اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (4)
(919 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(626 بار خوانده شده است)
[1]اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (4)
86/1/30
متون علمى يونانى در حد وسيعى طى قرون دوم و سوم هجرى و پس از آن به عربى ترجمه شده بود و در سطح وسيع در مراكز علمى و كتابخانههاى اسلامى موجود بود. البته لازم به ذكر نيست كه مسلمانان به ترجمه اين آثار اكتفا نكردند بلكه به شرح و تفسير و تصحيح آنها نيز پرداختند، از اينرو دانشمندان اروپايى كه در تعامل با سرزمينهاى اسلامى بودند به نقل اين متون عربى به اروپا و ترجمه آنها به زبانهاى اروپايى اقدام كردند. آثار مؤلفان يونانى بدينترتيب نخست از راه ترجمههاى عربى آنها و سپس مستقيم از پارهاى از متون يونانى باقى مانده به دست اروپاييان رسيد. (16)
بدينترتيب در سدههاى يازده و دوازده ميلادى نهضتبزرگى در ترجمه كتابهاى عربى آغاز شد. ابتدا كار مترجمان صرفا ترجمه متون يونانى از زبان عربى بود ليكن پس از چندى ترجمه شروح و تفاسير مسلمانان بر اين آثار نيز آغاز شد. شايد علت اصلى رويكرد آنان به كتابهاى اصيل اسلامى اين بود كه توانايى درك مطالب موجود در كتابهاى يونانى را نداشتند و نيازمند شرح و تفسير گسترده اين مطالب بودند تا آنها را برايشان قابل فهم سازد. بدينترتيب نهضت ترجمه علوم در زمينه كتابهاى اصيل علمى اسلامى گسترش و رونق يافت.
زبان اصلى ترجمه در اروپا زبان لاتينى بود كه كليه آثار ترجمه شده در نهايتبه اين زبان برگردانده مىشد با اين حال ترجمه به زبانهاى محلى نيز انجام مىگرفت. اين زبانها در واقع واسطه و زبان فرعى ترجمه بودند، زبانهاى كاستيلى ( ( و سلتى (Celtic) بويژه در اسپانيا معمول بود و زبان فرانسوى در حد بسيار محدود. (17)
اما مهمترين زبان فرعى ترجمه، عبرى (Hebrew) بود كه يهوديان پرچمدار آن بودند. در واقع يهوديان نقش مهمى در انتقال علوم اسلامى به اروپا داشتند. شمار زيادى از يهوديان در سرزمينهاى اسلامى مىزيستند. آنان زبان عربى را بخوبى مىدانستند. در ميان آنان افراد دانشمند و عالم كم نبودند بويژه كه برخلاف مسيحيان در فراگيرى علوم تحت فشار و سختگيرىهاى كليسا نبودند. پس دانشمندان بزرگى از يهوديان در سرزمينهاى اسلامى ظهور كردند كه بسيارى از آنان آثار علمى خود را به عربى مىنگاشتند. (18) همينان نقش اساسى در ترجمه متون عربى را داشتند بويژه آنها كه در اسپانيا به سر مىبردند آثار بسيارى را به لاتينى و عبرى ترجمه كردند كه آثار ترجمه شده به عبرى، سپس به لاتينى برگردانده مىشد. برخى از ارزشمندترين آثار ترجمه شده نتيجه فعاليت آنان است. به هر تقدير علوم عربى اسلامى از طريق دو مجراى موازى به اروپاى باخترى راه يافت: زبان لاتينى و زبان عبرى.
زمينههاى ترجمه
در دوران اومانيسم و آغاز رنسانس فكرى توجه اروپاييان به علوم طبيعى و تجربى معطوف شد كه ناشى از پيدايش نوعى بدبينى ميان انديشمندان غربى نسبتبه علوم دينى بود كه به واسطه عملكرد نادرست كليسا ايجاد شده بود. آنان در پى دستيابى به علوم نجوم، حساب و هندسه و پزشكى يونانى بودند. بر همين اساس مشاهده مىكنيم كه نخستين آثار ترجمه شده از عربى در همين رشتههاست. در اين ميان تفوق و برترى با علوم پزشكى بود كه علت آن آغاز حركت جديدى در مطالعات پزشكى در اروپاى غربى بود. طليعهدار اين حركت، مدرسه طب سالرنو (Salerno) بود كه بزرگترين مركز درمانى و پزشكى اروپاى غربى در اين ايام محسوب مىشد و پس از آن مدارس ديگرى كه در مونپليه ( Montpellier) و شارتر فرانسه تاسيس شدند. اولين كتابهاى ترجمه شده طب اسلامى در مدرسه سالرنو و زيرنظر كنستانتين افريقى (درگذشته1089 م) انجام شد كه تاثيرى شگرف در شكوفايى مطالعات پزشكى در اين مركز داشت. به دنبال كار او مترجمان قرن دوازدهم آثار بسيارى از پزشكان مسلمان را ترجمه كردند كه برخى از آنها به صورت كتابهاى درسى مدارس مذكور درآمدند. از مهمترين اين آثار كتاب طبالملكى على بن عباس اهوازى، زادالمسافر ابن جزار و تعدادى از رسايل حنين بن اسحق بود كه توسط كنستانتين و يوهان افلاسيوس (درگذشته1103 م) به لاتين ترجمه شد. (19) در سده دوازدهم ميلادى كار مترجمان علوم پزشكى از اهميتبيشترى برخوردار بود گرچه پزشكان اروپايى فعاليتهايى را آغاز كرده بودند ولى هنوز پزشكى اروپايى بر پاى خود قرار نگرفته بود و كاملا وابسته به تجربيات پزشكى مسلمانان بود. آثار ارزشمندى در اين قرن ترجمه شد كه از جمله آنها ترجمههاى متعدد ديگر از كتاب طب الملكى على بن عباس بود (20) اما مهمتر از همه ترجمه مجموعه آثار محمدبن زكرياى رازى بود. كتاب طب المنصورى او به وسيله گرارد كريمونايى ( Gerard of Cremona) به لاتينى و يك قرن بعد به عبرى ترجمه شد. كتاب الحاوى، دايرةالمعارف بزرگ طب، به عبرى و لاتينى ترجمه شد. ترجمه اين آثار شهرت فراوانى به همراه داشت و او با نام Rhazes در اروپا شهرت يافت. (21) از كارهاى ارزشمند ديگر ترجمه قانون ابنسينا (Avicenna) را مىتوان برشمرد كه مهمترين كتاب پزشكى بود. متن كامل القانون پس از ترجمه به لاتينى به زبان عبرى نيز ترجمه شد. با پيدايش صنعت چاپ اين كتاب از نخستين كتابهايى بود كه به چاپ رسيد; ابتدا در فوريه1473 ميلادى در ايتاليا و سپس در فاصله دو سال تجديد چاپ شد. حتى سومين چاپ اين كتاب پيش از چاپ كتاب كوچك جالينوس (Galen) صورت گرفت. (22)
به دنبال القانون ابنسينا آثار رازى انتشار يافت. تا سال 1500 ميلادى كتاب الحاوى پانزده بار چاپ شد در حالى كه در طى اين مدت كتاب جالينوس دو بار به چاپ رسيد. تجديد چاپ اين كتاب همچنان تا قرن هفدهم ادامه يافت. (23)
بزرگترين رساله جراحى اسلامى يعنى كتاب التصريف لمن عجز عن التعريف ابوالقاسم زهراوى در همين قرن به لاتينى و عبرى ترجمه شد و او را با نام Avenzoer در اروپا به شهرت رسانيد. (24)
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]