جوان، كارآفريني، نگراني (1153 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (993 بار خوانده شده است)  جوان، كارآفريني، نگراني
86/2/19 كارآفريني از موضوعهاي مورد بحث و توجه جهان امروز است. روندهاي شروع كسب و كارهاي مستقل به سرعت پيش رفته پررنگتر ميشود. در اين ميان كارآفرينان جوان و كسب و كارهاي نوپاي جوانان، مشكلات، موقعيتها، فرصتهاي پيشرو، حمايت از آنان، كارهاي گروهي و بسياري موضوعات مرتبط با اين مقوله بيان گشته ايدههاي گوناگوني مطرح ميشوند. مشاوران، روانشناسان، كارآفرينان مسن و با تجربه كه خود در جواني شروع كردهاند، كتابها، وب سايتها، سيديها و برنامههاي آموزشي و... منابعي هستند كه در اختيار جوانان قرار دارند. ريسك كردن و ريسكپذيري، مفهومي است كه نه تنها براي كارآفرينان جوان چالشي محسوب ميگردد بلكه كارآفرينان كهنه كار و با سابقه نيز با دقت و احتياط به آن نزديك ميشوند. مطلبي كه در ادامه شرح خواهيم داد. ترس از ريسك كردن و نگرانيهاي مرتبط با آن است كه در ذهن يك كارآفرين جوان چرخ ميخورند: جواني و جوان بودن به نفع كارآفريني و كارآفرين شدن است. شايد تعجب كنيد ولي حقيقت اينست كه اگر يك مرد يا زن جوان كسب و كاري مستقل به راه بيندازد، شكست در آن لطمه چنداني به او نخواهد زد چرا كه هنوز جوانست و فرصتهاي زيادي پيشرو دارد. ميتواند مسير جديدي انتخاب كند و براي راه انداختن كسب و كاري جديد تلاش نمايد. به بيان ديگر اگر يك كارآفرين جوان شكست بخورد، فرصت كافي براي سروسامان دادن به اوضاع مالياش خواهد داشت و ميتواند سرمايه از دست رفتهاش را جبران كند. شما هم به عنوان يك كارآفرين جوان، نخستين تجربهتان را فقط يك تجربهي كارآفريني تلقي كنيد و از آن درسها و نكات ظريف كارآفريني را برگيريد. صد البته يك هدف از اهداف راه انداختن يك كسب و كار پول درآوردن و كسب درآمد است؛ از اين كار غافل نشويد ولي اگر شكست خورديد فكر نكنيد كه ديگر هرگز موفق نخواهيد شد. درسها و پندهاي برآمده از يك شكست ميتوانند خيلي ارزشمند باشند. در صورتيكه بخواهيد پيدايشان كنيد و به جستجويشان برويد، در ادامه راه به كارتان خواهند آمد. كارآفرينان جوان دغدغهها و نگرانيهاي مشترك زيادي دارند كه يكي از آنها مربوط به توانايي يا ناتواني بازپرداخت وام يا وامهاييست كه گرفتهاند. اينها با خود ميگويند كه اگر كسب و كارشان به خوبي پيش نرود و نتوانند وامشان را بازپرداخت كنند، چه خواهد شد؟ اين احساس، نشانه خوبيست چرا كه از حس مسئوليتپذيري اين جوانان حكايت ميكند. بسياري از كارآفرينان جوان هم هستند كه بيتوجه به آن چه ممكنست پيش بيايد و آنچه كه در دست دارند و بيخبر از نكات ضعف و قوتشان، سرمايهگذاري كرده وامهاي چندي ميگيرند. نكته اينست كه وام گرفتن هم چندان آسان نيست و كسب و كارهاي كوچكي كه با سرمايه اندكي شروع ميكنند با موانع متعددي روبهرو هستند و شانس چنداني براي وام گرفتن ندارند. با توجه به اين اوضاع، شما بايد خودتان دست به كار شويد و گزينههاي مناسبي پيدا كرده منابع ماليتان را به آنها تخصيص دهيد. و اين يكي از فعاليتهاييست كه مفهوم ريسك كردن و خطرپذيري را در خود نهفته دارد. و حالا ملاحظات ضروري در اين نوع ريسك كردن: ابتدا و پيش از اين كه سرمايهتان را در گزينه انتخابيتان به كار اندازيد، به دقت و با نهايت توجه آن را بررسي كنيد. يكي از اين ملاحظات اينست كه ببينيد آيا غير از فروش كالاهايتان و ارائه خدماتتان و پس از صرف هزينه براي آنها، قدري بيش از سرمايهتان را در دست خواهيد داشت يا نه؟ در واقع با پاسخ به يان پرسش مي توانيد بفهميد كه ميتوانيد در اين كسب و كار سود كنيد يا خير. اگر اين چنين نباشد و تخمين بزنيد كه در پايان به قدر سرمايه اوليه برگشت ميكند، اين گزينه سودآور نخواهد بود. تخمين زدن مقدار لازم فروش رفتن كالاها يا خدمات، كار آساني نيست. با به دست آوردن اين ارقام ميتوانيد، مقدار سودي كه براي بقاي كسب و كار لازمست را هم بيابيد. اگر موفق شويد اين ارقام را محاسبه كنيد، تا حدودي ميتوانيد دورنمايي از اوضاع دوران افت و خيز كسب و كارتان را ترسيم كنيد. فايده ديگر دريافتن اين تصوير، جلوگيري از بلندپروازيهاي بيهوده است كه در پي ناآگاهي از ظرفيتها و قابليتهاي بالقوه و بالفعل روي ميدهند. اين گروه از كارآفرينان كه براي بررسي اوضاع پولي و مالي خودشان وقت صرف نكرده نميخواهند تصويري حدودي نيز از كسب و كارشان را مجسم كنند، به دردسر خواهند افتاد. تنظيم اهداف غيرمنطقي و فرض سطح درآمدي بالا هرگز و براي هيچ كارآفرين نوپايي پاسخگو نبوده است. به عبارتي آنها تصور ميكنند كه حجم فروش بالايي خواهند داشت و تنها براي تصور پولدار شدن، پول خرج ميكنند. مراقب باشيد كه اشتباهي اينچنين را مرتكب نشويد. كارآفرينان موفق امروز، همان كارمندان ديروز هستند. ولي از ميان جمعيت زيادي كه همراه آنان در شركتي استخدام بودند، اينها تصميم گرفتند كه تواناييها و منابع در دستشان را امتحان كنند. كارمندي و كارآفريني، هر دو مفهوم تلاش و كار را در خود دارند ولي دستاندركار دومي براي خودش، تحت رياست خودش و با ايده و نظرات و برنامهريزي خودش كار ميكند و جلو ميرود. شكل دادن چنين كسب و كار مستقلي، ريسك كردن را ميطلبد ولي ريسك كردن عاقلانه و با فكر و حسابگري. اين حالت، هماني است كه شما، يك كارآفرين جوان، بررسي ميكنيد، محل به كار انداختن سرمايهتان را با دقت و عميق ارزيابي نموده سود و زيان احتمالي را تخمين ميزنيد و با سعي و كوشش تلاش ميكنيد تا دورنمايي از اين موقعيت احتمالي را در نظر مجسم سازيد. توضيح ريسك كردن ناعاقلانه هم چندان لازم نيست. خيال كنيد شخصي با چشم بسته از چراغ قرمز عابر پياده عبور كند. كاهش دادن خطر شكست از طريق روشهاي متعددي امكانپذير است. بهترين و ملموسترينشان هم اينست كه پيش از شروع كار هر چه ميتوانيد درباره كارتان بياموزيد و از همه جوانب آن مطلع گرديد. كاملا واضح است كه آگاهي از همه زير و بمهاي يك كار و عمل در ابتداي كار غيرممكن بوده پس از سالها تجربه و موفقيت و شكست، مهارت و تسلط بر يك كار حاصل ميشود. ولي شماهر قدر بيشتر اطلاعات كسب كنيد، با مشكلات كمتري مواجه خواهيد شد. راه دوم سعي و كوشش هر چه بيشتر براي تحقق و عينيت بخشيدن به رويايتان است. نتايج يك ريسك كردن عاقلانه و محتاطانه، بيش از همه عوامل، تحت نفوذ فعاليتهاي صاحب آن كسب و كارست و از اين لحاظ ميان كارآفرينان جوان و با سابقه تفاوت چندي نيست. شايد به توان گفت كه كهنهكاران و با سابقههاي جهان كارآفريني به طور مستقيم كار نميكنند بلكه به كارمندان و مديران داخلي دستور ميدهند كه چه كار كنند. ولي كسي كه طرح ميدهد و نقشه اصلي راه را ترسيم مينمايد شخص كارآفرين اولي است. بسياري از كارآفرينان جوان، در آغاز فعاليتهايشان، با يك نفر ديگر شروع ميكنند و مجبورند كارهاي مختلفي را خودشان انجام داده ساعات متمادي كار كنند. ولي در هر حال، آن چه كه يك كسب و كار را نجات ميدهد يا شكست و نابوديش را رقم ميزند، دلسوزي، علاقه، توجه و سختكوشي و پشتكار خالق آن كسب و كارست. مترجم: آذين صحابي
|