
[1]گنج گرانبهايي به نام سلامت روان
86/2/23
واژه "سلامت" را بارها شنيدهايم و بينش از همه دو عبارت "سلامت جسم" و "سلامت روان" به گوشمان خورده يا دربارهشان مطالعه كردهايم، فيلم ديدهايم و بخش اخبار تلويزيون هر روز راجع به اين دو گزارش يا خبر پخش ميكند. سلامت روان در اين سالها بسيار مورد توجه است و پزشكان و دانشمندان بيش از پيش راجع به وجود پيوند عميق بين جسم و روان و آسيبهاي دو جانبهشان تاكيد دارند ولي از كجا بفهميم كه از سلامت روان برخورداريم؟
- تعادل بين احساسات و منطق نشانه مهمي است. يك انسان سالم كه زندگي متعادل و روابطي حساب شده دارد، از روان سالمي هم برخوردار است. احساسات در زندگي اين شخص جايگاه و ارزش مشخص و خاص خودشان را دارند و منطق و استدلال هم جايگاه معلومي داشته وظايفش را به خوبي انجام ميدهد. اين انسان خوشخلق و اجتماعي بوده مثبت انديش است و بدون تعقل و خردمندي كاري را شروع نكرده بدون دليل هم دست از كار نميكشد يا بيجهت هم به كاري بيهوده ادامه نميدهد.
كسي كه داراي رواني سالم است و منطق و عقل خود را بر مبناي آن جلو ميبرد، خود محور و افراطي نيست، هنگام قضاوتها، شتابزده عمل نميكند و بيجهت و برپايه احساساتي شديد و هيجاني از كسي يا حالتي طرفداري نميكند. به علاوه او بدبين نيست و آنقدر به منطق و حساب و كتاب متوسل نميشود كه همه چيزها را زشت و سياه ببيند.
با اين اوصاف، نه تنها يك روان سالم زود آشفته نميشود و با هيجان و احساس كنترل نشده واكنش نشان نميدهد، بلكه رفتارهاي نامتعادل و افراطي ديگران هم او را از جابه در نميبرد. موقعيتهاي اضطراري آنقدر او را مضطرب و نگران نميكنند كه نتواند هيچ كاري انجام دهد. او به اندازهاي مفيد نگران ميشود كه او را به كار و تلاش بيشتر وا دارد. امروزه اضطراب و نگرانيها مسري به نظر ميآيند و همه از آشفتگي و پريشاني خاطر شكايت ميكنند. اكثر افراد نگران و مضطرب فراموش كردهاند كه بايد در زمان حال زندگي كنند و مدام با يادآوري خاطرات تلخ گذشته و ناكامي هايشان خود را سرزنش ميكنند و با اضطراب راجع به آينده، عملكرد كنوني خودرا هم خراب ميكنند. انساني كه رواني سالم و متعادل دارد از چنين حالاتي پرهيز مينمايد.
شوق زندگي و عشق به زندگي كردن، نيروهايياند كه در وجود انسانهايي يافت ميشوند كه از رواني سالم بهرهمندند. عادت كردهايم كه اين تواناييها را در كودكان ببينيم و تعداد جواناني كه مانند كودكان به زندگي عشق بورزنند كاهش يافته است. افراد شاد و علاقهمند به زندگي هم در كارهايشان با مشكل روبهرويند و گاه گرفتاريهاي زندگيشان از آنهايي كه خود را بدبخت حس ميكنند هم بيشتر است ولي آدمهاي سرحال و متعادل، مشكلات را به گونهاي متفاوت نگاه ميكنند كه باز هم از تعادل بين قواي منطقي و استدلالي و نيروهاي عاطفي و حسي، سرچشمه ميگيرد.
نكته ديگر، درباره چگونگي استفاده از منطق و استدلال در كسانيست كه از سلامت روان برخوردارند. تخيل و استدلالهاي منطقي، دو نيرو هستند كه وجود تعادل بين آنها مشخصه يك روان سالم است. با وجود اين است كه شخص ميتواند راهحلهاي ثابت شده را به خوبي مورد استفاده قرار دهد و خلاقيت و راهحلهاي بديع را هم به خدمت گيرد.
افراد مورد بحث، زندگي هدفمندي را در پيش گرفتهاند كه اهداف وضع شده در آن، متناسب با تواناييها، كاستيها، امكانات و محدوديتهايشان تنظيم شدهاند.
افراديكه به وضعيت اطرافيانشان توجه دارند، به محيط زندگيشان دقت ميكنند و به احساسات و نيازهاي ديگران احترام ميگذارند، متعادل بوده سلامت روان خوبي دارند.
مردمان معتمد به نفس، با پشتكار و متكي به خود، تواناييها و ناتوانيهايشان را به خوبي ميشناسند، از منطق و احساساتشان درست و به تعادل استفاده ميكنند و با برآورد و مطالعه شرايط هم دقيق و با تفكري مثبت جلو ميروند. به همين خاطر از اين كه مسخرهشان كنند يا شكست بخورند، خجالت نميكشند و نميترسند. و همه اين مشخصات، در افرادي كه رواني سالم و زندگي متعادلي داشته باشند، ديده ميشود.
علاوه بر اين، مردمان مذكور حسود نيستند و ديگران را هم در راه موفقيت و بهبود شرايطشان كمك و راهنمايي ميكنند. اينان آنقدر به خودشان اعتماد دارند كه بدون هراس از عقب ماندن در جاده پيشرفت، ديگران را تشويق و راهنمايي و كمك ميكنند.
و همه از ديدن اين آدمها و معاشرت با آنان شاد ميشوند و لذت ميبرند. روان سالم و زندگي متعادلشان تصاويري اميدبخش و دلگرمكننده پديد ميآورند. اينان با سخاوت و بدون توقع خوبي ميكنند و سعي دارند كه گنج گرانبهاي خود را به ديگران هم هديه كنند. اين گروه از اين كه ديگران هم راز موفقيت و كاميابيشان را بفهمند، نگران و ترسان نيستند بلكه ميدانند گنج ارزشمندي كه در يك روح و روان سلامت و زندگي متعادل نهفته است با هديه دادن و بخشش از آن، بيمقدار نشده بر بهايش نيز افزوده خواهد شد.
By:Sally Jsnsen
مترجم: آذين صحابي