كسب و كار؛ ديروز و امروز
(1807 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(783 بار خوانده شده است)
[1]كسب و كار؛ ديروز و امروز
86/1/22
در اين مقاله سعي ميكنيم، جنبههاي گوناگوني از مديريت منابع اطلاعاتي (IRM) را معرفي كرده دربارهشان حرف بزنيم. قصد داريم افق ديدگاههاي افراد را نسبت به كار و مسئوليتهايشان وسيعتر كنيم.
در عرض 30 سال گذشته، در كار مديريت و خدمات مشتريان مسائل گوناگوني ديدهام. مسائلي چون مشترياني كه با اين سيستمهاي پيچيده خدماتي و اطلاعاتي درگيرند و كارشناساني كه هر روز ابداع و نوآوري تازهاي را معرفي ميكنند. علاوه بر اين كارشناسان منابع اطلاعاتي و مديرعاملان ومديران اجرايي با هم تعامل ميكنند كه ميتواند براي رفاه مشتريان و رونق كسب و كارها مفيد و سازنده باشد اما بايد توجه كنيد كه همان طوري كه اين دو گروه قادرند تغييرات و نوآوريهاي سازندهاي خلق كنند اما امكان برتر شدن اوضاع هم اندك نيست. من هم اين خرابكاريها را ديدهام و هم تغييرات سازنده را و با عوامل اين دو دسته كار را هم ديده با آنها صحبت كردهام. سير اين تحولات و ابداعات كه ميتواند بسيار كوچك يا بسيار گسترده باشند، چهره كار و تجارت را عوض كرده است. اين بازار و كسب و كارهايي كه من اكنون با آنها روبرو هستم با آنچه در دهه 1970 بود، تفاوت دارد.
پس از ارائه مشاورههاي گوناگون و بحث و گفتگو با صاحبان مشاغل، نكاتي را دريافتهايم كه همگي دال بر اين هستند كه دورنما و گستره كسب و كار و تجارت متفاوت از ديروز است. تعدادي از اين تفاوتها را در زير مطرح ميكنم :
- دنياي امروز ما دنيايي مصرفي و به عبارتي يك بار مصرف است. دپارتمانهاي فنآوري اطلاعات مدام تحت فشارند چرا كه ميخواهند با كمترين امكانات بيشترين بازدهي را داشته باشند و بهترين نتايج را به دست آورند. اين فشار به مديران برميگردد چرا كه آنها از چگونگي فرآيند توسعه آگاهي كافي ندارند. آنها به غلط تصور ميكنند كه هرچه سختافزار و امكانات سيستمهاي كامپيوتري مجموعهشان قويتر و پيشرفتهتر باشند، توسعهيافتهتر هستند و ميتوانند كسب و كار خود را سريعتر به نقطه اوج برسانند.اما اشكال اينجاست كه اين اشخاص به مديريت منابع اطلاعاتي خود بيتوجه هستند. اگر مديريت منابع اطلاعات (IRM) با قدرت و توانايي به كار گرفته شود، در مخارج يك شركت يا مجموعه توليدي صرفهجويي خواهد شد آنها ميدانند كه يك سختافزار برايشان ارزش دارد اما هرگز دقت نميكنند كه اطلاعات برآمده از اين سيستمها چقدر به كارشان خدمت ميكنند. به همين دليل است كه مديران از پرسنل واحد IT بسيار توقع دارند چرا كه تحليل ميكنند حالا كه پول گزافي دادهاند، پس منطقي است كه بازدهي خوبي داشته باشند. اما مديريت اين اطلاعات ضعيف است. از اين رو كارشناسان IT نميتوانند كارشان را به نهايت انجام دهند بلكه فقط جزئي از اين انتظارات برآورده خواهد شد. برنامههاي نوشته شده چندان كارآمد نيستند چرا كه به خوبي پيشبيني نشده كه اگر آنها با سيستمها و نرمافزارهاي ديگر تداخل كنند، چه بايد كرد. اين مشكلات گاهي آنچنان شديد و كلافهكننده است كه بسياري از توليدكنندگان و خريداران نرمافزارها راضي شدهاند كه از برنامههايي يك بار مصرف استفاده كنند كه بتوانند در مدتي كوتاه و براي هدفي خاص كارايي داشته باشند و سپس از سيستم حذفشان كنند. كارشناسان IT ديگر وقت و حوصله ندارند كه نرمافزارهايي جامع تدوين كنند كه تمامي جوانب و وجوه سيستمها را در نظر بگيرند و براي هر مشكل احتمالي راه حلي پيشبيني كرده باشند. اگر در گذشته اينچنين ابزارهايي خلق ميشد، عرضه آنها ديگر مقرون به صرفه نيست و در اين دوران خواهان ندارند. مردم امروز ميخواهند كه ابزاري جوابگو داشته باشند كه مشكلشان را حل كند. ديگر نميخواهند كه هميشه با يك نرمافزار حجيم و پيچيده كار كنند. آنها ابزارهاي يك بار مصرف را ترجيح ميدهند.
- مقتضيات يك كار حرفهاي در امروز با گذشته تفاوت دارد. مثلاً قبلاً مديران عقيده داشتند كه اگر بخواهند در كسب و كارشان موفق باشند، كارگروهي لازم است. كاري كه تمامي افراد با هم مشاركت كنند و همگي بر يك هدف متمركز شوند. اما با محدود شدن دامنه كاركرد پروژههاي توسعه، ديدگاههاي مديران هم عوض شده است. آنها امروز ابتكار عمل يك نفر را در كل گروه به اجرا ميگذارند تمركز به آن شخص بوده و هدف تنها نتيجه خوب است. به عبارت ديگر آن انسجام و ادغام كارها ديگر در كار نيست. مديران گذشته به تمامي اجزاي يك سيستم ميپرداختند. اما امروز جزئيات يا ريزه كاريهاي يك برنامه خاص از كل پروژه مورد توجه است.
تفاوت ديگراينست كه چندين سال قبل، بر اين تاكيد ميشد كه اگر قرار باشد بر مشكلات غلبه كنند بايد در قالب سازماني بزرگ و جامع فعاليت كنند. در حال حاضر كسب و كارهايي كوچك و متوسط خلق شدهاند كه مالكان آنها ميتوانند با ابزارهايي ساده و ارزان هم كارشان را به جريان بيندازند. به همين علت آن كارهاي گروهي گذشته ديگر چندان مشهود نيستند و گرايش فردگرايي و كار انفرادي افزايش يافته است. با اين شرايط كساني كه ابداع يا نوآوري در سر دارند و ميخواهند پروژه توسعهاي را آغاز كنند، مجبور نيستند كه با گروهي بزرگ شروع كنند بلكه ميتوانند هرطور كه دوست دارند، فعاليت كنند. اين روند جديد هم خوب است و هم بد. خوب از آن جهت است كه ديگر مضطرب نبوده مجبور نيستند كه با تنش و چالشهاي روابط بين فردي روبرو شوند. اما بد هم هست چرا كه جريان تكروي و فردگرايي رواج مييابد.
تفاوت ديگر اينست كه چندين سال پيش اگر كسي به فعاليتي دست ميزد، از اين كه ديگران از او بازخواست كنند و توضيح بخواهند، نگران نبود. اما الان مردم ترجيح ميدهند كه سلب مسئوليت كنند يا از بقيه دستور بگيرند تا به حداقل مسئول نتايج كارشان باشند. اينجا پارادكس غريبي وجود دارد. كارمندان و كارگران خلاق هستند و ايدهاي نوين در سردارند اما از طرفي چندان شجاعت ندارند كه خودشان و با مسئوليت خودشان اين ايده نوين را بكار گيرند و تحولي ايجاد كنند. چرا كه ميترسند اگر كارشان خوب از آب درنيامد، كسي مواخذهشان كند. در عوض مايلند دستور بگيرند تا اگر اتفاق بدي افتاد، نفر دوم بازخواست شود. نكته جالب ديگري هم وجود دارد و آن اينست كه انتظارات مردم نسلهاي مختلف از خودشان با هم تفاوت دارد. هر روز كه ما بيدار ميشويم، به خودمان ميگوييم كه امروز ميخواهيم تماماً كارهايي درست و عقلاني بكنيم.
حالا مسئله اينست كه برداشت هر كدام از ما از كار درست و زندگي درست مختلف و گوناگون است. حتي اشخاصي كه از يك نسل هستند نيز برداشتها و نگرشهاي گوناگوني دارند و با اين تفاسير طبيعي و عاديست كه مردم دو نسل زمين تا آسمان با هم فرق داشته باشند. اكثر اين تفاوتها به اوضاع اقتصادي- اجتماعي مردم برميگردد. نسل A از كارداني، مهارت و كار حرفهاي يك برداشت دارد، نسل B چيز ديگري در ذهن دارد كه با A متفاوت است و نسل C از مفاهيم كارداني، خبرگي و كار حرفهاي برداشتهايي دارد كه با B و از همه بيشتر با C فرق دارد. علاوه بر اين اگر از كسي سوال كنيد كه اين كلمات چه چيزي را به ذهنش ميآورند، پاسخهاي متفاوتي خواهيد شنيد و چگونگي اين جوابها به اين بستگي دارد كه از چه كسي پرسيده باشيد.
يك فاكتور ديگري هم وجود دارد كه ميتواند بخشي از تفاوت كسب و كار امروز با ديروز را شرح دهد. نسل جوانتر، آنهايي كه در دنياي تجارت، فنآوري اطلاعات و مديريت منابع اطلاعاتي، نوپا هستند، چندان به گذشته توجه نميكنند. براي اين اشخاص تحولات و پيشرفتهاي IT در طي چندين سال گذشته، اهميتي ندارد. به همين دليل تلاش ميكنند، چرخي را كه به قدر عمر انسانها قدمت دارد، باز هم بررسي كنند و با نرمافزارهاي پيشرفته بهترش كنند. بيشتر مديران جوان دپارتمانهاي فنآوري اطلاعات، اظهار ميكنند كه با مشكلاتي برخورد ميكنند كه كاملاً جديد و منحصر به فرد است. مثلاً :
- كاربران نميدانند كه چه ميخواهند.
- سيستمها درست ثبت نميشوند و نظم دادن تمامي اجزاي آن دشوار است.
- دادههاي گوناگون به كرات و به دفعات بسيار زياد در سيستمها تكرار ميشوند.
اما حقيقت اينست كه اين مشكلات از همان ابتداي توسعه IT وجود داشتهاند، مثلاً من در دهه 1970 با يكي از همكارانم درباره اين مشكلات بحث و گفتگو ميكردم، امروزه كساني كه قبلاً خود را «برنامهريز» ميخواندند، نامهاي تازهاي براي خود دست و پا كردهاند. نامهايي چون «تحليلگران تجارت»، «طراحان كسب و كار» و «مشاوران راهنما». نكته اينست تا وقتي كه اين اشخاص، جور ديگري فكر نكنند، طرح ارائه نكنند و نگرش خود را تغيير ندهند، با كارشناسان چندين سال قبل تفاوتي نخواهند داشت.
و در آخر اين كه بايد بگويم با وجود پيشرفتهايي كه هر روزه بيشتر و بيشتر به زندگي شخصي و كاري ما نفوذ ميكنند، روابط بين فردي و تعاملات اجتماعي ما دارد سير نزولي طي ميكند : بسياري از ما در كارهايي ساده درماندهايم. كارهايي چون نوشتن يك نامه اداري، شركت يا سخنراني در يك كنفرانس و ميتينگ، تبريك گفتن، تشكر كردن و برقراري ارتباطاتي كه ميتوانند كسب و كارمان را رونق دهند. ويژگي مشترك تمام اينها لزوم برقراري روابط انساني و تعاملات اجتماعيست. علاوه بر آن بسياري نميدانند كه چطور اهداف و خواستهاي خود را اولويتبندي كنند. دنياي اطراف ما، فضايي پر از جنجال و هياهوست. تكنولوژي ما را محاصره كرده و هر روز چيز تازهاي را پيش رويمان قرار ميدهد. بايد ياد بگيريم كه چه چيزي ارزشمند است و به كسب و كار زندگي ما ميافزايد و اجرا و بكارگيري چه چيزي در كار ما مفيد نخواهد بود.
گاهي اوقات وقتي كه پروژه كلاني روي ميزمان قرار ميگيرد، هول ميشويم و بدون فكر قبولش ميكنيم. در مسابقه افزايش ثروت قرار داريم و گاهي در راه ثروتمند شدن، ورشكست ميشويم.
كارآفرينان جوان و كساني كه تازه وارد صنعت و كسب و كار IT شدهاند، از من ميپرسند كه صنعت IT به كجا خواهد رفت و آنها بايد چطور فكر كنند. من جواب ميدهم كه ديدگاه من متعلق به يك نسل قبل است و با نظارت و عقايد آنها تفاوت دارد. من نميتوانم به آنها بگويم كه چطور فكر كنند و چطور نكنند. دوم اين كه اگر ميخواهند در كسب و كار IT سود كنند بايد بازار ويژه خود را پيدا كرده روي آن تمركز كنند و سوم بايد انعطافپذير بوده بتوانند تغييرات را پذيرا باشند.
پدرم هميشه ميگفت : «ما 30 سال ياد ميگيريم، 30 سال پول درميآوريم و 30 سال پول خرج ميكنيم.» من هم با او موافقم. در دهه 20 زندگي همگي ما علاقهمند ومشتاق درس خواندن و فراگيري مطالب و اطلاعات جالب و نوين هستيم. 30 سال دوم كسب و كاري راه ميندازيم و مشغول جمعآوري ثروت هستيم. وقتي كه 50 ساله ميشويم، دوران بدي در انتظارمان است چرا كه اشخاص مسنتر، ما را زير سوال ميبرند و جوانان قبولمان ندارند و ما را پس ميزنند. دوران سختي است اما شما هم مثل يك فنآوري كه سير تدريجي تكامل را طي كرده باشد، سير زندگيتان را با تلاش به پيش بردهايد. حالا ميتوانيد آسوده و آرام و بدون تنش با سير تكامل كسب و كار، فنآوري اطلاعات و مديريت تجارت، همراه شويد و آن را به نظاره بنشينيد.
By : Tim Bryce
مترجم : آذين صحابي
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]