چهارشنبه 3 خرداد 1391 - 16:54   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

مديريت فناوري، پيش شرط رقابت پذيري(1)

(1460 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(757 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
مديريت فناوري، پيش شرط رقابت پذيري(1)
86/2/1
اشاره
در شرايط امروز جهاني و باتوجه به تجارب و شواهد به دست آمده و واقعيتهاي موجود، نقش محوري و كليدي فناوري در رشد و توسعه بنگاهها و درنتيجه كشورها امري روشن و ترديدناپذير است. در اين ميان، كشورها، سازمانها و بنگاهها براي كاهش زيانهاي ناشي از فرايند جهاني شدن اقتصاد و ادامه بقاي خود ناگزير از پذيرش شرايط جديد و محيط رقابتي با بهره گيري از ابزارها و سازوكارهاي مختلف هستند. بديهي است كه تنها با اتكا به ابزارهاي سنتي و بدون بهره گيري از فناوريهاي جديد و رقابتي و بدون استفاده از الگوهاي نوين مديريتي، اين نوع فناوريها نيز نمي توانند توفيق لازم را در اين بازارها به دست آورند. از همين رو است كه امروزه مديريت فناوري به عنوان يكي از موضوعهاي اصلي و مهم موسسات صنعتي، تجاري و خدماتي تبديل شده است.
مديريت فناوري يكي از زمينه هايي است كه علي رغم اهميت آن در كشور ما تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است. به همين منظور سازمان مديريت صنعتي در راستاي رسالت خود براي كمك به سازمانهاي دولتي و خصوصي در زمينه هاي مختلف مديريتي به موضوع مديريت فناوري پرداخته است و در اين راه علاوه بر ارائه خدمات مشاوره اي - تحقيقاتي و آموزشي در اين زمينه تصميم بر تاليف و نشر يك سلسله مقالات مرتبط گرفته است. مقاله زير به عنوان اولين مقاله از اين دست، بر آن است تا نقش و ضرورت توجه به مديريت فناوري را در ابعاد مختلف در شرايط فعلي خاطرنشان سازد.
مقدمه
طي ساليان متمادي، فناوري تاثير بسيار شگرفي بر توسعه روابط انساني و پيشرفت تمدن بشري گذاشته است. امروزه ديگر فناوري به تمامي ابعاد زندگي بشري وارد شده و تحولات چشمگيري كه همه روزه در آن صورت مي پذيرد، زندگي انسانها را بيش از پيش تحت تاثير خود قرار داده است. از اين رو، موفقيت دولتها، صنايع مختلف، شركتهاي خصوصي و دولتي و تك تك افراد يك جامعه، به چگونگي بهره برداري و استفاده از فناوري وابسته شده است.
از آنجا كه فناوري، همواره در خلق ثروت براي كشورها نقش بسزايي ايفا كرده و سطح استاندارد و كيفيت زندگي مردم را به شدت تحت تاثير خود قرار داده است، لذا سياستمداران در سطوح عالي كشورها به مديريت آن به عنوان يك عامل استراتژيك توجه دارند. در سطح صنعت نيز، متوليان و برنامه ريزان صنايع مختلف از اين ديدگاه به مديريت فناوري توجه مي كنند كه ارتقا سطح فناوري مي تواند موجب افزايش كارايي و اثربخشي صنعت مربوطه گردد. ليكن درسطح بنگاههاي اقتصادي، فناوري زيربناي كسب و كار و عامل اصلي توليد كالا و خدمات به شمار مي آيد. از اين رو مديران عالي بنگاههاي اقتصادي تمامي تلاش خود را به هدايت صحيح اين عامل اساسي مبذول داشته اند.
جدا از اينكه فناوري در چه سطحي به كار گرفته مي شود و يا بايستي بشود، دو مقوله رقابت پذيري و تحولات سريع تكنولوژيكي، در شكل دهي و تكامل مديريت آن نقش مهمي ايفا كرده اند. از اين رو، دراين مقاله به بحث پيرامون تحولات سريع تكنولوژيكي در پيدايش مديريت فناوري و نقش و جايگاه رقابت پذيري پرداخته مي شود.
تحولات سريع فناوري
حجم و سرعت تغييرات تكنولوژيكي در سالهاي اخير آنقدرگسترده و وسيع بوده است كه تعقيب آن توسط افراد وسازمانها، بسيار دشوار شده است. بخصوص در حوزه هايي نظير فناوري اطلاعات، تحولات سالهاي اخير قابل مقايسه با مجموع پيشرفتهاي صورت گرفته در چند هزار سال گذشته نيست.
وقايع رخ داده در قرن نوزدهم و بيستم، با برقراري ارتباط تنگاتنگ بين علم و فناوري به خوبي نشان داد كه علم، در بسياري از مواقع، زيربناي توسعه فناوري را فراهم آورده و توسعه فناوري نيز به نوبه خود بازارهاي جديدي را خلق كرده است. درواقع گسترش و توسعه علوم مختلف، زمينه هاي فشار براي توسعه فنــاوري (TECHNOLOGY PUSH) را فراهم مي آورد. به گونه اي كه ايده هاي اوليه در برخي از حوزه ها به وجود آمده و ازطريق نوآوري تكنولوژيكي، اين ايده ها به محصولات و خدمات جديد تبديل مي شوند و در فرايند تجاري سازي در جهت پاسخگويي عملي به يك نياز وارد بازار مي شوند. اما ازسوي ديگر، تحولات و تغييرات تكنولوژيكي در بسياري از موارد توسط كشش بازار (MARKET-PULL) تحريك و تقويت مي شوند. به اين ترتيب كه توسعه فناوري در شركتها معمولاً به منظور پاسخ به نيازهاي مشتريان و بازار بالقوه اي كه براي يك كالا وجود دارد شكل مي گيرد. در مدل كشش بازار&، با طرح شدن يك نياز از سوي بازار، شركت به شناسايي و درك نياز بازار و مشتريان پرداخته و با استفاده از مدلهاي مناسب حل مسئله، توسعه فناوري را از طريق انجام تحقيقات پايه، كاربردي و يا توسعه اي انجام مي دهد.
از اين رو، دو عامل كشش بازار و فشار علم و فناوري به همراه يكديگر به تغيير و تحولات تكنولوژيكي كمك كرده و درعين حال هركدام از اين دو عامل به توسعه و ارتقا يكديگر نيز ياري مي رسانند و لذا يك حلقه مثبت را در تغيير و تحولات فناوري تشكيل مي دهند. (شكل 1)
از آنجا كه اين دو عامل تاثير انكارناپذيري در فرايند نوآوري تكنولوژيكي و خلق مزيت رقابتي در سطوح مختلف دارند. در سطوح خرد در بنگاههاي اقتصادي هزينه هاي بسياري را صرف انجام فعاليتهاي تحقيق و توسعه اي مي كند تا ضمن دستيابي به فناوريهاي موردنياز آنها را در محصولات و فرايندهاي خود به كار گرفته و از اين طريق محصولات و كالاهاي قابل رقابت در بازارهاي مختلف ارائه كنند.
سياستگذاران كلان ملي نيز هزينه هاي زيادي در راه تحقيق و توسعه، انجام پژوهشهاي بنيادي، افزايش اختراعات و پرورش نيروي انساني توانمند صرف مي كنند تا تمامي اين عوامل باعث افزايش توليد محصولات با ارزش افزوده بيشتر شود. واضح است كه دستيابي به فناوري، پرورش نيروي انساني ماهر وانجام نوآوري و... با هزينه هاي بسيار بالايي صورت مي پذيرد و درصورت عدم اعمال مديريت صحيح بر اين منابع ارزشمند، كليه فعاليتهاي صورت گرفته در اين راه به هدر خواهد رفت. بنابراين، نقش مديريت در توسعه، بهبود و حفاظت از اين منبع ارزشمند بسيار پررنگ و برجسته است.
باتوجه به ملاحظات فوق بود كه مديريت فناوري از اوايل دهه 80 ميلادي در سطح دانشگاهي و در قالبي ميان - رشته اي مطرح شد. درواقع، فلسفه به وجودآمدن اين رشته دانشگاهي مديريتي به سالهاي دهه 70 و 80 ميلادي زماني برمي گردد كه بسياري از صنايع آمريكا به تدريج موقعيت رقابتي خود را از دست مي دادند. و جاي خود را عمدتاً به محصولات ژاپني (و حتي برخي از محصولات كشورهاي آسيايي و اروپايي) مي سپردند. با كاهش توان رقابتي صنايع آمريكا، مديران و دست اندركاران سازمانهايي چون شوراي ملي تحقيقات ،آكادمي علمي مهندسي و آكادمي ملي علوم تلاشهايي درجهت توجه به مديريت فناوري براي كسب مجدد رهبري اقتصادي آمريكا انجام دادند. گزارش شوراي ملي تحقيقات در سال 1987، بر لزوم رفع شكاف دانش و عمل در فعاليتهاي مهندسي و علوم پايه از يك سو و كسب وكار مديريتي از سوي ديگر تاكيد مي ورزيد. همچنين تحقيقات بيشتر نشان داد كه ارتباط ميان خلق فناوري و استفاده تجاري از آن در بسياري از سازمانهاي دولتي و خصوصي ضعيف و ناكافي بـــوده و بنابراين، برنامه هاي آموزشي دانشكده هاي مهندسي و مديريت و... بايستي موردبازنگري قرار گيرد. از اين رو، روشهاي جديدي در برنامه ها و محتواي دروس اين دانشكـــده ها در دستور كار قرار گرفت كه شكل گيري برنامه هاي خاص و تخصصي در زمينه مديريت فناوري، يكي از نتايج اين فعاليتها است.
مفهوم مديريت فناوري
تعاريف مختلف و متنوعي از مديريت فناوري ارائه شده است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود. بنابر تعريف شوراي ملي تحقيقات، مديريت فناوري رشته هاي مهندسي، علوم و رشته هاي مديريتي را براي برنامه ريزي، توسعه و بكارگيري ظرفيتهاي تكنولوژيكي درجهت تدوين و پياده سازي اهداف استراتژيك و عملياتي يك سازمان با هم مرتبط مي نمايد.
از سوي ديگر، برخي از محققان به تعريف كاركردهاي مديريت فناوري پرداخته اند و مديريت فناوري را فرايندي كه همه فعاليتهاي شناسايي، انتخاب، اكتساب، بهره برداري و حفاظت از فناوريهاي يك بنگاه را دربــــــرمي گيرد. و برخي نيز به تعريف سطوح مديريت فناوري در سطح جهاني، استراتژيك و عملياتي پرداخته اند.
اما به طور كلي، منظور از مديريت فناوري (فارغ از اينكه در چه سطحي به كارگرفته يا تعريف مي شود)، مديريت سيستمهايي است كه به ايجاد، كسب و استفاده از فناوري كمك مي كنند. ازجمله وظايف اصلي مديريت فناوري، مي توان به موارد زير اشاره كرد.
مديريت تحقيق و توسعه؛
مديريت نوآوري؛
برنامه ريزي فناوري؛
مديريت استراتژيك فناوري.
ازسوي ديگر، از ديدگاه كلان، مديريت فناوري دانشي است كه به تدوين و اجراي سياستهايي جهت مواجهه با تغييرات تكنولوژيكي و استفاده موثر از آن و تاثير فناوري بر جامعــه، سازمانها، افراد و طبيعت مي پردازد و هدف از آن، هدايت و تشويق نوآوري، افزايش رشد اقتصادي و كمك به استفاده مسئولانه از فناوري درجهت منافع بشريت است.

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.