چهارشنبه 19 بهمن 1390 - 21:36   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى (1)

(898 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(557 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى (1)
86/2/15
غلام عباس توسلى
فرهنگ را مى‏توان مجموعه رفتارها، كنشهاى اكتسابى، باورها، اعتقادات و ارزشهاى مورد قبول اعضاى يك جامعه معين تعريف كرد. بنابراين تعريف، اولا كلمه اكتسابى در اين رفتار فرهنگ را از رفتارهاى وراثتى و زيستى متمايز مى‏كند، و ثانيا فرهنگ، شامل اعتقادات و باورها و همه رفتارها و اعمال جمعى است. در هر حال بايد توجه داشت كه در موضوع فرهنگ، ما با يك كل سر و كار داريم نه با اجزاى تشكيل‏دهنده آن.
در تعريف ديگر گفته شده است كه فرهنگ مجموعه اعتقادات، باورها، نهادهاى دينى و عرفى، زبان، سنن، آداب و رسوم، علوم و فنون و ارزشهاى يك جامعه را دربر مى‏گيرد. ارتباطات اجتماعى نمادين، پيچيده‏ترين وجه ارتباط فرهنگى است. هنجارهاى فرهنگى معيارها و رفتارهاى ثابتى است كه هر گروه و يا اجتماع به لحاظ فكرى و رفتارى از افراد خود انتظار دارد. فرهنگ آرمانى يا مطلوب، الگوهاى رفتار تاييد شده و مورد قبول و غالبا مطلقى را دربرمى‏گيرد; اما فرهنگ موجود، رفتارها و باورهايى است كه در وضع موجود عملا بر جامعه حاكم است و كمتر اتفاق مى‏افتد كه عملكردها و رفتارهاى افراد جامعه (آنچنان كه هست) با فرهنگ به عنوان يك آرمان و كمال مطلوب منطبق باشد. بر طبق تعريف ديگر: فرهنگ مجموعه تدابير، رفتارها و وسايل رايج و عموميت‏يافته و پذيرفته شده‏اى است كه به منظور پاسخ به نيازهاى مادى و معنوى اعضاى جامعه، شكل گرفته است.
فرهنگ خود از هنجارها و ارزشها تشكيل مى‏شود. هنجار عبارت است از نمونه يا معيار ثابت چيزهايى كه در درون يك فرهنگ معين بايد وجود داشته باشد كه معمولا يكى از چهار صورت زير را پيدا مى‏كند:
1. ارزشها، شامل علايق و احساسات ريشه‏دار و جاافتاده مشترك;
2. آداب و رسوم، شيوه‏هاى زندگى، عادات رفتار و كردار;
3. عرفها يعنى رسومى كه با ملزومات شايست و ناشايست همراه است;
4. قوانين، هنجارهاى نهادى شده و قانونى. افراد، هنجارهاى فرهنگى را به منزله نتيجه موفقيت‏آميز جريان اجتماعى شدن، ملكه ذهن خود مى‏كنند و آن را به صورت قالبى بروز مى‏دهند. هنگامى كه هنجارهاى فرهنگى، مركوز ذهن شود و مقدس جلوه كند، فرد نيازى به تفكر ندارد و از پيش جواب هر سؤالى برايش روشن است. در اينجا پاسخها جنبه بازتابى پيدا مى‏كند و تكيه‏گاه عقلانى و فكرى خود را از دست مى‏دهد.
ما در اينجا نمى‏خواهيم به همه تعاريف فرهنگ كه رقم آن را بيش از 250 دانسته‏اند بپردازيم; بخصوص كه جهت و اهداف هريك از اين تعاريف ممكن است‏با ساير تعاريف متفاوت باشد. اما باجمال مى‏توان اشاره كرد كه تعاريف مختلف فرهنگ، دست كم در سه جهت‏يا مسير، مطرح شده است. نخست مى‏توان به تاكيد خاصى كه بر وجه گذشته فرهنگ شده است، اشاره كرد. اين معنا، هر آنچه را به سنن گذشته برمى‏گردد و همه آثار و افكارى كه ريشه در گذشته دور و نزديك دارد و بقايا و ته‏نشست‏هاى رسوم وآداب و آثار باقى مانده از آبا و اجداد ما، اعم از آثار فكرى، هنرى، ادبى، معمارى و غيره را دربر مى‏گيرد. معلوم است كه منظور از اين دسته از تعاريف، تكيه بر تاريخ فرهنگى جوامع است. چنين تعاريفى فرهنگ را بكلى از حال و حتى آينده نزديك منفك كرده، آن را بر آثار باقى مانده از گذشته منسوب مى‏كند. در اينجا منظور از فرهنگ به هيچ وجه اعمال و رفتار و شيوه‏هاى جديد و نو و ابداعات و دستاوردهاى كنونى بشر نيست و بنابراين، تاكيد بيشتر بر آثار است تا اعمال و افعال. لذا هدف از طرح اين نوع تعاريف، جلب توجه به حفظ «ميراث فرهنگى‏» و دستاوردهاى انسانى در طول تاريخ حيات اوست. چنانكه از فرهنگ يونان، فرهنگ ايران باستان، فرهنگ هند، فرهنگ اسلامى و غيره نام برده مى‏شود و در همه اينها منظور تراكم تجربيات و آثار به جا مانده از گذشته است و در اين ديدگاه، بخصوص بر گذشته‏اى هرچه دورتر تاكيد مى‏شود و آن را سرچشمه زلال فرهنگ مى‏دانند. همراه با چنين بينشى، نوعى «نوستالژى‏» نسبت‏به گذشته و ارزشهاى آن پيدا مى‏شود و به اصطلاح فرهنگ گذشته «ايده‏آليزه‏» مى‏شود و حالت كمال مطلوب پيدا مى‏كند و رفتارهاى مطلوب نيز رفتار سنتى و مخالف ابداع و نوآورى است. يا به عبارتى، نوعى «ايده‏آليسم فرهنگى سنتى‏» جاى واقعيات فرهنگى را مى‏گيرد.
در مقابل اين سلسله تعاريف، بايد آن دسته از تعاريف را در نظر گرفت كه به فعليت فرهنگ توجه نشان داده و فرهنگ را در رفتار و كردار افراد جامعه يا گروه خاص جستجو مى‏كند. براساس اين نوع تعاريف، آنچه در فرهنگ اهميت دارد، كارآيى و ظرفيتها و آثارى است كه امروزه يك فرهنگ از خود نشان مى‏دهد و اين امر اعم از ظرفيت تفكر و انديشه و حدود به كارگيرى علم و تكنولوژى است. چنانكه وايت، (white) با ديدى كاملا مادى، سطح فرهنگى جامعه را براساس ميزان انرژى كه در هر جامعه مصرف مى‏شود تعريف كرده و مشخص مى‏سازد. به طورى كه جامعه‏هايى كه به لحاظ علمى (و منظور از علم در اين جا علوم طبيعى است) پيشرفت‏بيشترى داشته‏اند، توانسته‏اند ظرفيتها و امكانات و انرژى بيشترى را به كار گيرند و در نتيجه طبق اين تعريف چنين جوامعى از سطح فرهنگى برترى برخوردارند و جوامع عقب‏مانده به لحاظ فرهنگى در سطح پايينترى قرار دارند. اما اين تعاريف از بسيارى جهات نارساست و مورد انتقاد قرار گرفته است. زيرا برداشتى خاص كه به دانش و تكنولوژى محض ارجاع مى‏شود از فرهنگ شده است و ارزشها و بنيانهاى فرهنگى و اخلاقى ناديده گرفته شده است، اما نظر به حال و آينده فرهنگ دارد. خلاصه فرهنگ يعنى آنچه از ما ساخته است!

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.