|
|
|
نقش اميد در زندگى (پایانی)(1901 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (601 بار خوانده شده است)  نقش اميد در زندگى (پایانی) 86/1/28 4. انديشه در خاطرات خوش گذشته بعضى افراد زندگى خود را با مقياس حال و وضعيت فعلى ارزيابى مى كنند و نتيجه مى گيرند كه هميشه در شرايط سخت بوده و خواهند بود, در حالى كه واقعيت زندگى چيز ديگرى است. توجه به گذشته شيرين و مرور خاطرات مسرت بخش آن, در حال پر اندوه شما روزنه اى مى گشايد و اميدوارتان مى سازد. امام صادق(ع) با گوشزد كردن اين نكته, يكى از مبتلايان به يأس و نوميدى را نجات داد. ابراهيم بن مسعود مى گويد: وضعيت يكى از تجار مدينه تغيير كرد, او خدمت امام صادق(ع) رسيد و لب به شكايت گشود. حضرت به وى فرمود: بى تابى مكن كه اگر روزى دچار تنگ دستى شده اى, روزهاى بسيارى را در خوشى گذرانده اى. نااميد مباش كه نااميدى كفر است. خداوند به زودى تو را غنى خواهد ساخت.38 5. انديشه در آينده اى روشن بعضى به گمان اين كه مشكلى كه هم اكنون گريبان گير آنها شده تا ابد همراهشان خواهد بود, زانوى غم در بغل مى گيرند و به كلى مأيوس مى شوند. كسى كه حالت انتظار نداشته باشد, آينده را تاريك و همه راه ها را بسته مى بيند, اما با داشتن تصويرى روشن از آينده و بهره مندى از روحيه انتظار, مى توان چراغ اميد را پر فروغ ساخت. قرآن مجيد سختى ها را پايان پذير مى داند, از اين رو آسايش و راحتى را مقرون سختى ها قرار داده است: (فانّ مع العسر يسراً, إنّ مع العسر يسراً; قطعاً با هر سختى آسانى است. همانا با هر سختى آسانى است.)39 جابر بن عبدالله انصارى مى گويد: روزى همراه بيش از سيصد نفر از سربازان اسلام, از جانب رسول خدا(ص) به مأموريتى اعزام شديم, اما از آن جا كه توشه راهمان اندك بود, برخى گفتند از اين مأموريت منصرف شويم. اين تصميم را به آن حضرت اطلاع دادند. رسول خدا(ص) پس از اين كه فرمود: اگر آذوقه بيشترى داشتم حتماً به شما مى دادم, آيه فوق را قرائت كرد.40 بعـد نوميـدى بسـى اميـدهـاسـت از پس ظلمت بسى خورشيدهاست41 نه تنها سختى ها مايه اميد است, افزايش آن نيز مايه اميد بيشتر است. وقتى حلقه هاى بلا و گرفتارى, تنگ تر شود, نشانه هاى فرج آشكار مى گردد و اين بدان علت است كه هركس در شرايط سخت و بحرانى, دچار يأس و نوميدى نگردد. اميرالمؤمنين(ع) توصيه مى فرمايد كه در پيچيده ترين مراحل هم نبايد از مشكلات فرار كرد و روح اميدوارى را از دست داد. از اين رو مى فرمايد: (عند تناهى الشدائد يكون توقع الفرج; وقتى شدت سختى ها به نهايت رسند, همان لحظه موقع انتظار و اميد گشايش است.42 بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر بار دگـر روزگـار چون شكر آيد ييكى از سخت ترين دوران براى رسول اكرم(ص) جنگ احزاب بود كه همه گروه ها در صف واحد قرار گرفتند تا با تمام قوا و تجهيزات كامل, لشكر اسلام را منهدم كنند. در اين حال, پيامبر(ص) اميدش را از دست نداد و حتى پيروزى مسلمانان را بر امپراتورى هاى فارس و روم نويد دادند.43برخى از منافقين مى گفتند: او ما را مسخره كرده است. ما جرأت نداريم كه چند قدمى از سپاه فاصله بگيريم, آن گاه او وعده فتح ايران و روم را مى دهد.44 مادرى خدمت امام صادق(ع) رسيد و از اين كه فرزندش از سفر برنگشته اظهار نگرانى كرد, حضرت وى را به صبر دعوت كرد. مادر آرام شد و رفت. چندى بعد دوباره بازگشت و بار ديگر حضرت او را به صبر فرا خواند. بار سوم, به شدت اظهار ناراحتى كرد و گفت: طاقتم ديگر تمام شده است. حضرت به وى فرمود: به منزل برو كه فرزندت آمده است. او پس از اين كه فرزندش را ديد, خدمت حضرت بازگشت و پرسيد: از كجا دانستيد فرزندم برگشته است؟ حضرت فرمود: وقتى گفتى صبرم تمام شده است, فهميدم فرزندت آمده است, زيرا وقتى صبر انسان تمام شود, فرج فرامى رسد.45 6. شناخت صحيح دنيا يكى از راه هاى دست يابى به اميد در زندگى, شناخت صحيح از واقعيات دنياست. اگر تصورت و انتظارات ما از دنيا مطابق با واقع باشد, نااميدى به خود راه نخواهيم داد. يكى از ويژگى هاى دنيا, تحول, دگرگونى و پستى و بلندى و فراز و نشيب هاى آن است. پيشوايان دين با ذكر اين حقيقت, در پى اصلاح نگرش مردم از دنيا بودند تا در پيش آمدهاى ناگوار زندگى خود را نبازند و همواره مهياى مقابله با مشكلات احتمالى باشند. امام على(ع) مى فرمايد: (الدهر يومان يوم لك ويوم عليك فاذا كان لك فلاتبطر واذا كان عليك فاصبر; دنيا دو روز است, روزى به نفع تو و روزى به زيان توست. اگر دنيا روى خوش به شما نشان داد, سرمست و مغرور نشويد و اگر به سختى دنيا دچار شديد, صبر و تحمل پيشه كنيد.)46 روزى كسى با حالى پريشان خدمت امام صادق(ع) رسيد و از سختى زندگى خود شكايت كرد, حضرت, زندان كوفه را به ياد وى آورد و فرمود: زندان كوفه چگونه است؟ آن مرد گفت: جايى تنگ و بدبو است كه افراد در آن جا در بدترين شرايط به سر مى برند. حضرت فرمود: تو نيز در زندان دنيا به سر مى برى, با وجود اين مى خواهى در آسايش و خوشى باشى. مگر نمى دانى كه دنيا زندان مؤمن است.47 حضرت با ترسيم چهره دنيا براى وى, بار غم و اندوهش را كاستند و به او نيرويى تازه بخشيدند. 7. شناخت بهتر از سختى ها چه بسا تحليل نادرست از سختى ها, افرادى را به يأس و نااميدى مى كشاند. طبيعى است وقتى مشكلات و سختى ها را مانع تكامل بدانيم, از آن استقبال نمى كنيم و از مواجهه با آن ها وحشت و اضطراب و دل زدگى به ما دست مى دهد. اما واقعيت اين است كه سختى ها آن قدر هم كه فكر مى كنيم ناخوشايند نيستند. قرآن مجيد مى فرمايد: چه بسا چيزى را نمى پسنديد, در حالى كه نفع شما در آن است و چه بسا چيزى را دوست مى داريد, در حالى كه زيانتان در آن است.48 پس هميشه منافع, در راحتى و آسايش نيست. از روايات معصومين& استفاده مى شود كه وجود شدايد و سختى ها براى مؤمن امرى اجتناب ناپذير است تا جايى كه امام صادق(ع) فرموده اند: اگر مؤمن روى قله كوهى قرار گيرد, خداوند فردى را كه مزاحم او باشد همدمش خواهد كرد تا به او اجر و پاداش رساند,49 زيرا گرفتارى براى مؤمن, مايه تكامل و پيشرفت است. پيامبر(ص) چه زيبا فرموده اند: خداوند بنده مؤمن خود را با سختى تغذيه مى كند; همان گونه كه مادر فرزندش را باشير تغذيه مى كند.51 8. صبر و شكيبايى يكى از عوامل مهم در حفظ روحيه اميدوارى, كاهش درد و رنج سختى است. به فرموده امام صادق(ع) هيچ چيز به اندازهُ صبورى, رنج گرفتارى ها را كاهش نمى دهد.51 امام صادق(ع) داستان غم انگيز حضرت يوسف(ع) را يادآور مى شود كه با صبر و شكيبايى توانست در شرايط سخت زندان روحيه اميدوارى خود را حفظ كند. سپس مى فرمايد: نتيجه صبر, پيروزى است: (فاصبروا تظفروا); پس شما نيز شكيبا باشيد تا موفق شويد.52 پيامبر(ص) نيز بر اين اصل تكيه دارد كه: (بالصبر يتوقع الفرج; به وسيله صبر, اميد گشايش است.)53 صبر و ظفر هر دو دوستان قديم اند بــر اثــر صبـر, نـوبـت ظفـر آيـد انسان ذاتاً عجول است. به محض اين كه چيزى را ديد, مى خواهد و همين كه به چيزى اميد بست, به انتظار مى نشيند. آنچه مهم است تحمل تپش هاى پر اضطراب انتظار و از ياد نبردن طلوع خورشيد است. امام على(ع) مى فرمايد: (من صبر نال المُنى; هركس شكيبايى ورزيد, به آرزويش مى رسد.)54 9. فعاليت با دست روى دست گذاشتن و زانوى غم در بغل گرفتن, مشكلى رفع نمى شود; بلكه يأس و نوميدى را به ارمغان مى آورد. پس بايد دست به كار شد و در پرتو كار و فعاليت, روحيه مضاعف را به دست آورد. تلاش و كوشش, عامل نشاط و پويايى و سكون و بى تحركى, مولّد ركود و خمودى است. كسى كه مشكل مالى دارد بايد خودش براى كسب روزى اقدام كند. پيامبر(ص) مى فرمايد: اگر مشكل مالى داريد, حركت كنيد و براى كسب روزى و جلب فضل الهى از تلاش باز نايستيد و غمگين نشويد.55 (ابوطياره, بازرگان كوفه, بر اثر پيش آمدهاى ناگوارى, اموال خود را از دست داد. مشكلات مالى روحيه او را ضعيف ساخت و به فردى مأيوس تبديل كرد. او خدمت امام صادق(ع) رسيد و از آن حضرت چاره جويى كرد. امام(ع) از وى سؤال كرد: آيا در بازار دكان دارى؟ عرض كرد: آرى, ولى جنسى ندارم تا براى فروش عرضه كنم. حضرت فرمود: موقعى كه به كوفه برگشتى دكان خود را تميز كن و درب مغازه خود بنشين. قبل از شروع فعاليت, دو ركعت نماز بخوان و پس از آن بگو: خدايا من به نيروى شكست خورده خود متكى نيستم. تنها تكيه گاه من قدرت شكست ناپذير توست, تو نيرويى به من ده, از تو تمناى روزى و گشايش زندگى دارم. ابوطياره به دستور امام(ع) عمل كرد و با اطمينان خاطر مغازه خود را باز كرد و در آن جا نشست. ساعتى نگذشت كه پارچه فروشى نزد وى آمد و درخواست كرد نصف دكان را كرايه كند. ابوطياره موافقت كرد و نصف مغازه را به وى واگذار كرد. پارچه فروش متاع خود را در نصف دكان قرار داد و به دادوستد پرداخت. ابوطياره از او خواست مقدارى از پارچه ها را در اختيار ايشان قرار دهد تا به فروش برساند و حق العمل خود را بردارد و بقيه سود را به ايشان بپردازد. پارچه فروش پذيرفت. ابوطياره پارچه هاى او را در نصف ديگر مغازه كه در اختيار خودش بود, در معرض فروش قرار داد. اتفاقاً آن روز هوا به شدت سرد شد و مشتريان زيادى براى خريد پارچه به مغازه آمدند و تا غروب تمام اجناس فروخته شد. ابوطياره مى گويد: به اين كار ادامه دادم تا كارم به قدرى خوب شد كه مركب و غلام و كنيز خريدم و خانه ساختم.56 آنچه روحيه از دست رفته و يأس آور ابوطياره را بهبود بخشيد, توكل به خدا و اقدام عملى وى بود. آخرين اميد بهره مندى از نگرش مثبت و اميدوارانه به آينده دور و نزديك, لازمه سلامت روان و مانع ابتلا به بيمارى فراگير است. مطلوب انديشى در شرايطى كه ابرهاى تيره و تار بدبينى, افق تاريك و مبهمى را ترسيم مى كند يك ضرورت است. انديشه مهدويت, آينده درخشان و سعادت مندانه انسان ها را نويد داده است. مؤمنان واقعى با اعتقاد به مهدويت و انتظار صبح سپيد, در افق هاى دور نشانه هاى ساحل نجات مى بينند و از فراگيرى ظلم و ستم در جهان پر آشوب مأيوس نمى شوند. آنها به مقتضاى (وعده وصل چون شود نزديك/ آتش عشق تيزتر گردد), وصول به هدف را در برابر خويش مى بينند. مهدى(ع) براى طوفان زدگان كشتى شكسته و غريقان گرداب هاى فتنه در دوران بربريت مدرن, ساحل امن اميد است و اين اميد, بزرگ ترين هديه اى است كه جامعه بشرى دريافت داشته است. گوستاولوبون مى گويد: (بزرگ ترين خدمتگزاران عالم همان اشخاصى هستند كه توانسته اند بشر را اميدوار نگاه دارند.)57 رمز و راز نجات انسان معاصر از بن بست ها و گرداب ها و نويد پايان سبز زمان و سرفصل رويش و تولد نهايى انسان, اعتقاد به مهدويت است. اين همان چيزى است كه در دعاى افتتاح مى خوانيم: (اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة تعزّ بها الاسلام واهله وتذل بها النفاق واهله; خدايا! از تو دولت كريمه اى مى خواهيم كه به وسيله آن اسلام و مسلمانان را عزت بخشى و نفاق و منافقان را سركوب سازى.) |
|
|
|
|
|
|
|
|
|