شهر سوخته (5227 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (926 بار خوانده شده است)  شهر سوخته
86/2/6 اينجا هنوز صداي پاي تاريخ ميآيد گزارش: جلال اسكندري ایرنا- طنين خشاخش سفالينههاي شكسته با نقش و نگارههاي خيرهكننده در فضاي خاموش و تاريك كوير ميپيچد... اينجا چنان از خرده سفالينه، سنگ و فلزهاي قديمي مشحون شده كه هر قدم بر زمين آن به منزله ورقي بر كتاب تاريخ حماسي نياكان اساطيري ما "رستم و سهراب " است. اين مكان دشت تفتيده سيستان، قلب داغ و تپنده تاريخ فلات پهناور شرق كشور است، هر ندايي كه از آن برميخيزد سفري جذاب و مسحوركننده به ژرفناي تمدن درخشان ايران زمين است و انگار آدمي را به گذشتههاي دور و دراز رهنمون ميكند. اين نواها روز و شب با هياهوي بادهاي ۱۲۰روزه سكوت خاموش و تاريك فضاي كوير را در هم ميشكند، فراخواني به اعماق تاريخ ميزند و يكه و تنها رازهاي سر به مهر گذشته را در گوش ستاره و ماه نجوا ميكند. اين دست پرورده تاريخ با ناز و كرشمه سدههاي متمادي است كه برسم امانت بدست مهربانان آسمان (ماه و ستاره) سپرده شده و در گذار ازمنه به "شهر سوخته" در دل كوير خشن سيستان نور اميد و حيات تابانده تا همچنان پس از گذشت ۵۲قرن پر هيبت و مغرور سرافراز بماند. در قطعهاي از بهشت دشت گونه سيستان به مدد "هامون و هيرمند" در شرق فلات گسترده ايران "شهر سوخته" جاي خوش كرده كه آوازهاش باعت غرور ايراني است. در اينجا هنوز صداي پاي تاريخ به گوش ميآيد، شهر اگرچه فرتوت است اما با وجود قهر طبيعت و وزش بادهاي معروف ۱۲۰روزه در زير تلنبار گرد و غبار زمانه خميده نشده و همچنان پايدار نفس ميكشد و در اين مدت همواره تاريخ را اين سو آن سو با خود همراه برده است. شهر سوخته در واقع نام سلسله تپههاي به هم چسبيده وسيع با ارتفاع بين ۱۲تا ۱۸متر از سطح زمينهاي پيراموني است كه درست در فاصله ۵۶كيلومتري جاده زابل به زاهدان قرار دارد. اين شهر تاريخي و مهمترين محوطه ديرينه سيستان در كنار رود هيرمند و در بالاترين لبه شمال غربي دلتاي قديمي بر روي سلسله تپههاي "تراس رمرود" و زمينهاي زراعي "تراس نيمروز" واقع شده كه وجود آن در هزارههاي چهارم و سوم پيش از ميلاد مديون رودخانه پرآب هيرمند بوده است. ۱۲۰هكتار از گستره ۱۵۱هكتاري شهر داراي آثار و بقاياي ديرينه است كه گستردهترين دوره آن مربوط به سالهاي بين ۲۸۰۰تا ۲۵۰۰پيش از ميلاد بوده كه گستره آن در اين دوران به بيش از ۸۰هكتار رسيده است. افزون بر نيمي از وسعت شهر چنان پوشيده و مملو از توده سفالهاي شكسته سنگ، فلز و خرده سنگهاي نيمه قيمتي و ساير مواد منقول باستاني است كه در برخي مكانها بدون گام نهادن بر روي اين مواد امكان جابجايي و حركت ميسر نيست. با آنكه محل قطعي و در برخي موارد مكان تقريبي بسياري از شهرها و ايالتهاي باستاني در لوحههاي بدست آمده از بينالنهرين (ميان رودان) چون "انشان"، "ارت"، "ملوخه"، "ماراهاشي"، "ديلمون" و "مكن" توسط ديرينه- شناسان مشخص شده اما هنوز به سبب فقدان دستيابي به اسناد و مدارك كافي و كامل از نام باستاني شهر سوخته آگاهي در دست نيست. هرچند سالها پيشتر اين شهر به عنوان يكي از شهرهايي كه ميتوانسته با شهر ارت تطابق كند مورد بحت بوده اما بعدها با تعيين و تطبيق "شهداد" كرمان با محل ارت اين فرضيه كاملا مردود شناخته شد. عنوان امروزي شهر سوخته نامي جديد است و به نظر نميرسد كه سابقه آن از حدود ۱۵۰تا ۲۰۰سال بيشتر باشد، از آنجايي كه اين شهر دستكم طي سه مرحله از تاريخ خود دچار حريق و آتشسوزي بزرگي شده سطح آن سوخته و آثار خاكستر و سوختگي در جاي جاي آن ديده ميشود و به اين سبب از سوي مردم محل با نام "شهر سوخته" خوانده شده است. روايت محلي ديگر درباره نام شهر آن است كه نام اين محل در اصل شهر "سوته" بوده كه به معناي بزرگ و عظيم است و سوته به مرور زمان تبديل به سوخته شده است. مردم شهر سوخته با استفاده از موقعيت جغرافيايي شهر خود كه اجازه تهيه منابع معدني و طبيعي و كنترل توليد و توزيع آنها را در تمام نقاط سيستان و مناطق اطراف را داده اين شهر را گسترش دادهاند. توسعه شهر سوخته از نظر فرهنگي، سياسي، اجتماعي و صنعتي در يك دوره ۴۰۰ ساله از زندگاني يكهزار ساله، آن را از شكل شهرك كوچك ۱۵هكتاري خارج و سپس با گستره حدود ۱۵۰هكتاري تبديل به يكي از بزرگترين شهرهاي دوران مفرغ خاورميانه كرده كه شهرهاي محدودي چون انشان يا "تپه مليان" در فارس، "اور" در بينالنهرين، "شوش" در دشت خوزيان و بالاخره "موهنجو دارو" در دشت "سند" قابل مقايسه با آن بودهاند، گستره شهر قابل تقسيم به سه بخش اصلي و سه بخش فرعي است.
دكتر سيد "منصور سيد سجادي" سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته ميگويد: منطقه بزرگ مركزي شهر، شامل بخشهاي مسكوني شرقي، مركزي و بناهاي يادماني است. او ادامه ميدهد: منطقه شمال غربي شهر شامل بخشهاي صنعتي و گورستان است كه آثار معماري بدست آمده در بخش مسكوني نشاندهنده وجود نوعي نظم و ترتيب در تقسيمبندي ساختمانها و واحدهاي مسكوني است كه توسط خيابانها و كوچههايي از يكديگر جدا ميشوند. وي افزود: مصالح ساختماني اين بناها عبارتند از چينه، خشت، چوب و حصير، هر واحد ساختماني داراي شش تا ۱۰اتاق بوده كه به در، درگاه، پلكان، سقف و اجاق مجهز بوده است. اشيا منقول پيدا شده در شهر سوخته بسيار متنوع است، گذشته از ظرفهاي سفالي بسيار زياد، اشيا در خور توجه ديگر شامل انواع پيكرههاي كوچك گلين، سفالين و سنگي انسان و جانور، اشيا چوبي و حصيري، ابزارهاي بافندگي، پارچه و طناب است كه در ميان اشيا سنگي بويژه ميتوان به ظرفهاي مرمري و دستههاي سنگي و سنگ آسيابها اشاره كرد. اشيا زينتي بيشتر با سنگهاي نيمه بهادار وارداتي چون لاجورد، عقيق و فيروزه كه از معادن دور دست به شهر سوخته وارد شده ساخته شدهاند، اين سنگهاي نيمه بهادار و بويژه سنگ لاجورد پس از ورود به شهر توسط صنعتگران تراش داده شده و به شكل اشيا زينتي در ميآمده و سپس براي صدور به سرزمينهاي دور دست آن سوي خليجفارس و ميان رودان فرستاده ميشد. از سنگهاي مرمر، بازالت و آهكي براي ابزارسازي و مهرهسازي و نيز ساخت ظرفهاي گوناگون استفاده شده است، مهرهها و اثر مهرههاي گوناگوني از مواد مختلف در شهر سوخته بدست آمده كه داراي كاربرد اداري و رسمي بوده است. يكي از مهمترين اشيا كشف شده در شهر سوخته لوحه گلي كوچكي است كه بر روي آن نوشتهاي كوتاه به خط دوران آغاز "تمدن ايلامي" باقيمانده كه به ظاهر مربوط به يك سلسله ارقام و اعداد است، اين لوحه كه از كهنترين لايههاي موجود شهر پيدا شده مربوط به حدود ۳۲۰۰سال پيش از ميلاد و قديميترين نوشتهاي است كه تاكنون در سرزمينهاي شرق دشت لوت به دست آمده است. سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته ادامه داد: بنظر ميرسد با توجه به مرگ، ميرها و مهاجرتها، شهر سوخته در زمان شكوفايي خود جمعيتي بين ۵۰۰۰ تا ۸۰۰۰نفر داشته كه يكي از پرجمعيتترين شهرهاي دوران مفرغ به شمار رفته است. دكتر سيدسجادي اظهار داشت: بيشتر اين جمعيت به كارهاي توليدي و صنعتي مانند سنگ تراشي، سفالگري، بافندگي، شكار و صيادي، كشاورزي و در نهايت بازرگاني اشتغال داشتهاند. وي افزود: شهر سوخته مانند بسياري ديگر از محوطههاي باستاني شرق ايران همانند تپه "حصار دامغان" و تپه "يحياي" كرمان و "تل ابليس" بردسير تقريبا در يك زمان يعني حدود اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد از بين رفته است. وي اظهار داشت: برخي پژوهشگران تغييرهاي شديد آب و هوايي و خشك شدن دلتاي رود هيرمند را از عوامل متروك شدن اين شهر باستاني ميدانند، اما با توجه به همزماني از بين رفتن محوطههاي باستاني ديگر در مناطق شرقي ايران با متروك شدن شهر سوخته ميبايد در جستجوي عوامل و دلايل ديگري نيز بود. او بيان كرد: مهمتر اينكه تاكنون هيچ اثر و نشانهاي از آتشسوزي شديد و فراگيري كه باعت تخريب كامل شهر شده باشد و يا هجوم خارجي به شهر بدست نيامده تا اين عوامل را در متروك شدن شهر سوخته دخيل دانست. پيدا شدن هزاران قطعه شي مطالعاتي، گنجينهاي و آزمايشگاهي در شهر سوخته بر ثروت و غناي موجود در آن و درجه رفاه مردم شهر گواهي ميدهد، اين اشيا از يك سو بر وجود ارتباطهاي اين شهر با روستاهاي اقماري آن كه توليد كننده برخي مواد مورد نياز جامعه شهر بودهاند و از طرف ديگر بر ارتباط با سرزمينهاي دورتر از نظر مبادله كالا صحه ميگذارند. علاوه بر آن، اشيا و لوازم داخل قبور به شناسايي درجه فقر و غنا و يا طبقه اجتماعي و در برخي موارد شغل و در موارد نادرتري به جايگاه و خاستگاه اصلي و يا حداقل وابستگيهاي خاص جغرافيايي فرد كمك ميكنند، اختلاف ميان اشيا، كيفيت و مرغوبيت آنها از نظر ساختماني و يا مواد استفاده شده در آنها بستگي به نوع ساختمان قبرها نيز دارد. اين اشيا از مواد مختلفي چون سفال، سنگهاي گوناگون، چوب، گياه، استخوان فلز، گل و مانند آن ساخته شدهاند، سفال يكي از مواد اصلي و اوليه مورد استفاده در شهر سوخته بوده كه به مقدار شگفتآوري توليد شده و اين مهمترين علتي است كه حتي امروزه با گذشت سدهها در بسياري از بخشهاي مختلف شهر و بويژه مناطق مسكوني نميتوان بدون پاگذاشتن روي تودههاي انبوه سفال قدم برداشت.
سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته ادامه ميدهد: كارگاههاي اصلي توليد سفال در روستاهاي اقماري قرار داشته كه شناخته شدهترين آنها در تپههاي "رود بيابان" مربوط به دوره دوم استقرار در شهر سوخته ديده شدهاند. دكتر سيد سجادي معتقد است: چهار دوره استقرار در سوخته شناخته شده كه به يازده مرحله طبقه فرهنگي تقسيم ميشود، اين دورهها شامل دوره يكم ( ۲۸۰۰ -۳۲۰۰ق.م)، دوره دوم ( ۲۵۰۰ - ۲۸۰۰ق.م)، دوره سوم (۲۳۰۰ -۲۵۰۰ ق.م) و دوره چهارم ( ۲۰۰۰ - ۲۳۰۰يا ۱۸۰۰ق.م) است. او اظهارداشت : شهر سوخته در دوره يكم پايهگذاري شده در دوره دوم به اوج شكوفايي خود رسيده و از دوره سوم زمان اضمحلال آن آغاز شده و در پايان دوره چهارم از بين رفته است. وي گفت: منطقه بناهاي يادماني در شمال غربي محوطه و بين منطقه موسوم به صنعتي و آنچه با نام منطقه مسكوني مركزي خوانده ميشود، قرار دارد، مرزها و حدود اين مناطق بدقت روشن نيست و بخشهايي از هر منطقه در حقيقت ميتواند بخشي از منطقه ديگر باشد. سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته ادامه ميدهد: در اين ميان شايد منطقه صنعتي يا محله صنعتگران را بتوان مستثني كرد، زيرا اين جا توسط يك چاله بزرگ رسوبي از بخش بناهاي يادماني جدا شده كه آثار بناها و ساختمانهاي بزرگ و عظيمي در اين بخش شهر ديده ميشود. او بيان كرد: كاوش در ساختمان شماره يك از سال ۱۳۷۸در بناهاي يادماني آغاز شد و تاكنون حدود ۱۴۰۰مترمربع از آن حفاري شده است كه در نتيجه آن دهها فضاي روباز شامل حياط، اتاق، راهرو، انبار، كوره و اجاقهاي متعدد، پلكان و ساير عناصر معماري در آن پيدا شده است. سيد سجادي اظهار داشت: بيشتر آثار منطقه بناهاي يادماني متعلق به دوران دوم استقرار است كه در دوره سوم نيز با تغييرهايي در كاربري بناها ادامه پيدا كرده و به احتمال در دوره اول نيز از آن كم و بيش استفاده شده است. ديوارهاي اصلي اتاقهاي اين بنا از خشت ساخته شده و از استحكام زيادي برخوردار است، اين ديوارها اغلب حجيم و قطور است به گونهاي كه قطر آنها بين ۷۵تا ۱۲۵سانتيمتر بوده اما در برخي ديوارهاي كم اهميت و تيغهها، قطر آنها كاهش يافته و به حدود ۵۰سانتيمتر ميرسد. خشتهاي استفاده شده در اين بنا اغلب به اندازه استاندارد ۴۰در ۲۰در ۱۲ سانتيمتر است اما در چند مورد نيز خشتهاي بزرگتري بطول ۴۵سانتيمتر ديده شده است، خشتها با استفاده از قالبهاي چوبي ساخته شدهاند و كنارههاي آنها كامل صاف بوده و سطح شان نيز با وسيلهاي چون ماله صاف شده كه اثر انگشت خشت زن بر روي آنها كمتر به چشم ميآيد. در ورودي و اصلي اين ساختمان تاكنون پيدا نشده اما شواهد موجود نشان ميدهد كه محل اين دروازه در فضاي روباز بزرگي در جبهه جنوبي قرار داشته است، اين فضاي روباز به پلكان بزرگي مركب از هشت پله وسيع منتهي ميشود كه از طريق آن ميتوان به سقف اتاقهاي مركزي راه يافت. تنها راه ورودي مستقيم به مركز ساختمان اكنون از طريق پلكان كوچك شماره ۲است، راه ورودي و ارتباط با اتاقهاي مركزي و راهروهاي جانبي و همچنين اتاقهاي پاياني هيچ كدام مستقيم نيست و ورود به بيشتر اين اتاقها مستلزم عبور از اتاقها و راهروهاي متعدد ديگري است. در بيشتر اتاقها آثار آوار سقفهاي فرو ريخته به شكل قطعههاي كاه گل، حصير و چوب ديده ميشود، آثار كفسازي در بسياري از اتاقها ديده نميشود و به نظر ميآيد كه كف اتاقها تنها بر اثر رفت و آمد كوبيده شده است هر چند در تعداد معدودي از اتاقها آثار كف همراه سنگ ريزه و در يك مورد همراه سفالهاي قديم تر ديده شده است. دكتر سيد سجادي ادامه داد: اشيا موجود در اتاقها و فضاهاي اين بنا از سنگ، استخوان، فلز، چوب، سفال و گل ساخته شده است. او گفت: در ميان آنها اشيا مربوط به زندگي روزمره مانند ظروف سفالي، لوازم و ابزار مذهبي و پرستش مانند پيكرههاي انسان و جانور، فلاخنهاي گلي تخم مرغي شكل، ابزار مربوط به فعاليت اقتصادي و بازرگاني مانند مهر و اثر مهر و اشيا سفارشي و سرپوشهاي مهر شده، ظروف سفالي و ديسكهاي مدور و مثلت و طاوسهاي گلي، قطعههاي مختلف پارچه و طناب، اسباب چوبي مانند قالبها و شانهها، سبدهاي حصيري، مهرههاي گوناگون سنگي و گلي و در نهايت ابزار كار فلزي بسياري پيدا شده است. وي اظهار داشت: در ميان اشيا كشف شده در شهر سوخته تعداد قابل توجهي ابزار و آلات كه بتوان از آنها با عنوان وسايل كنترل و قدرت نام برد، پيدا شده است، اين گروه از اشيا را مهرههاي مختلف، اثر مهر و موم و طناب كشي، ظروف بزرگ و درهاي اتاقها و انبارها، سرپوشهاي مهر شده ظروف و ديسكهاي مثلث و گرد محاسباتي و مانند آن تشكيل ميدهد.
دكتر سيد سجادي ادامه داد: مهرهاي شهر سوخته مسطح و از نوع مهرهاي شرقي و شمالي فلات ايران است كه با نوع مهرهاي استوانهاي خوزياني و ميان روداني تفاوت دارند، مهرهاي مسطح اين شهر از مفرغ، سنگ صابون، سنگ مرمر، استخوان و سنگ لاجورد ساخته شدهاند. وي گفت : اثر مهر در روي بسياري از قطعههاي گلي پيدا شده همراه با اثر طناب و حصير نشاندهنده استفاده از آنها براي مهركردن در انبارها و يا ظرفهاي بسيار بزرگ انباري بوده است. او ادامه داد: كليه بقاياي مهر و مومهاي كشف شده در بناهاي يادماني توسط مهرهاي سنگي و فلزي مهر شدهاند، بيشتر اثر مهرها نشان از شكل هندسي آنها دارد كه چهار گوش، صليبي و در مواردي تصويري از يك پرنده بودهاند. پيشتر و طي دو سال نخست كاوش در گورستان شهر، آثار پارچههايي به شكل كيسه در درون ظروف و به شكل زيرانداز و روانداز در قبرها يافت شد، اما پارچههاي داخل قبرها همه شكننده و فاسد شده بودند و به محض برخورد با فضا و قرار گرفتن در هواي آزاد بيشتر آنها از بين ميرفت. پارچههاي پيدا شده در بناهاي يادماني جدا از اثرهاي پودر شده و از بين رفته، نرم و تازه بنظر ميرسد و در برخي از حالتها ميتوان آنها را مانند دستمالي پيچيد و باز كرد بدون آنكه به شكل آنها خللي وارد شود. پارچههاي كشف شده در شهر سوخته اغلب به رنگ قهوهاي سوخته و گاهي كرم است اما بيش از چند مورد نيز پارچههايي دو رنگ نيز يافت شده است. همين نكته درباره طنابها نيز صادق است، منشا و ريشه بيشتر طنابها گياهي است در حالي كه پارچهها هم داراي منشا گياهي و هم جانوري است، پيدا شدن تعداد قابل توجهي ابزار گوناگون بافندگي و ريسندگي چوبي، گلي، سفالي و فلزي نشاندهنده توليد پارچه در شهر سوخته بوده است. اشيا چوبي به اشكال مختلف ديده شدهاند كه شامل لوازم تزييني، قالب كفش، جعبهها، وسايل و ابزار كار و نيز لوازم شخصي و خصوصي است. يكي از شاخصترين گروه اشيا چوبي شهر سوخته شانهها است، در كاوشهاي سال ۱۳۷۹دو عدد شانه چوبي معرق در ساختمان شماره يك شهر كشف شد، پيش از اين گمان ميرفت كه صنعت معرقكاري داراي ريشه چيني است و سابقه تاريخي آن به دوره صفويه ميرسد، اما تاريخ ساخت شانههاي شهر سوخته حدود ۳۰۰۰سال پيش از ميلاد است كه به اين ترتيب كشف آنها تغيير بسيار مهمي در تاريخچه، سابقه و محل ابداع اين هنر ايجاد كرده است. سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته گفت : از سال ۱۳۷۶تا سال ۸۰تعداد ۲۲گمانه و كاوش در گورستان شهر انجام گرفت كه در نتيجه آن حدود ۱۵۰ تدفين كشف شد، اطلاعات و دادههاي بدست آمده از داخل گورهاي حفاري شده نشان داد كه قبرها مخزن سرشاري از دادههاست كه براي بازسازي تاريخ و تمدن اين شهر و فلات ايران بسيار مهم است.
دكتر سيد سجادي ادامه داد: بقاياي موجود در اين قبرها باستانشناسان را در فهميدن علل و چرايي مرگ و ميرهاي دسته جمعي، سن و سال، تغذيه و نوع بيماريهاي موجود، نژاد و خطوط احتمالي مهاجرتها به شهر سوخته كمك ميكند. او افزود: علاوه بر اينها، همين بقايا و ماندهها به روشن شدن وضعيت اجتماعي و طبقاتي مردم، شغل و مرتبه اجتماعي و نيز آيينهاي رايج در اين جامعه كمك فراواني ميكند. وي اضافه كرد: كشف نكاتي چون وجود بيماريهاي واگير و آيينهاي مختلف تشييع نشان از باورهاي مذهبي (قبرهاي دستهجمعي با رديف جمجمهها و يا وجود جمجمه سگهاي اهلي شده در برخي از قبرها)، باورهاي اجتماعي (قتل عمدي و سر بريدنها كه ممكن است ريشههاي مذهبي نيز داشته باشد) در شهر سوخته دارد. او بيان كرد: استفاده از كفش و يا لباس، ريشههاي مختلف نژادي و مهاجرتي شغل و كار مردم (قبرهاي صنعتگران و دامداران)، معماري قبرها(شكلهاي ۹ گانه قبرها)، سن و سال افراد، بيماريها، وابستگيهاي خانوادگي (قبرهاي خانوادگي)، تاريخ تحول علوم پزشكي (جراحي جمجمه و شكستهبندي )، طبقات اجتماعي گوناگون ( قبرهاي فقرا و اغنيا، ظرفهاي سفارشي براي تدفين)، همگي نشانه وجود جامعهاي پيشرفته و سازمان يافته در اين شهر است. تعداد ۹گونه ساختماني گورها در شهر سوخته شناخته شدهاند كه عبارتند از -۱گودالهاي ساده -۲گودالهاي دو قسمتي -۳شبه سردابهها -۴سردابهها -۵ گورهاي مستطيل خشتي -۶گورهاي مربع خشتي -۷گورهاي دو ديواره -۸گورهاي دايره خشتي -۹گورهاي دايره با در مسدود خشتي.
سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته افزود: نحوه تدفين، تشييع و وجود نذورات مختلف، شكل و حتي جهتهاي جغرافيايي قبرهاي حفر شده هر كدام به تنهايي ميتوانند در ارتباط با مباني مذهبي جامعه شهر سوخته باشد. سيد سجادي توضيح داد: در ميان قبرها و اسكلتهاي كشف شده در شهر سوخته، فارغ از اختلاف نوع ساختمان قبرها كه به احتمال زياد داراي ريشههاي مهاجرتي و نژادي است، بايد به نوع و نحوه تدفينها كه به نوبه خود در تفسير و تبيين عقايد و آرا موجود شهر مهم است، توجه كرد. اسكلتهاي شهر سوخته در جهتهاي مختلف و به شكلهاي مختلف جغرافيايي دفن شدهاند، از روي شكل اين تدفينها و اشيا موجود در آنها، صرفنظر از پي بردن به شغل و مرتبه اجتماعي افراد مدفون در آنها و فارغ از امكان تعيين فصل و زمان تقريبي فوت و تدفين افراد، ميتوان به برخي از جنبههاي اعتقادي و مذهبي مردم اين جامعه نيز پيبرد. جهت قبرها و تدفينها در گورستان شهر سوخته همواره متغير است و بنظر ميرسد كه در زمان دفن، موقعيت خورشيد و محل قرار گرفتن آن در آسمان عامل مهمي در تصميمگيري براي انتخاب جهت قبر و خواباندن جسد در آن بوده زيرا تدفينها در جهت تابش خورشيد انجام گرفته كه اين نشان از ارزش، اعتبار و اهميت نور و آفتاب در باورهاي مذهبي جامعه شهر سوخته دارد. همراه مردگان شهر سوخته هدايا و نذوراتي نيز دفن شده است اما با وجود اين تعدادي از قبرها وجود دارد كه به ظاهر خالي از اين گونه هدايا و نذور است. دكتر سيد سجادي اظهارداشت : بيشتر قبرهاي خالي از شي، مربوط به كودكان و نوزادان كمتر از دو سال است كه تعدادي از آنها بطور كامل فرسوده و از بين رفتهاند و اين امكان وجود دارد كه اين گروه از قبرها حاوي هدايا و مواد از بين رفتني چون غذا و يا اشيا ساخته شده از پارچه و گياه بودهاند كه طي زمان از بين رفته و يا اينكه متعلق به گروهي از افراد جامعه با اعتقاداتي متفاوت بوده است. او معتقد است: اشيا و نذورات داخل قبرها دو كاربرد داشته كه يكي در ارتباط با اعتقادهاي مذهبي افراد و ديگري بيانگر مرتبه اجتماعي و شغل آنان بوده است. بررسيهاي انجام شده بر روي اشيا درون قبرها، نحوه توزيع و قرار گرفتن آنها را نشان ميدهد، بيشتر اشيا و بويژه مواد غذايي در كنار سر و در دسترس مدفون قرار داشته است، اشيا زينتي نيز اغلب در دسترس زنان و نزديك دستها و يا سر و جمجمه آنان جاي گرفته، مهرها كه نشانههاي قدرت و كنترل اقتصادي بوده اغلب در كنار بازوي فرد مدفون قرار داشته و مواد غذايي در همه پهنه قبر گسترده شده است. اشيا افراد فقير جامعه شهر سوخته نيز اغلب يك ليوان و يا كاسه محتوي ماده تخمير شده بوده كه از عصاره انگور بدست ميآمد، اين اشيا در كنار جمجمه و نزديك دست كه دسترسي به آن آسان بوده قرار داده ميشد. در ميان اشيا كشف شده در قبرها، وسايل شخصي و خصوصي افراد مانند وسايل كار و يا آرايش و تمام لوازم شخصي آنان نيز ديده شده در بين اشيايي كه ميتوان آنها را به نوعي به باورهاي اجتماعي افراد منتسب كرد، تعداد قابل توجهي مهرههاي سنگي نيز ديده شده است. دكتر سيد سجادي گفت: بررسيهاي انجام گرفته نشان داده كه اين مهرهها علاوه بر جنبههاي احتمالي تزييني، داراي برخي كاربردهاي مذهبي نيز بودهاند ، در برخي از موارد تعداد اين مهرهها به حدود ۲۰۰عدد ميرسد كه تعداد آنها از مهرههاي لازم براي ساختن يك گردنبند و يا دستبند، كه اغلب بين ۱۰تا ۲۵مهره بوده بيشتر است. او افزود: گاهي اوقات مشخص است كه از مهرهها براي منجوق دوزي لباس نيز استفاده شده، نحوه قرار گرفتن مهرهها و تعداد آنها در برخي از قبرها نشان دهنده نوعي تفكر مذهبي است. شهر سوخته در واقع جامعهاي چند مليتي بوده كه شاخصهاي نژادي، فرهنگي و تمدني بدست آمده از گورها و آثار منقول كشف شده از كاوشها و آثار معماري مناطق مسكوني همگي تاييدكننده اين موضوع است كه ساكنان آن از نقاط مختلف به آنجا مهاجرت كردهاند. با اين حال اغلب عناصر مادي و معنوي زندگي قبايل هند و آريايي مقدم آسياي مركزي در شهر سوخته بيشتر ديده ميشود. هرچند كاوشهاي جديد نشان دادهاند كه نبايد از ارتباطهاي بيشتر اين محل با نواحي جنوبي و غربي ايران غافل بود زيرا مردم شهر سوخته بدنبال انتقال انديشه و تفكر خود به ديگران بودهاند. پيدا شدن صدها علامت و نشان بر روي ظرفهاي سفالي شهر سوخته و همچنين برخي از انواع مهرها نشاندهنده آن است كه منظور و هدفي خاص از تصوير اين نشانها وجود داشته است. نشانههايي شبيه علايم شهر سوخته در بيشتر محوطههاي باستاني دوران مفرغ شرق ايران ديده شده كه فارغ از برخي شباهتهاي موجود با نشانههاي دوران آغاز "تمدن ايلام" در مناطق غربي ايران، نشانههاي قابل مقايسه ديگري با آنچه كه در شبه قاره هند پيدا شده در شهر سوخته نيز ديده ميشود.
جامعه شهر سوخته زماني كه قادر به انتقال انديشه و مرام خود با نشانه- هاي تصويري نبودهاند از روشهاي ديگري براي پيامرساني استفاده كردهاند كه به عنوان نمونه ميتوان به آثار برجاي مانده در قبرها دال بر شغل و موقعيت اجتماعي افراد اشاره كرد. در دنياي پيشرفته شهر سوخته جهان پس از مرگ نيز از اهميت خاصي برخوردار بوده است، باقي گذاشتن صدها شي مختلف، اغذيه، نذر و ابزار كار و ساير مدارك و شواهد همگي نشاندهنده اعتقادهاي مردم اين شهر ديرينه است. انواع شكلهاي دفن، نوع قرار دادن اشيا و نذور داخل قبرها، مواد مصرفي درون اين ظرفها، انواع مختلف ساختمان قبرها و شواهد بسيار ديگري گواه اعتقاد عميق اين مردم به زندگاني پس از مرگ و در نتيجه اعتقاد به وجود نيرويي برتر بوده است. تعداد قابل توجهي پيكره انساني و جانوري در شكلهاي مختلف از كاوشهاي شهر سوخته كشف شده كه بيشتر پيكرههاي انساني تجريدي و استعارهاي است. وجود مرداني با دستهاي بالا برده به آسمان به حالت استغاثه، با دستهاي آويزان به حالت تسليم، با گردن فرو رفته داخل ردايي بلند و زنان نشسته. پيكرههاي انساني از دو گروه نر و ماده تشكيل شدهاند، زنان در دو شكل مختلف نشسته و در روي يكي از اين پيكرهها، يعني زن نشسته با پاهاي دراز پولكهاي كوچك گلي تزييني چسبانده شده است و همين تزيينها بر روي پيكره زن ايستاده، به بلنداي تقريبي چهار سانتيمتر وجود دارد. با اين تفاوت كه در اين نمونه دومي تزيينها تا پايين زانو كشيده شده است، اين تزيينها در سه رديف مجزا از يكديگر با سه كمربند جدا از هم قرار دارد و بسيار شبيه به هنر امروزي رايج در بلوچستان يعني پولك دوزي روي پيش بند لباسهاي زنان است. پيكرههاي مردان بيشتر از نوع ايستاده است، دستهاي باز و يا آويخته اين مردان و عضلههاي برجسته آنان جالب بنظر ميرسد و با آنكه مطالعههاي انسان شناسي فيزيكي نشان ميدهد كه مردان شهر سوخته در رده مردان نسبتا كوتاه قد طبقهبندي ميشوند، اما پيكرههاي گلي مردان شهر سوخته نشان از بدنهاي عضلاني و قوي آنان دارد. يكي از نمونههاي جالب، نادر و غيرعادي در ميان پيكره مردان، مجسمه مردي بلند قامت است كه ردايي يكنواخت و بلند در بر دارد كه سر خويش را تقريبا داخل گردن خود فرو برده و ظاهري روحاني و معنوي به خود داده است. در ميان جانوران، پيكره گاو و گاو كوهاندار از ساير جانوران بيشتر ديده ميشود، پيكره ساير جانوران مفيد نيز در شهر سوخته كشف شده كه از جمله مي- توان به پيكره برخي از پرندگان و جانوراني چون پلنك و گراز اشاره كرد. نكته قابل توجه درباره پيكره اين جانوران و بويژه گاوه آنست كه كليه آنان اغلب ناقص و شكسته بودهاند و اين تنها به سبب شكنندگي و نامرغوبيت آنها نبوده بلكه اين سمبلهاي خدايان پس از انجام وظيفه براي صاحبان خود و بخصوص زماني كه نذر و نياز صاحب خود را برآورده نميكردند، شكسته و به گوشهاي پرتاب ميشدند، زيرا كاربرد آنها پايان يافته بوده است. به اعتقاد سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته، اين شهر بيشك جز شهرهاي بسيار پيشرفته زمان خود بوده است، اين موضوع نه تنها در بقاياي آثار معماري، هنرهاي ظريف دستي، بر روي سنگ مرمر، سفال، گل و حصير ديده شده است بلكه در سازماندهي اجتماعي شهر نيز همين موضوع نيز ديده ميشود. دكتر سيد سجادي اظهارداشت : اين شهر داراي تشكيلات مرتب و منظمي بوده است، آثار باقيمانده در آن نشاندهنده اين است كه شهر سوخته در هزاره سوم پيش از ميلاد داراي نظام مرتب و منظم آبرساني و تخليه فاضلاب بوده و دانش پزشكي (و يا جادوگري علمي) در آن به حدي پيشرفته بوده كه پزشكان شهر نه تنها از علومي چون شكستهبندي آگاه بودند، بلكه به اجراي اعمال شگفتانگيزي چون جراحي جمجمه نيز دست ميزدند. از سوي ديگر كشف تنها لوح نوشته دوران آغاز تمدن ايلام در اين شهر همراه با آثار مهرها و علايمي كه پيشتر به آن اشاره شد نشان از ارتباطهاي تجاري و كنترل اقتصادي منطقه از سوي اين جامعه دارد و به اين ترتيب مردم اين شهر به چنان درجهاي از رفاه رسيده بودند كه زنان به زيبايي خود نيز توجه فراوان داشته اند. درباره چگونگي از بين رفتن و ناپديد شدن شهر ديدگاههاي مختلفي وجود دارد، امكان حمله خارجي، تهاجم و غارت به سبب وجود هيچ گونه مدرك مستند و معتبر تقريبا منتفي است و آنچه كه برخي از پژوهشگران از آن به عنوان پديده ظهور آرياييان نام ميبرند نيز در ترك اين محل دخالتي نداشته است.
سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته معتقد است: آثار كشف شده در كاوشهاي ديرينه شناسي شهر سوخته نشان ميدهد كه اين جامعه در نيمههاي هزاره سوم پيش از ميلاد دچار بحراني سياسي، اقتصادي و اجتماعي شده كه عامل اصلي نزول و سقوط تدريجي آن را فراهم آورده به نحوي كه در پايان دوران چهارم استقرار جمعيت و وسعت شهر كم و محدود شده است. دكتر سيد منصور سيد سجادي ادامه داد: قابل قبولترين و مهمترين نظريه درباره ترك نهايي شهر سوخته، خشكي و جابهجايي دلتاي رودخانه هيرمند و بستر آن است كه به احتمال، مردم شهر را بدنبال آب جابهجا كرده و به مكاني كه اكنون از آن اطلاع و خبري در دست نيست، انتقال داده است. تاكنون ۱۰فصل كاوشهاي باستانشناختي در شهر تاريخي منحصر بفرد انجام شده كه در هر يك از اين فصلها اطلاعات جامع جديدي از نحوه زندگي، اعتقاد، آيين ها، اشيا و ابزارهاي تاريخي و... بدست آمده است. دومين دوره كاوشهاي علمي محوطه باستاني شهر سوخته از سال ۱۳۷۶توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي كشور آغاز شد، نخستين دوره اين كاوشها را كارشناسان ديرين شناس ايتاليايي در سال ۱۳۴۶تا ۱۳۵۶انجام داده بودند. طي دوره زماني ۱۰ساله يعني از سال ۷۶تا ۷۵با سرپرستي دكتر "سيد منصور سيد سجادي" و گروه باستانشناسان همراه او ۹فصل كاوش در اين محوطه تاريخي انجام شده است. بررسيهاي انسان شناسي در روي اسكلتهاي يافت شده در شهر سوخته نشان مي- دهد كه مسنترين فرد پيدا شده در اين شهر زني ۶۰ساله بوده است. همين بررسيها نشان دادهاند كه تراكم سني مردان بين ۲۶تا ۵۳سال و تراكم سني زنان بين ۲۶تا ۴۶سال بوده، بلند قدترين اسكلت كشف شده در شهر سوخته متعلق به مردي ۱۹۲/۵سانتيمتر بوده است. با توجه به اهميت تاريخي شهر سوخته و آثار كشف شده در آن براي ساماندهي بيشتر پژوهشهاي باستاني در سالهاي اخير "پايگاه باستانشناسي بينالمللي شهر سوخته" تشكيل و راهاندازي شده است. بر اساس اعلام اين پايگاه، از آغاز كاوشهاي باستانشناسي شهر سوخته تا سال ۸۵حدود يك هزار تپه اقماري مربوط به دورههاي پيش از تاريخ در اين منطقه كشف و شناسايي شده است. يكي از مهمترين آثار بدست آمده در شهر سوخته سيستان كشف "چشم مصنوعي" به عنوان پديدهاي شگرف و منحصر به فرد در اين محوطه تاريخي پنج هزار ساله بوده كه در فصل دهم كاوشهاي ديرينه شناسي شناسايي شد. بر اساس اعلام پايگاه باستانشناسي شهر سوخته، نخستين چشم مصنوعي دنيا در هزاره سوم قبل از ميلاد مسيح در محوطه اين مكان كشف شده است. اين چشم مصنوعي متعلق به زن تنومند ۲۵تا ۳۰سالهاي است كه در قبر شماره ۶۷۰۵منطقه گورستان شهر مدفون بوده است. جنس و ماده دقيق چشم مصنوعي يافت شده هنوز به طور كامل مشخص و شناسايي نشده اما به نظر ميرسد در ساخت آن از قير طبيعي مخلوط به نوعي چربي جانوري استفاده شده است. روي اين چشم مصنوعي ريزترين مويرگهاي داخل چشم توسط مفتولهاي زرين به قطر كمتر از نيم ميليمتري طراحي و تعبيه شده كه اين نشاندهنده وجود جامعهاي پيشرفته و مردماني مبتكر در شهر سوخته است. با توجه به اهميت و جايگاه شهر سوخته به عنوان يكي از مكانهاي مسكوني منحصر به فرد در حوزه تمدني تاريخ بشر مراحل مقدماتي و گزارشهاي اين اثر چندين هزار ساله براي ثبت در فهرست آثار سازمان علمي، فرهنگي، آموزشي و تربيتي ملل متحد (يونسكو) به عنوان ميراثي جهاني ارسال شده است. به نظر ميرسد در فصلهاي بعدي كاوشهاي ديرينه شناسي، گمانهزنيها اطلاعات و دادههاي جديد ديگري از اين حوزه تمدني شگفت انگيز ارايه كند. همانگونه كه كاوشهاي پيشتر نيز مشخص كرده بود شهر سوخته راز و رمزها و عجايب فراوان و منحصربفردي در خود به همراه دارد كه گمانهزنيهاي آينده بيش از اين اوج هنر، فرهنگ، خلاقيت و تاثير شگرف نياكان ايراني ما را بر تمدن بشري بيش از پيش آشكار خواهد كرد.
|