کارآفرینی اجتماعی
(6815 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(3616 بار خوانده شده است)
[1]کارآفرینی اجتماعی
86/2/18
مترجم: معصومه مطلبی قمی
استاد راهنما: آقای دکتر محمود احمدپور داریانی
مقدمه
مطالعه اجمالی درادبیات کارآفرینی نشان می دهد که ابتدا کارآفرینی در حوزه موزیک مطرح گردیده است و " کارآفرین " در فرهنگ لغات آکسفورد، رئیس موسسه ملی موزیک فرانسه، تعریف شده است، یعنی کسی که سرگرمی های موزیکال را تدارک می دیده است. سپس کارآفرینان وارد حوزه وسیع کسب و کار شدند و از آن به بعد به عنوان موتور توسعه اقتصادی، مطرح گردیدند. موتوری که متأسفانه در کشور ما بدون سوخت، کار کرده است! به عبارت دیگر، سوخت آن، یعنی سرمایه گذاران مخاطره پذیر (Venture Capitalists)، مورد غفلت واقع شده اند.
همچنان که کارآفرینی در حوزه کسب و کار 12 نقش کلیدی و محوری خود را ایفا می کرد، به مرور، وارد سایر حوزه ها شد و واژه های جدیدی به تدریج وارد ادبیات کارآفرینی گردید از قبیل: ideapreneur به معنی کسی که ایده های زیادی دارد اما آنها را اجرا نمی کند، بلکه با فروش آنها درآمد قابل توجهی برای خود ایجاد می کند و serial entrepreneur به معنی کسی که شرکتی را تأسیس می کند و آن را هدایت و اداره می کند تا ارزشمند شود و با فروش آن، درآمدی را حاصل کرده و بلافاصله شرکت دیگری را تأسیس کند و به همین روش، تعداد زیادی شرکت را تأسیس و پس از مدتی به فروش می رساند و enviropreneur یا green entrepreneur به معنی کسی است که با حفظ محیط زیست و ترجیح دادن آن به منافع شخصی، رفتاری کارآفرینانه دارد و biblicanpreneur به معنی کسی که شرکتی را تاسیس یا طرح و فعالیت اقتصادی پرمخاطره ای را به خاطر حضرت مسیح (ع) قبول می کند و ethical entrepreneurship به معنی ترجیح دادن مسائل اخلاقی به منافع شخصی در کسب و کار و Value entrepreneurship به معنی ترجیح دادن ارزش های معنوی به منافع شخصی و Cultural entrepreneurship به معنی کارآفرینی فرهنگی و بالاخره واژه social entrepreneurship به معنی کارآفرینی اجتماعی وارد ادبیات کارآفرینی، شده است و امروزه، سازمانها و نهادهای مختلفی، اقدام به شناسایی، معرفی و تشویق کارآفرینان اجتماعی می کنند، از جمله می توان از بنیاد «پژواک سبز» یاد کرد که در نیویورک، سرمایه مخاطره پذیر در اختیار کارآفرینان اجتماعی، قرار می دهد. همچنین «مرکز ملی کارآفرینان اجتماعی» که تحت پوشش مرکز بین المللی کارآفرینی اجتماعی است و ماموريت دارد كه به كارآفرينان اجتماعي در سراسر دنیا از طریق بخش خصوصی کمک کند، اشاره نمود؛ کمک هایی از قبیل برگزاری سمینارهای آموزشی، مشاوره، خدمات بازرگانی و .... و یا «صندوق توسعه کارآفرینی رابرتز» (REDF) که یکی از پروژه های بنیاد رابرتز در سانفرانسیسکو است، وجوهی را به کارآفرینان اجتماعی پرداخت می کند و بنیاد ASHOKA که از سال 1998 تاکنون توانسته است 585 کارآفرین اجتماعی را شناسایی کند. از این تعداد، 180 نفر در زمینه آموزش و پرورش و کودکان ، 147 نفر در زمینه محیط زیست، 104 نفر در زمینه ایجاد درآمد و کاهش فقر،101 نفر درخصوص آزادی و حقوق زنان و 53 نفر در زمینه ناتوانی و معلولیت، کارآفرینی کرده اند.
با وجود همه فعالیت هایی که در زمینه کارآفرینی اجتماعی، انجام می شود، هنوز این مقوله، خیلی جوان است و طبق اعلامیه «انجمن کارآفرینان اجتماعی کانادا» هنوز تحقیقات در این زمینه، خیلی عقب تر از عمل به آن است و به همین دلیل هنوز تعریف جامع و مانع و استانداردی از آن، وجود ندارد.
کارآفرینی از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است، به طوری که پیتر دراکر، مک کله لند، توماس بکلی و دیوید برید نظرات متفاوت و گوناگونی درخصوص مفهوم کارآفرینی ارائه کرده اند. برخی از محققان در مورد هدف و انگیزه کارآفرینان مطالعاتي داشته اند و بعضی دیگر خصوصیات و ویژگیهای آنان را مورد مطالعه قرار داده اند. کارآفرینی به مفهوم اجتماعی کمتر کانون توجه نظریه پردازان مدیریت و اقتصاد قرار گرفته است و مطالعات و بررسیهای انجام شده نیز حاکی از آن است که به این بخش از کارآفرینی توجهی نشده و اکثر مطالعات و پژوهشها در زمینه کارآفرینی به مفهوم اقتصادی آن مربوط مي شود. این نوع کارآفرینی منفعت موسسه اجتماعی را با تصویری از انضباط، نوآوری و وابستگی اجتماعی بیان می دارد و ریشه در تعاملات انسانی و روابط اجتماعی بشری دارد. کارآفرینی اجتماعی پدیده یا نظریه جدیدی نیست بلکه پیدایش آن مقارن با به رسمیت شناختن و ایجاد موسسات و بنگاههاست. اصطلاح «کارآفرینان اجتماعی» را جهت ایجاد ارزش اجتماعی به کار می برند و دارای خصوصیات و ویژگیهای خاص خود هستند؛ یعنی، عامليت تغییر در بخش اجتماعی، پذیرش مأموریت برای ایجاد و بقاء ارزش اجتماعی، شناسایی و ترغیب فرصتهای جدید، به کارگیری فرآیند مستمر نوآوری و اقدام جدی به وسیله منابع در دسترس که در نهایت به ارزش سازی اجتماعی و بقاء موسسه اجتماعی منجر می گردد. از این رو، با توجه به ویژگیهای خاص و بارز کارآفرینان اجتماعی بایستی افرادی که صلاحیت کارآفرینی اجتماعی را دارند تشویق و به آنان پاداش داده شود تا قادر به فعالیت در زمینه های اجتماعی باشند.
کارآفرینی اجتماعی
کارآفرینی اجتماعی هر چند مانند سایر مفاهیم کارآفرینی در زمینههای خطرپذیری اقتصادی و بازرگانی پیشینهای بس کهن دارد، اما امروزه به طور فزایندهای در زمینه حل مسایل اجتماعی به کار میآید. به هر جهت، حل مسایل اجتماعی، مانند کاهش مستمر بهداشت عمومی، مشکلات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی ناشی شده از فقر درازمدت، اغلب تغییرات بنیادی را در نظامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که موجبات ثبات دولتها را فراهم آورده، ضروری میکند.
مفهوم و معنای کارآفریني اجتماعی
مفهوم کارآفرینی اجتماعی از تعاملات انسانی و کنش و واکنش بشری نشأت گرفته است. کارآفرینی اجتماعی منفعت موسسه اجتماعی را با تصویری از انضباط، نوآوری و وابستگی اجتماعی بيان مي دارد. با توجه به اينكه اغلب موسسات اجتماعي با بازدهی پایین و عدم کارایی مواجه اند و بسیاری از فعالیتهای بشر دوستانه از انتظارات و برنامه های دولت به دور مانده اند ضروری است که کارآفرینان به مسائل اجتماعی توجه بیشتری داشته باشند. کارآفرینان اجتماعی نیازمند به توسعه و گسترش طرحها و مدلهای جدید برای قرن حاضر هستند. کارآفرینی اجتماعی پدیده نو و جدیدی نیست، بلکه کارآفرینی از زمان پیدایش موسسات و بنگاه هایی که به رسمیت شناخته شده اند مطرح شده و کارآفرینان روشهای کارآمد و موثری را برای اجرای مأموریتهای اجتماعی خود جستجو می کنند. اکثر کارآفرینان اجتماعی با سازمانهای غیرانتفاعی جهت کسب سود و درآمد شروع به کار می کنند و صاحبان کار و سرمایه نیز با جذب آنان مسئولیت اجتماعی خود را به کارآفرینان اجتماعی واگذار می کنند. سوالهایی که در این زمینه مطرح می شود این است که کارآفرین اجتماعی چگونه فردی است؟ کارآفرین اجتماعی تمایل به چه کاری دارد؟ کارآفریني اجتماعی چه مفهومی دارد ؟
کارآفرینان اجتماعی افرادی هستند که تغییراتی را در خدمات اجتماعی از طریق موارد ذیل جهت دستیابی به ارزش اجتماعی به وجود می آورند.
* تبیین و تعریف فرآیندهای جدید خدمات، تولیدات و یا روشهای منحصر به فرد عملیاتی که با نوآوری همراه است.
* ایجاد ظرفیتهایی برای ماندگاری و گسترش فعالیت.
* توجه به ایجاد سرمایه و ارزش اجتماعی.
* به کارگیری نگرشهای بازارمدار برای حل مسائل اجتماعی.
* یافتن بازارها و فرصتهای جدید برای مأموریت غیرسودآور یا زمینه های حمایت نشده توسط نیروهای بازار.
کارآفرین اجتماعی خلق کننده ارزش اجتماعی است ولی توجیه اینکه منابع مورد استفاده کارآفرین در ایجاد آن ارزش، مناسب بوده یا خیر، کار مشکلی است و تعهد اجتماعی شاخص مناسب و قوی برای بررسی کارایی و اثربخشی امور اجتماعی نیست. کارآفرینان اجتماعی در بازار کار می کنند، اما این بازارها دارای نظم و انضباط معینی نیستند. خیلی از سازمانهای هدفدار اجتماعی برای بعضی از خدمات خود حق الزحمه مطالبه می کنند، آنها همچنین در دریافت بخششها، کمکهای داوطلبانه و انواع دیگری از پشتیبانیها رقابت می کنند. کارآفرینان اجتماعی دارای خصوصیات مشترکی هستند که این ویژگیها عبارتند از:
* تفکر بیش از حد و دیدن فرصتهایی که دیگران نمی بینند؛
* مخاطره پذیری و تشویق به قضاوت و تعقل؛
* مشکل گشایی؛
* ایجاد چشم اندازهای عملی و به وسیله عقایدشان که باعث بهبود زندگی افراد می شود؛
* ساعت کاری چرخشی (منعطف) با ترغیب به سوی اهداف اجتماعی.
کارآفرینی و کارآفرینان اجتماعی ( رویکردها، تعاریف، مفاهیم، نوعبندی)
کمتر از سه دهه از پیدایش ادبیات کارآفرینی اجتماعی میگذرد، اما صاحبنظران توانسته اند در این مدت به ارایه رویکردها، تعاریف و مفاهیم و نوعبندی کارآفرینی اجتماعی بپردازند.
رویکردها
در ادبیات کارآفرینی سنتی به طور واضح دو رویکرد وجود دارد:
1- رویکرد کیفی کارآفرینان اجتماعی: این رویکرد بر شناخت ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان اجتماعی تمرکز دارد. برخی از این ویژگیها به شرح زیر است:
• مأموریت گرایی ( برای حفظ ارزشهای اجتماعی به جای ارزشهای شخصی همواره در پی انجام مأموریتهای اجتماعی هستند)
• پشتکاری ( تعقیب توقف ناپذیر در شناسایی فرصتهای جدید برای تحقق مأموریتها)
• سازگاری ( قرار گرفتن در چرخه نوآوری، سازگاری و یادگیری مستمر )
• جسارت ( عمل جسورانه و مجاب کننده، بدون ترس از محدودیت منابع )
• مسئولیت پذیری و پاسخ گویی ( پذیرفتن پیامدهای حاصل از تفکر و حساب پسدهی داوطلبانه ).
2- رویکرد کارکردی کارآفرینی اجتماعی: این رویکرد بر این تأکید دارد که کارآفرینان اجتماعی چه کارهایی انجام میدهند. ایجاد یک سازمان یا کسب و کار جدید نمونهی آن است. به طور کلی کارآفرینان اجتماعی را شایسته و دارای قابلیت برای: تحلیلگری، آیندهنگری، همدلی، شور و شوقداری، طرفداری و میانجیگری و توانمند سازی در مسایل و نیازهای اجتماعی دانستهاند. «شبکه کارآفریني اجتماعی استرالیا» ( SEN)، کارآفرینان اجتماعی را افرادی میداند که دارای ایدهای نوآور برای تغییر اجتماعی و قابلیت و شور و شوق برای خودشکوفاییاند، و بهترین مدیریت، خطرپذیری و مهارتها را برای یافتن راه حلهای مسایل اجتماعی به کار میبرند.
برخي تعاریف ارائه شده از کارآفرینی اجتماعی
کارآفرینی اجتماعی فرآیند پویا و به طور گسترده غیر قابل پیش بینی است که در طی آن در محیط های اجتماعی کارهای مبتنی بر نیازها و ارزش های اجتماعی انجام می گیرد. تعاريف متنوعي از كارآفريني اجتماعي ارائه شده است كه به برخي از آنها، به ترتيب از ابتدايي ترين تا جديدترين و كامل ترين، اشاره مي گردد:
• کارآفرینی اجتماعی یکی از ویژگی های بنیادین سازمان ها و نهادهای غیرانتفاعی موفق، براي ايجاد ارزش اجتماعي است.
• کارآفرینی اجتماعی فرآیندی است که در جریان آن، افراد و گروه ها و بخشهای اجتماعی به طور داوطلبانه کار می کنند تا از دارایی های اجتماعی که بدون استفاده مانده ارزش آفرینی کنند و فرصت های ناشی از آنها را تشخیص دهند؛ در اجتماعات افراد گردهم می آیند تا از طریق همکاری و همیاری دو جانبه، مسایل اجتماعی را حل کرده، سرمایه اجتماعی را بر پایه اعتماد ایجاد نموده و با استفاده از این سرمایه، ظرفیتي با دوام برای پرداختن به موضوعات تدارک ببینند.
• کارآفریني اجتماعی زمینه نوظهوری است که شامل: سازمان های غیر انتفاعی است که افراد را در شروع کسب و کارهای انتفاعی یاری می دهند؛ سازمان های غیر انتفاعی که برای ایجاد نقدینگی به منظور پیشبرد برنامه هایشان، ارزش اقتصادی ایجاد می کنند و از منابعشان به صورت خلاقانه برای موضوعات اجتماعی استفاده می کنند.
• کارآفرینی اجتماعی شامل توسعه برنامه های نوآورانه برای کمک به بهبود معیشت کسانی است که فاقد کسب و کار و قدرت مالی هستند و یا در استفاده از فرصتهای خدمات اجتماعی با محدودیت مواجه می باشند.
(the inter - American development bank, 2000 ,p.1)
• کارآفرینی اجتماعی زمینه نوظهوری است که بویژه در میان سازمان های غیر انتفاعی رایج گردیده است و فعالیت های اجتماعی مخاطره آمیز، کسب و کارهايي با هدف اجتماعی و فعالیتهای مخاطره آمیز در زمینه توسعه اجتماعی را شامل می شود. (the internet nonprofit center,2001,p.1)
• کارآفرین اجتماعی، کسی است که کسب و کار غیرانتفاعی به منظور ایجاد درآمد جهت هزینه کردن برای خدمات اجتماعی را متقبل می شود. (Mcnamara, 1999,p.1)
• شاید گریگوری دیس از دانشگاه استنفورد، بهترین تعریف ها را از کارآفرینی اجتماعی ارائه کرده باشد. به نظر او کارآفرینی اجتماعی شور و شوق یک رسالت اجتماعی را با بینش تجاری و بازرگانی ترکیب می کند. (Authenticity consulting ,1999,p.1)
تعریف مشهور کارآفرینی اجتماعی
تعریفی که از کارآفرینی اجتماعي ارائه می شود باید مفهوم خلق ارزشی را که سی ارائه کرده است، نوآوری و عامل تغییر بودن در تعریف شومپیتر، جستجو برای کشف فرصت در تعریف دراکر و تدبیر و کیاست (resourcefulness) در تعریف استیونسون را دربرداشته باشد. بنابراین، تعریف زیر بعنوان خلاصه ای از تعاریف فوق ارائه می گردد.
کارآفرینان اجتماعی نقش عوامل تغییر در بخش اجتماعی را به طرق ذیل ایفا می نمايند:
- تطابق با مأموریت ایجاد و حفظ ارزش های اجتماعی (و نه تنها ارزش خصوصی)،
- شناخت و پیگیری فرصت های جدید در جهت رسیدن به آن مأموريت،
- حضور در یک فرآیند مستمر نوآوری، تطابق (adaptation) و یادگیری،
- فعالیت جسورانه (Acting boldly) بدون توجه به محدودیت منابع موجود،
- ایجاد حس مسئولیت پذیری در قبال نهادهایی که در راستای ایجاد نتایج مؤثر هستند.
مي توان گفت كه این یک تعریف « ایده ال » است. رهبران بخش های اجتماعی نمایانگر این روش ها و درجات متفاوتند. هر چه فردی به این شرایط و ويژگي ها نزدیک تر باشد، بیشتر می تواند به یک مدل کارآفرین اجتماعی نزديك شود. کسانی که فعاليتشان نوآورانه تر است و پیشرفت های اجتماعی مهمتری خلق می کنند را می توان کارآفرین تر دانست. کارآفرینان اجتماعی از ديدگاه شومپیتر، کسب و کار خود را اصلاح و یا متحول می کنند. در این تعریف، هر عنصر نیازمند تشریح بیشتري است، پس، در اینجا هر یک را به طور جداگانه بررسی می نمائيم:
• عوامل تغییر در بخش اجتماعی
کارآفرینان اجتماعی از نظر شومپیتر کارآفرینان اصلاح کننده یا متحول کننده، که دارای هدفی اجتماعی هستند، تعريف مي شوند. آنها در شيوه انجام امور در بخش اجتماعی تغییرات اساسی ایجاد می کنند. دیدگاه آنها شفاف و روشن است. کارآفرینان اجتماعی به ریشه علل مشکلات می پردازند و نه فقط به بهبود آنها؛ و در واقع به جای برطرف کردن نیازها آنها را کاهش می دهند. آنها به دنبال ایجاد تغییرات روشمند و پیشرفت های پایدار هستند. اگر چه آنها به طور داخلی و محلی فعالیت می کنند، اما فعالیت هایشان توان بالقوه برانگیختن پیشرفت های جهانی در عرصه های آموزش، مراقبت های بهداشتی، توسعه اقتصادی، محیط زیست، هنر و یا هر بخش دیگر اجتماعی را دارد.
• انتخاب يك مأموريت برای ایجاد و حفظ ارزش های اجتماعی
این امر نقطه عطف تمایز کارآفرینان اقتصادی و حتی شرکت های دارای مسئولیت های اجتماعی است. یک مأموريت اجتماعی برای کارآفرینان اجتماعی ضروري و بنیادی است. این مأموريت برای پیشرفت های اجتماعی است که نمی توان آن را با منافع خصوصی افراد (سود مالی یا مزایای مصرف) تنزل داد. سودآوری، ایجاد ثروت یا برآورده ساختن نیازهای مشتریان، بخشی از این مدل است. اما این ها ابزار یک مأموريت اجتماعی هستند و نه خود آن مأموريت و سود درجه ایجاد ارزش و همچنین درجه رضایت مشتریان نیست؛ بلکه ميزان و ترازوي اندازه گيري در اينجا، تأثیرگذاری اجتماعی است. کارآفرینان اجتماعی به دنبال سود بلند مدت اجتماعی حاصل از سرمایه گذاری هستند. کارآفرینان اجتماعی خواهان سرعت بیشتر و ایجاد پیشرفت های ماندگارترند. آنها همواره در اندیشه تأثیرگذاری مستمر مي باشند.
• شناخت و پیگیری فرصت های جدید
هنگامی که دیگران مسائل را می بینند، کارآفرینان فرصت ها را می بینند. کارآفرینان اجتماعی تنها به دنبال درک یک نیاز اجتماعی یا فعالیت هایشان نیستند، بلکه آنها به دنبال تحقق پیشرفت ها و کارآمد كردن اندیشه هاي اجتماعی خود هستند. آنها افرادی با استقامت و دارای پشتکارند. الگوها و روشهای آنها که اغلب نیز باعث تغییر می شوند، موجب می گردد که کارآفرینان بدانند چه چیزهایی کارآمد یا ناکارآمد هستند. یک اصل اساسی استقامت آنهاست که با تمایل شديد به فراهم كردن شرایط لازم، شكل مي گيرد. کارآفرینان به جای برداشتن مانعی که با آن مواجه می شوند، از خود می پرسند: « ما چگونه می توانیم بر آن غلبه کنیم؟ چگونه می توانیم این کار را عملی سازیم؟»
• حضور در یک فرایند مستمر نوآوری، تطابق و یادگیری
کارآفرینان، نوآور بوده و به دنبال زمینه های جدید انجام كار، ایجاد مدلهای جديد و روشهای تازه هستند. البته همان طور که شومپیتر می گوید، نوآوری اشکال متعددی دارد. نوآوری نیازمند ابتکار و ساخت یک چیز کاملاً تازه نیست؛ بلکه مي تواند دربرگیرنده استفاده از یک ایده موجود با روش جدید و یا در قبال موقعیتی جدید باشد. ضرورتي ندارد که کارآفرینان مبتکر باشند. آنها صرفاً باید در کاربرد آنچه که دیگران ساخته اند، خلاق باشند. ممکن است نوآوری های آنها در تنظيم برنامه های اصلی و يا ایجاد توازن میان منابع و هزینه های آنها تجلي يابد.
در زمينه تأمین بودجه، کارآفرینان اجتماعی به دنبال روش های نوآورانه هستند تا بتوانند تضمین نمايند که شرکت هایشان امکان دستیابی به منابع و خلق ارزش های اجتماعی را دارند. این تمایل به نوآوری بخشی از نحوه فعالیت کارآفرینان است. این خلاقیت به یکباره آشكار نمي شود، بلکه این امر نتیجه فرآیند مستمر یافتن، یاد گرفتن و پیشرفت است. البته، نوآوری مبهم بوده و خطر شکست آن را تهدید می کند. کارآفرینان تمایل دارند تا در برابر ابهامات صبر و شکیبایی زيادي از خود نشان دهند و چگونگی اداره خطرات مقابل خود و دیگران را به انجام برسانند. آنها شکست در یک برنامه را یک تجربه یادگیری می دانند و نه یک تراژدی فردی و شخصی.
• فعالیت جسورانه (Acting boldly) بدون توجه به محدودیت منابع موجود
کارآفرینان اجتماعی اجازه نمی دهند که محدوديت منابع، مانع از تعقيب دیدگاه هایشان شود. آنها در انجام امور و جذب منابع از دیگران کم و بیش ماهراند. آنها از منابع كمياب به بهترین وجه استفاده می کنند و با در اختیار قرار دادن آنها برای شرکا و همکارانشان، این منابع محدود را افزایش می دهند. آنها تمامی راه های استفاده از منابع را که از فعالیت های خیرخواهانه گرفته تا روش های تجاری و بازرگانی است آزمايش مي كنند و در اين راه چندان متعهد به مقررات و رویه های بخش ها نیستند.
آنها سياستهایی را در مورد منابع انتخاب مي نمايند که به اجرای اهداف اجتماعی آنها کمک می کند. آنها خطرات را می سنجند و زیان های احتمالی را اداره می کنند و بدین ترتیب عواقب شکست را کاهش می دهند. آنها خطرات تهدید کننده سهامداران خود را درک می کنند و از آن برای نشر این خطر در میان کسانی که آمادگی پذیرش آن را دارند، استفاده می کنند.
• ایجاد حس مسئولیت پذیری در قبال نهادهایی که در جهت ایجاد نتایج مناسب تلاش می کنند
از آنجایی که نظم بازار به خودی خود باعث جمع آوری شرکت های ناکارآمد نمی گردد، کارآفرینان اجتماعی برای تضمین «ارزش آفرینی» خود گام هایی برمی دارند. این امر بدان معناست که آنها به دنبال درک نهادهایی هستند که برایشان کار می کنند. آنها مطمئن هستند که نیازها و ارزش های افراد و جوامعی که به آنها خدمت ارائه می نمايند را درست مورد سنجش قرار داده اند. در برخی موارد، این امر نیازمند ارتباطات نزدیک با آن جوامع است. آنها انتظارات و ارزش های سرمایه گذاران از جمله کسانی که سرمایه گذاری پولی و زمانی یا تخصصی می کنند را درک می کنند و به دنبال پیشرفت های واقعی اجتماعی در قبال ذی نفعان و نيز جوامعی هستند که در آن فعالیت می کنند و همچنین سودآوری سرمایه گذاری خودشان را نیز در نظر می گیرند. ایجاد توازن میان ارزش های سرمایه گذاران و نیازهای جامعه بخش مهمي از این چالش به شمار مي آيد.
کارآفرینان اجتماعی در صورت لزوم برای افزایش مسئولیت پذیری خود مکانیسمهایی (mechanisms) را شبيه به بازار خلق می کنند. آنها پیشرفت خود در زمینه نتایج اجتماعی، مالی و مدیریتی و نه تنها حجم داده ها و یا فرآیندهایشان را ارزیابی و از این اطلاعات برای اصلاح خود استفاده می کنند.
و اما جديدترين تعريف از كارآفريني اجتماعي
• كارآفريني اجتماعي فرآيندي است كه با بكارگيري مكانيزم تخريب خلاق و چرخه نوآوري شومپيتري از طريق ايجاد يك كسب و كار اجتماعي (بخش خصوصي،عمومي، داوطلبانه و غيرانتفاعي) با بسيج منابع گوناگون و مخاطرات مالي و اجتماعي؛ با خلق ارزشهاي اجتماعي و اقتصادي؛ خدمات جديدي را به جامعه ارائه مي دهد. (دكتر احمدپور، 1/1/2007)
انواع کارآفرینی اجتماعي
کارآفرینی اجتماعی به سه نوع دسته بندی شده است:
کارآفرینی اجتماعی یکپارچه : هر فعالیت اقتصادی که به طور روشن و به منظور ایجاد دست آوردهای مثبت اجتماعی بر پایه ی ارزش ها و نیازهای اجتماعی طراحی شده باشد، کارآفرینی اجتماعی یکپارچه به شمار می آید.
کارآفرینی اجتماعی توزیع مجدد : هر فعالیت اقتصادی که در یک سازمان یا نهاد غیرانتفاعی انجام شود تا به وسیله آن از توانایی ها و فرصت های موجود برای کاهش هزینه ها و یا افزایش درآمدها و تنوع بخشی به آن استفاده کنند، از نوع تفسیر مجدد است.
کارآفرینی اجتماعی مکمل : هرگاه یک سازمان یا نهاد غیرانتفاعی، بخش نوینی را برای فعالیت های اقتصادی خود به طور رسمی تأسیس کند تا از منافع آن، هزینه های بخش غیرانتفاعی خود را تأمین کند، مبادرت به کارآفرینی اجتماعی مکمل کرده است.
اساساً كارآفرينان و رفتار كارآفرينانه در هر زمينه اي يافت مي شوند، كه مهم ترين اين زمينه ها عبارتند از:
1- کسب وکار تجاری
2- امور اجتماعی، به ویژه در پیشگامی ها و ابتکارات فردی(معمولاً کارآفرینی اجتماعی نامیده می شود) و پیشگامی و ابتکارات بخش عمومی (کارآفرینی مدنی) social enscivic entrepreneurship
3- امور علمی
4- امور هنری
5- امور ورزشی
6- خدمت سربازی و نظام وظیفه
7- امور اکتشافی و ماجراجویانه (Thompson&Geoff&Lees, 2000)
دستيابي به كارآفريني اجتماعي در نوع شناسي كارآفريني
کارآفرینی، صرف نظر از زمینه ای که فرد در آن فعالیت می کند، دارای سه عنصر کلیدی است:
1- بینش (vision)
2- کسی با مهارتهای رهبری که می تواند بینش را به صورت عملیاتی درآورد.
3- اراده ای که چیزی را بنا کند؛ در آن رشد کند و پایدار بماند.
(Thompson&Geoff&Lees, 2000)
در ادبیات کارآفرینی، به دسته بندي هاي متفاوتي از کارآفرینی اشاره شده است که دسته اي از این عناوین، كه مرتبط با نوع خاص اجتماعي آن است و مورد بحث ماست، عبارتند از: کارآفرینی پایدار، کارآفرینی اشتراکی، کارآفرینی مدنی و کارآفرینی پاسخگو.
1- کارآفرینی پایدار:(sustainable entrepreneurship)
شرکت ها در پهنه جهانی در حال ورود به مرحله جدیدی هستند که مسئولیت های ترکیبی در مقابل: مردم ( اشتغال، سلامتی، آموزش، حقوق بشر)، سود (استمرار درآمدهای مالی و اقتصادی)، زمین ( پاکی محیط ومحافظت از منابع) را ضرورتی برای کارآفرینی خوب تلقی می کنند و تغییر از حداکثر سازی ارزش برای سهامداران به حداکثر سازی ارزش برای ذینفعان در حال اتفاق است. حکومت ها،NGOs ، مشتریان، اتحادیه ها و سهامداران، به عنوان ذینفعان، از شرکت ها می خواهند که این مسئولیت ها را در قبال موضوعات اجتماعی - اخلاقی و محیطی به طور گسترده تری به انجام رسانند. عمل به اين مسؤوليتهاي تركيبي در قالب كارآفريني پايدار امكان پذير است.
(Gerald Keijzers, 1991)
2- کارآفرینی اشتراکی: (acquisitive)
برای تشریح موقعیتی به کار برده شده است که گروهی از افراد جامعه که با یکدیگر کار می کنند، در آغاز بدون وجود سازمانی با ساختار رسمی، با هدف ایجاد و پیشرفت ایده ها و فرصت ها برای ایجاد منافع اقتصادی و اجتماعی جامعه، تلاش می کنند و افراد را به انجام فعالیت های کارآفرینانه در جامعه ترغیب می نمایند. (Haugh & Pardy , 1999)
3- کارآفرینی مدنی: (social enscivic entrepreneurship)
همانگونه که برخی سازمانهای بزرگ تلاش می کنند تا از انعطاف پذیری و پاسخگویی سازمان های کوچکتر بهره برداری کنند و بعضی مدیران را که به شکل کارآفرینانه رفتار می کنند (به طور کلی به عنوان کارآفرینی درون سازمانی شناخته می شوند) مورد تشویق قرار دهند، بعضی سازمان های بخش عمومی نیز به مدیرانشان آزادی عمل می دهند تا در جهت بهبود سطح خدمات جامعه مدنی بکوشند که آن را اصطلاحاً کارآفرینی مدنی می گویند.
4- کارآفرینی پاسخگو: (responsible entrepreneurship)
ائتلاف شمال برای تحقق توسعه پایدار، مفهومی تحت عنوان کارآفرینی پاسخگو را مطرح می کند.
کارآفرینی پاسخگو موضوعی است که فعالانه از توسعه پایدار حمایت می کند، به محیط زیست آسیب نمی رساند، و اقداماتی در جهت منافع اجتماعی و بهداشت عمومی به عمل می آورد. NGOs در هر جامعه ای به دنبال تحقق کارآفرینی پاسخگو هستند و برای دستیابی به توسعه پایدار، این مفهوم را مورد توجه قرار می دهند. (UN, 1997)
مراحل فرآيند كارآفريني اجتماعي
سيكس (Sykes) در سال 1999 ميلادي فرآيند سه مرحله اي را براي كارآفرينان اجتماعي مشخص نموده و تامپسون نيز يك مرحله به آن اضافه كرده است:
1 – ايجاد بينش: روشن و شفاف كردن يك نياز، شكاف، و فرصت
2 – درگير شوندگي: انطباق فرصت با فكر براي انجام كاري راجع به آن
3 – قادر سازي: اطمينان از حصول به وسيله به دست آوردن منابع ضروري همچون افراد، پول و ... و يا مجوزها (درصورت نياز)
4 – اجرا: وارد عرصه عمل شدن و هدايت پروژه براي نتيجه رضايت بخش (Thompson, 2002)
تفاوت های کسب و کار (business) و کارآفرینی اجتماعی (social entrepreneurship)
عقاید سی، شومپیتر، دراکر و استیونسون جذابند، زیرا می توان در هر دو بخش اجتماعی و اقتصادی آنها را به سادگی به کار بست. عقاید آنها به گونه ای است که می توان در هر جایی از آن بهره جست. در جهانی که حد و مرزهای این بخش در آن مشخص است، این یک امتیاز محسوب مي شود. ثروت تنها یکی از اهداف کارآفرینان اجتماعی است. از نظر کارآفرینان اقتصادی، ایجاد ثروت طريقه اي برای ارزيابي ایجاد ارزش است. این امر به اين دلیل است که موضوع و دستور کار کارآفرینان اقتصادی روش های بازاری است که تا حد زیادی مشخص می کند آیا آنها ارزش آفرین هستند یا خیر؟ اگر آنها منابع را به استفاده های اقتصادی خلاقانه اختصاص ندهند، از کسب و کار خود منحرف خواهند شد.
بازار چندان هم به نفع کارآفرینان اجتماعی عمل نمی کند. به طور ویژه، بازار کاری برای افزایش پیشرفت های اجتماعی، مزایا و مضرات عمومی و منفعت رسانی به افرادی که توان پرداخت هزینه ها را ندارند، انجام نمی دهد. این عناصر اغلب برای کارآفرینی اجتماعی ضروري هستند و در حقیقت تشکیل دهنده کارآفرینی اجتماعی مي باشند. درنتیجه، تشخیص این امر که آیا یک کارآفرین اجتماعی از تركيب منابع مورد استفاده، ارزش اجتماعی لازم را در این فرآیند می آفریند یا خیر، بسيار دشوار است. حیات و یا توسعه یک نهاد کارآفرین اجتماعی اثبات کننده کارآ بودن آن در توسعه شرایط اجتماعی نیست. این امر در بهترین حالت یک شاخص ضعیف است. کارآفرینان اجتماعی در بازارها فعالیت می کنند، اما این بازارها اغلب از نظم صحیحی برخوردار نیستند. بسیاری از سازمان های با اهداف اجتماعی، هزینه برخی خدماتشان را می پردازند. همچنین آنها درمورد فعالیت های داوطلبانه، اهدا کننده و دیگر مساعدت ها با يكديگر رقابت دارند. البته، نظم این بازارها چندان مطابق با هدف کارآفرینان اجتماعی نیست. این امر به افرادی که هزینه ها را می پردازند و یا منابع را فراهم می نمايند، انگیزه های آنها و ارزیابی ارزش اجتماعی ایجاد شده توسط موسسات بستگی دارد. سنجش ایجاد ارزش اجتماعی ذاتاً امري دشوار است.
ارزش اجتماعی تا چه حد از طریق کاهش آلودگی، نجات جانوران در حال انقراض و یا معاشرت و همنشيني با افراد مسن حاصل می شود؟ این گونه محاسبات نه تنها دشوار، بلکه جدال برانگیزاند، حتی زمانی که پیشرفت ها سنجیده می شوند، اغلب مشکل است که بتوان نام خاصی را برای یک ابتکار خاص برگزید. آیا نرخ پائین تر جرایم در برخی مناطق به دلیل تکنیک های جدید نيروي پلیس یا وضع بهتر اقتصادی است؟ حتی زمانی که بتوان پیشرفت ها را سنجید و آنها را به ابتکار خاصی نسبت داد، کارآفرینان اجتماعی اغلب نمی توانند با پرداختن هزینه منابع مورد استفاده خود، به ارزش اقتصادی مدنظرشان دست پيدا كنند. چه کسانی مسئول کاهش جرایم در برخی مناطق اند؟ آنها چگونه توانسته اند همگان را از این مزایا بهره مند سازند؟ برای حل مشکل ایجاد ارزش، کارآفرینان اجتماعی به سوبسيد ها، كمكهاي داوطلبانه، هدايا و ساير کمک ها تکیه می کنند، اما این امر بیش از پیش به آشفتگي بازار دامن مي زند. توانایی جذب این منابع بشر دوستانه شايد بتواند یک شاخص ارزش آفرینی براي برخي از تأمين كنندگان منابع باشد؛ اما یک شاخص مطمئن به حساب نمي آيد.
ويژگي هاي مشترك:
ویژگی های عمومی ( مشترک) سازمان های کارآفرینانه اجتماعی کوچک و سازمان های کارآفرینانه اقتصادی کوچک چه هستند؟
كارآفرينان اجتماعي و اقتصادي:
1- تلاش های محلی محصولات و خدمات مبتکرانه ای را به وجود می آورند که معمولاً به طور محلی ایجاد شده اند.
2- اغلب، طرق مختلف آزمون کردن را می سازند، تجربه می کنند و از رویکردهای مختلفی برای رسیدن به روش های کاربردی استفاده می کنند.
3- هر دو دارای رهبرانی هستند که از تعهد بسیار بالا نسبت به کسب و کارشان برخوردارند.
4- هر دو حداقل در آغاز کار، دستیابی به نیازهای مردم محلی را پی گيري می نمايند، و به همین دلیل اغلب به طور وسیع به وسیله مردم مورد حمایت قرار می گیرند.(Prabhu, 1999)
كاوي و براون در سال 1987 ميلادي ويژگي هاي سازمانهاي توسعه اي در بخش اجتماعي و اقتصادي را مورد شناسايي قرار داده اند:
1 – ارزش ها و ايدئولوژي ها براي زندگي سازماني حياتي هستند.
2 – مأموريت آنها نيازمند اين است كه آنها به واحدهاي فرعي، متناسب با مقتضيات خارجي تفكيك گردند.
3 – آنها به صورت باز و آزاد سازماندهي داده شده اند و امتيازات و انعطاف پذيري قابل ملاحظه اي براي اعضا دارند. (Prabhu, 1999)
اهمیت کارآفرینی برای توانمند سازی NGOs
معمولاً سازمانهای غیرانتفاعی بطور سنتی موضوعات اجتماعی همچون گرسنگی، بیخانماني و اشتغال برای افرادی که محروم از حقوق اجتماعی خود بودهاند را مورد توجه قرار دادهاند، که به این نقشها اغلب به عنوان مکمل خدمات کارگزاریهای حکومتی و منفذی ( راه خروجی) برای جوامع جهت ارائه خدمات مناسب به شهروندان نگریسته شده است.
در گذشته، سازمانهای غيرانتفاعی از نظر تأمین بودجه، متکی به کمکهای حکومت، مبالغ اهدایی و سایر منابع افراد خصوصی برای انجام مأموریت خاص خود بودهاند. اما امروزه، این منابع، به سرعت در حال کاهش بوده و رقابت برای دسترسی به فرصتهای جذب منابع سختتر میشود. برای جبران این کاستی، بسیاری از سازمانها در حال بکارگیری نگرشهای کارآفرینانه برای دستیابی به منابعی هستند تا به مأموریتهای خود نائل شوند.
سازمانها باید بدانند که با بکارگیری کارآفرینی اجتماعی، سازمان باید همانند یک کسب و کار تجاری عمل کند و مهارتهای تجاری برای موفقیت، مورد نیاز است که این شناسائی اهداف بازار و آنچه کالاها و خدمات مورد تقاضای بازار است را شامل میشود. ( industrial support organization,1998,P.1)
گریگوری دیس در خصوص اینکه سازمانهای غیردولتی به کسب و کارهای کارآفرینانه تجاری روی آوردهاند، پنج دلیل ذکر میکند:
1- پذیرش نظام سرمایهداری در پهنه جهانی، پذیرش جامعه بازارمدار کسب و کارهای تجاری توسط سازمانهای غیردولتی را قابل قبولتر ساخته است؛
2- بسیاری از رهبران سازمانهای غیردولتی در جستجوی روشهای انتقال کالاها و خدمات اجتماعی هستند که در خدمت گیرنده وابستگی و تحتالحمایگی ایجاد نکند؛
3- سازمانهای غیردولتی در جستجوی پایداری منابع مالی از طریق خوداتکایی هستند،
4- منابع مالی قابل دسترس سازمانهای غیردولتی در حال تغییر در جهت شباهت بیشتر با رویکردهای بازرگانی است؛
5- رقابت بین بخشها و در درون سازمانهای بخش غیردولتی، سازمانها را مجبور میکند تا برای منابع مالی سنتی خود جایگزینهایی را بیابند.
( seel & principal, 2001, P.444)
در جامعه امروزی، کارآفرینی یک موهبت بزرگ برای جامعه تلقی میشود؛ دولتها از کارآفرینی برای رها ساختن فقرا از فقر استفاده میکنند، مسئولان آموزشی آن را رشتهای جدید برای ارائه به دانشجویان خود میدانند و صاحبان شرکتها آن را فرصتی برای کنترل حوزه کاری خود قلمداد میکنند.
.
کارآفرینان اجتماعی
پس از آشنایی کلی با مفهوم و ادبیات کارآفرینی اجتماعی، لازم است تعدادی از کارآفرینان اجتماعی و برنامه ها و طرحهای آنان، معرفی شود. ادبیات موجود در کارآفرینی اجتماعی، افراد زیر را به عنوان کارآفرین اجتماعی، معرفی می کند و لیست کامل آن نيز در مجله الکترونیکی سایت www.changmakers.net در دسترس است.
آقای نورمن بورلاگ Norman Borlaug به خاطر جلوگیری از یک فاجعه و مصیبت بزرگ برای مردم هند و پاکستان در سال 1960 شهرت و مقبولیت فراوانی کسب کرد. او توانست به وسیله مهندسی ژنتیک، تخم ذرتی را پرورش دهد که نه تنها در مقابل آفت مقاوم باشد، بلکه تولید آن 2 الی 3 برابر تولید ذرت معمولی باشد و به همین دلیل وی در سال 1970 مفتخر به کسب جایزه صلح نوبل گردید. وی در حال حاضر همچنان فعالیتهای انسان دوستانه خود را ادامه می دهد و مشغول علم کشاورزی است تا بتواند از طریق آن، مشکل سوءتغذیه و گرسنگی را در جهان، کاهش دهد.
محمد یونس یکی از مشهورترین کارآفرینان اجتماعی است. وی یک پروفسور بنگلادشی است که در رشته اقتصاد تحصیل کرده است و برای اولین بار سعی کرد بانک های کشورش را برای دادن وام به فقیرترین افراد، متقاعد کند. بسیاری فکر می کردند که او دیوانه شده است که چنین پیشنهادی را ارائه می دهد، چون افراد وام گيرنده، فاقد وثیقه و ضمانت برای بازگرداندن وام بانک بودند. بنابراین وی، شخصاً اقدام نمود و بانکی را برای فقرا تأسیس کرد و اولین وامی که از طريق اين بانك به یک فقیر داده شد، 30 دلار بود. او مفهوم جدیدی به نام اعتبار خرد (micro credit) را ایجاد نمود.
خوزه ورونیکا (Khosa Veronica) به عنوان یک پرستار در مقابل سیستم بهداشت و سلامتی آفریقای جنوبی عاجز شده بود. او همواره در شغل خود می دید که بیماران، هر روز بیمارتر می شوند و سالخوردگان به دکتر دسترسی ندارند. از طرف دیگر، بیمارستانها با تخت های خالی، بیماران ایدزی را نمی پذیرند. بنابراین، تصمیم گرفت سیستم مراقبت و پرستاری در خانه را در کشورش ایجاد کند. در ابتدا عملاً هیچ چیز نداشت و تنها با گروهی از همفکرانش در خیابانها به راه می افتادند و به مردم در منازلشان که محلی امن، راحت و مجانی بود، سرویس می دادند. پس از یک سال، دولت طرح وی را پذیرفت و از طریق وزارت بهداشت و درمان، ایده وی را در سراسر آفریقای جنوبی اجرا کرد.
فردریک اولمستید (Frederick law olmstead) فردی آمریکایی بود که برای اولین بار، پارک عمومی شهر را ایجاد کرد.
گیفورد پینکات (Gifford Pinchot) برای اولین بار، پرستاری مدرن را در انگلستان، بنیانگذاری کرد.
فلورانس نایتینگل (Florance Nightingle) برای اولین بار، پرستاری مدرن را در انگلستان، بنیانگذاری کرد.
دیوید براور (David Brower) فردی آمریکایی است که اولین بار، مسئله حفاظت از محیط زیست را مطرح کرد.
وینوبا بی. هاو (Vinoba B.have)، كه مربی گاندی نيز بود، باعث شد 7 میلیون ملک زراعی، بین افراد فاقد زمین، توزیع شود.
مارین رایت ایدلمن (Marian Wright Edelman) بنیانگذار صندوق حمایت از کودکان در آمریکا است.
رالف ندر (Ralf Nader)، كه برای دفاع از حقوق مصرف کنندگان می جنگید و می کوشید دسترسی مردم به دولت را راحت تر، سریع تر و بیشتر کند.
کارآفرینی اجتماعی: یک گونه کمیاب و نادر
به طور کلی کارآفرینی اجتماعی، نمایانگر مجموعه رفتارهایی است که استثنایی به شمار مي آيند. این رفتارها باید توسط افرادی که توانایی انجام آنها را دارند تشويق و ترغیب شوند. ما می توانیم از بسیاری از آنها استفاده نماييم. آیا هر كسی می تواند یک کارآفرین اجتماعی باشد؟ جواب خیر است. حتی تمامی رهبران بخش های اجتماعی نیز نمی توانند کارآفرین باشند. همین موضوع در مورد شرکت ها نیز صدق می کند. همانگونه که سی، شومپیتر، دراکر و استیونسون می گویند، هر مدیر شرکتی نمی تواند کارآفرین باشد. اگرچه ما اميدواريم که در هر دو بخش شاهد کارآفرینی های بیشتری باشیم، اما جامعه به انواع شبکه های مختلف رهبری نیاز دارد. کارآفرینان اجتماعی درواقع بذرهای کمیابي هستند و ما به کارآفرینان اجتماعی برای ياري كردنمان در یافتن مسيرهای جدید پیشرفتهاي اجتماعی درحال ورود به قرن جدید نیازمندیم.
(Dees, 1998).
بحث و نتیجهگیری
امروزه در سرتاسر جهان سازمان ها و نهادهای مختلف غیرانتفاعی و مدنی به شناسایی، معرفی و تشویق کارآفرینان اجتماعی مبادرت کرده اند. برای مثال مي توان به بنیاد پژواک سبز در نیویورک، مراکز کارآفرینان اجتماعی تحت پوشش مرکز بین المللی کارآفرینی اجتماعی، صندوق توسعه کارآفرینی رابرتر (REDF) در سانفرانسیسکو، بنیاد آشوکا (ASHOKA) در زمینه های کمک سرمایهای مخاطره آمیز به کارآفرینان، مؤسسسات برگزاركننده سمینارهای آموزشی، مشاوره، خدمات بازرگانی، آموزش و پرورش کودکان، فعالیت های محیط زیست، کاهش فقر و ایجاد درآمد، حقوق زنان و كساني كه در زمینه های ناتوانی و معلولیت کارآفرینی کرده اند، اشاره كرد. می توان ادعا کرد این آغاز راه کارآفرینی اجتماعی است.
با توجه به مباحث گفته شده، پیشنهادهايی ارائه مي گردد:
• مشارکت مستقیم و بدون واسطه ی افراد جامعه در عرصه های تصمیم گیری های اجتماعی، تأثیر به سزایی در ایجاد خلاقیت و کارآفرینی اجتماعی آنان دارد.
• سرمایهی اجتماعی به عنوان یک شبکه ارتباطی تقویت کننده و مکمل سرمایههای انسانی و مادی محسوب می شود.
• خلاقیت بیش از آنکه یک امر فردی به حساب آید، از تعامل بین افراد ناشی می شود.
• مشارکت عمومی منجر به شناخت و آشکارسازی قابلیت های شهروندان میشود.
• مشارکت گرایی (همان گونه که تاریخ گواهی کرده است)، به عنوان یک شیوه زندگی از طریق تشکل های داوطلبانهی غیردولتی افراد تقویت می شود و در توسعه کارآفرینی اجتماعی نقش مهمی را ایفا می نمايد.
با توجه به اینکه کارآفرینی یک رشته کاری ارزشمند برای بخش خصوصی است، بسیاری از سازمانهای غیردولتی آن را به عنوان ابزاری مهم برای کمک به فعالیتهای خود ارائه میدهند. عبارت سازمان غیرانتفاعی در قبال سازمانهایی بکار برده میشود که بیشتر، خدمات اجتماعی ارائه میدهند تا بدنبال سودآوری باشند. این سازمانها تأسیس شدهاند تا نیازهایی را برآورده سازند که توسط شرکتهای تجاری یا سازمانهای انتفاعی برآورده نمیشوند. این سازمانها معمولاً مالک ندارند و لذا نمیتوان مالکیت آنها را فروخت. اگر درآمد این سازمانها از هزینههایشان بیشتر شود، پول مازاد در راستای اهداف اجتماعی صرف خواهد شد. این سازمانها مستقیماً به اعضایشان سود نمیرسانند و نمیتوان آنها را سودآور دانست.
منابع مالی سازمانهای غیردولتی شامل مشارکتها و کمکهائی از سوی جامعه، منابع اختصاص داده شده از واحدهای دولتی و دیگر سازمانهای غیرانتفاعی و هزینه خدمات مي باشند. هزینههایی برای خدمات پرداخت میشود که البته این هزینهها کمتر از ارزش بازار هستند و این هزینهها اغلب بر مبنای نیاز یا توان پرداخت بوده و كمتر تابع تقاضا مي باشند.
عمدتاً دو نوع سازمانهای غیرانتفاعی وجود دارند: دولتی و غیردولتی. سازمانهای غیرانتفاعی دولتی خدمات اجتماعی را در اختیار عموم جامعه قرار میدهند. آنها محدود به قوانینی هستند که آنها را مجاز میسازد از مالیتهای پرداخت شده در سطوح فدرال، ایالتی و محلی استفاده نمایند. مدیران آنها به طور رسمی و از طریق رأیگیری عمومی انتخاب میشوند.
به دلیل نیاز فزاینده جامعه به خدمات مختلف، بودجه سازمانهای غیرانتفاعی دولتی افزایش یافته است. اگر چه تمامی سازمانهای غیرانتفاعی میتوانند فعالیتهای کارآفرینی انجام دهند، اما سازمانهای غیرانتفاعی دولتی چنین فعالیتهایی را انجام نمیدهند، زیرا این فعالیتها نیاز به تصویب قانون دارند. سازمانهای غیرانتفاعی غیردولتی توسط اعضای جامعه عمومی تشکیل میشوند. اگر چه این سازمانها توسط سازمانهای دولتی حمایت میشوند، اما این کمکها کفاف هزینههای آنها را نمیدهد، بنابراین، آنها به مشارکتها و کمکهای داوطلبانه به عنوان منابع کمکی نياز دارند.
در حالی که برخی از سازمانهای غیردولتی در حال تجربه کردن بهترین دوران خود هستند، دیگران به شدت در تلاشند تا درهای خود را باز نگه دارند. کاهش در کمکها و منابع مالی دولتی همراه با افزایش تقاضا برای خدمات اضافی، توسعه فناوری و افزایش برنامههای جدید و نوآورانه باعث میشوند که سازمانهای غیردولتی بدنبال منابع جدید درآمد باشند و مدیران آنها به دنبال کسب و کارهای کارآفرینانه جهت رفع شکاف میان بودجه مورد نیاز و بودجه در دسترس هستند. نگرانی اصلی سازمانهای غیردولتی زمانی است که آنها فعالیتهای کارآفرینی را انتخاب میکنند و باید مراقب مالیات بر درآمد مشاغل غیرمرتبط باشند. مالیات بر درآمد مشاغل غیرمرتبط مالیاتی است که توسط برخی کشورها برای آن دسته از سازمانهای غیردولتی وضع شده که از فروش کالا یا خدماتی که ارتباطی با هدف اصلی آنها ندارند، سود بدست میآورند.
کارآفرین فردی است که از فرصتهای پیش آمده به خوبی استفاده کند و با ایجاد تغییراتی قادر به خلق اثری جدید باشد. ازاینرو، کارآفرینی فعالیتي بدیع و جدید نیست بلکه فعالیتی نادر است. بنابراین، کارآفرینی اجتماعی نوعی فعالیت کمیاب و مجموعه ای از رفتارهای استثنایی را دربرمی گیرد. این رفتارها باید تشویق و ترغیب گشته و به آنانی پاداش داده شود که صلاحیت و شایستگی برای انجام این کار را دارند. در شرایط متحول و متلاطم امروزی ما نیاز به رفتار کارآفرینی در همه بخشها داریم، اما هرکسی تمایل و شايستگي لازم را برای کارآفرینی اجتماعی ندارد. بنابراین، با توجه به خصوصیات، عناصر و کارآفرینی اجتماعی بخش اجتماعی نیاز به سبک رهبری متفاوتی دارد و کارآفرینان اجتماعی گونه خاصی از شیوه رهبری را باید دارا باشند که ضرورت شناسایی و پرورش آنها امری جدی و خطیر است. پس مؤسسات آموزشی باید متعهد به این امر باشند که کارآفرینان اجتماعی را درجهت دستیابی به پیشرفت اجتماعی با روشهای جدید تربیت نمايند تا در آينده قادر باشيم با آمادگي و شايستگي بیشتری به فعالیتهای اجتماعی بپردازیم.
منبع:خانه كارآفرينان-مقاله ي مذكور خلاصه شده است
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]