جايگاه تكريم در روابط اجتماعى (پایانی)

(1085 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(805 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

جايگاه تكريم در روابط اجتماعى (پایانی)

85/12/21 
اين صحنه‏ها در كرامت كودكان در تاريخ بشر بى‏نظير است . تاريخ به ياد ندارد كه رهبرى مذهبى - سياسى، آن هم مانند رسول خدا با كودكان اين گونه رفتار كرده باشد. سيره‏نويسان بدرستى و با دقت تعبير كرده‏اند: «والتلطف بالصبيان من عادة رسول الله (ص) » 46 (لطف و عنايت وتوجه به كودكان از عادت رسول خدا بود) . آن وجود گرامى در جهت تكريم كودكان ، به آنان سلام مى‏كرد 47 و توصيه مى‏كرد كه به اين عمل او تأسى شود؛ أنس بن مالك گويد: ما كودك بوديم كه رسول خدا بر ما گذشت و فرمود: «سلام بر شما كودكان» 48 و امام باقر (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) مى‏فرمود:
«خمس لا أدعهن حتى الممات : ... والتسليم على الصبيان ، لتكون سنة من بعدى.» 49
پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نمى‏كنم: ... يكى از آنها سلام كردن به كودكان است ، (و در انجام اين اعمال مراقبت دارم) تا پس از من به صورت سنتى بين مسلمانان بماند و معمول شود.
سنت پيامبر بر كرامت استوار بود، چرا كه نتايج كرامت و يا حقارت شخصيت بسيار گسترده است و در بيانات آن وجود گرامى واوصيايش نسبت بدانها تذكرات فراوانى داده شده است كه به مواردى از آن اشاره مى‏شود.
نتايج كرامت و يا حقارت شخصيت‏
1- آزاد شدن از دنيا و يا اسارت در چنگال آن
اساسى‏ترين ويژگى برخاسته از كرامت نفس ، آزاد شدن از دنياست كه رهايى از همه مصائب است . دنيا در چشم انسان صاحب كرامت كوچك و حقير است ، پس به آن دل نمى‏بندد وانسان حقير است كه به سبب حقارت خويش دنيا را بزرگ مى‏شمارد و خود را اسير آن مى‏سازد . انسان به ميزانى كه خرد مى‏شود، دنيا برايش بزرگ مى نمايد و به ميزانى كه بزرگ مى‏شود، دنيا كوچك مى‏نمايد . از امام باقر (ع) نقل شده است كه :
«فمن كرمت عليه نفسه صغرت الدنيا فى عينه و من هانت عليه نفسه كبرت الدنيا فى عينه.» 50
هر كس از كرامت نفس برخوردار باشد، دنيا در چشمش كوچك است و هر كس نفسش خوار باشد، دنيا در چشمش بزرگ است .
و نيز از زين‏العابدين (ع) روايت شده است :
«من كرمت عليه نفسه هانت عليه الدنيا.» 51
كسى كه از كرامت نفس برخوردار است ، دنيا نزد او حقير و ناچيز است .
2- نفاق و دو رويى‏
مسأله نفاق از پيچيده‏ترين و عمده‏ترين مسائل اجتماعى - سياسى جامعه اسلامى است . چنانكه با به حاكميت رسيدن اسلام و تحقق مدينه نبوى سير نزول آيات مربوط به نفاق و منافقين شدت گرفت . قرآن كريم بر اين مسأله تأكيد شگفتى دارد 52 و در سير تاريخ هر چه بشر جلو آمده است ، نفاقش پيچيده‏تر گرديده و قدرتش بر تصنع افزايش يافته است . اينكه انسان به گونه‏اى فكر كند و به گونه ديگرى خود را بنماياند، ريشه در حقارت نفس او دارد. اينكه عواطف انسان در يك جهت باشد و ظهور احساساتش در جهت مقابل آن از رو و رياست وناشى از ذلت نفس او. اينكه باور انسان به امورى باشد و تظاهر گفتار و رفتار او در خلاف آن، به سبب پستى او در نفس خويش است . اين حقيقت بلند در كلام امام بيان (ع) چنين آمده است :
«نفاق المرء من ذل يجده فى نفسه.» 53
نفاق و دورويى انسان ، ناشى از حقارت و ذلتى است كه فرد در وجود خود احساس مى‏كند.
3- فضائل و رذائل اخلاقى‏
از تبعات روشن كرامت و حقارت، شكل‏گيرى فضائل و رذائل در اخلاق فردى و اجتماعى است از مردمى كه حقير شده باشند و شرافتهايشان لگدمان شده باشد، نمى‏توان انتظار رفتارى شرافتمندانه داشت. انسانى كه كرامت وجوديش رشد مى‏يابد و شخصيت و شرافت معنوى مى‏يابد ، بر اداره خويش توانا مى‏شود، از همين روست كه اميرمؤمنان (ع) فرمود:
«من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهوته.» 54
كسانى كه شخصيت و شرافت معنوى دارند، شهوات و تمايلات نفسانى در نظر آنها پست و كوچك است .
جامعه‏اى كه كرامت يابد، عزت مى يابد و تن به امور ذلت بخش و تباه كننده نمى‏دهد:
«من شرفت نفسه نزهها عن ذلة المطالب .» 55
آنان كه شرافت نفسانى دارند و خويشتن را به خواهشهاى پست آلوده نمى‏كنند. آنها خود را بالاتر از آن مى‏دانند كه با نافرمانى حق، كرامت خود را بشكنند:
«من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية.» 56
آنان كه كرامت نفس دارند هرگز با ارتكاب گناه آن را پست و موهون نمى‏كنند.
تأكيدى كه در سيره نبوى بر كرامت وجود دارد به همين منظور است و اگر افراد استخفاف شوند، تحقير شوند، مورد اهانت قرار گيرند، ناهنجارترين رفتار نيز از آنان دور نيست:
«من هانت عليه نفسه فلا ترج خيره.» 57
كسانى كه نفسشان پست و خوار باشد، به خيرشان اميدى نداشته باش.
از انسانهاى پست، انتظار خير و صلاح نمى‏رود، كه از پست، پستى خيزد و از تحقير شده، بدى، كه امام هادى (ع) فرمود:
«من هانت عليه نفسه فلا تأمن شره.» 58
انسانى كه نفسش خوار شود، از شر او ايمن مباش.
به سبب همين پيامدهاست كه در منطق نبوى آن قدر بر كرامت افراد تأكيد شده است . حتى خودبينى و خود خواهى و تكبر كه سرآغاز تباهيهاى فردى و اجتماعى است، معلول حقارت نفس است . امام صادق (ع) فرمود: .
«ما من احد يتيه الا من ذلة يجدها فى نفسه.» 59
هيچكس به خوى (ناپسند) تكبر مبتلا نمى‏شود مگر به سبب خوارى و ذلتى كه در درون خود احساس مى‏كند.
آن كه جامه بزرگى بر تن خويش مى‏كند و با مردم از سر تكبر برخورد مى‏كند، حقيرى است كه بر حقارت خويش مى افزايد. پيشواى صادق (ع) فرمود:
«الكبر رداء الله، فمن نازع الله عز و جل رداءه‏لم يزده الله الا سفالا.»60
كبر و بزرگى جامه‏اى است كه مخصوص خداوند (بى نياز و شايسته ذات مقدس (اوست) و كسى كه با او در اين صفت به معارضه برخيزد (و به مردم بزرگى بفروشد) خداوند جز پستى و حقارت چيزى بر او نمى‏افزايد.
همه جباران و ستمگران و متكبران ، به سبب ذلت نفس خويش به استبداد و ستم و بزرگ مدارى دست مى‏زنند، كه حقير خواهان ظلم است و دنى خواهان فساد و ذليل خواهان بزرگى.
«ما من رجل تكبر أو تجبر الا لذلةٍ وجدها فى نفسه.» 61
هيچ انسانى دچار تكبر يا ستمگرى و خشونت نمى‏شود مگر به سبب پستى و حقارتى كه در نفس خويش احساس مى‏كند.

  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1375&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections