
[1]تاریخچه تبریز
86/2/13
شاردن در قرن هفدهم ميلادی نوشته است که " در تمام عالم من شهری نمی شناسم که درباره بنا و پيدايش و نام اوليه آن نويسندگان جديد اين قدر زياد بحث و جدل کرده باشند1 ".
بسياری از جهانگردان اروپايی که در قرن هفدهم و حتی هجدهم و نوزدهم از تبريز گذشته اند ، تبريز را همان اکباتان قديم پنداشته اند . تاورنيه که پيش از شاردن از تبريز ديدار کرده ، می نويسد که " عقيده بعضی اين است که تبريز همان اکباتان قديم ، پايتخت مملکت مداست 2." اولئاريوس که در نيمه نخست قرن هفدهم از تبريز گذشته ، به هنگام سخن گفتن از پايتخت های شاهان قديم ايران ، اظهار نظر می کند که " آن ها در تابستان به اکباتان – که امروز آن جا را تبريز می نامند – نقل مکان می کردند . . .3 " لابولای لو گوز هم که در اواسط قرن هفدهم مدت ها در ايران گذرانده ، براين باور بوده است که تبريز " در قديم اکباتان ناميده می شده ، جايی که کتابخانه شاهان ماد بوده 4". گاسيار در وويل که در نخستين سال های قرن نوزدهم در تبريز بوده ، با ترديد می نويسد که " تبريز که تصور می کنند اکباتان باستان باشد – گرچه بعضی از مورخين همدان را اکباتان می دانند . . . 5" و بالاخره در روزگار ما سيد اسمعيل وکيلی است که قله اخی سعدالدين را که وليان (بيلان) کوه نيز ناميده می شود و تپه ای است در شمال شرقی تبريز ، جای شهر اکباتان می پندارد
در زمانی که سارگن دوم در آشور فرمان می راند ، بر بخشی از سرزمين آذربايجان فعلی ، دولت ماننا و بر بخش ديگر آن دولت اورارتو حکومت می کرده اند . ناحيه ای که تبريز در آن قرار گرفته ، در ميان قلمرو دو دولت مذکور از استقلال نسبی برخوردار بود و قبيله داليان بر اين ناحيه تسلط داشتند و گاهی به فرمانبرداری از يکی از دو قدرت ياد شده تن در می دادند ، چنان که به هنگام لشکر کشی سارگن دوم احتمالا" تحت فرمان اورارتو بوده اند .
در اين زمان سارگن با استفاده از هرج و مرج داخلی ناشی از مرگ ايرانو فرمانروای ماننا ، در سال 714 ق . م . از طريق همين سرزمين به اورارتو لشکرکشی کرده و در سر راه خود از محلی که تبريز در آن بنا گرديده ، گذشته و دژهای آن جا را به تصرف در آورده و با خاک يکسان کرده است . وصف يکی از دژهای اين ناحيه که به نظر ا . م . دياکونوف در جايگاه تبريز قرار داشته ، در کتيبه از اين قرار است :
" تارماکيس دارای استحکامات مهم بود . سدهای ساخته شده در اين جا محکم بود . همين سدها را خندق های ژرفی احاطه کرده بود . نيروهای احتياطی قشون های دولت در اين جا مستقر بودند . اسب های آن ها نيز در اين جا نگهداری می شد . ساکنان بخش های اطراف از ترس من (سارگن) در اين جا پناه گرفته بودند . هنگام لشکرکشی من به اين جا ، اهالی برای نجات جان خويش ناگزير از ترک اين جا و فرار به دشت های بی آب شدند . من اين محال را به تصرف درآوردم و درميان سکونتگاه هايی که تبديل به استحکامات تدافعی شده بودند ، جنگيدم . باروهای همين قلاع را با خاک يکسان کردم ، به اماکن داخل قلعه آتش زدم و مقدار زيادی از آزوقه ساکنان قلعه را به آتش کشيدم . درهای انبارهای بزرگ را که مملو از جو بودند ، گشوده ، بين لشکريان بيشمار خود تقسيم کردم . سی دهکده اطراف همين قلعه را نيز طعمه آتش کردم . دود اين دهات به آسمان رفت 42."
هرتسفلد در اثر خود تحت عنوان تاريخ باستانی ايران بر بنياد باستان شناسی که در سال 1936 م . منتشر کرده ، درباره کتيبه مذکور و اطلاعات به دست آمده از آن در رابطه با موضوع مورد نظر ما چنين می نويسد :
". . . تعدادی از اماکن را که در آن کتيبه نام برده شده است ، اکنون هنوز می توان تشخيص داد و محل آن ها را معلوم نمود . جريان آن جنگ های اوليه در اطراف درياچه اروميه حتی تا داخل خاک آذربايجان به خوبی روشن است. . .از جمله آن ها شهر اوشکايا را وصف می کند که حصاری به ضخامت هشت ذراع داشته و نيز شهر ديگری را به نام انياس تانيا (در تاريخ ماد آنياشتانيا 43) که در محلی واقع بين اوشکايا و شهر تارواکيسا44 (در تاريخ ماد تارماکيس ) بوده ، دارای دو حصار و خندق و خود شهر توارير45(در تاريخ ماد تاروئی ) نيز يک خندق و دو حصار داشته است .
آشکار است که براساس برداشت هرتسفلد تارواکسيا و توارير دو شهر جداگانه بوده اند؛ درحالی که دياکونوف اين دو اسم را به صورت تاروئی _ تارماکيس نوشته و آنها را يک دژ مضاعف قلمداد کرده است . از گزارش سارگن که در بالا بخشی از آن نقل گرديد ، چنين استنباط می شود که مردم تارماکيس در برابر نيروهای استيلاگر مقاومت کرده ، کوچه به کوچه با آنها جنگيده اند . پناهنده شدن اهالی اطراف در تاروئی _ تارماکيس و وجود انبارهای غلات _ که به عنوان ماليات و خراج از ساکنان دژ و نواحی اطراف گردآوری شده بود _ و اصطبل ها و نيز عمارت هايی که سقفشان از درخت سدر بوده ، و استحکامات و موقعيت استراتژيکی آنجا و اهميتی که در گزارش به آن داده شده ، همه حاکی از وجود شهری قابل توجه است . سيد آقا عون اللهی با توجه به اطلاعات داده شده در متأسفانه تا کنون در تبريز و اطرافش کندو کاو باستان شناسی نشده است ، اما نتايج به دست آمده از کاوش های محل های مجاور چون زيويه ، واقع در نزديکی سقز و حسنلو ، واقع در 12 کيلومتری جنوب غربی درياچه اروميه و 9 کيلومتری شمال شرقی شهرستان نقده _ را هر دو جزو قلمرو دولت ماننا بوده اند ، تا حدودی می توان به اين ناحيه نيز تعميم داد . اين ناحيه بنا به استنتاج دياکونوف از اطلاعات موجود ، از لحاظ اقتصادی پيشرفته تر از نواحی ديگر مجاور بود . در حدود سده 8 ق . م . زراعت و دامداری در اين ناحيه رشد کرده و صنعت از کشاورزان جدا شده بود . فلزکاری با مفرغ رايج بود و استفاده از آهن نيز به تدريج متداول می شد. فرهنگ و تمدن آشوری و اورارتويی در شئون مختلف زندگی اجتماعی تأثير کم و بيش داشت و جامعه در دوره مورد بحث در آستانه استقرار مناسبات طبقاتی قرار داشت .
در هر صورت نخستين بار در اواسط قرن حاضر ميلادی بود که در پرتو تحقيق در پيرامون گزارش لشکرکشی هشتم سارگن دوم و تعيين خط سير او نظرياتی در ابن ياره که تارويی _ تارماکيس در محل تبريز کنونی قرار داشته ، از طرف بعضی از پژوهندگان تاريخ باستان خاورميانه ابراز گرديد و اين نظر با گذشت زمان طرفداران زيادی پيدا کرد . از آن جمله مينورسکی که پيش تر ماده تبريز انسيکلوپدی اسلامی را براساس منابع و مآخذ دست اول تأليف کرده بود ، همان نظر را پذيرفت و طی نامه ای که در سال 1345 ش . به عبدالعلی کارنگ ، مترجم همان مقاله به زبان فارسی فرستاد ، چنين نوشت :
"همان طوری که می دانيد ، قديمی ترين ذکر از اسم تبريز يحتمل در کتيبه پادشاه آشور (سارغن) پيدا می شود . سارغن (سارگن)ثانی در سال 714 قبل از ميلاد سفری به ضد ممالک اورارتو کرد و فتح های خود را به اله (خداي) مملکت خود ذکر کرد . او از ناحيه سلمانيه حاليه (در کردستان عراق) داخل کردستان مکری شد و ناحيت های جنوبی درياچه اروميه را استيلا کرد . محل پارسوا که به عقيده اين جانب آن را نزديک قلعه خراب پسوه بايد جست . از آن جا سفرش از طرف شرقی درياچه بود . بعد از رسيدن به اوشکايا (که به نظرم اسکويه حاليه باشد)از آن پس در ميان فتح های قلعه های سديدالبنا ، تاروي49 و ترماکسيو50 را ذکر می کند . دور نيست که يکی از اين دو نام اسم جايی بوده که بعد از ورود ايرانی ها به صورت ايرانی مبدل شد و آخر کار تبريز حاليه گشته است . . .51 ).
عبدالله فاضلی به ضرس قاطع اظهار نظر می کند که : "در اين که تارماکيس مذکور در کتيبه سارگون همان تبريز معاصر است ، جای هيچ ترديدی نيست . از طرف ديگر هم منشاء بودن واژه های اوشکايای قيد شده در کتيبه ياد شده و اوسکويه و نيز نزديکی فاصله اين دو قلعه به هم مؤيد ادعای مذکور است 52."
سارگن دوم در کتيبه خود از 21 شهر در اين منطقه نام برده است که نشان دهنده رشد شهرسازی در نواحی اطراف درياچه اروميه در هزاره اول پيش از ميلاد است .
تعيين تاريخ دقيق پيدايش زندگی شهرنشينی در دشتی که تبريز در آن قرار گرفته ، دشوار است . همين قدر می توان گفت که شرايط اين دشت حاصل خيز که مهران رود و آجی چای مشروبش می کنند و دارای اقليمی معتدل است و راه هايی شمالی _ جنوبی و غربی _ شرقی از آن می گذرند و وجود منابع زيرزمينی غنی در آن و موقعيت مناسب استراتژيکی اش و . . . همه و همه زمينه مساعدی برای تکوين و توسعه زندگی شهری عرضه می دارند . شهر تارويی يا تارماکيس و يا تارويی _ تارماکيس که وصفش گذشت ، معلوم نيست که درچه تاريخی پديد آمده است . اما در هر صورت يک شهر ، يک شبه چون قارچ از زمين نمی رويد و ای بسا که شکل گرفتن و راه يافتنش به صفحات تاريخ دهه ها و حتی سده ها طول بکشد .
در جريان کاوش هايی که به توسط هيأت باستان شناسی انگليسی به رهبری چارلزبورنی در قراتپه (يانيق تپه) واقع در حدود 30 کيلومتری جنوب غربی تبريز صورت گرفته ، به طوری که پيش از اين ديدم ، به خانه های دايره ای شکلی که از آجر خام و چينه ساخته شده اند و به اواخر هزاره 3 و اوايل هزاره 2 ق . م اواخر دوره عصر سنگ _ مس و اوايل دوران مفرغ _ تعلق دارند ، برخورد شده است . در اين خانه ها سنگ آسياها ، استخوان حيوانات ، نقش های هندسی شکل ، ظروف سفالی مزين به تصاوير پرندگان و حيوانات و انبارهای آذوقه و کارگاه نيز کشف گرديده است . از اين کشفيات چنين استنباط می گردد که در آن هنگام در حوالی تبريز فعلی گروهی از مردم به امر پيشه وری اشتغال داشته اند و صورت گرفتن تقسيم کار زمينه مساعدی برای ايجاد زندگی شهری و شهرها پديد آورده بوده است .
به هرروی ، قديمی ترين سند داير بر وجود تبريز (تارويی _تارماکيس)کتيبه سارگن دوم متعلق به اواخر سده هشتم ق . م . است . به احتمال قوی شهر در جريان حمله نيروهای ويرانگر آشور منهدم می گردد و ديگر ، چنان که گذشت ، تا قرن های سوم و چهارم بعد از ميلاد ، نام و نشانی از آن در ميان نيست ، تا آن که مورخان ارمنی از شهری تاورژ نام سخن می گويند و قراينی داير به وجود شهری در جايگاه تبريز در دوران ساسانی به دست می آيد . می توان حدس زد که در جای و يا جوار شهر ويران شده تارويی _ تارماکيس و مجموعه دهکده هايی که در آن حدود پراکنده بوده اند و در کتيبه سارگن از آن ها سخن رفته ، ديگرباره شهری جان می گيرد و روی به آبادی و توسعه می گذارد . سپس حالا به هر علت ، شهر باز راه زوال می پيمايد . چنان که در اواخر دوران ساسانی و در جريان يورش و فتوحات تازيان و تا نيمه اول قرن دوم هجری نامی از آن نمی رود ؛ و وقتی نخستين بار ، و اين بار به نام تبريز پديدار می گردد ، ابتدا قلعه ای بيش نيست ؛ قلعه ای که بعدها تبديل به شهری بزرگ می گردد . شهری که در طی عمر دراز دوازده _سيزده سده اخير خود نامی ترين شهر آذربايجان و غالبا" مرکز اين سرزمين و پايتخت چندين سلسله قدرتمند6 بوده است و گاهی نيز در نتيجه پيشامدهای سوء طبيعی و يا تاريخی گرفتار فترت شده ، رونق و جمعيت از دست می داده و تبديل به نيمه ويرانه ای می شده است تا ديگر باره ققنوس وار از ميان خاکسترها سررآورد و رونق و توسعه گيرد .
اثارتاریخی شهر تاریخی تبریز
مسجد جامع تبریز
مسجد جامع تبریز که به مسجد جمعه نیز معروف است، در ظلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام و مسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی واقع است و یکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی این شهر به شمار می آید. تاریخ بنا و نام بانی اولیه معلوم نیست، عده ای آن را از مساجد صدر اسلام می دانند، پاره ای دیگر بنای قدیمی را به دوره سلجوقیان نسبت می دهند. در کتاب مر زبان نامه به جامع تبریز اشاراتی که موید آبادانی و شکوه آن در سنوات 607-622 در عصر اتابک ازبک ابن محمد بن ایلدیگز بوده است. مسجد فعلی با طاقهای رفیع و پایه های استوارش بعد از زلزله تبریز در سال 1193 هجری قمری که چند طاق آن شکست و فرو ریخت توسط احمد خان و پسرش حسنقلی خان دنبلی مرمت گردیده است.
مسجد جمعه دارای دو ورودی یکی در جانب شمال می باشد که از طریق صحن مسجد می توان به آن راه یافت و در دیگر از طرف جنوب به کوجه مجاور بازار باز می شود. طول مسجد که از جنوب به شمال امتداد دارد حدود 62 متر و در قسمت وسط آن که دارای طاق بلند و بزرگی است، 15 متر عرض دارد. پایه های این طاق بسیار مستحکم و قطور است. طول مسجد به دو قسمت تقسیم می شود، قسمت اول که قدری کم عرض است به طول 28 متر از بخش جنوبی که به طول 32 متر است، به وسیله دو جرز عریض مجزا می شود. در انتهای این قسمت محرابی از سنگ مرمر سفید ساده با طره های مارپیچی تزئینی به شیوه صفری به چشم می خورد. در پشت دیوار شرقی این قسمت، مسجد مخروبه ای با پایه ها و طاقهای ضربی آجری به نام آلچاق مسجد وجود دارد که به مسجد زمستانی معروف است. این قسمت در سالهای اخیر تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی به فرم اولیه باز سازی شده است. مجموعه مسجد بسیار ساده و بی تکلف و عاری از هر گونه کاشیکاری است، فقط در بالای طاق محراب کتیبه گچبری به خط کوفی از دوره ایلخانان مغول باقی مانده است.
مسجد جامع دارای سنگ نبشته به شرح ذیل می باشد
کتیبه ی اول که قدیمی ترین آنها نیز به شمار می رود و از جنس مرمر می باشد بر دیوار پایه غربی طاق میانی مسجد جامع نصب شده و مشتمل است بر رویای شاه طهماسب صفوی که حضرت ولی عصر (عج) را دیده و آن حضرت وی را به لغو احسان و گذشت درباره مردم امر فرموده اند. این کتیبه در سال 972 هجری قمری به خط ثلث شیوا به قلم علاالدین محمد تبریزی خوشنویس معروف دربار صفوی به رشته تحریر در آمده است. کتیبه دوم از سنگ مرمر می باشد که در بالای در شمالی مسجد جامع نصب شده و مشتمل بر فرمانی ازشاه سلطان حسین صفوی به خط محمد مومن تبریز است. این کتیبه مورخ به سال 1106 هجری قمری و به خط ثلث عالی است که در آن فرمان شاه صفوی به رستم خان سالار سپه و بیگلر بیگی آذربایجان صادر شده که قمار خانه ها و روسپی خانه ها و چرسی فرئش ها را ببندند و هر کس مرتکب این اعمال شود حد شرعی در حق آنان جاری گردد و اهالی و اوباش را از کبوتر پرانی، گرگ دوانی، قوچ و گاو بازی که باعث خصومت و فساد است منع کرده و مرتکب را مجازات نماید.
مجموعه بازار تبریزمجموعه بازار تبریز
شهر بزرگ تبریز بنا به مقتضیات جغرافیایی، وسعت، قدمت و اهمیتی که دارد دارای یکی از زیباترین و بزرگترین مجموعه بازارهای ایران می باشد. سبک معماری، کثرت سراها و تیمچه ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص داده اند. از تاریخ بنای اولیه مجموعه بازار تبریز اطلاعی در دست نیست لیکن اکثر مورخین و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی که از قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن نموده اند اسناد مهم و مدارک ارزنده ای را درباره ی بازار و وضع بازرگانی تبریز ارائه داده اند.
از مقدسی، یاقوت، مارکوپولو، ابن بطوطه، حمداله مستوفی، کلاویخو، جان کارت رایت انگلیسی، شاردن، جملی کارری جهانگرد ایتالیایی و دهها سیاح و مورخ دیگر مطالب جالب توجهی به جای مانده که دال بر اهمیت مجموعه بازار در دوره های مختلف بوده است. وجود مدارس و مساجد تاریخی مهم و معروفی چون مسجد جامع مدرسه حاج صفر علی مدرسه طالبیه و مدرسه صادقیه در این مجموعه بنا می باشد.
بازار کنونی تبریز مربوط به اواخر زندیه ( یعنی از زلزله ای که در سال 1193 هجری ق روی داد ) و عصر قاجار می باشد. در زمان عباسی میرزا که تبریز ولیعهد نشین ودارالسلطنه کشور گردید سراها و تيمچه ها و بازارهای عالی تازه ای احداث شد و از هر سوی کشور، بازرگانان با کالاهای مختلف به سوی تبریز روی نهادند. بازار تبریز با طاقها و گنبدهای بلند آجری شامل امیر ، بازار حلاجان ، بازار سرجان ، راسته کهنه ، بازار حاج محمد حسین ، بازار مشیر، بازارچه صفی ، بازار میر ابولحسن و چند بازار دیگر است. در مجموعه این بازار تیمچه ها و چهار سوهایی هست که حجرات و مغازه های آنها مرکز عمده فروش اجناس گوناگون داخلی و خارجی است. سراها و تیمچه های معروف دیگر تبریز عبارتند از : سرای رسول، سرای حاج میرزا علی، تیمچه و سرای شیخ کاظم، تیمچه حاج صفر علی، تیمچه و دالان میرزا شفیع ، تیمچه ملک و تیمچه میرزا رحیم ، تیمچه جلیل، سه تیمچه حاج شیخ و دهها سرا و تیمچه دیگر که با اختصار به چند اثر جالب توجه آن اشاره می شود.
تیمچه امیر
تیمچه امیر یکی از شاهکارهای جالب معماری و با شکوهترین تیمچه های مجموعه بازار تبریز به حساب می آید . بنای تیمچه را به میرزا محمد خان نظام زنگنه نسبت می دهند که در زمان نائب السلطنه عباس ولیعهد فتحعلی به مقام امیر نظامی رسیده است. این بنا در مجاورت میدان شهدا و اول بازار تبریز قرار گرفته و دارای طرحی هشت ضلعی با حجرات دو طبقه می باشد . بر فراز این تیمچه بزرگترین گنبد آجری موجود در بازار استوار شده که دارای پاطقهای مقرنس و کاربندی های زیبایی است. سرای امیر نیز در جنب تیمچه واقع، دارای فضای وسیع و درختکاری شده و حجرات متعدد است.
تیمچه حاج صفر علی
بنایی است که بانی آن حاج صفر علی خوئی بازرگان معروف معاصر فتحعلیشاه قاجار می باشد.
تیمچه مظفریه
تیمچه مظفریه نیز یکی از زیباترین بخشهای بازار است که حاج شیخ جعفر قزوینی تاجر سرشناس دوره ناصرالدین شاه آنرا در سال 1305 ساخته و به مناسبت حضور مظفرالدین میرزا ولیعهد وقت در این تیمچه به نام مظفریه نام گذاری کرد.
بازار صادقیه
مجموعه بازار و چهار سو و یخچال صادقیه را میرزا محمد صادق فرزند صدرالدین محمد مستوفی در سال 1068 ه . ق برای وقف به مسجد و مدرسه صادقیه احداث نمود. این بازار در زمان فتحعلیشاه ویران و خرابه بوده که نائب السلطنه عباس میرزا حکمران وقت تبریز به بازسازی گماشت.
سرا تیمچه و بازار میر ابولحسن
بانی آن حاج میر ابوالحسن فرزند میرزا محمد که به خاطر احداث این مجموعه مورد لطف ناصرالدین شاه قرار گرفت.
سرای حاج حسین سرای نو و سرای میانه
از آثار حاج سید حسین حسینی است که در زمان حکومت عباس میرزا ساخته شده است.
خانه کوزه کنانی
خانه مرحوم حاج میرزا مهدی کوزه کنانی در جنب مجموعه بازار بزرگ تبریز و در کنار خیابان جدید الاحداث استاد مطهری واقع شده و در زمان مشروطیت و پس از آن محل تجمع سران و بازماندگان صدر مشروطیت از جمله ستارخان ، باقرخان، ثقه الاسلام، حاج میرزا آقا فرشی ، حاج میرزا حسین واعظ و اکثر مشروطه خواهان بوده است. خانه مزبور در سال 1247 هجری شمسی به دست حاج ولی معمار تبریزی که درسالیان متمادی در روسیه زندگی می کرده ساخته شده و در سال 1344 توسط مالکان جدید آن مرمت گردیده است.
مساحت خانه بیش از 930 متر مربع است و قسمت اعظم آن را زیر بنای خانه مشتمل بر حوضخانه سرسرا و دو طبقه بنا ، تشکیل می دهد. حیاط مشجر و با صفای خانه کوزه کنانی به مجموعه طراوت و زیبایی بخشیده است. نورگیر سرسرا بر روی چهار ستون بلند با سر ستونهای گچبری استوار شده داخل آن با آئینه و شیشه های رنگی به طرز جالب توجهی زینت یافته است. در طبقه اول 6 اتاق و سر سرا و در طبقه دوم یک سالن بزرگ ( طنبی ) به ابعاد 6×9 متر و 6 اتاق در سرسرا وجود دارد .
دارای جالبترین قسمت بنا سرسرا و اتاق وشرف به حیاط در طبقه دوم است که در آن در و پنجره های مشبک با شیشه الوان به کار رفته است. این در و پنجره توسط هنرمندان محلی ساخته و تعبیه گردیده است. اتاقهای جانبی ( گوشوار ) دارای سقفی چوبی با تزئینات برجسته ی هشت ضلعی است و درهای چوبی با طرحهای برجسته اسلیمی و گل و برگ زینت داده شده است. مصالح به کار رفته در ساختمان سنگ و آجر و خشت می باشد.
موزه آذربایجان
موزه آذربایجان در خیابان امام شهر تبریز و در جوار مسجد کبود واقع گردیده است. این موزه در حال حاضر با برخورداری از سه سالن نمایش به ابعاد 12×37 و چند اطاق اداری و کتابخانه یکی از بزرگترین موزه های کشور محسوب می شود. کل زیر بنای موزه آذربایجان 2400 متر مربع می باشد.
از سه سالن موجود موزه آذربایجان شامل: زیرزمین، طبقه اول و دوم به عناوین نمایشگاهی دائمی آثار هنری ، باستان شناسی، مردم شناسی و مشروطیت بهره برداری می شود. در سالن طبقه ی اول که مهمترین سمت موزه محسوب می شود سالینه های متنوع و آثار مفروغی از هزاره پنجم قبل از میلاد در ویترین های متعددی به طریقه علمی و توالی زمانی چیده شده است . در غرفه اسلامی این سالن اشیائی از قرون چهارم تا یازدهم هجری به نمایش گذاشته شده که قفل رمزی به دست آمده از روستای بازار لوی عجبشیر از مهمترین آنها به شمار می رود. بخش سکه موزه ی آذربایجان نیز که در قسمت غربی این سالن قرار گرفته است حاوی سکه هائی از دوره های مختلف تاریخی است که قدیمی ترین آنها متعلق به سلوکوس فیکاتور جانشین اسکندر مقدونی در ایران می باشد.
در سالن طبقه ی دوم یادگاریهائی از نهضت مشروطیت و سران آن و اشیائی از مردم شناسی کشور به نمایش در آمده است. بیشتر فضای این سالن که به عنوان محل دائمی نمایشگاه از آن استفاده می شود، فعلا" به مجسمه های دست ساز آقای احد حسینی پر غم مجسمه ساز تبریزی اختصاص یافته که عموما" بیانگر درد و رنج جوامع بشری و تبعیض های ناروای آن است.
برج خلعت پوشان
در ده کیلومتری تبریز و یک کیلومتری شمال جاده تبریز – تهران ، در روستای گرگه برج بلندی وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف است. بنای مزبور که از آثار اواخر دوره صفویه می باشد.
در دوره قاجاریه در این بنا خلعت اعطائی پادشاهان بر دوش حاکمان آذربایجان انداخته می شد . برج به صورت کثیرالاضلاع شانزده ضلعی و سه طبقه است. اضلاع شرقی ، غربی، شمالی و جنوبی بزرگتر و دارای درگاههای بلند باز هستند و دوازده ضلع دیگر دارای طاقنماهای تزئینی می باشد.
عمارت شهرداری
این بنا در سال 2131 هجری شمسی و به دست مهندسان آلمانی در کوی نوبر تبریز ساخته شد. این ساختمان دارای ساعت بزرگ در بلندترین نقطه آنست که هر ربع ساعت یکبار به صدا در می آید. نمای ساختمان از سنگ تراش خورده می باشد و کل ساختمان به شکل عقاب می باشد.این بنا در مرکز شهرواقع شده است و هم اینک شورای اسلامی شهر و شهرداری شهر در آن مشغول به کار می باشند.
کلیسای سر کیس مقدس
سر کیس مقدس نام کلیسایی است که در سال 1821 میلادی به وسیله ی شخصی به نام پطروسیان در محله بارون آواک تبریز ساخته شده است. بنا در سال 1845 تجدید یافته و سبک معماری آن ارمنی است . این کلیسا نیز به شکل صلیب ساخته شده و سه درب از سوی شمال ، شرق و جنوب به آن باز می شود. در مدخل شرقی آن قبری وجود دارد که متعلق به کشیشی به نام هاکوپ قاراپتیان می باشد. بنای کلیسا سنگی و گنبد های آن آجری است . در داخل کلیسا چهار ستون آجری با پایه های عریض سنگی ، علاوه بر اینکه گنبد بزرگ وسطی و طاقهای متعدد سقف را نگهداشته اند ، محراب و نماز گاه های فرعی را نیز از تالار اجتماعات جدا کرده اند. در بیرون کلیسا در پای دیوار شرقی حیاط، یک بنای یادبود سنگی ساخته شده است. این بنا برای یاد بود کشته شدگان ارمنی ساخته شده است و طرح و حجاری بدیعی دارد . در کنار این یادبود سنگ نبشته های مرمرین متعددی در پای همان دیوار پهلویی نهاده شده استا که همه متعلق به قبور کشتگان و بزرگانی از ارامنه است که اغلب آنها در قرن 19 در گذشته و در حیاط این کلیسا مدفون گشته اند.
عمارت ائل گولی
این پارک بزرگ در جنوب شرقی تبریز بر دامنه تپه ای سر سبز قرار دارد . علت نام گذاری آن به شاه گولی و بعدا" ائل گولی وجود استخر بزرگ در محوطه پارک است .
ساختمان زیبائی در مرکز استخر قرار دارد که تاریخ بنای آن مشخص نمی باشد. وجود درختان سرسبز در محوطه پارک و گل کاریهای انجام شده زیبائی پارک را دو چندان می کند.
فضای دل نشین پارک آن را به تفرجگاه عمومی شهر در تمامی فصول سال تبدیل کرده است.
بقعه صاحب الامر و مدرسه اکبریه
بقعه صاحب الامر در کنار خیابان مدرس قرار دارد و از آثار زمان شاه طهماسب صفوی می باشد. این بنا در سال 1045 توسط سپاهیان سلطان مراد چهارم تخریب شد که در زمان شاه سلطان حسین صفوی، و از طرف میرزا محمد ابراهیم وزیر آذربایجان مرمت گردید .
این بقعه در سال 1193 هجری قمری بر اثر زلزله شدید ویران گردید و در سال 1208 به وسیله جعفر قلی خان دینبلی تجدید بنا یافته و در سال 1266 میرزا علی اکبر خان ، قسمتی از بقعه و دهلیز را آئینه کاری کرد.
این مدرسه که اکبریه نام داشت در سال 1345 جهت احداث ادامه خیابان دارائی ویران شد و در سالهای اخیر تعمیر این بنای تاریخی مورد توجه قرار گرفت و از طرف سازمان میراث فرهنگی نسبت به مرمت آن اقدام گردید . بقعه صاحب الامر دارای حرم و منار بلند در گوشه بنا می باشد .
در مدخل دهلیز و درون بقعه دو طاق مرمرین از زمان شاه طهماسب باقی است که دارای حجاریهای زیبایی شامل گل و بوته اسلیمی و ختائی است.
ربع رشیدی
ربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل 24 کاروانسرای وسیع و 1500 دکان و 30000 خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است.
200قاری از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و 400 فقیه و 100 فقیه و 1000 طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند . 50 پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به اين ترتيب معلوم مي شود كه ربع رشيدي در زمان خود يك شهر علمي با كتابخانه اي حاوي هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال 718 هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال 1020 هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده اند.
ارک علیشاه
یکی از ابنیه کهن و عظیم تبریز که بی شک در زمره شاهکارهای معماری اسلامی به شمار می رود ، ارک علیشاه یا مسجد علیشاه است. در مورد تاریخ بنای ارک مورخین و سیاحان، از دوره ایلخانی تا به امروز متفق القولند که ساختمان آن بوسیله ی تاج الدین علیشاه جیلانی وزیر سلطان ابو سعید ایلخانی در سال 716 شروع شده، ولی به دلیل مرگ بانی بنا ناتمام مانده تا اینکه بازماندگان وی ساختمان آن را در سال 724 به اتمام رساندند.
چنانچه از توصیف این بنای عظیم در اغلب سفر نامه ها و تواریخ بر می آید، مسجد علیشاه در زمان آبادانی مزین به کاشی، ازاره سنگی و ستونهای مرمر و کتیبه و گچبری بوده است. ایوان مسجد را طاق بلندی می پوشانده که به علت تعجیل در اتمام آن طاق شکسته و فرو ریخته است. بنای مزبور در زمان قاجاریه، در درگیریهای تبریز و انقلاب مشروطیت یکی از انبارهای مهمات و مخزن غلات قشون گردید و حصاری نیز دور آن کشیده شده و نام ارگ به خود گرفت. مسجد علیشاه در ظلع جنوبی خیابان امام خمینی واقع است. هر چند بنا در طول سالیان دراز خسارت زیادی دیده و ویرانی بسیار بدان را یافته لیکن بنای مانده خود موید شکوه روزگار آبادانی آن بوده است. قسمتی که هم اکنون به صورت سه دیوار بلند قطور جنوبی و شرقی و غربی به صورت ایوان به چشم می خورد، دارای 30.15 متر عرض می باشد و بلندی دیوارهای سه گانه تقریبا" 26 متر و عرض هر دیوار به 10.40 متر می رسد. محراب بزرگی مسجد در انتهای ایوان و در بین دو نورگیر قرار گرفته است. در دوره قاجار در سمت شرقی ایوان پلکانی برای صعود به بام تعبیه کرده بودند که در سالهای اخیر به کلی این قسمت از بنا را از بین برده اند. در ضلع جنوبی بنا و در نمای خارجی، برج مدور عظیمی به چشم می خورد که پشتیبانی برای طاق و دیوار به حساب می آمده است.
مسجد کبود
مسجد کبود تبریز یکی از ابنیه زمان جهانشاه قره قویونلو و متعلق به نیمه دوم قرن نهم هجری است که بوسیله جان بیگم خاتون همسر جهانشاه بنا شده و توسط دختر او صالحه خاتون در زمان حکومت سلطان یعقوب اق قویونلو مرمت گردیده است. بنای مسجد که بیشتر از نظر کاشیکاری و آمیزش رنگها و داشتن انواع خطوط عالی و اشکال است.
سر در رو به شمال واقع شده و دارای ابعاد طرحهای بدیع، مورد نظر ارباب ذوق و معماری است، دارای سر در، دو مناره و شبستان و مقبره است. سر در رو به شمال واقع شده و دارای ابعاد 5×7 متر می باشد و از سطح کوچه مجاور، به اندازه 5 پله سنگی که هر یک به درازای 3 متر و به ارتفاع 20 سانتی متر می باشند قرار دارد.
ارتفاع طاق باقی مانده سر در زیادتر از 8.5 متر است که تماما" از کاشیهای معرق پر آب و رنگ پوشیده شده است. سطح پایه های دو طرف با طرح ها و اشکال مرکب از گل و بوته و کاشیهای معرق الوان پوشیده شده بود که بر روی کتیبه های این پایه عبارات مختلفی با آیات قرآنی نوشته شده است. کتیبه ی قسمت بالای طاق سر در تماما" ریخته و اثری باقی نمانده است.
بر روی پایه سمت راست کتیبه ای به خط رقاع در متن لاجوردی نصب شده که از عالی ترین مظاهر معرق کاری دوره اسلامی محسوب می شود. از مفاد این کتیبه معلوم می شود که بنای مسجد در ربیع الاول سال 870 هجری قمری به پایان رسیده است.
منبع:شهرداري تبريز