه داشت، نوع نگرششان به مرگ است.اين كه فرد بيمار، مرگ را پايان زندگي بداند و يا نقل مكان از جهاني به جهان ديگر، نيازمند دو شيوه متفاوت از روان درماني است. دكتر"محمد صادق‌مهدوي"، جامعه‌شناس خانواده معتقد است: گاهي مشكلات روحي ناشي از بيماري، فرد بيمار را تا آستانه "پايان زندگي" سوق مي‌دهد و هر بيمار به فراخور مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي فردي، خانوادگي، مذهبي، فرهنگي و غيره به چنين وضعيتي واكنش نشان مي‌دهد. وي افزود: در حالي كه برخي از بيماران در چنين وضعيت روحي، همه غم‌ها را در درون خود مي‌ريزند و دم برنمي‌آورند، برخي زبان به ناله، شكوه و نفرين و دعا مي‌گشايند و برخي ديگر هم كنترل عصبي خود را از دست داده،گاه پرخاشگري مي‌كنند و گاه افسرده و غمگين خود را به انزوا مي‌كشانند. اين جامعه شناس خانواده گفت:مهم‌ترين كمك به‌اين گونه بيماران در چنين شرايط روحي و رواني،يافتن راه حلي است كه فرد بيمار و خانواده‌اش بتوانند بر اساس آن خودشان را با شرايط جديد وفق دهند يا به عبارتي سازگار كنند. مهدوي افزود:براي ايجاد يك چنين سازگاري، بايد شرايط جديدي ايجاد كرد كه ميان فرد،بيماري و خانواده او رابطه‌اي برقرار شود كه در آن احساس آرامش و امنيت كنند و برقراري اين ارتباط بايد به گونه‌اي تعليم داده شود تا دوباره تعادل جسمي، رواني ، رفتاري و شخصيتي فرد بيمار و اطرافيانش به آنان بازگردد. اين كارشناس گفت:در چنين شرايطي، آموزش‌ها به طور كلي بر دو جنبه فعال كردن توانايي‌هاي دروني فرد بيمار و استفاده از نيروهاي خارج از فرد، مانند اطرافيان ، ابزار ، داروها و امكانات درماني تكيه دارد. وي افزود:مهم‌ترين معرف و نشانه وجود سازگاري در افرادي كه سازگاري خود را از دست داده‌اند، آن است كه از ميزان نگراني اطرافيان در مورد بيماري فرد كاسته شود و اندوه و نگراني بيمار نيز، تا حدودي كاهش يابد. يك جامعه شناس ديگر نيز گفت:در جامعه ما كه يك جامعه مذهبي است، اگر بتوان به ابعاد سازگاري كه داراي بعد "خود" و "محيط" است، بعد متافيزيكي را نيز اضافه كرد،بر ضريب توفيق براي ايجاد سازگاري تازه افزوده مي‌شود. دكتر "سعيد صديقي" افزود:از سوي ديگر،افراد بايد بدانند براي نحوه سازگاري با شرايط تازه، بويژه در مورد بيماريهاي مزمن، ميان گروهها و اقشار مختلف اجتماعي، هم براساس نوع بيماري و هم بر اساس تيپولوژي انسان‌ها،راه حلهاي مختلفي وجود دارد. وي گفت: مهم‌ترين وظيفه اطرافيان بيماران مزمن، كمك به درمان بيمار، تامين آرامش خاطر و كاستن از اضطراب‌ها و فشارهاي رواني است كه اين بيماران از آنها رنج مي‌برند. اين جامعه‌شناس افزود:بيمار وقتي تصور كند كه از يك بيماري جان سالم به در نخواهد برد،دچار ترس، پريشاني و اضطراب مي‌شود، به گونه‌اي كه نمي‌خواهد تغييرات شديد در سلامتي و اختلالات جسمي خود را بروز دهد و حتي باور كند، زيرا قبول و باور كردن بيماري لاعلاج از منظر او به معناي قبول پايان زندگي است. دكتر مهدوي نيز معتقد است:احساس امنيت يكي از نيازهاي مهم دروني هر فردي است، بنا بر اين بيمار براي رسيدن به اين امنيت ، ميل دارد اطلاعات مربوط به بيماري خود را حفظ كند و ديگران را از نوع بيماري خود آگاه نسازد. وي افزود: در زماني كه فرد نمي‌خواهد ديگران را از كم و كيف بيماري خود آگاه كند،ارتباطش با خانواده و نزديكان هم ممكن است كم شود و اين امر مي‌تواند مقدمه‌اي براي شروع "افسردگي" باشد. اين جامعه شناس گفت:البته همه اين بيماران، بيماري خود را به يك شكل كتمان نمي‌كنند و نحوه برخورد هريك ازآنان با بيماري ، فرق مي‌كند. مطالعات نشان مي‌دهد كه پزشكان و مردم عادي در مقابل تهديدات بيماري‌هاي جدي،هيچ تفاوتي با هم ندارند و نيروهاي هيجاني را مانعي بر سر راه شناخت واقعي بيماري خود، قرار مي‌دهند. براي درمان بيماران مبتلا به بيماريهاي مهلك، دانستن اين نكته براي پزشك معالج و اطرافيان بيمار بسيار مهم است،كه او از بيماري خود چه مي‌داند؟از پيشرفت و شدت بيماري تا چه حد آگاه است و بالاخره از آينده خود و بيماريش چه انتظاري دارد؟ بهبود، بدتر شدن يا حفظ وضعيت موجود؟
  
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1765&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=9
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections