اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (5)
(916 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(717 بار خوانده شده است)
[1]اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (5)
86/2/1
علاوه بر ترجمه مجدد برخى آثار مانند زادالمسافر و رسايل حنينبن اسحق، كتابهاى متعددى از پزشكان اسلامى در قرون 12 و13 ميلادى همزمان با تاليف، به زبانهاى اروپايى برگردانده مىشدند. از ميان آنها مىتوان كليات طب ابنرشد، كه در اروپا با نام Averroes شهرت دارد و كتاب التيسير ابنزهر اندلسى را نام برد. اين دو كتاب بزودى همانند كتابهاى ابنسينا و رازى چاپ و منتشر شدند. (25)
آثار ديگرى از ابن نفيس در علم تشريح، ابن هيثم در چشمپزشكى، ابن ميمون در طب عمومى و كتابهايى در داروشناسى و گياهشناسى در طى اين قرن به اروپا انتقال يافتند.
گذشته از پزشكى موضوع ديگر مورد توجه مترجمان اروپايى مباحث علم حساب (Arithmetic) و هندسه بود. اولين آثارى كه در اين زمينه از عربى به لاتينى ترجمه شد كتابهاى دانشمندان يونانى بود; مانند چهار مقاله اقليدس و پانزده مقاله اصولى او و نيز كتاب الاربعه بطلميوس Ptolemaios . اما بزودى ترجمه تاليفات و شرحهاى دانشمندان مسلمان آغاز شد. از مهمترين كتابهاى ترجمه شده جبر و مقابله خوارزمى بود كه آغازگر علم جبر در اروپا شد. اين كتاب دوبار ترجمه شد با نامهاى Algebra و Liber Algorithmi (يا كتاب خوارزمى) ترجمه شد كه هم اكنون بعضى نسخههاى آن در دسترس است. (26) همچنين ترجمه رسالههايى از سهلبن بشر، ابومعشر بلخى و نيز آثارى از ثابتبن قره، محمد بن موسى بن شاكر و فرغانى و... از كارهاى ارزشمند در اين زمينه بود. بدينترتيب قسمت اعظم رياضيات لاتينى از اسفار عربى اخذ شده است. در آثار قديم لاتينى يا ترجمههاى عبرى قسمت كوچكى از معلومات رياضى را مىتوان يافت ولى توده اصلى آن مستقيما از عربى و علوم اسلامى گرفته شده است. (27)
فعاليت مترجمان در زمينه تنجيم و ستارهشناسى كه بخش اعظم علم مثلثات (Trigonometry) و هندسه ( Geometry) را نيز دربرمىگرفتبسيار گسترده بود. در واقع قسمت اعظم معلومات نجومى اروپاييان همانند رياضيات از منابع عربى (اسلامى) تامين شد.
آنها ابتدا با ترجمه آثار دانشمندان يونانى از عربى به لاتينى آغاز كردند سپس كتابهاى دانشمندان اسلامى و شرح و تهذيبهاى آنان بر آثار يونانى را ترجمه كردند. در قرن دوازدهم فعاليت وسيعى در اين زمينه صورت گرفت زيرا فعالترين مترجمان اين دوره يعنى يوحنا اشبيلى از علاقهمندان نجوم و رياضيات بود. از مهمترين آثار مذكور مىتوان به نمونههاى ذيل اشاره كرد: كتاب زيجخوارزمى همراه با شرح فرغانى بر آن، كتاب مسلمه مجريطى كه در تهذيب المجسطى بطلميوس نوشته شده بود و نيز شرح او بر زيجخوارزمى، كتاب نجوم بتانى شرح آن از بيرونى، آثار فرزندان موسىبن شاكر و رسالههاى آنها در باب اشتباهات نجوم بطلميوسى، زيجزرقالى (Arzechel) ، كه مبناى زيجهاى طليطله (مركز اسپانيان) و لندن قرار گرفت تصحيح كتاب المجسطى بطلميوس نوشته البطروجى معروف به Alpetragius و نيز آثار بسيارى از جابربن افلح اشبيلى ثابتبن قره، ماشاءالله منجم، سهلبن بشر و ابومعشر بلخى و ديگر منجمان مسلمان. (28)
ترجمه اين آثار در واقع منشا علم نجوم اروپا بود كه به مدت چند قرن به دست فراموشى سپرده شده بود و كارهاى ستارهشناسان بزرگ عهد رنسانس چون كپلر (Kepler) و كپرنيك (Copernicus) براساس اين آثار تنظيم مىشد. در واقع هنگامى كه منجمان اسلامى به اصلاح كتاب المجسطى بطلميوس سرگرم بودند. دنياى لاتينى تازه مطالعه آن را آغاز كرده بود و زمانى كه مسلمانان به تخريب آن پرداختند اروپا آن را كشف كرد. (29)
آثار پراكنده و مختصرى از دانشمندان اسلامى در رشتههاى شيمى و فيزيك ترجمه شد. از اين آثار كتاب خالدبن يزيد اموى در كيميا و نيز كتابى موسوم به لوح زبرجد از نويسندهاى ناشناس و چند كتاب ديگر را مىتوان نام برد. (30) در فيزيك از كتاب البصاير بطلميوس، آثارى از ابنهيثم در نورشناسى، ثابتبن قره در مكانيك و آثارى از الكندى و ابنوافد ترجمه شدند. (31)
ترجمه آثار فلسفى اسلامى با تاخير زيادى آغاز شد كه علت آن چنان كه گفته شد رويگردانى اروپا از علوم فلسفى و حكمت الهى بود كه مدتها در كليسا به آن پرداخته مىشد. اولين آثار فلسفى قريب دو قرن پس از آغاز نهضت ترجمه، يعنى در سدههاى سيزدهم و چهاردهم ميلادى ترجمه شدند.
مراكز ترجمه در اروپا
تحولات فرهنگى و علمى اروپا تحت تاثير تمدن و فرهنگ اسلامى در مراكزى پديد آمد كه ارتباط نزديكى با جهان اسلام داشتند بر همين اساس مىتوان دو مركزى اصلى براى انتقال علوم اسلامى به اروپا را برشمرد. حوزه اسپانيا و حوزه سيسيل شرق مديترانه اگر چه در انتقال فرهنگ و تمدن اسلامى به اروپا بويژه به واسطه جنگهاى صليبى سهم بزرگى داشت ليكن در زمينه ترجمه و انتقال علوم همانند دو حوزه ياد شده حائز اهميت نيست از اينرو، تنها درباره اين دو حوزه بحث مىكنيم:
1 - حوزه اسپانيا
اسپانيا يا اندلس كه در منتهااليه غربى ممالك اسلامى واقع بود در سال 92 ه / 711 م به دست موسىبن نصير و طارقبن زياد فتح شد. علىرغم ناهمگونى ساختار اجتماعى و اختلافات سياسى داخلى و مشكلات خارجى در كمتر از نيم قرن دولتهاى مقتدر اسلامى در آن شكل گرفت. در سال 138 ه. با آمدن فردى از خاندان اموى مقتدرترين دولت اسلامى در اندلس تاسيس شد. دولت اموى تا سال 422 ه حكومت را در دست داشتند در اين مدت اندلس شكوفاترين ادوار فرهنگ و تمدن خود را گذرانيد. با انقراض امويان دولتهاى طوايف پديد آمدند و اين امر فرصتى براى پيشروى و هجوم مسيحيان شمال اسپانيا بود. فتح شهر طليطله كه از بزرگترين مراكز علمى و فرهنگى اندلس در همين ايام - سال 478 ه. - صورت گرفت، با آمدن مرابطون (1050-1147 م) (از دولتهاى اسلامى افريقا) به اندلس، اين سرزمين استقلال سياسى خود را از دست داد.
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]