صنایع دستی استان همدان(2)

(912 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(673 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

صنایع دستی استان همدان(2)

86/1/16
گيوه بافی
کم بودن راههای ارتباطی ماشين رو، نوع معيشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و ضرورت تحرک فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پاييز کفشی را طلب می کند که سبک، راحت و مقاوم و خنک و در عين حال ارزان باشد. با خصوصياتی که در بالا ذکر شد تنها پای پوشی که می تواند جوابگوی خواسته های روستاييان باشد گيوه است. گيوه نوعی کفش است که رويه آن را معمولاً از نخ پنبه ای تابيده و زيره آنرا از چرم يا آجيده انتخاب می کنند. تمام محاسن گيوه در زيره و رويه خنک آن خلاصه می شود، بنابراين اگر چنانچه گيوه ای با رويه يا زيره پلاستيک تهيه شود اصالتش را از دست داده و همانند کفشهای معمولی فاقد ارزش کيفی و بهداشتی است.
اين پای پوش قديمی که روزگاری بخصوص در فصل تابستان مورد استفاده قرار می گرفت در سالهای اخير به سبب رواج کفشهای ماشينی و جايگزين شدن آن در اکثر مناطق استان رونق و اعتبار ديرين خود را از دست داده و صنعتگران شاغل نيز به علت کمی درآمد و کاهش تقاضا در اين رشته به مشاغل ديگری روی آورده اند.
در حدود 80 سال قبل گيوه بافی جهت استفاده شخصی در اکثر قريب به اتفاق روستاهای استان به صورت ابتدايی وجود داشته است که در حال حاضر به طور کلی از بين رفته است ولی در سطح استان همدان هم اکنون چهار روستا با اسامی ذيل توليد رويه گيوه را توسط خواهران به عنوان يکی از مشاغل موجود در روستا اختيار کرده اند. روستاهای دهفول، کفراش، فهرومند، آرتيمان. ولی مهمترين مرکز توليد کننده گيوه در استان همدان روستای دهفول نهاوند است و بايد گفت: پس از کشاورزی و دامداری که از رونق خوبی برخوردار است گيوه بافی سومين منبع درآمد اهالی است و تقريبا تمام زنان و دختران در اين روستا با گيوه بافی آشنايی دارند.

حصيربافی
حصيربافی يکی از حرفه های بسيار کهن و قديمی است وشامل انواع محصولاتی است که با استفاده از الياف، ساقه و شاخه های گياهان مختلف ساخته می شود.
نساجی سنتی
امروزه دستبافی به صورت تهيه و توليد انواع پارچه ها و برخی زيراندازها نظير: جاجيم، جاجيمچه، روتختی، روميزی، روتختی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه، شمد و ... در بسياری از مناطق روستايی و برخی نقاط شهری استان همدان مرسوم است. دستبافان برای توليد پارچه از دستگاههای ساده بافندگی نظير دستگاههای «دو وردی» و «چهاروردی» استفاده می کنند. دستبافان به طور معمول از نخ پشمی برای پود و از نخ پنبه ای برای تار محصولات خود استفاده می کنند.
سفالگری
گويا در روزگار کهن نخستين هنرمنديهای انسان از نقش و نگار ظرفهای گلی آغاز شده است که در آن هنگام بدون کمک چرخهای کوزه گری و به ياری سرانگشتان می ساختند و در کوره های نخاله می پختند. اکنون پس از سپری شدن چند هزار سال هنوز هم نگارگران سفالينه ساز برای بيان انگيزه ها و آرزوها ی زندگی به نقش و نگار کاسه کوزه ها می پردازند. با اين تفاوت که نقش و نگارهای عاميانه اين روزگار با پرتو آرزوی انسانهايی نگاشته می شود که درسايه روشن نيازمنديهای زندگی کنونی سر می برند. هم اکنون مهمترين مراکز توليد سفال در استان همدان، لاله جين- در حدود 25 کيلومتری همدان و فرسفج در شهرستان تويسر کان است. سفالينه های لالجين از ديد تاريخ ساخته شدن به دو بخش است :
نخست آنکه تا هفتاد هشتاد سال پيش و ديگر آنها که تا بيست سی سال پيش هم ساخته می شد.
تفاوت اين دو از نظر شکل کاسه، لعابها، نقش و نگارها و روش قلم زنی آشکار است. در بخش نخست کاسه ها را اندکی بزرگتر و دهان بازتر می بينيم و نقش و نگارها و گوناگونی لعابها زياد تر و قلم زنی ها با باريک بينی و درنگ بيشتر انجام گرفته است. پيداست که قلم مو با آهستگی می گشته است و نگارگر سفالينه ساز سپری شدن زمان را احساس نمی کرد و رها از گرفتاريهای زندگی در انديشه های هنرمندانه خود غرق بود و می خواست که جايی از کاسه را بی نقش و نگار نگذارد پس هر جا را به نقشی می آراست، ولی هشيار بود که مبادا هماهنگی نقشها را برهم ريزد. با اينکه قرينه سازی را به کار می گرفت از طرح نقشهای گوناگون کوتاهی نمی کرد. جايی را نقش مرغ و جايی ديگر را نقش ماهی، در کاسه ای نقش طاووس در کاسه های همان بخش نخستين نقش پرنده و ماهی زياد طرح شده است. پرنده می تواند از يک سو نشانه باغ و سرسبزی باغ و از سوی ديگر نشانه آرزوهای برگزيده و آسمانی هنرمند باشد. ماهی هم زيباست و هم پاک چون در آب زيست می کند و آب همواره مطلوب ما ايرانيان بوده و هست. يکی ديگر از مشخصات همين کاسه های بخش نخستين اين است که نقش و نگارها را تنها به ياری خط و سطح که بالعابهای رنگين پوشيده است نگاشته اند و سايه روشنها و تيرگی هائی را که سبب ابهام است و از صراحت و رسائی می کاهد به کارنياورده اند.
اين کاسه های گلی را بالعاب سفيدی پوشانده اند که شبيه ظرفهای چينی شده است. البته به اندازه چينی محکم و ظريف نيست ولی از بدل چينی بهتر است. البته پانزده بيست سال است که لا له جين ها به سبب جنبه های تجارتی کار و پيشه خود را از نگاشتن نقش و نگار بر سفالينه ها چشم پوشيده اند و راستی که ارزشهای هنری کار خود را فدای کم ارزشيهای داد و ستد کردند.

  
[ بازگشت به ایران شناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1424&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=14
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections