چهارشنبه 3 خرداد 1391 - 7:56   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

سوخت تركيبي ماشين زندگي

(1590 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(654 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

سوخت تركيبي ماشين زندگي

86/1/16
آيا تا به حال پيش آمده كه وظيفه اي بر عهده‌تان باشد ولي براي انجام آن هيچ انگيزه‌اي نداشته باشيد؟ در اين موارد همگي ما يك كار را انجام مي‌دهيم و آن اين كه به سمت كار نمي‌رويم و از آن مي‌ترسيم. ترجيح مي‌دهيم به رختخواب پناه ببريم، به غذا خوردن و تماشاي برنامه‌هاي بي‌سر و ته تلويزيون مي‌پردازيم و خلاصه هر كاري مي‌كنيم تا اين ترس را ناديده گرفته پنهانش كنيم، ولي هرچه بيشتر سعي مي‌كنيم نه تنها آن وظيفه به حاشيه رانده شده رنگ نمي‌بازد بلكه بيشتر و بيشتر به مغزمان فشار مي‌آورد كه : "چرا مرا رها كرده‌اي؟" وقتي كه ديگر خيلي مضطرب و نگران مي‌شويم،‌ دو كار ممكن است انجام دهيم. افراد معمولاً يا كاملاً‌خود را رها مي‌كنند و تسليم شكست مي‌شوند و يا اين كه يكباره از جا برمي‌خيزند و كارهاي عقب‌افتاده را سر و سامان مي‌دهند. مهمترين و اساسي‌ترين مشكل اشخاصي كه در اين دور باطل گرفتار مي‌آيند اينست كه انگيزه خود را گم مي‌كنند و به واقع نمي‌دانند كه "چرا" بايد اين وظيفه را انجام دهند : چرا بايد براي امتحان پايان ترم درس بخوانند؟ نقاشي‌ها و طرح‌هاي نيمه كارشان را تمام كنند؟ دوره آموزش زباني كه مدت‌هاست بايد شروع كرده باشند را آغاز نمايند؟ خانه‌اي كه چند ماه است گردگيري نشده تميز كنند و گل‌هاي باغچه را حرس كنند؟ انگيزه و علت اهميت انجام اين كارها و وظايف همان حلقه گمشده اين فرآيند است. سعي كنيد آن را بازبيابيد. اگر نمي‌دانيد كه بايد چه كار كنيد، در زير توضيح خواهيم داد:
انسان‌ها با داشتن دو نوع انگيزه و محرك زندگي و كار و فعاليت مي‌كنند، انگيزه‌هاي دورني و انگيزه‌هاي بيروني. انگيزه دروني مخلوق نيروها و الهامات دروني خود شخص هستند ولي نيروها و اهرم‌هاي خارجي هستند كه انگيزه‌هاي بيروني را شكل مي‌دهند. هر دو نوع اين محرك‌ها براي به راه‌انداختن موتور جسمي و رواني با ضروري و حتمي هستند. در اينجا تعدادي از محرك هاي دروني و بيروني را ذكر مي‌كنيم :
انگيزه‌هاي بيروني :
- پول
- اطرافيان
- درجات و مدارك بالا
- جايزه‌ها
انگيزه‌هاي دروني :
- خوشبختي
- اهداف،‌ اخلاقيات و ارزش‌هاي شخصي
- عشق و علاقه به يادگيري
- نيازهاي روانشناختي، جسمي و اجتماعي
هر دو گروه بالا عوامل موفقيت،‌ شكست، خوشبختي، بدبختي، بيماري، سلامت و خلاصه چگونگي زيستن و زندگي كردن يك انسان را مشخص مي‌كنند. البته روش تاثيرگذاري آنها متفاوت از يكديگر است و هر فرد هم به ميزان خاصي از محرك‌هاي دروني و بيروني تاثير مي‌پذيرد. بعضي‌ها بيشتر به درك، انديشه، احساسات، علايق و تمايلات خودشان رو مي‌كنند و عده‌اي ديگر بازتاب‌ها و شرايط محيط و سخنان و ايده‌هاي ديگران را مقدم مي‌دارند. ابتدا به توضيح محرك‌ها و انگيزه‌هاي بيروني زندگي مي‌پردازيم : همان‌طور كه از محتواي مفاهيم گروه اول پيداست، جوايز،‌ پاداش‌ها،‌ درآمد،‌ احساسات خوب و سخنان دلگرم‌كننده ديگران از جمله اين محرك‌ها هستند. به عبارتي مي‌توانيم بگوييم كه اين عوامل مثبت بيروني ما را در جهتي سوق مي‌دهند كه كارها و وظايفمان را به گونه‌اي انجام دهيم كه اين بازخوردهاي مثبت و خوشايند را از محيط بيرون دريافت كنيم.
درست مثل اتومبيلراني كه در پيست مسابقه با سرعت زياد مي‌راند و تماشاچيان برايش هورا مي‌كشند و ابراز احساسات مي‌كنند. او علاوه بر اين كه خودش از سرعت و رانندگي‌اش لذت برده احساس شادي و خوشبختي مي‌كند، هياهوي شاد‌ي‌آفرين مردم هم نيرويش را قوت مي‌بخشد. مثال ديگر دانشجويي است كه به شدت درس مي‌خواند تا شاگرد اول شود چون مي‌داند جايزه خواهد گرفت و مي‌تواند با يك بليط رايگان به سفر مورد علاقه‌اش برود. كارمندي كه سعي دارد پروژه‌اش را زودتر از موعد مقرر تحويل دهد نيز نمونه ديگريست. او مي‌داند كه به زودي وقت ترفيع رتبه‌هاست و اين موفقيت مي‌تواند امتياز خوبي به حساب آيد. اين "تشويق‌"‌ها محرك‌هاي مثبت هستند و از طرف ديگر "ترس از تنبيه" نيز محرك قدرتمند ديگريست كه محيط اطراف به ما اعمال مي‌كند. زماني كه دانشجويي بداند نمي‌تواند در يك ترم در بيش از سه درس مردود شود و گرنه بايد پول بيشتري بپردازد،‌ سعي مي‌كند كه تنبلي را كنار بگذارد و بيشتر درس بخواند. بيماري را در نظر بگيريد كه توموري كوچك و خوش خيم دارد. پزشك به او مي‌گويد كه مي‌تواند اين غده فعلاً بي‌خطر را با دارو از بين ببرد ولي اگرداروها را مرتب نخورد و توصيه‌هاي پزشك را رعايت نكند،‌ تومور بزرگ شده كار به عمل جراحي خواهد كشيد. خب بيمار هم از عمل جراحي مي‌ترسد پس تلاش مي‌كند تا دستورات پزشكش را مو به مو اجرا كند.
تا به اين جاي كار محرك‌هاي خوشايند و ناخوشايند بيروني خوب و موثر هستند ولي يك جاي كار اشكال دارد و آن اينكه اولاً اگر شخص عادت كند كه به خاطر پاداش گرفتن كاري انجام دهد، پس از قطع شدن پاداش ديگر وظيفه‌اش را انجام نخواهد داد. دوم اين كه وقتي فرد از ترس مجازات به كار خطايي دست نزند، پس از مدتي ديگر به اين تنبيه توجه نمي‌كند. علت آنست كه او "نمي‌داند" چرا اين كار گناه و اشتباه است پس به مرور به تنبيه هم عادت مي‌كند. اين نكته به خصوص در مورد مجازات‌هاي فيزيكي صادق است. وقتي كودكي از ترس كتك نخوردن درس بخواند، پس از چندي ديگر از اين فشار خسته شده درس نمي‌خواند. پدر يا مادر يا معلم او را كتك مي‌زنند ولي كار نه تنها درست نمي شود كه بدتر هم مي‌شود. اين دانش‌آموز هميشه خاطي و درس‌نخوان به ضربات عادت مي‌كند و به شكل روندي معمولي آن را خواهد پذيرفت.
و حالا آن مشكل اول براي اين كه شخص به پاداش گرفتن عادت نكند و فقط براي پاداش كار نكند راه حلي وجود دارد. يكي اين كه اگر تمام آن جايزه و تقدير را يكجا به او ندهيم اين كار باعث مي‌شود كه او همواره منتظر چيزي باشد و بداند كه هنوز راه زيادي را بايد طي كند. علاوه بر اين لازمست كه به شخص كمك كنيم تا جدا از اخذ پاداش محرك و انگيزه حقيقي و نيرومندي براي انجام كارش پيدا كند؛ انگيزه‌اي "دروني" كه در نبود اين جايزه‌ها نيز او را به ادامه كار و تلاش و كوشش ترغيب نمايد. اگر شما هم از آن دسته كساني هستيد كه به خاطر كنار رفتن عوامل تشويق‌كننده و پاداش‌دهنده بيرون اينچنين كسل و بي‌انگيزه شده‌ايد، همت كنيد و آن محرك گمشده درون را احيا نماييد.
محرك‌ها و انگيزه‌هاي درون مخلوق روان و روح شمايند. علي‌رغم نيرومندي آنها، حفظ و نگهداري اين قواي مفيد و گاهي اوقات نجات بخش در شرايط دشوار و بحراني كار آساني نيست. يكي از ساده‌ترين و ابتدايي‌ترين اين محرك‌ها "انگيزه بقا" و ادامه زندگيست. حتماً ديده‌ايد كه وقتي شخصي دچار بيماري سخت و شديدي مي‌شود، حتي اگر هزينه‌هاي درمان خيلي بالا باشد، باز هم دست به هر كاري مي‌زند تا زندگيش را نجات دهد. او مي‌خواهد "زنده" بماند و "زندگي" كند؛ حتي اگر مجبور شود همه پس‌اندازش را خرج كند.
همه مي‌خواهند سالم باشند،‌ شادي و نشاط هميشگي را تجربه كنند، خانواده و دوستاني خوب در كنارشان باشند، به اهداف بلندشان برسند و آن طوركه مي‌خواهند زندگي كنند. همه اين‌ها سبب مي‌شوند كه انسان‌ها همواره در تكاپو و تلاش و جنب و جوش باشند، سختي‌هاي بسياري را تحمل كنند تا خوشي دستيابي به آرزوهايشان را بچشند. انگيزه‌هاي دروني همان‌هايي هستند كه در هنگام مشكلات و زماني كه سخت گرفتاريد،‌ از درون زمزمه مي‌كنند : " من مي‌توانم". نجواهاي درون شخص را وامي‌دارند كه با خود خلوت كند و ببيند كه ارزش‌هاي او در زندگي به واقع چيستند. مردماني كه از وجودشان آگاه باشند و به ناخودآگاهشان اهميت دهند، هر از چندي از خودشان مي‌پرسند كه "چرا" اين‌گونه رفتار مي‌كنند، اين‌طور لباس مي‌پوشند، به اين شكل صحبت مي‌كنند و چرا عادات غذاييشان اين‌طور است و در يك جمله : "چرا اين گونه زندگي مي‌كنند؟" اهدافشان و محرك‌هاي رسيدن به آنها چيست و دوست دارند براي نيل به آرزوهايشان چه چيزهايي را به خطر بيندازند.
انگيزه‌هاي دروني و بيروني هر دو در كنار هم بسيار در شكل‌گيري روند زندگي هر كسي موثر هستند ولي انگيزه‌هاي دروني اگر قوي و با ثبات و مثبت باشند مي‌توانند فقدان انگيزه‌هاي مثبت بيروني را پر كنند. به طور مثال دو دانش‌آموز را در نظر آوريد. اولي در خانواده‌اي مرفه زندگي مي‌كند و دومي در خانواده‌اي متوسط رو به پايين. هر دوي آنها دانش‌آموزان باهوش و درس‌خواني هستند. پدر و مادر اولي، پس از اين كه فرزندشان يك دوره از امتحانات را با رتبه اول به پايان مي‌رساند، هديه‌هاي گران قيمتي براي او مي‌خرند. به كار آنها ايرادي نيست چرا كه روش پاداش دادنشان مناسب است و فرزند در‌س‌خواني هم دارند.
دانش‌آموز دوم نيز باهوش و ساعي و درس‌خوان است اما چون پدر و مادرش توان مالي بالايي ندارند، هرگز هديه اي نمي‌گيرد. او انگيزه دروني بسيار نيرومند و محكمي دارد كه او را به يادگيري و درس‌ خواندن وامي‌دارد و علي‌رغم اين كه محرك‌هاي مثبت خارجي در زندگيش‌ پررنگ و زياد نيستند، همچنان دانش‌آموز ممتازيست.
حالا نوبت شماست. ببينيد كه علت اين كسالت و رخوت و سستي چيست. كدام انگيزه‌ها ضعيفند؟ دروني، بيروني، شايد هم هر دو؟ به هر حال اين شما هستيد كه بهتر از هر كس خودتان را مي‌شناسيد و از روحياتتان باخبريد. جستجو كنيد و دريابيد كه كجاي كارتان مي‌لنگد. يكي از اجزاي موتور ماشين زندگيتان خراب شده، لباس كار بپوشيد، آچارها و ابزارهاي لازم را دم دست بگذاريد و دست به كار شويد. شايد انگيزه دروني لابه‌لاي يكي از چرخ‌ دنده‌هاي زنگ زده و فرسوده گير كرده باشد، معطل نشويد. ماشين زندگيتان را تعمير كنيد و مخزن سوختش را با ماده‌اي انرژ‌ي‌زا و مناسب تغذيه نماييد. فراموش نكنيد سوخت اين ماشين تركيبي از دو انگيزه دروني و بيروني است.
By : Matthew Hick
مترجم : آذين صحابي


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.