چهارشنبه 3 خرداد 1391 - 7:59   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

مديران موفق فكر مي‌كنند يا واكنش نشان مي‌دهند؟

(723 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(702 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

مديران موفق فكر مي‌كنند يا واكنش نشان مي‌دهند؟

86/1/16
طرز فكر يك مدير تعيين‌كننده ميزان موفقيت او در برقراري ارتباط با مراجعان و گره كاري‌اش است. هنري فورد مي‌گويد: «فكركردن سخت‌ترين كار است و به همين دليل است كه عده اندكي فكر مي‌كنند». در واقع ما اكثر مواقع اصلاً‌ فكر نمي كنيم و فقط بر مبناي احساساتمان واكنش نشان مي‌دهيم. اما كارفرمايان و مديران موفق كساني هستند كه به جاي «واكنش» نشان دادن ابتدا «فكر» مي‌كنند.
مديران موفق درك عميق و درستي از انديشه‌هاي خود دارند. آنها از احتياجات، احساسات، نقاط ضعف و قوت خود به خوبي آگاه هستندو با خود و در نتيجه با مراجعان و كارمندانشان صادق و روراست هستند.
بايد تصميم بگيريد كه مي‌خواهيد چه كسي برايتان تصميم‌گيري كند: خودتان يا ديگري؟
اجازه دهيد مثالي بزنم: خود من فرد فوق‌العاده وقت‌شناسي هستم و در رابطه با ملاقات‌هاي شغلي‌ام هميشه برنامه‌ريزي درستي مي‌كنم. براي نمونه اگر قرار باشد شخصي را در ساعت 8:30 صبح ملاقات كنم، حتماً 10 دقيقه زودتر در محل حاضر مي‌شوم. همين امر موجب شده است نسبت به وقت‌نشناسي كارمندانم تا حدي حساس باشم و از اين كار رنج ببرم. در گذشته وقتي از ديررسيدن آنها در ملاقات‌ها و جلسات عصباني مي‌شدم، چيزي به آنها مي‌گفتم كه بعدش پشيمان مي‌شدم. در نتيجه ياد گرفتم درباره موقعيت پيش‌آمده فكر كنم و سعي كنم موضوع را از ديد آنها ببينم تا اجازه ندهم تصميمات بعدي‌ام تحت‌الشعاع اين مسئله قرار بگيرند. اما اين اصلاً بدان معنا نيست كه من بي‌تفاوت از مسئله مي‌گذشتم يا وقت‌نشناسي آنها را ناديده مي‌گرفتم؛ بلكه درباره چيزي كه مي‌خواستم بگويم و براي حل اين معضل به خوبي فكر مي كردم.
مديري كه ياد گرفته است خوب فكر كند و شرايط را به طور كامل موردارزيابي قرار دهد اجازه نمي‌دهد «رفتاركارمندان»‌تصميمات او را شكل دهد. عصبانيت و پرخاشگري جز لطمه‌زدن به سلامتي و كمرنگ كردن انگيزه گروه نتيجه ديگري ندارد.
مديران موفق هنگام تصميم‌گيري از نقاط ضعف و قوت خود آگاه هستند و البته اين كار بايد با صداقت كامل همراه باشد. بعضي از مديران امور و وظايفي را برعهده مي‌گيرند كه توانايي انجامش را ندارند، اما فكر مي‌كنند بالاخره آن را انجام مي دهند. اين تفكر درست نيست. چراكه از عهده كاربر نمي‌آيند و بعد به دليل اين بي‌كفايتي خود را سرزنش مي‌كنند.
از طرف ديگر هيچ‌وقت نبايد خود را دست كم بگيريد و فرصت مبارزه‌جويي و به چالش طلبيدن را از خود سلب كنيد. خود من شرايطي برايم پيش آمد كه در يكي از بخشهاي داخلي شركت ارتقاء بگيرم اما آن را نپذيرفتم. چراكه فكر مي‌كردم نمي‌توانم جنبه‌هاي مالي سمت جديد را حل كنم. مدتي بعد وقتي يكي از همكاران حسابدارم از من پرسيد چرا شغل جديد را نپذيرفتم، به او گفتم حل مسائلي مالي سمت جديد برايم مشكل بود. او به من گفت: «خيلي اشتباه كردي، از عهده‌اش بر مي‌آمدي و من هم كمك مي كردم». حالا تصور كنيد من بعد از صحبت با او چه حالي داشتم. در واقع با يك تفكر و برنامه‌ريزي اشتباه در ذهنم فرصت ارتقاء را از خود گرفته بودم. بنابراين اگر از توانايي يا عدم توانايي خود در كاري واقعاً درك كاملي نداريد پيش از تصميم‌گيري فرصت امتحان را به خود بدهيد.
مديران موفق خود را باور دارند. ضعف‌هاي خود را مي‌دانند اما آنها را نقاط عجز و ناتواني خود تلقي نمي‌كنند. آنها ترسي از كمك خواستن ندارند و وقتي چيزي را نمي دانند بي‌پروا اعلام مي‌كنند.
شايد تا به حال براي شما هم پيش آمده باشد كه در جلسه‌اي سؤالي بپرسيد و بعد احساس شرمساري كنيد كه همه اعضاي جلسه جواب آن را مي‌دانستند و به خود بگوييد اي كاش اين سؤال را نمي‌پرسيدم، اما در وقت استراحت يكي از اعضاي جلسه به شما مي گويد: «چه خوب شد كه اين سؤال را پرسيدي، چون من هم آن را نمي‌دانستم».
مديران موفق درباره آنچه از ديگران مي‌شنوند و آنچه از ذهنشان مي‌گذرد تفكر انتقادي دارند و از زيرسؤال بردن چيزي هراس ندارند.
داشتن قدرت تصميم‌گيري و فكركردن قبل ازهر حرف يا واكنش، از ويژگي‌هاي بسيار مهم مديران موفق است. البته فكركردن نبايد زياد طولاني گردد. از سوي ديگر بعضي از مواقع لازم است كه به استعدادهاي فطري و احساسات قلبي خود اعتماد كرد و در تصميم‌گيري به آنها توجه نمود.
??

??

??

??




Bahman-4-38-S




3



 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.