
[1]اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (3)
86/1/29
تشكيل دوكنشينهاى اروپايى در فلسطين و سواحل شرقى مديترانه مهمترين عامل اين رونق بود. در اين مدت بنادر صور و صيدا، حيفا و طرابلس كه در سرزمينهاى اورشليمى واقع بودند مراكز مهم تجارت اروپا محسوب مىشدند. اين شهرها دروازه ورود اروپاييان به شرق بودند. بازرگانان اروپايى كه به اين بنادر مىآمدند به جهتشرايط دريانوردى مناسب و وزش بادهاى موسمى ناگزير بودند تمام زمستان را در اين شهرها به سر برند و اين فرصت مناسبى فراهم مىساخت تا به ساير سرزمينهاى اسلامى در شرق سفر كنند. (9)
زايران و سياحان اروپايى بخش ديگرى از مسافران به شرق را تشكيل مىدادند. اصل تسامح كه مسلمانان در برخورد با پيروان ساير مذاهب الهى رعايت مىكردند و وجود اماكن مقدسه مسيحيان و يهوديان در سرزمينهاى اسلامى، پيروان اين اديان را به سوى سرزمينهاى اسلامى مىكشانيد. بيتالمقدس و ساير شهرهاى مقدس فلسطين مهمترين اين مكانها (10) ( Santiago De Compastella) در اسپانيا از شهرهاى مهم مذهبى مسيحيان بود كه از سال 711 ميلادى (92 ه.) در دست مسلمانان بود و زايران پرشمار مسيحى براى زيارت اين شهر بايد از سرزمينهاى اسلامى عبور مىكردند. اين زايران گاه گزارشهايى از سفر خود و نواحيى كه به آن سفر كرده بودند و ديدهها و شنيدههاى خويش مىنوشتند. در كنار اينها سفرنامههايى بود كه سياحان اروپايى مىنوشتند. اين سفرنامهها و گزارشها حاوى مطالب بسيارى در باب تمدن اسلامى بود كه آگاهى و شناخت اروپاييان را در اين باب افزايش مىداد. (11)
عامل ديگرى كه سهم بسيارى در آشناسازى اروپا با تمدن اسلامى داشت جنگها و فتوحات اروپاييان بود. [توضيح آن كه] فتوحات اسلامى تا دهههاى اول قرن دوم هجرى به طور گسترده در غرب و شرق ادامه داشت و پس از آن اگر چه متوقف نشد ولى از سرعت آن كاسته شد. ركود پيشروى مسلمانان به سوى غرب موجب گسترش فعاليتهاى تهاجمى اروپا شد اين فعاليتها در قرنهاى 4 و 5 هجرى (10 و 11 ميلادى) به اوج خود رسيد. در شرق جنگهاى مكرر حكومتبيزانس با دولتحمدانيان كه در ثغور شام به سرمىبردند نزديك به نيم قرن ادامه يافت كه ضمن آن گاه تا نواحى مركزى شام پيش مىآمدند و يك بار موفق به تصرف شهر حلب شدند (12) اين فعاليتها تا شروع جنگهاى صليبى كم و بيش ادامه داشت. جنگهاى صليبى مهمترين فصل تاريخ جنگهاى اروپاست كه دو قرن به طول انجاميد و در طى آن نواحى شرقى سواحل مديترانه به دست اروپاييان افتاد و اميرنشينهايى در آن نواحى تاسيس شد. اين امر نقش بارزى در گسترش مناسبات اجتماعى، تجارى اروپا با تمدن اسلامى داشت. وضعيت مزبور كم و بيش در اسپانياى اسلامى نيز وجود داشت. شهر طليطله (تولدو) (Toledo) در سال 478 ه (1085 م) به تصرف كاستيليها (Castilia) درآمد و در پى آن به سال 1118 ميلادى شهر سرقسطه (Saragoza) (ساراگوسا) سقوط كرد. (13)
بزودى جزاير مديترانه از دست مسلمانان خارج شد. در نيمه اول قرن يازدهم ميلادى نورمانها مسلمانان را از جنوب ايتاليا بيرون راندند و پيش از اتمام اين قرن بر جزيره سيسيل (Sicily) دستيافتند، در همين ايام بيزانسيها جزيره ساردنى (Sardinia) را تصرف كردند. (14)
اين فتوحات نقش اساسى و مستقيم در آشنايى فزاينده اروپاييان با فرهنگ و تمدن اسلامى ايفا كرد. شناخت و آگاهى غرب نسبتبه جهان اسلام زير تاثير اين عوامل و عوامل ديگر با انتقال جنبههايى از فرهنگ و تمدن اسلامى به اروپا همراه بود كه يكى از بارزترين نمونههاى آن توجه اروپاييان به علوم و دانش اسلامى و رويكرد آنان به اين منبع ارزشمند براى دستيابى به معارف بشرى بود.
اآغاز نهضت ترجمه
در واقع يكى از امورى كه اروپاييان را بسيار شگفتزده مىكرد برخوردارى بسيار مسلمانان از علم و دانشى بود كه آنان را در بهتر زيستن و فراهم ساختن اسباب و لوازم زندگى و معيشتيارى مىكرد و نيز معارف والا و حكمت علمى و عملى متعاليى بود كه از آن بهرهمند بودند. وجود مراكز علمى و پژوهشى بزرگ در تمام شهرهاى اسلامى و كتابخانههاى سرشار از كتاب موجب شگفتى بسيار آنان مىشد كه سرزمينهاى خود را گرفتار فقر شديد علمى و فرهنگى مىديدند. آشنايى هر چه بيشتر غربيان با اين جنبههاى تمدن اسلامى، زمينه نوعى انسانگرايى (اومانيسم) پديد آورد و موجب احياى انديشه علمى در اروپا شد. اشتياقى روزافزون براى فراگيرى علوم غيردينى پديد آمد كه تا آن زمان در اروپا رواج نداشت. در واقع دانش اروپا تا اين زمان به مجموعهاى از مطالعات اسكولاستيك درباره حكمت الهى منحصر شده بود كه در طى آن به استنساخ و شرح كتابهاى مؤلفان مقدس كليسا مىپرداختند و اذهان محصلان را آكنده از اين معلومات مىكردند در حالى كه در جزيىترين مسائل علوم طبيعى و تجربى هيچ تبحرى نداشتند. بدينترتيب در نهضت اومانيستى مذكور، اروپا تمام همتخويش را صرف دستيابى به علوم طبيعى و تجربى كرد. آنان تنها راه دستيابى به اين علوم را بازگشتبه آثار يونانى و كتب علمى قديم مىدانستند. (15)
اما مشكل اساسى دستيابى به كتابهاى مذكور بود. اروپاييان به زودى دريافتند كه به دست آوردن اين كتابها در اروپا كار مشكلى است. اكثر كتابهاى علمى يونانى در طى قرون وسطى از بين رفته و نابود شده بود و تقريبا هيچ كتابى از آثار يونانى در اروپاى غربى يافت نمىشد; از اينرو آنان به سرزمينهاى اسلامى كه مركز علم و تمدن بود روى آوردند. ترجمههاى عربى متون علمى يونانى نسبتبه اصل اين كتابها در دسترستر بودند اما دستيابى به آنها نيز آسان نبود، آنان گمان مىكردند كه صليبيون در بازگشت، متون اصلى يونانى را همراه خواهند آورد اما آنان فقط به قتل و غارت شهرها اكتفا كردند. بنابراين لازم بود تا اين متون را از طريق ديگرى به دست آورند و بهترين منبع براى اين منظور منابع عربى - اسلامى بود.