
[1]چرخه معيوب عادات نادرست
86/1/22
هر كدام از ما به گونهاي خاص زندگي ميكنيم كه بخش عمدهاي ازاين طرز رفتار و منش را خودمان شكل دادهايم. آنچه كه تصوير كلي اين روش را ترسيم ميكنند، عادات ما هستند. يكي از مديران با تجربهاي كه ميشناختم ميگويد: "مردم عاداتشان را به وجود ميآورند و عادات آنها آيندهشان را خلق ميكند." اين جمله، گفته بسيار پرمغزي است كه در قالب دو جمله ساده بيان شده است.
عادتهاي ما نحوه زندگي ما را مشخص ميكنند كه بسته به چگونگي اينها الگوهاي خوب يا بد و مفيد يا مخرب پديد خواهند آمد. هيچ كس آگاهانه عادتهاي ابتدايياش- چه خوب و چه بد- را ايجاد نميكند و ممكن است به جايي برسد كه دريابد عادت بدي كه سالها با آن زندگي كرده اثراتي مخرب برايش به جا گذاشته است. بدتر از همه اين كه امكان دارد اصلا نفهمد كه آن چه تا به امروز مانع پيشرفت او در زندگي شده دنيايي تلخ و ناخوشايند برايش خلق كرده است، همين عادات اوست. اين اشخاص پس از ناكامي و عدم موفقيت در انجام كاري، ديگران را مقصر ميدانند و اصلا هم از انتقاد خوششان نميآيد. وقتي كه اطرافيانشان از رفتارشان آزرده و دلخور ميشوند و به آنها اعتراض ميكنند، خشمگين شده بحث و جدل بيهودهاي را آغاز مينمايند تا خود را بيگناه نشان دهند. در زير تعدادي از اين عادات را ميآوريم كه همگي ما يا به بعضي مبتلاييم يا اين كه اشخاص صاحب اين عادتها را ميشناسيم و ديدهايم:
- دير آمدن سر قرار ملاقات
- فراموش كردن مصرف داروها
- تا دير وقت بيدار ماندن و صبح خواب ماندن
- هله هوله خوردن
- نخوردن صبحانه
- سيگار كشيدن (يك عادت مرگبار)
- پرحرفي كردن
- پس ندادن پول و لوازمي كه از ديگران قرض ميگيرند.
- ناخن جويدن
و صدها عادت ناپسند ديگر. اگر عادات بدي داريد و ميخواهيد آنها را كنار بگذاريد، تصميم بسيار خوبي گرفتهايد كه البته اجراي آن ساده نيست.
لازمست كه ابتدا بنشينيد و تمامي رفتارهايي كه به نظرتان مضر و مانع پيشرفتان هستند را يادداشت كنيد. سپس اين ليست را چند بار ديگر مرور كنيد و ببينيد كه كدام عادات را از قلم انداختهايد و آيا آنهايي كه يادداشت كردهايد واقعا عادات بد و ناپسندي هستند يا اين كه شما خودتان هم به درستي از مثبت و منفي بودنشان مطمئن نيستيد.
راه ديگري هست كه هم ميتواند در پيدا كردن عادات بد كمكتان كند و هم در اطمينان از خوب يابد بودن آنها.
اطرافيان و بازخوردهايشان منابع مطمئني هستند. به كساني كه به آنها اعتماد داشته و در نظرتان اشخاصي دانا و صادق و كاردان هستند، رجوع كنيد.
از اينها بپرسيد كه چه عادتهاي بدي در شما ميبينند. مراقب باشيد كه انتقادپذيري و اعتماد به اين نظرات شروط اساسي تغيير عادتهاي بد هستند. البته هرگز به نظرات يك نفر بسنده نكنيد، چرا كه ممكن است او از يكي از الگوهاي رفتاري شما خوشش نيايد و آن را مطابق چهارچوب رفتاريش نيابد. در اين حالت دوست شما ميگويد كه اين عادت ناپسندي است و بهتر است اصلاحش كنيد. شما از ده نفر ديگر هم ميپرسيد و فقط يكي نظر شخص اول را تاييد ميكند. در اين جاست كه در مييابيد، به اشتباه اين رفتار را در ليست نوشتهايد.
عكس اين موقعيت بسيار صادق است. به طور مثال شما عادتي را در ليست "بدها" آوردهايد و تا اندازهاي به ناپسندي آن اطمينان داريد ولي از ته دل ميخواهيد كه اشتباه كنيد و اين رفتار قابل قبول باشد. (به هر حال هيچ كس از انتقاد خوشش نميآيد؛ حتي اگر منتقد خود او باشد!) به همين خاطر از ده نفر سوال ميكنيد و هشت نفرشان ميگويند كه بله اين رفتار و عادت خوب نيست و بارها به خاطر اين رفتار از شما رنجيده و دلخور شدهاند. در اين حالت بايد به خود بياييد و براي حل اين مشكل و حذف اين رفتار بد چارهاي بيانديشيد.
بهتر است به اين حقيقت توجه كنيد و آن را به خاطر بسپاريد: واكنشها و بازخوردهاي عاطفي و عملي ديگراني كه شاهد رفتارهاي هستند، اغلب از واقعيت كارمان خبر ميدهند و در بيشتر مواقع، درك و برداشت و تلقي ما از عملكرد و رفتارهايمان، نادرست و تصوري غيرواقعي بيش نيست.
يافتن عادات بد مسئله مهمي است و يك گام به جلو محسوب ميشود، ولي اقدام و برنامهريزي و تلاش براي تغيير، امري بسيار مهمتر است. بعضي از اين افراد نااميد ميشوند و با خود ميگويند: "غيرممكن است! من نميتوانم عادتي كه ده سال با من بوده را كنار بگذارم!" ولي اين فكر، اشتباه است. بله تغيير و حذف يك عادت و الگوي رفتاري كهنه آسان نيست ولي ممكن است! صبر و پشتكار رموز موفقيت در پروسه تغيير و كنار گذاشتن عادات و منشهاي ناپسند هستند. در اين مسير هم نظرات و بازخوردهاي ديگران- اين بار ايدهها و نظرات مثبت- مشوقها و انگيزههايي قوي براي تلاش هستند كه شخص را تا كنار گذاشتن كامل آن رفتار پيش ميرانند.
در آغاز كار، نارضايتيها، دلخوريها و نظرات منفي و حتي سرزنشهاي اطرافيان، محرك تغيير و تلاش براي كنار گذاشتن عادات ناپسند بودند. مدتي بعد و به تدريج آن رفتارهاي آزاردهنده، جاي خود را به رفتاري دوست داشتني، تعاملاتي موثر و مصاحبتهاي خوشايند و سازنده ميدهند. مخاطبان، خانواده و همكاران رنجيده و دلخور و يا خشمگين پيشين، اكنون از مصاحبت، زندگي و كار با اين شخص اجتماعي و آگاه و انتقادپذير لذت برده راضي و خوشنود هستند.
در اين ميان چه كسي بيش از همه سود ميبرد؟ خود او. حذف عادتهاي بد شخصي و اجتماعي اين انسان و خلق رفتارهايي پسنديده باعث ميشوند كه از ديگران بازخوردهاي مثبت دريافت كند و اين سخنان و رفتارهاي خوشحال كننده محركهايي نيرومند هستند. او نيز كمتر از خودش انتقاد كرده خود را سرزنش ميكند. اگر ميخواهيد اين اقدامات را شروع كنيد، عضوي از اعضاي خانواده كه به شما نزديكتر است يا يكي از دوستان صادق و صميمي هم ميتواند كمكتان كند و راهكارهايي مفيد ارائه دهد. مثلا از او خواهش كنيد كه هر گاه تغيير مثبتي در رفتارتان ديد به شما بگويد و اشكالات موجود را برايتان مشخص كند. چرا كه بازخورد و واكنش يك ناظر بيروني در اين چنين مسائلي مهم و قابل توجه و دقت است.
پس از موفقيت در هر مرحله به خودتان پاداش دهيد. گفتههاي ديگران مهم هستند ولي رضايت و قدرداني شما از خودتان هم يك بازخورد مثبت است كه بسيار هم كمكتان خواهد كرد.
در پايان بايد گفت كه ترك عادت موجب مرض نيست! آنچه كه مخرب و مانع رشد است، ادامه رويهها و عادات نادرست و چرخههاي معيوب زندگيست.
by: Jorge Fernandez de Cordova
مترجم: آذين صحابي