
[1]انگيزه با هم بودن(پایانی)
85/12/21
كودكي كه شخصيت رشد يافته و شكل گرفتهاي ندارد، از اطرافيان الگو ميگيرد و طبيعي است افرادي كه بيش از ديگران كنار او هستند،پررنگترين اين مدلهاي رفتاري و اخلاقي خواهند بود. و ديگر احتياجي به گفتن نيست كه كودك تمامي كلمات، صداها، تصاوير،رفتارها و حتي طرز و لحن گفتگوها را در حافظهاش ثبت ميكند و اگر نتواند آگاهانه آنها را به ياد بياورد، به روشني در حافظه ناخودآگاهش ثبت خواهد نمود. رفتارهاي خوب و بد پدر و مادر و نحوه صحبت و برخوردشان با هم و گفتگوهايشان زيربناي شخصيت كودك در آينده را تشكيل ميدهند.
بارها شنيدهايم كه اشخاص ضداجتماعي و افرادي كه رفتاري نابه هنجار دارند همگي دوران كودكي پرتلاطم، خانوادهاي آشفته و نابهسامان و شرايطي سخت و ناسازگار با يك كودك را پشت سردارند. پدر و مادري كه خود به مانند دو غريبه يا دو دشمن با هم زندگي كنند، هرگز نميتوانند پناهگاهي امن براي فرزندشان بوده شنواي مشكلات و درددلهايش بمانند. چرا كه بسياري از اين والدين نيز خاطرات خوشي از كودكي و نوجوانيشان ندارند. ميبينيد كه نه تنها افراد خانواده در زنجيرهاي پيوسته با يكديگر زندگي ميكنند و رفتارشان بر هم موثر است، اشخاص بزرگ شده در آن هم با جامعه مرتبط هستند. شايد همينان روزي خانواده تشكيل دهند و از اين پدر و مادران نابه هنجار فرزنداني چون خودشان متولد خواهند شد و... به عبارت ساده ضعف و سستي بنياد يك خانواده به تباهي و سست عنصري و تضعيف همه جامعه منجر ميشود.
يك والد خوب بايد قابل اعتماد باشد و طوري رفتار كند كه فرزندش او را بهترين دوست و امينترين مشاور بداند. صبر و مهرورزي و قضاوت منصفانه ويژگيهايي هستند كه يك فرزند رنجيده و غمگين را به سوي خود جذب ميكند. از طرف ديگر مهرباني و توجه بايد با قاطعيت و قدرت و تدبير همراه شود تا فرزند خانواده بداند كه در اين جا مرجع قدرتي هست كه اجازه نميدهد او از حدود تعيين شده پا را فراتر بگذارد.
اين مهارتهاي والد بودن و وجود انگيزه قدرتمند كنار هم ماندن، ميتوانند فرزندي را تربيت كنند كه خود مسئوليت پذير و پايبند به ارزشهاي اخلاقي است. به عبارتي عامل موفقيت يك زوج كه پدر و مادر شدهاند همين انگيزه حفظ و تداوم بقاي يك مجموعه گروهي به نام "خانواده" است. اين انگيزه يك والد را بر آن ميدارد كه كاري داشته باشد، آن را حفظ كند، پول در بياورد، قرضها و وامهايش را پرداخت كند و براي آينده همسر و فرزندانش كه حلقههاي جدايي ناپذير اين مجموعه هستند پساندازي جمع كند.
كوچكي يا بزرگي خانواده، كار كردن هر دوي والدين يا فقط پدر،درآمد بالا يا سطح متوسط و پايين عايدي، خانه مناسب يا يك آپارتمان كوچك و صدها نكته ديگر، هيچكدام نميتوانند به تنهايي دوام يا فروپاشي يك خانواده را تضمين كنند. تنها و تنها عاملي كه فارغ از همه فاكتورهاي خارجي ثبات، تعادل و تداوم هستي يك "خانواده" را تضمين ميكند، چيزي نيست جز: انگيزه با هم بودن و در كنار هم ادامه دادن.
By:matthew Hick
مترجم: آذين صحابي