نقش اميد در زندگى(2) (1084 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (750 بار خوانده شده است)  نقش اميد در زندگى(2)
86/1/22 اقسام اميد و آرزو به طور كلى مى توان اميد و آرزو را به اميد و آرزوى كاذب و صادق تقسيم كرد. استاد مطهرى مى گويد: (معمولاً افرادى كه از لحاظ روح و روان, سالم و با نشاط اند و انحرافى پيدا نكرده اند, كمتر به تخيل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. هميشه عملى فكر مى كنند و عملى آرزو مى كنند; يعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است كه در زندگى دارند, روى بال و پر خيال نمى نشينند و آرزوى امور ناشدنى را نمى كنند; ولى افراد ضعيف كه مبتلا به بيمارى روانى هستند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى موجود نيست, بيشتر بر مركب سريع السير خيال سوار مى شوند و با خيالات خود را سرگرم مى كنند.)7 پس بايد دايره اميدها و آرزوهايمان را محدود سازيم و بدانيم هرچيزى شايسته اميد داشتن نيست. بازيابى و تشخيص اميدهاى واهى و كاذب از اميدهاى واقعى و صادق, و اميدهاى پست و بى ارزش از اميدهاى ارزش مند و متعالى و تجديدنظر در اميدها, امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است. آفات اميد و آرزو اميد و آرزو آسيب ها و آفاتى دارد كه مهم ترين آن, عدم آگاهى و اطلاع از واقعيات, غفلت از وظيفه اصلى, بلندپروازى, فاصله گرفتن از مبانى دينى و عوامل اجتماعى فرهنگى حاكم بر جامعه است. در اين جا به مهم ترين موارد آرزوهاى آفت زده اشاره مى كنيم: 1. آرزوى واهى اميدواريم در حالى كه اميدهاى خيالى داريم. گاهى اميدها, كاذب و واهى و غير واقعى است و بيشتر به توهم شباهت دارد كه شاعر مى گويد: اميـد نيسـت كـه عمر گذشتـه باز آيـد در اين اميد به سر شد, دريغ عمر عزيز امام على(ع) آرزوهاى كاذب را به سراب و آب نمايى تشبيه كرده كه تشنه كامان را به دنبال خود مى كشاند, ولى هر لحظه آنها را تشنه تر مى كند.8 بر اين اساس, در آموزه هاى دينى, از آرزوهاى دراز, به دليل آثار و پيامدهاى شوم آن, به آرزوهاى غير منطقى تعبير و نكوهش شده است. اميرالمؤمنين(ع) مى فرمايد: از آرزوهاى دراز بپرهيزيد كه زيبايى نعمت هاى الهى را از نظر شما مى برد و آنها را نزد شما كوچك مى كند و به كمى شكر فرا مى خواند.9 2. آرزوى تعديل نشده ييكى از آفات اميد و آرزو, خروج از مدار اعتدال است. اگر اميد و آرزو از حد اعتدال خارج شود و رنگ افراطى به خود بگيرد, مفاسد جبران ناپذيرى به دنبال خواهد داشت. امام على(ع) مى فرمايد: از تكيه كردن بر آرزوها بپرهيزيد كه همانا سرمايه احمقان و مانع خير آخرت و دنيا است.10 اگر در بعضى آيات و روايات, آرزو مذمت شده, همين آرزوهاى دور و دراز است كه پشتوانه عقلانى ندارد. اميرالمؤمنين(ع) مى فرمايد: (شرف الغنى ترك المُنى; برترين بى نيازى, ترك آرزوهاست).11 در روايتى ديگر آثار زيان بار آرزوهاى واهى را اين گونه ترسيم فرموده اند: آرزوهاى دراز, عقل انسان را مى برد, وعده آخرت را دروغ مى شمرد, انسان را به غفلت وامى دارد و سرانجام آن, حسرت و ندامت است.12 آرزو بد نيست طغيانش بد است هست دريا خوب و طوفانش بد است گرچه هر ميلى همايون مركبى است خارج از اندازه جولانش بد است نگاه اميدوارانه, آرى موكول كردن انجام امور به آينده, نه هرگز نبايد به بهانه اميدوارانه زيستن, انجام امور را به آينده موكول و اكنون را رها كنيم; يعنى نبايد (حال ممكن) را فداى آينده نيامده كرد. نگاه اميدوارانه با تلاش و فعاليت توأم است, در حالى كه كارها را به آينده واگذار كردن, رخوت و سستى به دنبال دارد. بعضى كلمه (وقتى كه) را زياد به كار مى برند; وقتى كه پول دار شدم, وقتى كه به دانشگاه راه يابم, وقتى كه ازدواج كنم, اما براى شرايط فعلى خود هيچ برنامه مشخصى ندارند. (اگر توجه به گذشته و آينده به خاطر فرار از دشوارى هاى زمان حال باشد, به نظر روان شناسان, بيمارى يا مقدمه بيمارى روانى است; چنانكه مى گويند: اگر قرار باشد كه به زمان حاضر توجه نشود و از فرصت هايى كه براى شخص فراهم مى شود استفاده نگردد و دائماً به خود و ديگران بگويد: راست است كه من در درس خود خوب نيستم ولى صبر كن وقتى وارد زندگى شدم ببين چه خواهم كرد! اين نوع تفكر مى رساند كه شخص مى خواهد از زندگى حقيقى و زمان خودش فرار كند. روان شناس به خوبى مى داند كه اين مطالب با حقيقت وفق نمى دهد و جز استدلال غير منطقى چيز ديگرى نيست. اين نوع تفكر راجع به آينده, مضر مى باشد و به احتمال قريب به يقين, شخص صاحب اين طرز تفكر, مانند زمان حاضر با عدم موفقيت مواجه مى شود.)13 مولوى مى گويد: هين مگو فردا, كه فرداها گذشت تـا بـه كلـى نگـذرد ايـام كشـت14 پيامبر(ص) خطاب به ابوذر مى فرمايد: اى ابوذر! از آن بپرهيز كه خيالات و آرزوها سبب شود كه كار امروز به فردا بيفكنى, زيرا تو متعلق به امروز و مال امروز هستى نه روزهاى نيامده. در آن جا كه كار مفيد و لازم و خداپسندى مى خواهى انجام دهى, تأخير را روا مدار. اى ابوذر! به عمرت بيش از مالت بخل بورز.15 آرزوى برتر اگر اميد و آرزو از محدوده تنگ دنياى مادى خارج گردد و به آرمانى باقى و ثابت و هميشگى نظر افكنده شود, به آرزوى برتر نزديك شده ايم. امام على(ع) مى فرمايد: (من يكن الله أمله يدرك غاية الامل والرجاء; هركس خداوند آرزو و آرمانش باشد, نهايت آرزو و اميد را دريافته است.)16 قرآن مجيد آرزويى را كه متوجه ارزش هاى والاى انسانى باشد و رنگ الهى به خود گيرد, برترين آرزوها و اميدها دانسته است; آن جا كه مى فرمايد: (المال والبنون زينة الحيوة الدنيا والباقيات الصالحات خير عند ربك ثواباً وخير أملاً; مال و فرزندان, زينت حيات دنيا هستند و ارزش هاى پايدار و شايسته نزد پروردگارت ثوابش بهتر و اميدبخش تر است.)17 اين اميد متعالى گرچه به خود جامه عمل نپوشد, ارزش مند است و از روايات استفاده مى شود كه خداوند به مقدار اين آرزوها و اميدها, به افراد با ايمان, اجر و پاداش مى دهد. امام صادق(ع) مى فرمايد: گاهى بنده مؤمن تهى دست مى گويد: خدايا! به من روزى عطا كن تا فلان كار خير و نيك را به جا آورم. اگر خداوند در او صدق نيت بداند, تمام اجر و پاداشى را كه در صورت رسيدن به اين آرزو و انجام آن كارهاى خير استحقاق پيدا مى كرد, براى او نوشته مى شود.18
|