اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (2)

(909 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(670 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (2)
86/2/2
آخرين دولت اسلامى اندلس خاندان بنى‏نصر بودند كه پس از امراى موحدين (1130-1269 م) - از ديگر دولتهاى اسلامى افريقا - بر بخش كوچكى از جنوب اندلس حكومت مى‏كردند. در سال‏897 ه / 1492 م با تسليم شدن آخرين امير بنى‏نصر در برابر مسيحيان دولت اسلامى اندلس برچيده شد.
در طى هشت قرن حضور مسلمانان در اندلس، اين سرزمين شاهد يكى از بارزترين و شكوفاترين ادوار تمدن اسلامى بود. دوره حكومت امويان دوره رشد و گسترش علوم اسلامى بود. اميران اموى خود از علاقه‏مندان علوم و حاميان آن بودند بويژه حكم المستنصر (350-366ه.) كه چندين مدرسه و كتابخانه‏اى عظيم در شهر قرطبه (Cordoba) ترتيب داد. كتابخانه او 400 هزار جلد كتاب داشت و از بزرگترين كتابخانه‏هاى اسلامى و در رديف كتابخانه‏هاى بغداد و قاهره بود. گفته شده است كه فهرست كتابهاى اين كتابها 44 جلد بود. (32) ادوار بعدى حكومت اسلامى نيز ادامه دهنده اين نهضت فرهنگى و علمى بود. دانشمندان بزرگى در رشته‏هاى مختلف علوم ظهور كردند نظير ابوالقاسم زهراوى طبيب و جراح، مسلمة‏بن احمد مجريطى ستاره‏شناس، خاندان بنى‏زهر، ابن‏رشد، ابن طفيل و... كه شهرت جهانى يافتند و آثار علمى آنان از نخستين كتابهايى بود كه در نهضت ترجمه اروپا مورد توجه مترجمان قرار گرفت.
اسپانيا از مهمترين مراكز انتقال فرهنگ و علوم اسلامى به اروپا بود. گذشته از مسيحيان اندلس [اسپانياى مسلمان] چه اهل ذمه و چه مستعربون (Mozarab) كه در تعامل دايم با مسلمانان بودند همكيشان آنان در فرانسه و ايتاليا نيز روابط گسترده‏اى با مسلمانان داشتند. آمدوشد بازرگانان و زايران مرقد يعقوب مرسل در سانتياگو از عوامل اصلى برقرارى اين روابط بود. حتى برخى از آنان براى فراگيرى علوم به اندلس مى‏آمدند از اين جمله مى‏توان به گربرت ( Gerbert) درگذشته‏1003 ميلادى اشاره كرد كه با عنوان سيلوستر دوم (Silvester II) به مقام پاپى نايل شد. او به فراگيرى علوم اسلامى بويژه رياضيات در اندلس مشغول شد. (33) گسترش نفوذ مسيحيان و تصرف سرزمينهاى اسلامى كه از اواسط قرن پنجم / يازدهم به طور گسترده‏اى آغاز شد موجبات دستيابى بيشتر مسيحيان به علوم اسلامى را فراهم ساخت كه باعث تحول فكرى و احياى انديشه علمى در آنان و اروپاييان شد. بر همين اساس آنان در قرن دوازدهم حركت علمى جديدى را آغاز كردند كه نخستين گام آن ترجمه متون علمى از زبان عربى بود.
دون ريموند اسقف اعظم طليطله (toledo) در بين سالهاى‏1136-1151 م اولين دارالترجمه را در اسپانيا بنيان گذارد. او دانشمندان بسيارى را در اين شهر گرد آورد و به آنان دستور داد تا به ترجمه علوم اسلامى بپردازند. (34) گذشته از دارالترجمه دون‏ريموند دانشمندان و مترجمان اروپايى در گوشه و كنار اين سرزمين به انتقال كتابهاى علمى اسلامى به زبانهاى اروپايى اقدام كردند. بى‏شك دستاوردهاى اين حوزه فرهنگى براى اروپا بيش از فعاليت‏حوزه سيسيل بود كه ناشى از برترى تمدن اسلامى در حوزه اسپانيا نسبت‏به سيسيل بود و اين كه مسيحيان اسپانيا آشنايى بيشترى با زبان عربى و علوم اسلامى داشتند. (35)
نكته حايز اهميت در حوزه اسپانيا، نقش يهوديان اين سرزمين در نهضت ترجمه است. يهوديان در اسپانيا فراوان بودند و زبان عربى را بخوبى مى‏دانستند. همچنين دانشمندان بسيارى از ميان آنان ظهور كرده بودند. از اين‏رو، نقش فعالى در كار ترجمه و انتقال علوم به زبانهاى لاتينى و عبرى داشتند. (×1) در اين جا براى آشنايى بيشتر با اين حوزه علمى و فعاليتهاى آن به چندتن از مترجمان بزرگ سده دوازدهم ميلادى در اسپانيا اشاره مى‏كنيم.
حوزه اسپانيا
موقعيت‏خاص اسپانيا موجب شد كه نهضت ترجمه علوم اسلامى در آن جا به شكل گسترده‏اى به دست عده بسيارى از مترجمان فعال گردد. در اين جا به نام چند تن از مترجمان مشهور سده دوازده ميلادى در اسپانيا اشاره مى‏شود:
1 - يوحنا اشبيلى (خوان دوسويلا يوهان هيسپالينسيس): او از يهوديانى بود كه به آيين مسيحيت گرويده بود. ظهور علمى او در سالهاى‏1137 تا1153 در شهر طليطله بود. در آن جا به خدمت اسقف اعظم به كار پرداخت. ترجمه‏هاى او با همكارى مترجم ديگرى به نام دومينگو گونديسالوو (Domingo Gondisalvo) انجام مى‏شد. او به زبان كاستيلى ترجمه مى‏كرد و دومينگو آنها را به لاتينى برمى‏گرداند. متونى كه او از عربى ترجمه كرد شامل 25 كتاب و رساله بود كه در موضوعات حساب، نجوم، طب و فلسفه بود. از مهمترين آنها كتاب حساب خوارزمى است كه مبناى رياضيات اعشارى در اروپا گرديد. از ميان‏13 ترجمه او در نجوم، رسايل بتانى ثابت‏بن قره، ابومعشر بلخى و مسلمه مجريطى از هميت‏بيشترى برخوردار بود. ترجمه او در فلسفه شامل هفت اثر از جمله رسالة فى العقل از الكندى، احصاء العلوم فارابى (Avennasar) و قسمتى از كتاب الشفاء ابن‏سينا و مقاصد الفلاسفه غزالى (Algazel) بود. (36) بسيارى از اين كتابها در طى قرون 15 و16 م با ظهور صنعت چاپ، به چاپ رسيدند از آن جمله مى‏توان به كتاب نجوم فرغانى اشاره كرد كه در سال 1492 در شهر فراره (Ferara) چاپ شد و نيز كتاب المواليد ابن خياط در سال‏1546 در نورنبرگ ( Nuremberg) و رسالة فى العقل كندى در1489 در آكسبورگ چاپ شدند. (37)
2 - دومينگو گونديسالوو: چنان كه گفته شد او در ترجمه متون اسلامى با يوحنا اشبيلى همكارى مى‏كرد. او خود فيلسوف بود; از اين‏رو بيشتر آثارش در همين موضوع بود. فعاليت وى بيشتر در رساله‏هاى اصيل اسلامى اهميت دارد تا در ترجمه دقيق آنها. به هر حال از راه ترجمه‏هاى او همچنين اقتباسها و تهذيبهايش بود كه قسمت اعظم فلسفه اسلامى و يهودى اسپانيا به قلمرو مسيحيت لاتينى وارد شد. او خود آثارى در فلسفه داشت كه سخت تحت‏تاثير آثار فارابى و ابن جبرول قرار داشت. (38)



  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1574&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections