بايدها و نبايدهاي بازاريابي(3) (736 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (654 بار خوانده شده است)  بايدها و نبايدهاي بازاريابي(3)
86/1/23 خب اين هم از بعضي استراتژيهاي مفيد بازاريابي. حالا به سراغ نكاتي ميرويم كه ميتوانند تاثير اين راهبردها را بيشتر كنند. به كارگيري استراتژيهاي فوق به راستي مفيد و موثر هستند ولي عنصري كه تاثير آنها را بيشتر ميكند خلاقيت و نوآوريست. اگر فقط به همين جملات اكتفا كنيد و هيچ تغييراتي در آنها ندهيد، پاسخ مناسبي دريافت نخواهيد كرد. اين روزها اشخاصي كه بيش از ديگران خلاقيت و ابتكار به خرج ميدهند برنده ميدان رقابت بازار هستند. موفقيت در بازاريابي و كسب وكار اصول كلي و مشخصي دارد ولي آنهايي كه تنها به ظاهر اين قواعد بسنده نميكنند، سرآمد و برتر خواهند شد. براي اعمال روشها و تكنيكهاي جديد راههاي مختلفي وجود دارند كه باز هم اصول كلي هستند. من در پايان گفتههايم تعدادياز اين خطوط راهنما را ذكر ميكنم. ممكن است بعضي از آنها به نظر شما جذابتر از بعضي ديگر باشند. در اين خصوص هر كس عقيده متفاوتي دارد. من پيشنهاد ميكنم كه همگي آنها را امتحان كنيد. ممكن است حتي آنهايي كه به نظرتان جالب نيايند، كليد گشودن درهايي باشند كه با هيچ كليد ديگري باز نشدهاند. اين نكات در هر صورت به كارتان ميآيند و فرقي ندارد كه كالاهاي گوناگون بفروشيد يا خدمات عرضه كنيد. 1- هرگز به يك ايده و راهحل اكتفا نكنيد. وقتي كه خودتان درباره مشكلي به نتيجهاي ميرسيد و راه حلي پيدا ميكنيد، قانع نشويد به دنبال راه حل دوم، ايده پنجم، ابتكار دوازدهم و خلاقيت پنجاهم باشيد. هر قدر كه ايدهها و گزينههاي پيش رويتان بيشتر باشند، بهتر ميتوانيد تصميم بگيريد و در همين جستجوهاي تودرتوي ذهني است كه ايدههاي ناب و يگانه متولد ميشوند. حتما حكايت مشهور توماس اديسون را شنيدهايد. او صدها راه پيدا كرد كه لامپ با آنها ساخته نميشود. بله حتي اگر ايدههاي گوشه و كنار مغزتان مفيد و به درد بخور هم نباشند، نااميد نشويد چون كه همين بن بستها شما را در مسير صحيح قرار ميدهند. فقط بايد بتوانيد آن سوي ديوار بنبست را هم ببينيد تا راههاي جديد و مطمئن را مشاهده كنيد. 2- صورت مسئله را تغيير دهيد. زماني كه ما به يك تصوير سه بعدي نگاه ميكنيم، در نگاه اول يك تصوير مقابل چشمانمان ظاهر ميشود و همين كه زاويه نگاهمان را تغيير ميدهيم يا تصوير را كمي جابهجا ميكنيم، عكس ديگري را خواهيم ديد. اين مثال در ابعادي ديگر در مورد مسائل و مشكلات يك كسب و كار وجود دارد. فرض كنيد ميخواهيد طرح بازاريابي خود را تدوين نماييد و به طور طبيعي به سوالات زيادي برخوردهايد. در نگاه اول هر سوال يك يا چند جواب دارد و اگر بخواهيد نكته قبلي را رعايت كنيد ميتوانيد دهها پاسخ ديگر هم بيابيد. يك راه ديگر هم براي خلاقيت وجود دارد و آن اين كه صورت مسئله را تغيير دهيد. اين درست مثل همان جا به جا كردن تصوير سه بعدي است. مثلا شما از خود ميپرسيد: « چه كار كنم كه بيشتر فروش داشته باشم؟» « اين پرسش به خودي خود مفيد است ولي ميتوانيد اين طور بپرسيد كه:» چه كار كنم كه بيشتر پول دربياورم؟» جوابهاي اين دو سوال با هم فرق دارند. راههاي بيشتر پول درآوردن با بيشتر فروختن تفاوت دارند. يكي از ايدههاي پول درآوردن بيشتر ميتواند كم كردن هزينههاي غيرضروري يا حذف آنها باشد يا شايد هم بخواهيد قيمت اجناس يا خدماتتان را گران كنيد. به هر حال وقتي كه صورت مسئله را تغيير دهيد، راههاي جديدي پيش رويتان گشوده ميشود كه هر كدام ميتواند ابتكاري نوين را شكل دهند. در واقع اين «ديگر گونه ديدن» راهها و انشعابات آن راه قديمي و خستهكننده را به شما نشان ميدهند. از كالا يا خدماتتان سوال كنيد. شايد فكر كنيد دارم شوخي ميكنم ولي شوخي و لطيفه نيست. در واقع اينها منابع الهام ذهني و ياريكننده قواي تخيل خلاقانه شما هستند. حالا چطور بايد اين دوستان را به حرف آورد؟ ابتدا چند دقيقه تمركز كنيد، چند نفس عميق بكشيد و به بدنتان آرامش دهيد. سپس تصور كنيد كه كالا يا خدمات شما پيش رويتان نشسته است. از او بپرسيد، دوست داري چه كساني تو را بخرند؟ دوست داري چطور تو را بفروشند؟ چه نقاط قوتي داري؟ چه ضعفهايي در خودت احساس ميكني؟ فكر ميكني چه كساني به تو نياز دارند؟ چرا ميخواهي به آنها كمك كني؟ شما ميتوانيد پاسخ اين سوالات را روي كاغذ بياوريد. خواهيد ديد كه وقتي مصاحبه شونده ببيند كه به حرفهايش توجه كرده آنها را مينويسيد، مشتاق شده بهتر با شما همكاري ميكند. اين روش را ساده نگيريد، بسيار مفيد است.
|