همدلي و سكانداري كشتي كارآفريني (903 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (763 بار خوانده شده است)  همدلي و سكانداري كشتي كارآفريني
86/1/21 در اين جا قصد داريم راجع به مفهومي حرف بزنيم كه يكي از ويژگيهاي فطري همه انسانهاست. همدلي خصوصيتي است كه با آن به دنيا آمدهايم و هرگز هم نميتوانيم آن را از دست بدهيم. شايد تعجب كنيد كه اين مفهوم ذاتي ما انسانها از عناصريست كه قادر است در پيشبرد روند يك كسب و كار مستقل كوچك كارآمد باشد و به كارآفرين آن كمك كند. اگر از هر كارآفرين ميليونري بپرسيد كه چطور موفق شده امكان ندارد از همدلي نام نبرد. آنها به خوبي با Empathy آشنا هستند و به تمامي معنايش را درك كرده از فوايدش سود ميبرند. طراحي نقشه بازاريابي و كسب و كار، حسابداري دقيق و همه جانبه، تحليل اوضاع بازار ونتايج و بسياري مهارتهاي ديگر همگي براي خلق يك كسب و كار موفق لازمند ولي آنچه كه شما را در بازار رقابتي بلند ميكند استعدادهاي طبيعي شمايند. مسلما گفتههاي بالا براي بسياري از شما مبهم هستند به همين خاطر مراحل درك مفهوم همدلي را بيان ميكنيم. اول ببينيد كه آيا اصلا معني همدلي را ميدانيد يا خير و آيا اين ويژگي را در خود بيدار نمودهايد يا نه. شخصي كه همدلي را ميفهمد: دوست دارد با ديگران ارتباط برقرار كند ميتواند احساساتشان را بفهمد، هنگامي كه كسي با او درد و دل مي كند با دقت به حرفهايش گوش ميدهد و اظهار مينمايد كه تمامي مشكلات و احساساتش را درك ميكند. او قادرست خودش را جاي ديگران بگذارد. او لزوما با افكار و كارهاي ديگران موافق نيست و خودش را به خاطر خطاهاي ديگران سرزنش نميكند. اين سرزنش و مقصر دانستن خود درباره گناهان و خطاهاي ديگران همدلي نيست بلكه همدردي است. Sympathy نه Empathy . او خودش را شماتت نميكند ولي درد و رنج مخاطبش را ميفهمد. سوالات نپرسيده و حرفهاي ناگفته به گوش او ميرسند و خواسته هاي ابراز نشده را درمييابند. وقتي ديگران نميدانند چطور حرف بزنند و چه واژههايي به كار برند. اين شخص به كمكشان ميآيد و لغات و عبارات مناسب را به كار ميبرد. در يك جمله ساده: شخصي كه همدلي را به خوبي ياد گرفته به ديگران كمك ميكند كه احساساتشان را آشكار و ابراز كنند. اين استعداد خدادادي در همان ابتداي كار و ورود به عرصه كارآفريني در جريان كار وجود دارد. فقط بايد به كارش بريد. قبل از هر چيز تدوين يك استراتژي پولي ضروريست. گفتيم كه همدلي توانايي شنيدن ناگفتهها را به انسان ميدهد و حالا بايد با استفاده از اين نيرو تمامي حرفهايي كه در طول زندگي راجع به پول و سرمايه شنيدهايد را به ياد بياوريد و در مغزتان حاضر و آماده نگه داريد، با شرايط خودتان و كسب و كارتان مقايسه كنيد تا سياست و استراتژي پولي مناسبي از كار دربيايد. بسياري پيش از آن كه به مفهوم كليدي استراتژي پولي توجه كرده روي آن زحمت بكشند، درباره محصول، موتورهاي جستجو، طرح تجاري يا سرمايهگذاري عمده تحقيق ميكنند. بايد گفت كه اين يكي از علل مهم شكست يك كارآفرين است. در واقع همدلي يك كارآفرين پيامهاي پولي پنهان و ناگفته را ميشنود و يك استراتژي پولي مناسب تدوين ميكند. اگر يك كاسب واقعبين و هوشيار وقت صرف كند و به درستي و به غايت معناي همدلي در كسب و كار و زندگي را در يابد، بدون شك خواهد فهميد كه با مفهومي رو به رو شده كه عميقا ميتواند سرنوشت زندگي كاري او را از اين رو به آن رو كند. يك همدلي آگاهانه، گوش شنواي ناگفتهها و زباني پرسنده سوالات مخفي در ذهن، قادر است اوضاع نابهسامان يك شغل مستقل را روبهراه كند و شرايط مناسب آن را حفظ كرده بهبود بخشد. به عبارتي ميتوان گفت كه پروسه فهم Empathy و ملزومات آن تجربهايست كه اگر درست به پايان برسد و كارآفرين كاملا از آن بهره گيرد، رونديست كه حيات يك حرفه را دگرگون كرده عمرش را طولاني ميسازد. در يك كارگاه آموزشي كه همه اعضاي آن كارآفرينان بودند، همين دريافت پيامهاي پولي و تبديل آنها به استراتژي پولي آموزش داده ميشد. اما برخلاف تصور فقط كاغذ و قلم و سخنراني و لپتاپ و ويديو كنفرانس و... در كار نبود. اينترنت هم صد البته بود ولي با كاربرد قدري متفاوتتر پس از 9 هفته آموزش، كارآفرينان به عنوان تاجراني وارد دنياي بازار مجازي اينترنت ميشدند و با پولهاي مجازي خريد و فروش ميكردند كل مبلغ در جريان 6/3 ميليون دلار بود كه طي 9 هفته و با ايميلهايي مالي به آنها ميرسيد. تاجران مجازي ميتوانستند هر چه كه دوست دارند انتخاب كرده پولهايشان را براي خريد و فروش و تجارت در آن حوزه خرج كنند. تاجران با استفاده از پولهاي مجازي ياد ميگرفتند كه چطور پولهاي واقعيشان را درست به كار اندازند و استراتژي پولي توانايي وضع نمايند. اين كسب و كارهاي مجازي باعث ميشدند كه كارآفرينان ديدگاهشان را در دنياي واقعي نسبت به پول تغيير دهند. اين كارگاه آموزشي فقط يك دوره آموزشي اينترنتي هماهنگ نبود بلكه در دنياي واقعي ميگذشت. حقيقت و نكته مهم در اين جا اينست كه كالا يا خدمات به خودي خود عامل شكست يا موفقيت يك كسب و كار نيستند اما استراتژي پولي صاحب شغل بسيار مهمتر و مسلط است. تواناييها و استعدادهاي طبيعي شما تواناترين بازوهاي كمكرساني هستند. طرحهاي تجاري، حسابداري پول و تحليل دادهها و نتايج و تجزيه و نقشه كشي براي يك برنامه رقابتي همه مهم هستند ولي همدلي يكي از سكاندارهاي كشتي كسب وكارست. پسگوش، چشم و ذهن تيزهوش كارآفريني كه اهل همدلي است را پيدا كنيد. By:Corlee LaFresnaye مترجم: آذين صحابي
|