بهداشت رواني ، اصل مهم و مورد توجه درجامعه (818 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (751 بار خوانده شده است)  بهداشت رواني ، اصل مهم و مورد توجه درجامعه
86/2/3 براساس آمار موجود تعداد افرادي كه از مشكلات رواني رنج ميبرند رو به افزايشاست بااين وجود مشخص نيست چراهموارهبيماريهاي جسمي بيشاز بيماريهاي رواني در جامعه مورد توجه و رسيدگي قرار ميگيرد. آنچه مسلماستاينكه بيماريهاي رواني بهظاهر خاموشند اما در درون و روان فرد چون ويروسي رشدكرده و ازآنجا كه درمراحل اوليه ابتلا براي فرد ناراحتي ايجاد نميكند،هيچگاه مورد توجه جدي قرار نميگيرند. اين درحالياست كه بيماريهاي رواني در دراز مدت نهتنها سلامت جسمي فرد مبتلا را با بروز عوارض جسماني تهديد ميكند بلكه اثرات مخرب خود را بر روي اطرافيان وي و و جامعه نيز ميگذارد. از آنجا كه ابتلا به بيماريهاي رواني سلامت هرطبقه و گروه از شهروندان را تهديد ميكند ، تنها عامل موثر مصونيت فرد مقابل اين دسته از بيماريها رعايت بهداشت رواني است. هدف اصلي بهداشترواني پيشگيري از وقوع ناراحتيها و بهمعناي وسيع كلمه بوجود آوردن عوامل مكمل زندگي سالم و طبيعي و درمان اختلالات كوچك رفتاري به منظور جلوگيري از وقوع بيماريهاي شديد رواني است. يك روانشناس باليني دراين خصوص بااشاره بهاصول بهداشت رواني درگفت وگو باخبرنگار ايرنا افزود:احترام فرد به شخصيت خود و ديگران،شناخت محدوديتها درخود و ديگران،دانستن اين حقيقت كه رفتار انسان معلول عواملي بوده و شناسايي نيازها و محركهايي كه سبب بروز رفتار انسان ميشود، اصول اصلي بهداشت رواني است. دكتر"ژاله افشارمنفرد" گفت: ازآنجايي كه بيماريهاي رواني چنانچه مورد بيتوجهي و كم اهميتي قرار گيرد اثرات مخربي بر روي مجموعه جوامع انساني دارد، توجه بهبيماريهاي رواني بيش از بيماريهاي جسمي بايد مورد توجه قرار گيرد. عضو انجمن روانشناسان ايران افزود: فرد مبتلا به بيماريهاي رواني قادر به از عهده برآمدن امور خود نبوده و اسباب ناراحتي و استرس را براي اعضاي خانواده خود و حتي جامعه از طريق ايجاد مزاحمتهاي رواني، اعتياد، ايجاد خطر و آسيب جسماني براي اطرافيان و حتي جامعه از طريق جنايتهاي غيراخلاقي به دليل عدم آگاهي نسبت به اعمال خود فراهم ميكند. وي اظهار داشت: افت كاركرد شغلي و خانوادگي كه سبب وابستگي اقتصادي اين افراد به خانواده نيز ميشود افزايش فقر در جامعه را به دنبال خواهد داشت. افشار منفرد با اشاره به شايعترين بيماري رواني در جامعه گفت: بيماري افسردگي با ۲۵درصد شيوع، شايعترين بيماري رواني در جامعه بوده كه البته ابتلا به آن در زنان بيشتر از مردان است. وي افزود: فرد افسرده داراي خلقي غمگين و به عبارتي پريشان و نسبت به آينده بياعتماد و ناراحت است، چنين فردي چون داراي افكار منفي بوده هميشه خود را در شكست و عدم موفقيت ميبيند. عضو انجمن روانشناسان ايران گفت: اضطراب با شيوع ۱۰تا ۱۵درصد دومين بيماري رواني شايع در جامعه بوده كه در ميان زنان و مردان ميزان شيوع آن يكسان است. وي بااشاره به راههاي پيشگيري از ابتلا بهاين دسته از بيماريهاي رواني افزود: شناخت احساسات فردي و بيان آن، پي بردن به علت احساس خشم و ابراز آن به شكلي آرام و خفيف، دارا بودن ديدگاه مثبت نسبت به زندگي و خوش بين بودن بدون انكار احساساتي همچون خشم و غم و در نظر گرفتن جنبههاي مثبت زندگي در پيشگيري از ابتلا به اين دسته از بيماريهاي رواني موثر است. يك روانپزشك نيز در خصوص اختلالهاي شخصيتي و تاثير آن بر روي جامعه گفت: اختلالهاي شخصيتي به رفتارها و تجربيات مداوم يك فرد گفته ميشود كه از استانداردهاي فرهنگي دور بوده و در فرد بسيار نافذ و پايدار است. دكتر"ژاكلين گلديان" در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: از آنجا كه مبتلايان به اين دسته از بيماريهاي رواني مشكل شخصيتي خود رااختلال ندانسته و آن را سازگارانه ميپندارند، آسيب بيشتري نسبت به بيماران روان پريش به جامعه و اطرافيان خود وارد ميكنند. اين روانپزشك اظهار داشت: اختلالهاي شخصيتي با توجه به مشابهت توصيفي در سه گروه تقسيم بندي شده كه گروه اول شامل بدبيني (پارانوئيد)، دوري گزين(اسكيزوئيد)، خرافاتي (اسكيزوتايپال) بوده و مبتلايان بهاين گروه اغلب عجيب و غريب به نظر ميرسند. گلديان گفت:گروه دوم شامل اختلالهاي شخصيتي ضداجتماعي، مرزي (مرز سلامت و جنون )،نمايشي (هيستريانيك) و خود شيفتهبوده كهمبتلايان به اين بيماريها اغلب هيجاني و نمايشي يا آشفته به نظر ميرسند. وي افزود: گروه سوم نيز شامل اختلالهاي شخصيتي اجتنابي،وابسته، وسواسي بوده كه افراد مبتلا به اين دسته از اختلالها نيز اغلب مضطرب يا هراسان به نظر ميرسند. كارشناس آسيبهاي اجتماعي بهزيستي نيز در اين خصوص گفت: شروع اختلالهاي شخصيتي بيشتر در جواني و اوايل بزرگسالي است. "حسين اسدبيگي" با اشاره به درصد شيوع ابتلاي افراد جامعه به اين دسته از بيماريهاي رواني، افزود: اختلالهاي شخصيتي پارانوئيد حدود پنج درصد، اسكيزوتايپال سه درصد، اسكيزوئيد ۵/۷درصد، مرزي يك تا دو درصد،ضداجتماعي سه درصد در مردان و در زنان يك درصد، نمايشي دو تا سه درصد، خود شيفته يك درصد و وابسته ۵/۲درصد افراد هر جامعهاي را شامل ميشود. اسدبيگي گفت : اختلالهاي شخصيتي بااظهارات خود فرد،اطرافيان و در نهايت از طريق انجام تست قابل تشخيص بوده و متاسفانه درمان آن همواره با مقاومت جدي مبتلايان بخصوص درصورت پذيرش وتاييد بيماري توسط خود بيمار مواجه بوده و غيرقابل تغيير است.
|