
[1]آیا کارمندانتان به شما اعتماد دارند؟
86/2/2
برخي عقيده دارند لزوماً اعتماد به مديران وجود ندارد، چه بسا كارمندان به همكارانشان اطمينان دارند و به كارشان نيز علاقمندند، اما باور ندارند كه مديرانشان تصميمات صحيحي اتخاذ نمايند.
اندكي در دو پرسش زير تامل كنيد :
1- آيا اين موضوع اهميت دارد كه كارمندان به شما اعتماد نداشته باشند؟
2- چطور به اين عدم اعتماد پي ميبريد؟
بيترديد پاسخ به اولين پرسش به مراتب آسانتر است- بلكه اين موضوع بسيار حائر اهميت است. دو دليل عمده اين اهميت دقيقاً به هم وابستهاند :
عملكرد و منفعتها
عملكرد كارمندان
قطعاً عملكرد قابل ملاحظهاي از آن دسته كارمنداني كه اعتمادي به شما ندارند حاصل نخواهد شد. در صورتي كه اين افراد در اخذ تصميمات صحيح و حراست از مصالح خويش دچار عدم اعتماد باشند حس ميكنند كه خودشان ناچار به انجام اين كار هستند و در نتيجه مدت زماني را كه به انجام آن سپري ميكنند يا به بررسي نحوه آن فكر ميكنند از فرآوريها، ظرفيتها و خلاقيتهايشان منفك ميشوند. در جايگاه يك مدير شايد در راستاي ارتقاء سطح عملكرد گام برداريد ولي به طور حتم نخواهيد توانست عملكرد را بدون اعتماد كارمندان در سطح بالا حفظ كنيد. بدون جلب اعتماد از خلاقيتهاي نيروي انساني محروم ميشويد، در چنين فضايي آنها حتي يك ايده كوچك هم براي نوآوري ندارند تا در مقابل رقبا امتياز بيشتري برايتان ايجاد نمايد.
عملكرد شما
حقيقت اين است كه عملكرد پرسنل شما بر روي عملكرد خود شما به عنوان مدير بازتاب مستقيمي دارد. با توجه به مفهوم مديريت كه توانمندي به اجرا درآوردن امور از طريق كارمندان است، اگر قادر بر گرفتن عملكرد مقتضي از آنان نباشيد چطور ممكن است به رئيس خود ثابت كنيد كه يك مدير قابل هستيد؟
چنانچه پرسنل به شما اعتماد نكنند متقابلاً شما هم اعتمادي به آنها نميكنيد به اين ترتيب به صرف وقت جهت به عمل آوردن تحقيقات گسترده و جامع درباره آنها اقدام خواهيد نمود.
منفعتها
با مستندسازي زمان تلف شده به دليل فقدان اعتماد از سوي هر دو مديران و كارمندان به سهولت ميتوان هزينه ساعتهاي تلف شده را تخمين زده، وليكن هزينه اصليتر نوآوري و خلاقيت از دست رفته خواهد بود. منفعتها نه فقط از انجام مناسب كار، كه از بهبودي در نحوه انجام كار منتج ميشود. خواه آن منفعت ثمره بهبود پيوسته باشد يا يك تغيير ناگهاني، آنچه به راستي اهميت دارد اين است كه به هر حال محقق شود.
رقباي شما بيوقفه در پي يافتن راههاي تازهتر، بهتر و مقرون به صرفهتر جهت انجام امورند،اگر شما نيز در تكاپو نباشيد مشتريان خود را از دست خواهيد داد و به طبع از منفعتهاي مورد نظر محروم خواهيد شد.
پرسش دوم
پاسخگويي به پرسش دوم (اينكه چگونه ميتوانم پي برم آيا كارمندان به من اعتماد دارند؟) شايد اندكي دشوارتر به نظر برسد. ليكن پيشهاداتي براي رسيدن به پاسخ در اينجا مطرح شده است :
از آنها بپرسيد
يكي از بيتكلفترين روشها براي رسيدن به پاسخ، پرسيدن سؤالات صريح است. محتملاً افراد مورد اطميناني در گروه تحت مديريت خود داريد، از آنها درباره احساسشان نپرسيد در عوض از آنها احساس گروه را جويا شويد يعني بر توضيحات افراد خاص تكيه نكنيد و به جاي آن به برداشتهاي گروه توجه نمائيد. مطمئن باشيد از نتيجه غافلگير خواهيد شد.
به آنها گوش سپاريد
آنگاه كه از يك كارمند سؤالي كرديد در پاسخ وي دقيق شويد و در جزئيات تامل كنيد. چنانچه موضوعي را آغاز كرد ولي از ادامه آن بازايستاد نشانه اين است كه به شما اعتماد كافي ندارد.
چندان رسمي نباشيد
از دفتر كارتان خارج شويد. مديريت در حين گردش در فضاي كار بدون شك سودمند است چرا كه هم پرسنل تمايل به گفتگو با شما را آنهم در «قلمرو خودشان» دارند و هم شما از موضوعاتي كه هرگز در گزارشات ارائه شده ذكر نميشوند به آساني مطلع خواهيد شد. بعلاوه در اين شرايط به صورت يك شخص مستقل و نه در قالب يك «رئيس» رويت ميشويد. بدگمان بودن به «رئيس» آسانتر است تا بدگمان بودن به يك «شخص».
خلاصه
جلب اعتماد كارمندان زمانبر است اما شما ميتوانيد از دسته مديراني باشيد كه كارمندانشان به آنها اعتماد دارند، مديراني كه با فراست، عملكرد و منفعتها را به حد اعلي ميرسانند. به پرسنل خود نشان دهيد كه ميتوانند براي حراست از مصلحتشان به شما اعتماد كنند. و حيرتانگيز است كه چگونه به سرعت بر توانمندي شما در اتخاذ تصميمات صحيح نيز اطمينان ميكنند.
منبع : كارآفرينان امير كبير