گوشهاى ازاخلاق عظيم پيامبر (ص) (2) (650 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (674 بار خوانده شده است)  گوشهاى ازاخلاق عظيم پيامبر (ص) (2)
85/12/23 5 يكى ديگر از موارد تواضع و فروتنى حضرت اين بود كه هر وقتوارد مجلس مىشد، هر جا كه جاى خالى بود مىنشست، مانند ماخودخواهان يا نادانان نبود كه دنبال صدر مجلس هستيم، و خيالمىكنيم كه بايد بالا و بالاتر نشست. اصلا آن جا كه انسان والامىنشيند والا است نه آنكه انسان والا بايد در جاى والا نشيند. عزيزانم! قطعا اين از تواضع است كه انسان در جايى كه خالىاستبنشيند و هرگز منتظر نباشد كه ديگران در برابرش قد علمكنند و برخيزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند. اين حالتبدون ترديد برخاسته از هواى نفس است و تكبر كه بايد زدوده شودو گاهى بلكه بيشتر به خاطر عقدههاى درونى و محروميتهاى ديرينهاست كه شخص مىخواهد از اين راه خودى را نشان دهد!! 6 پيامبر آرام و آهسته سخن مىگفت و هيچ گاه فرياد نمىزد وصدا را بلند نمىكرد. و مجلس آن حضرت نيز از چنان آرامشىبرخوردار بود كه عين ادب و تواضع است و كسى در مجلس پيامبربلند سخن نمىگفت «و اغضض من صوتك» و دستور هم همين بود كهكسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكمفوق صوت النبى» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مىگفت لذامجلسش بسيار آرام و باوقار بود كه حتى صداى به هم زدن بالپرنده به گوش مىرسيد. 7 «لايقطع على احد كلامه» هرگز سخن كسى را قطع نمىكرد و تاشخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مىداد و پس از تمامشدن سخنش آرام پاسخش را مىگفت. و چنان اصحابش را تربيت كردهبود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مىشد، تمام حاضران ساكتمىشده و سراپا گوش مىشدند «كان على رووسهم الطير» و هرگاهسخن حضرت تمام مىشد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هريك به نوبتحرف مىزد. 8 نكته ديگرى كه بسيار جالب و ارزنده است و بايد مدنظر قرارگيرد اين است كه حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد يكسان نگاهمىكرد «و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس» و بايدسخنگويان محترم اين مطلب را دقت كنند كه يكسان و مساوى درحال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه كنند زيرا اين نكتهظريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد(هنگام صحبت كردن)انسانفرق بين اين و آن نگذارد و همه را به يك ديد بنگرد كهاميدواريم در موارد ديگر نيز اين تساوى و يكساننگرى حفظشود.راستى چه زيبا است تربيت رسول الله! بنابراين، هر كهبخواهد بيشتر به پيامبر نزديك گردد، بايد رفتار و اخلاقش را باآن حضرت نزديكتر كند. 9 «و كان يجالس الفقراء و يواكل المساكين» او نه تنها بامالداران و دارايان مجالست مىكرد بلكه با فقرا و مستمندان نيزهمنشين بود. بلكه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بيشتر لذت مىبردو اگر با ثروتمندان مىنشستبه خاطر هدايت كردن آنان بود نه چيزديگر. 10 هرگاه پيامبر مىخواستبه مجلس وارد شود و با مردمبرخورد كند، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مىداد يعنى درآينه مىنگريست و موهاى خود را شانه مىزد و چنين در روايت آمدهاست «و كان ينظر فى المرآه و يتمشط» و نه تنها حضرت لباستميز و مرتب مىپوشيد و محاسن مبارك را شانه مىزد بلكه پيوستهبوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مىشد. بگذريمكه خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مىكرد،كه همواره از عطر نيز استفاده مىنمود. راوى مىگويد: قبل ازآنكه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مىشديم زيرا بوى عطرشاز مسافتى به مشاممان مىخورد و متوجه ورود حضرت مىشديم. خودحضرت نيز مىفرمايد: «ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانهان يتهيا لهم و يتجمل» خداوند دوست دارد كه بندهاش هرگاهمىخواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آنهاآرايش نمايد. اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخى ساده لوحان كه باموهاى ژوليده و لباس نامرتب مىآيند و خيال مىكنند اين از زهداست. نه! اين از زهد اسلامى كاملا به دور است. زهد اين است كه بهدنيا و ملذاتش دل نبنديم نه اينكه صوفى منشانه زندگى كنيم وژوليده سيما در ميان مردم حاضر شويم!
|