امام, كودكان, نگاهى دوباره (1)

(839 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(607 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

امام, كودكان, نگاهى دوباره (1)

86/1/30
زينب سيدميرزايى
سخـن از بزرگ مـردى است كه دنيايـى را مبتلاى عشق خـود كـرد و دل جمـاعتـى را از عظمت نگـاه و كـردارش به لـرزه درآورد. سخـن از درياى بيكرانى است كه مـوجهاى شـورآفرينـش, احساسـى روحانـى را مهمان دلها مى كرد و تبسـم بهاريش دل را مسافر ديار دوست مى كرد. سخـن از باغبانى است كه طراوت را به باغ آورد و باران عطوفت را نثار گلها كـرد. آن پير مهربانـى كه به حضـور خزان و پژمـردگـى گلها راضى نشد و غنچه ها را اميدهاى آينده بهار خـواند. گفتار و كردار حضـرت امام خمينـى همچـون سيره اهل بيت(ع) ماننـد ستاره اى فروزان است كه اهل بصيرت با تمسك به آن راه خـود را مى يابند. و مـا در آينه انـديشه او به كـودكـان مـى نگـريم.
كـودكـان ايـن غنچه هايـى كه بـا دست ما رشـد مـى كننـد و پـرورش مى يابند, سعادت و شقاوت آنها بسته به آمـوزشـى است كه ما اعمال مى كنيم. در ايـن نوشتار به تماشاى گلهاى بهشت و هديه هاى زيباى الهى, از منظر آن پيـر فـرزانه مـى نشينيـم و بـاغبـانـــى گلها را از او مىآموزيـم. همان گـونه كه درس زندگى را از ((اهل بيت آفتاب(ع))) آموختيم.
كـودكى, دنيايى پررمز و راز است. بايد با ايـن دنياى اسرارآميز آشنـا شـد و دانست كه چگـونه مـى شـود غنچه هـا را پـــرورش داد. ايـن مهم را با مرورى بر معارف و ارشادات دينـى و از چشـم انداز انديشه امام خمينـى مـى نگريـم. باشـد كه نفـس قـدسـى آن ابرمرد تاريخ, يارى و همراهيمان نمايد.
دنياى كودكى:
دنيـاى كـودك اسـرارآميز است. پـر از تخيلات زيبـا و رويـاهــاى كـودكانه; او در عالـم زيباى خـود, تا آسمانها سفر مـى كنـد. در ميان ستارگان قصـرى بلـوريـن بـراى خـود مـى سازد و يا از اعماق درياها بهتـريـن مـرواريـدها را پيـدا مـى كنـد و بـراى آنها كه دوستشان دارد مىآورد.
كودك, دلى بى كينه دارد و قلبى عطـوف. چون آينه شفاف است و چـون چشمه زلال. و ايـن مـا و محيط هستيـم كه يا دل او را شفـاف تـر و چشمه وجـودش را زلالتر مى نماييـم و يا باعث كدورت و آلـودگـى آن مـى شـويـم. ايـن بسته به همتـى است كه در تـربيت آنـان به كـار مى بريم.
وجـود آماده كـودكـان چـون زمينـى مستعد است بـراى اينكه گلهاى فضيلت و اخلاق شايسته در آن بـرويـد يا خارها و علف هرزه رذيلت.
حضرت امام خمينى كـودكان را لايق رسيدن به مقام انسانى مـى دانند و تربيت را مهمتريـن عامل دستيابـى به سعادت مى شمارند و اعتقاد دارند اگر تـربيت صحيح نباشـد, كـودكان, بيراهه مـى رونـد و راه حيـوانيت را مـى پيماينـد: ((ايـن بچه ها لايق هستنـد كه يك انسان شـونـد... و قـابل ايـن هستنـد كه يك شيطـان بشـوند...
تـربيت است كه ايـن طفل را يا به راه انسانيت وا مـى دارد يا به راه حيوانيت. ))(1)
تربيت:
تعريفها و برداشتهاى گوناگـونـى در ايـن زمينه شـده است, كه در ايـن مقام به بـررسـى هر يك از آنها مـى پردازيـم. حضرت امام در تعريفهايى كه از تربيت دارند, با الهام از وحـى و ولايت بهتريـن و اساسـى تريـن آنها را تربيت قرآنـى و پـرورش انسان مـى داننـد. تربيتـى كه مبتنـى بر بـرنامه هاى كامل و همه جانبه اسلامـى و با هـدف پرورش انسان باشـد. از ايـن رو مـى فرماينـد: ((تربيت بايـد قرآنى باشد)); يعنى:
((هدايت و اداره جريان ارتقايـى و تكاملـى بشر و ايجاد هيإتـى تازه در فرد به منظور فراهـم آوردن زمينه جهت رشـد و تكامل همه جانبه انسان)) در سايه مذهب. و ايـن نگـرش كامل تر و دقيقتـر از بينشى است كه برخى روانشناسان و حتـى جامعه شناسان در باره ايـن مـوضـوع دارنـد. روانشناسان تربيت را مراقبت دايمـى از حيات در حال رشـد و ايجاد تغيير در فرد به منظور يافتـن قدرت درك مسايل و ايجاد زمينه جهت استقلال فكرى مـى داننـد. و جامعه شناسان تربيت را پرورش عضـوى مفيد براى جامعه مـى دانند. با جمع بنـدى ايـن دو نظريه كه تربيت هم عضـوى مفيد براى جامعه مى سازد و هـم از حيات دايمى در حال رشد يعنى زندگانى انسان مراقبت مـى كند و قدرت درك آدمى را بالا مى برد, به تعريف استاد شهيد آيت الله مرتضـى مطهرى, تـوجه مى كنيـم كه مـى فرماينـد: ((تـربيت عبارت است از به فعليت درآوردن استعدادهـاى درونـى كه در شـىء هست.))(2)
اگر توجه كنيم, مى بينيم تربيت هـم استعدادهاى درونى مادى را به فعليت مى رساند و هـم قدرت و استعداد روحانى انسان را به تكاپـو و تكامل وا مى دارد, چون معتقديـم فطرت اوليه انسانها پاك است و ايـن محيط و اوضاع و افـراد هستنـد كه فطـرت را آلـوده يا كامل مى سازند. آن گاه درمـى يابيـم تعريف حضرت امام از تربيت, بينشـى كامل و دقيق و همه جـانبه است, چـون هـم تـربيت مادى را در نظر دارند و هـم تربيت روحانى را, و اصل را بر روحانـى بـودن تربيت قرار مى دهند: ((اسلام انسان را تربيت مـى كنـد, به همه ابعادى كه انسان دارد.))(3) يكـى از هدفهاى تربيت تـوجه دادن و آگاه كردن انسان است. تإثير ايـن آگاهى در مثبت و منفى بـودن عواملى است كه در شكل گيـرى شخصيت و تـربيت يـافتـن فـرد نقـش دارند.

  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1543&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections