
[1]ترفيع مقام، آرزوي همه كارمندان(1)
86/1/26
ممكن است شما كارمندي باشيد كه در يك شركت مشغول كاراست، كارمندان زيادي همراهتان كار ميكنند و هر يك ميخواهند كه هر چند وقت يك بار ارتقاي درجه پيدا كنند تا در بخش بهتري و با حقوق بالاتري مشغول كار شوند. شما نيز قطعا همين طوريد. ولي ترفيع گرفتن به هيچ وجه ساده نيست. رقيبهاي فراوان پيش رويتان هستند ولي راههاي بسياري وجود دارند كه با استفاده از آنها ميتوانيد رتبه و درجه شغليتان را افزايش دهيد.
گام اول اينست كه فكر كنيد و ببينيد كه نقاط قوت شما كجاها هستند؟ در انجام چه كارهايي قوي و توانا عمل نميكنيد؟ چه مهارتهايي هستند كه بايد بلد باشيد ولي تا به حال ياد نگرفتهايد؟ تواناييها و نقاط قوت بايد بيشتر تقويت گشته و نقاط ضعف اصلاح و برطرف گردند.
پرسش بعدي اينست كه شما براي شركت، گروه و مديرتان چه كاري انجام ميدهيد؟ انجام وظيفه به تنهايي باعث نميشود كه مديران و سرگروهان به شما توجه كنند بلكه آنچه همكار ترفيع گرفتهتان را از شما متمايز ميكند آن كارهاييست كه به پيشرفت و رشد شركت و موسسه كمك كردهاند و اين همكار لايق يكي از افرادي بوده كه اين كارها را انجام داده است.
گام بعدي اينست كه اوضاع و مشخصات شركتتان را بررسي و ارزيابي نماييد. در اين شركت چه افرادي و چگونه كارمندي ترفيع ميگيرند؟
در بعضي شركتها، كارمنداني كه بهتر بتوانند نتايج و حاصل كارهاي روزانه و ماهانهشان را ثبت كنند و آمار و ارقام دقيقي عرضه كنند، مورد توجه و مستعد ترفيع گرفتن هستند. در موسسهاي ديگر داشتن مهارتهاي حرفهاي و كاربردي مورد پذيرش مديران است و كساني ترفيع خواهند گرفت كه بيش از ديگران در كارشان ماهر وحرفهاي باشند. جايي ديگر هم كيفيت خدمات مشتري معيار سنجش لياقت اشخاص است و هر قدر كارمندي بهتر بتواند به مشتري سرويس دهد، شانس بيشتري براي ارتقاي رتبه و افزايش حقوق خواهد داشت. در بعضي موسسات درست برعكس است و كارمندي كه بتواند در كارها و امور مربوط به توليد موفقيت بيشتري كسب كند، لياقت ترفيع رتبه را خواهد داشت.
نكته اينجاست كه درباره اين موضوع نميتوان هيچ بايد و نبايدي و درست و ناردستي تعيين كرد، ولي يك امر كاملا معلوم و ثابت شده است و آن اين كه توانايي و مهارت و قابليت شما - هر چه كه باشد- مورد توجه و نياز اين شركت است، چرا كه مسئولان آن شما را استخدام كردهاند و در حال حاضر كارمند آنهاييد.
حالا مهمترين كاري كه بايد بكنيد اينست كه با خودتان روراست باشيد. آيا از محل كارتان راضي هستيد؟ كارتان را دوست داريد يا اين كه از سر اجبار به آن مشغول شدهايد؟ بخشي كه در آن كار ميكنيد را چطور؟ ميتوانيد با همكاران و سرگروهتان درست ارتباط برقرار نماييد؟
اگر ديديد از مجموع شرايط راضي بوده كار و اين سازمان يا موسسه را دوست داريد، بايد برنامهريزي كرده براي رشد و گرفتن ترفيع مقام تلاش نماييد. اگر هم متوجه شديد كه كار اصلا از ريشه مشكل دارد و اين شغل، آن حرفهاي نيست كه هميشه آرزويش را داشتيد، بايد استعفا دهيد و كار تازهاي پيدا كنيد. گاهي اوقات هم خود محلي كه در آن كار ميكنيد، آزارتان ميدهد و حس ميكنيد كه جاي پيشرفت نداريد. در اين حال هم بايد آن شركت يا سازمان را ترك نموده، جاي ديگري پيدا كنيد.
بالا رفتن از پلكان ترفيع گرفتن، دو مرحله دارد. اول اينست كه بايد ببينيد لازمست چه مهارتها و تواناييهايي را به دست آوريد تا برتر از هم رديفانتان بايستيد و مورد توجه مسئولان بالاتر قرار گيريد. مرحله دوم اينست كه مطمئن شويد كارهاي شما در معرض توجه قرار ميگيرند و مديران ارشد درخواهند يافت كه اين نتايج درخشان و برجسته حاصل كار چه كسي است. در اين حال است كه نامتان در ليست كانديدهاي ترفيع گرفتن قرار خواهد گرفت.
بايد از همان جايي كه هستيد شروع كنيد. ببينيد كه در اين جايگاه و مرتبه كنوني چه فرصتهايي براي ارتقا وجود دارد. يكي از سادهترين كارهايي كه ميتوانيد انجام دهيد اينست كه وظايف و كارهايي كه به شما محول ميكنند را زودتر از زمان مقرر انجام دهيد و حجم كارتان را نيز افزايش دهيد. وقتي كه بتوانيد مقدار بيشتري كار را در بازه زماني كوتاهتري به پايان برسانيد، مورد توجه قرار خواهيد گرفت. البته دقت داشته باشيد كه هرگز كيفيت را فداي سرعت و حجم بالاي كار نكنيد. مسئلهاي درباره توصيه بالا قابل توجه است. هر مديري خواهانگ يك نوع بهترين نتايج" است. تحويل به موقع كارها و حجم بالاي آن و حتي زودتر از موعد تعيين شده، بسيار جالب توجه است ولي هر كدام از مديران به يك ويژگي و بخش خاص بيشتر توجه دارند. به طور مثال يكي به دقت در رسم جداول و عرضه آمار و ارقامي بسيار دقيق علاقهمند است. ديگري ميخواهد از كوچكترين جزييات پروسه كار با خبر شود و مدير سوم دوست دارد كه بازخوردها و اظهار نظرهاي مشتريان را بداند.
هر كدام از اين خواستهها، علامتهايي هستند كه محل كليدي تمركز قواي فكري و عملي شما را نشان ميدهند. شايد تعجب كنيد ولي يك كارمند موفق كه در ميانه كار، مورد توجه مدير جديد قرار خواهد گرفت، همواره در ابتداي كار از او ميپرسد: من بايد چه كار كنم كه در نظر شما به عنوان "مدير اين گروه" بهترين باشم؟
علت پرسيدن اين سوال كاملا واضح است. اين مدير جديد يك تازه وارد است كه براي بار نخست او را ميبينيد. از كجا ميتوانيد علايق و سليقههايش را دريابيد؟ ساده است! بايد از خودش بپرسيد!
وقتي كه پاسخ اين پرسش مهم و كليدي را پيدا كنيد، تمامي تلاشتان را در جهت محقق نمودن اين هدف و خواسته مديرتان كه در واقع همان سوگيري بخش بزرگي از شركت كارفرماي شماست، هدايت نماييد. پس از چندي در مييابيد كه شانس ترفيع مقام شما هم چندان كم نيست.
ذكر اين نكته لازمست كه در واقع وقتي اين چنين روندي را پيش گيريد، به مديرتان هم كمك ميكنيد تا در انجام وظايفش موفق شود. اگر او خود زيردست مدير و رياست اصلي سازمانتان كار كند، اين موفقيتها به نفع وضعيت شغلي او هم خواهند شد و اگرنه، مدير همه مجموعه خود اوست، باز هم تلاشها و كمكهاي شما در جهت رشد و پيشرفت كل شركت عمل خواهد نمود.