ما تنها نيستيم (596 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (569 بار خوانده شده است)  ما تنها نيستيم
85/12/21 آيا تا به حال حس كردهايد كه انگار يك چيزي را گم كردهايد؟ و به آنچه كه ميخواستيد نرسيدهايد؟ بسياري از ما اين حال را تجربه ميكنيم و به جرات ميتوان گفت كه ريشه بسياري از اين حالات مشابه در احساساتي درگذشته است. احساساتي كه قبلا به وجود آمدهاند و برايمان دردناك و ناراحتكننده بودهاند. ما نخواستهايم با آنها روبرو شويم و ببينيم كه اصلا و به واقع چه هستند و چرا خلق شدهاند. با ترس و وحشت از آنها فرار ميكنيم و سعي ميكنيم هر طور كه شده با آنها مواجه نشويم. اما چاره اين نيست. در واقع نه تنها چاره كار نيست بلكه مشكلات را نيز تشديد ميكند. ما ميخواهيم كه اين حس ناخوشايند را از خودمان دور نماييم ولي فرار و ترس از اين احساسات سركوب شده، ناراحتي و اضطرابمان را بيشتر خواهد كرد. تصورش ساده است. از ابتدا به همه ما گفته شده كه قوي باشيم و هرگز نگذاريم كسي بفهمد كه ناراحتيم. بيتوجه به درد به راهمان ادامه بدهيم و با مسكنهايي موقتي آن را فرو بنشانيم. اگر احساساتمان را به گوشهاي برانيم يا رويشان سرپوش بگذاريم، راه حل خوبيست ولي كوتاه مدت و كم اثر است كه به مرور هم اثرش را از دست ميدهد. مشكل از جايي شروع ميشود كه ما روزها، هفتهها و ماهها و سالها به اين مسئله مهم نميپردازيم. وقتي كه به آنها بيتوجهي ميكنيم، به تدريج روي هم انباشته ميشوند و به يكباره ما را از پا درميآورند. زماني كه احساساتمان را باز نكرده به گوشهاي مياندازيم، اندوه، گناه و شرمساري خلق شده پس از مدتي به اشكال افسردگي، اضطراب و بيماريهاي روان تني تظاهر ميكنند و پزشك دربارهشان به شما ميگويد كه سردرد، سوءهاضمه، فشار خون بالا و درد قفسه سينهاي كه از آن شكايت ميكنيد منشا جسمي ندارد و ريشهاش را بايد در روانتان جستجو كرد. همه در معرض ابتلا به اين بيماريها و احساسات ناخوشايند هستيم. اما اگر بخواهيم از آسيبهاي اين حسهاي ناگوار در امان باشيم، نبايد از آنها فرار كنيم بلكه مواجه رو در رو تنها راه چاره است. همه ما قوي بودن را دوست داريم اما «من قوي هستم» جمله ناقصي است. بايد ادامه بدهيم كه:«من قوي هستم اما احساسات و نيازهايي هم دارم.» بسياري فكر ميكنند كه ابراز احساسات نشانه ضعف شخصيت است. اما اين طور نيست. ابراز احساسات به شيوههاي درست يا نادرست ميتواند صورت گيرد. افراد زيادي هستند كه ميتوانند در هنگام ناراحتي و دلتنگي به ما كمك كنند. اما بايد آنها را جستجو كنيد، به سادگي يافت نميشوند. در خودتان فرو نرويد. بيرون بياييد، دوست پيدا كنيد، با افراد خانواده دوست باشيد، از نمايندگان مذهبي ياري بجوييد و با همكاران و رئيس كارتان تعامل كنيد. علاوه بر اين مشاوران و روانشناسان هم منبع كمك خوبي هستند. شما در برابر خودتان و سلامتي جسم و روانتان مسئوليد. اما اگر بخواهيم كاملتر بگوييم اينست كه شما فقط مسئول سلامت خودتان نيستيد؛ كساني هم كه به شما علاقه دارند و نگرانتان هستند نيز بايد سلامت و شاد زندگي كنند. پس بدانيد كه هيچ كس تنها مسئول زندگي شخصياش نيست. اطرافيان هم حق دارند. يكي از راههاي تامين آرامش خاطر آنها حفظ سلامت خودتان است. هر قدر كه اسرار و مشكلات دردآور شما سرسخت و خوردكننده باشند اما باز هم نيروي روح از آنها برتر و قويتر است.رازداري و سكوت زياده از حد فرساينده است. به خود اجازه دهيد كه حرف بزنيد ، گريه كنيد و اجازه دهيد، احساسات سركوب شده خود را نشان دهند. اگر اين كار را بكنيد قطعا بهتر خواهيد شد نترسيد ما تنها نيستيم. كسي هست كه به ما گوش كند. By:Mark Webb مترجم: آذين صحابي
|