تمدن افراشته ایران(5170 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (1205 بار خوانده شده است)  تمدن افراشته ایران
85/12/17 در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است.در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است. شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است. شهرت اين استان بر اساس نامش است که به تمام کشور داده شده و نيز آب و هوای خوب و آثار باستانی و شهرهايش که در زيبايي شهرت دارند و مردان نامداری که از آن برخاسته اند. در چند فرسنگی شيراز که به راستی می توان آن را بهشت روی زمين دانست ويرانه های شگفت انگيز تخت جمشيد قرار دارد. سفرنامه گاسپاردروويل 1819. م شيراز در طول ساليان دراز عمر خود مهمانان فراوانی را پذيرا شده است و شيرازيان که در جهان به مهمان نوازی شهره اند هميشه در فراهم آوردن وسايل آسايش مهمانانشان کوشيده اند و از اين رو شايد در بيش از صدها سفرنامه تاريخی مطالب فراوانی در مورد شيراز و شيرازيان می توان يافت که گزيده ای از اين مطالب ذكر می کنيم. شيراز مرکز حکومت فارس است. شيراز در گذشته يکی از زيباترين و دلپذيرترين شهرهای ايران بوده است. نجيب زاده ای اسپانيولی به نام « دن گارسياد سيلوايه فيگوه را » در سال 1614 . م همزمان با پادشاهی شاه عباس صفوی و به فرمان فيليپ سوم پادشاه اسپانيا به ايران می آيد و در راه سفر خود به اصفهان به شهر لار وارد می شود و حاکم لار با چهارصد سوار و با ساز و دهل به استقبال او می آيند و اما هنگام ورود به شيراز حاکم شهر استقبال با شکوه تری از او می کند دن گارسيا در سفر نامه خود شيراز را به زيبايي والنسيا و قرطبه تشبيه می کند و می گويد باغهای اطراف آن فوق العاده زيباست و در ادامه سفر خود به سمت اصفهان از تخت جمشيد نيز بازديد می کند و اين ويرانه ها اعجاب او را بر می انگيزد و با دقت و علاقه مندی زيادی به وصف جزئيات آنها می پردازد به عقيده دن گارسيا اين ويرانه های با عظمت با شکوهتر از اهرام مصر و زيباتر از معابد يونان است و می گويد : « در اينجا هنر و عظمت به وحدتی هميشگی رسيده است » و حتی در توصيف اصفهان می گويد باغات اطراف شهر زيبا بود ولی به پای باغهای شيراز نمی رسيد. سفر نامه ادوارد اسکات وارينگ 1802 . م اشعار سعدی و حافظ و فردوسی در ايران به طرز خاصی مورد توجه است و کمتر کسی پيدا می شود که چندين بيتی از اين شاعران را به خاطر نداشته باشد زبان فارسی بسيار غنی وخوش آهنگ است از اين رو برای شعرگفتن بسيار مناسب است. اين نظريه را خاور شناسان در گزارشهای خود تأييد نموده اند . سرويليام جونز يکی از با ارزش ترين خاور شناسان برای ولتر تأسف می خورد که چرا زبان فارسی نمی دانسته است. سعدی يکی ازشاعران پرآوزاه است که ايرانی ها او را سلطان الشعرا لقب داده اند. ايرانيان بسيار ناصحانه سخن می گويند زيرا اشعارشان سرشار از پند و اندرز است و عباراتی از آنها بصورت امثال و حکم رواج يافته است . اداب و رسوم شیرازی ها در نوروز خريد لباس عيد از يکی دو ماه به نوروز مانده شيرازی ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد . سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های شيراز صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان (ع) می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند . خانه تکانی يا رفت و روب يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند. سفره و ساعت تحويل سال برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند. هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . در شيراز علاوه بر هفت سين( هفت ميم ) را هم درسفره می گذارند که هفت ميم عبارتند از مدنی ( ليمو شيرين )، مرغ، ماهی، ميگو، مسقطی، ماست و مويز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود. پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد . يکی ديگر از اعتقادات مردم شيراز اين است که هنگام تحويل سال در حرم حضرت شاهچراغ(ع) باشند که درآنجا شمع روشن می کنند و در دست می گيرند به اين معنی که هميشه زير نور شاهچراغ باشند . و يک نفر واعظ بالای منبر می رود و دعا می خواند و مردم صلوات می فرستند و از طرف خادمين شاهچراغ روی مردم گلاب پاشيده می شود و همه به هم تبريک می گويند. ديد و بازديد از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند. سيزده بدر روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شيراز می شوند. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد . اماکن دیدنی شیراز دروازه قران در شيراز، در نزديكي تنگ الله اكبر و در ميان كوه هاي باباكوهي و چهل مقام واقع شده است. وجه تسميه اين دروازه وجود قرآني بر بالاي طاقي مرتفع است. اين دروازه شامل يك طاق مرتفع از نوع طاق كجاوه اي در وسط دور طاق با ارتفاع كم در طرفين است. اين طاق در زمان حكومت عضدالدوله ديلمي در فارس، ساخته شد و قرآني نيز در آن جاي داده شد تا مسافرين به بركت عبور از زير آن سفر را به سلامت به پايان برند و در موقع سفر از زير قرآن بگذرند. به مرور زمان طاق شكسته و تخريب شد. در دوره حكومت زنديه كريمخان زند (1172 – 1193) مجددا" آن را بازسازي نمود و در قسمت فوقاني آن اطاقي ساخت و دو جلد قرآن نفيس به خط ثلث و محقق، اثر سلطان ابراهيم بن شاهرخ گوركاني را در آن اتاق جاي داد. اين قرآن ها به قرآن هفده من مشهورند. در سال 1316 كه طرح توسعه راه شمالي شيراز در دستور كار دولت قرار گرفت، اين طاق خراب شد و قرآن مذكور نيز به موزه پارس منتقل گرديد. در زمان قاجاريه كه چند زلزله شيراز را تكان داد، اين دروازه آسيب هايي ديد اما به وسيله محمد زكي خان نوري مورد بازسازي و مرمت قرار گرفت. در سال 1327 ه.ش. يكي از بازرگانان شيراز به نام حسين ايگار، مشهور به اعتمادالتجار، با هزينه شخصي خود طاق كنوني را بازسازي كرد و چند آيه از قرآن كريم را كه با خط ثلث و نسخ بر روي كاشي نوشته شده بود، بر بدنه طاق نصب كرد. در پيشاني شمالي اين طاق (سمت كوه بمو) اين آيه بر روي كاشي نوشته شده است، ان هذاالقرآن يهدي للتي هي اقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا" كبيرا" در پيشاني جنوبي طاق (سمت شهد شيراز) اين آيه به چشم مي خورد. قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان يأتوا بمثل هذاالقرآن لايأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيراً در گوشه غربي طاق اين آيه نوشته شده: انا نحن نزلناه الذكر و ادامه اين آيه در قسمت شرقي طاق و روبروي همان كتيبه نوشته شده و انا له لحافظون. ارمگاه حافظ آرامگاه شاعر بزرگ، خواجه شمس الدين محمد حافظ است كه در شمال شهر شيراز، پايين تر از دروازه قرآن، در خاك مصلي (يكي از قبرستان هاي معروف شيراز) قرار دارد و مساحت آن 19116 متر مربع مي باشد. 65 سال پس از وفات حافظ، يعني در سال 856 ه.ق. 1452 م. شمس الدين محمد يغمايي وزير ميرزا ابوالقاسم بابر گوركاني (پسر ميرزا بايسنغر نواده شاهرخ بن تيمور) حاكم فارس، براي اولين بار عمارتي گنبدي شكل را بر فراز مقبره حافظ بنا كرد و در جلو اين عمارت، حوض بزرگي ساخت كه از آب ركن آباد پر مي شد. (اين بنا يك بار در اوايل قرن يازدهم هجري، در زمان حكومت شاه عباس كبير و ديگر بار، 350 سال پس از وفات حافظ به دستور نادرشاه افشار مرمت شد. در سال 1187 ه.ق. كريم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهي به سبك بناهاي خود ساخت و بر تربتش سنگي مرمرين نهاد كه امروز نيز باقي است پس از كريم خان زند در سال 1273 ه.ق. طهماسب ميرزا (مؤيدالدوله) حكمران فارس، آرامگاه حافظ را بار ديگر تعمير و مرمت كرد و در سال 1295 ه.ق. 1878 م. معتمدالدوله فرهاد ميرزا فرمانرواي فارس در گرداگرد مقبره حافظ، معجري چوبي ساخت. پس از آن در سال 1317 ه.ق (اردشير) زردشتي يزدي، بار ديگر بارگاه حافظ را مرمت كرد و بر فراز آرامگاهش، معجري بنا كرد اما حاج سيد علي اكبر فال اسيري به دليل زردشتي بودن اردشير، بناي مرمت شده را ويران ساخت. اين بنا تا سال 1319 ه.ق. 1091 م. همچنان ويران باقي ماند تا اينكه شاهزاده ملك منصور ملقب به شعاع السلطنه حاكم فارس، به ياري علي اكبر مزين الدوله نقاش باشي، معجري آهنين بر فراز آرامگاه حافظ ساخت و كتيبه اي بر آن قرار داد. در سال 1314 ه. ش. سرهنگ علي رياضي (رئيس فرهنگ فارس) با همياري علي اصغر حكمت و نظارت علي سامي و با طراحي آندره گدار فرانسوي، بازسازي بناي حافظيه را آغاز كردند. بناي كنوني حافظيه بنا بر اسلوب عهد كريم خان زند است. آرامگاه سعدی سعديه: آرامگاه شاعر قرن هفتم شيخ مشرف الدين بن مصلح الدين سعدي شيرازي است كه در 4 كيلومتري شمال شرقي شيراز، در دامنه كوه فهندژ، در انتهاي خيابان بوستان و در مجاورت باغ دلگشا واقع شده است. اين مكان در ابتدا خانقاه شيخ بوده كه وي اواخر عمر خود را در آنجا مي گذرانيده و سپس در همانجا مدفون گرديده است. براي اولين بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدين محمد صاحبديواني وزير معروف آباقاخان، مقبره اي بر فراز قبر سعدي ساخته شد. در سال 998 به حكم يعقوب ذوالقدر، حكمران فارس، خانقاه شيخ ويران گرديد و اثري از آن باقب نماند. تا اين كه در سال 1187 ه.ق. به دستور كريمخان زند، عمارتي ملوكانه از گچ و آجر بر فراز مزار شيخ بنا شد كه شامل 2 طبقه مي شد اين بنا در دوره قاجاريه (سال 1301 ه.ش) توسط فتحعلي خان صاحبديوان مرمت شد و چند سال بعد نيز حبيب الله خان قوام الملك دستور تعمير و ترميم قسمتي از بنا را صادر كرد، و توليت آن به آخوند ملا زين العابدين شيرازي سپرده شد.بنايي كه در زمان كريخان ساخته شده بود تا سال 1327 ه.ش. برپا بود.در سال 1329 ه.ش به كوشش علي اصغر حكمت و توسط انجمن آثار ملي ايران، بقعه كنوني به جاي ساختمان قديمي ساخته شد و مراسم افتتاح رسمي آن در ارديبهشت ماه 1331 برگزار گرديد.. ساختمان اصلي آرامگاه شامل دو ايوان عمود بر هم مي باشد كه قبر شيخ در زاويه اين دو ايوان قرار گرفته است. بر روي آرامگاه گنبدي از كاشي هاي فيروزه اي رنگ ساخته شده است. سنگ هاي پايه هاي بنا، سياه رنگ است و ستون ها و جلوي ايوان از سنگ قرمز مخصوصي ساخته شده است. نماي خارجي آرامگاه از سنگ معروف تراورتن و نماي داخلي آن از سنگ مرمر است.سنگ قبر در وسط عمارتي هشت ضلعي قرار دارد و سقف آن با كاشي هاي فيروزه اي رنگ تزيين شده است. در هفت ضلع ساختمان، هفت كتيبه قرار دارد كه از قسمت هايي از گلستان، بوستان، قصايد، بدايع و طيبات شيخ انتخاب گرديده و به خط ابراهيم بوذري نوشته شده است.. آرامگاه شيخ مشرف الدين بن مصلح الدين سعدي شيرازي در تاريخ 53.8.20 به شماره ثبت 1010.3 در انجمن آثار ملي به ثبت رسيد. ارگ کريمخاني ارگ کريمخاني قصر سلطنتي و اندروني كريم خان زند (م. 1193) حاكم شيراز بوده است كه در سال 1180 ه.ق به دستور وي ساخته شد و در حال حاضر در شمال شرقي شيراز، در حوالي ميدان شهدا واقع شده است. كريم خان زند براي ساختن قصر خود ماهرترين سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن عصر را به شيراز دعوت كرد و بهترين نوع مصالح را از شهرها و كشورهاي مختلف خريداري نمود و در اختيار كارگران قرار داد. در مدت زمان كوتاهي بناي ارگ ساخته شد.ميدان كريم خاني به عنوان تأسيسات و ارسن شهري شامل سه بخش مي شد 1. بخش سياسي كه شامل عمارت كلاه فرنگي و ديوانخانه بود. 2. بخش اقتصادي كه شامل بازار وكيل مي شد. 3. بخش نظامي كه شامل ميدان مشق مي شد. در سال 1350 ساختمان ارگ در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار گرفت و كار مرمت و بازسازي آن مورد توجه قرار گرفت. بازسازي بنا در سال 1356 آغاز شد. در بازسازي ارگ براي حفظ اصالت بنا دقت فراواني شده و نقاشي هاي زيباي آن از زير گچ كاري ها بيرون آمده است. ارگ كريمخاني با شماره 918 در فهرست آثار ملي ثبت شده است. حمام وکيل از بناهاي دوران كريم خان زند (1172-1193) در شيراز است كه به دستور وي در محله ميدان شاه، جنب مسجد وكيل (خيابان طالقاني) ساخته شد. اين حمام كه به عنوان حمام عمومي شهر شناخته مي شد، داراي چهار قسمت مرتبط با يكديگر است. مدخل ورودي اين حمام هم اينك يك هشتي است .اين هشتي داراي سقفي با گچ كاري برجسته است. پس از آن سر بينه حمام به شكل هشت ضلعي منظم و وسيعي ديده مي شود كه بيشترين تزيينات را داراست. آهكبري هاي سقف و ديوارهاي اين قسمت مربوط به دوران كريم خاني بوده كه بيشتر به شكل طرح هاي گلداني است اما در زمان قاجاريه، آثار زنديه كلنگي شده و قاجاريان بر روي آن آهكبري هايي به شكل داستان هاي اساطيري (داستان شيرين و فرهاد، پيرزن و سلطان سنجر، بيژن و منيژه و معراج حضرت رسول) انجام داده اند، در حال حاضر نيز به جهت تنوع بيشتر طرح هاي قاجاري، يكي دو طرح زندي مرمت شده و در بقيه قسمت ها طرح هاي قاجاري حفظ شده اند. هورنور يا جامخانه هايي كه در سقف تعبيه شده اند، روشنايي اين بخش را تأمين مي كنند. ستون هاي اين حمام از جنس سنگ گندمك گوگرد دار و سخت است. اين ستون ها يك پارچه هستند و بر روي آنها به فرم هندسي، مقرنس گچي كم عمق ديده مي شود ولي مقرنس آن برجسته است. حمام وكيل كه به علت تغيير وضع حمام هاي عمومي از صورت قبلي خارج شده بود، در سال 1351 توسط اداره باستان شناسي مورد مرمت قرار گرفت.اين بنا با شماره 917 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. کليسای ارامنه كليسای مريم مقدس از کليساهاي شيراز است كه به سال 1662 ميلادی (1072 هجری) قبل از سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است و تا به امروز باقی مانده است. اين کليسا نزديک مسجد مشير، جنب بازارچه ارامنه واقع شده است. تالار نماز خانه آن يکی از بناهای ظريف باستانی و هنری قرن هفدهم است که به وسيله هنرمندان ارمنی و مسلمان شيراز ساخته شده است. به طوری که ارامنه شيراز اظهار می دارند پنج قطعه قالی گران بها نظير همان پنج مجلس نقاشی سقف، در همان زمان بافته شده و کف نمازخانه را مفروش می ساخته است. طبق اظهار يکی از اعضای هيأت امنای ارامنه شيراز هنگامی که «مارتيروس سرکيس» تصدی اين کليسا را عهده دار بود، پنج قطعه فرش نفيس مزبور مفقود شده است و احتمالاً اين فرش های گران بها را به انگليسی ها فروخته اند. آرامگاه سيبويه در جنوب غربی شيراز، در محله سنگ سياه در قبرستان باهليه قرار دارد. وجه تسميه اين محله به سنگ سياه به دليل وجود سنگ سياه چهار گوشی است که بر روی تربت سيبويه نصب شده است. بنای اصلی آرامگاه که توسط انجمن آثار ملی در سال 1353 هـ.ش. ساخته شده، تالاری است که شامل طاق نماهايي با کاشی های معرق، اثر کارگران خراسانی می شده. سقف آن به شکل رسمی هشت و معلقی کاری آراسته شده است. قبر سيبويه در وسط ساختمان قرار دارد محوطه آرامگاه چند متر است، به وسيله سنگ هايي تيشه ای مفروش شده و درون آرامگاه نيز با سنگ سياه پوشيده شده است. در محل آرامگاه سکويي قرار دارد که با چند پله به کف حياط متصل می شود. در سمت شرقی محوطه آرامگاه سنگ قبر سياه قديمی قرار گرفته است و در امتداد آن باغچه بزرگی قرار دارد. بازار مشير نو از بازارهای شيراز در دوره قاجاريه است. اين بازار در محله درب شاهزاده و در ضلع شرقی سرای مشير قرار گرفته است و معماری آن مانند بازار وکيل است . اين بازار داری هشتی هشت ضلعی است که بازار را به دو بخش تقسيم کرده و به گونه ای که درسمت غرب به سرای مشير و از سمت جنوب به اردوبازار منتقل می گردد. اين هشتی که بازار مشير را به بازار نو مشير متصل می کند داری سقف مرتفعی است که بر فراز آن گنبد کم خيز نسبتاً بزرگی وجوددارد که اين گنبد به وسيله کاربندی که به جرز ديوار متصل می شود. بر فراز گنبد کاشی کاری معقلی نيز روزنی وجود دارد که روی آن يک بار گير چند وجهی مشاهده می شود کف هشتی نيز مانند کف سرای مشير از قلوه سنگ پوشيده شده است. در اين هشتی چهار حجره وجود دارد که به فاصله 2 پله از سطح زمين قرار گرفته اند. بالای اين حجره ها منبت کاری با آجر ديده می شود. در ورودی چوبی بزرگتر نيز در ورودی بازار چهار سوق وجود دارد .سر در ورودی ضلع جنوبی بازار پسی از اردوبازار، کاشی کاری شده است. قرار دارد که بر روی آن نوشته شده است بازار نو مشير درسال يک هزار و سيصد و هفتاد و يک هجری شمسی مطابق هزار و چهارصد و سيزده هجری قمری تکميل و افتتاح شد. موقوفه مرحوم سلطان الحاجيه و معدل الملک . . در اين بازار انواع صنايع دستی و هنری يافت می شود. اين بازار با دری به سبک قديم، از هشتی مذکور جدا می شود. بازار مسگرها از بازارهاي شيراز است كه در محله درب شاهزاده قرار گرفته است. اين بازار بقاياي بازار قيصريه است كه توسط امام قلي خان در غرب مدرسه خان ساخته شده است. اين بازار كه از آجر و گچ ساخته شده است، بازار مرغ و اردوبازار را به يكديگر متصل مي نمايد به گونه اي كه اردوبازار در جنوب بازار وكيل و در مقابل بازار مرغ قرار مي گيرد و در امتداد شرق و غرب نيز بازار مسگرها قرار مي گيرد. اين بازار در زمان قاجاريه بر اثر زلزله ويران شد و در سال 1299 ه.ق. مرمت شد. اين بازار هم اينك مركز فروش اسباب منزل است. اين بازار شباهت فراواني از نظر اجرايي با بازار وكيل دارد با اين تفاوت كه از هر ابعادي و مقياسي، در مقياس كوچكتري نسبت به بازار وكيل ساخته شده است.. باغ عفيف آباد باغ عفيف آباد كه آن را باغ گلشن نيز مي نامند در مغرب شيراز و در جنوب خيابان قصرالدشت و در انتهاي خيابان عفيف آباد واقع است. اين باغ يكي از قديمي ترين و زيباترين باغ هاي شيراز است. مساحت باغ حدود 127 هزار متر مربع است. اين باغ در دوره صفويه از جمله باغ هاي آباد شيراز و مقر پادشاهان وقت بوده است. باغ عفيف آباد در سال 1341 به وسيله ارتش و زير نظر سازمان ميراث فرهنگي تعمير و مرمت شد و هم اكنون به عنوان موزه نظامي تحت اختيار سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران است.اين باغ كه معماري آن آميزه اي از ويژگي هاي معماري دوران هخامنشي، ساساني و قاجاريه است با شماره 913 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
تخت جمشيد تخت جمشيد را مي توان تقريباً همانند ارگ ها و يا دژهاي حكومتي و سكونت گاهي ايران در دوران اسلامي دانست، زيرا پادشاهان يا حاكمان ايالت ها يا شهرهاي بزرگ در ايران بر اساس شيوه اي كهن، فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي خود را غالباً درون محوطه اي محصور و داراي استحكامات دفاعي مي ساختند كه در برابر تهديدها و مخاطرات خارجي و داخلي حتي الامكان در امان باشند. اين گونه مجموعه ها كه آن ها را دژ، كهندژ، قلعه يا ارگ مي ناميده اند، افزون بر فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي، عرصه ها و فضاهاي متنوعي براي برخي از انواع فعاليت هاي خدماتي و نظامي داشتند. چنين الگويي در طراحي شهري از دوران پيش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسياري از نواحي و مناطق سرزمين گسترده ايران وجود داشته است و تخت جمشيد را چنان كه داريوش در كتيبه اي به آن به عنوان يك دژ اشاره كرده است، بايد نمونه اي از اين گونه ارگ هاي سكونت گاهي - حكومتي - تشريفاتي دانست. به عبارت ديگر تخت جمشيد يكي از پايتخت هاي هخامنشيان بود كه در ايامي كه هواي منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت مي كردند و البته مرام و آيين هاي بسيار كهن و با اهميت نوروز از سوي حكومت هخامنشي در اين جايگاه برگزار مي شد.
بنابراين، الگوي ساختن تخت جمشيد در كنار يك شهر مانند برخي ديگر از شهرهاي ايراني پيش از اسلام و همچنين در دوران اسلامي بوده است و آنجا را مي توان نوعي ارگ يا دژ حكومتي - سكونت گاهي دانست كه بخشي از امور حكومتي، سياسي، اداري و اقتصادي امپراتوري هخامنشي در آنجا انجام مي شد. درباره چگونگي ساختن بناهاي روي صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعي به دست نيامده و انتشار نيافته است. البته كتيبه اي از داريوش درباره شيوه ساختن كاخي در شوش وجود دارد كه گوياي چگونگي انجام فعاليت هاي بزرگ ساختماني در آن دوران است و مي توان حدس زد كه در ساختن تخت جمشيد از همان شيوه استفاده شده است. متن آن كتيبه به نقل از كتاب معماري ايران، پيروزي شكل و رنگ چنين است: اين كاخ را من (داريوش) ساختم - زيور آن از راه دور آورده شد... زمين كنده شد تا به خاك سفت (كف سنگي) رسيدم وخندقي درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفي به بلندي 40 ارش و سوي ديگر تا حدود 20 ارش. روي آن شفته كاخ بنا گرديد. كند و كوب و انباشتن و خشت هايي كه در قالب زده شد كار مردم بابل بود. چنان كه از متن اين كتيبه آشكار است، در ساختن بناهاي بزرگ و مهم از مصالح و مواد غيربومي نيز استفاده مي شد و در برخي از بخش هاي ساختمان از بهترين انواع سنگ، چوب و ساير مواد و مصالح اصلي و نيز مواد تزييني شناخته شده در سرزمين هاي تابع امپراتوري هخامنشي بهره مي بردند. افزون بر اين از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غيرايراني نيز استفاده مي شد و به اين ترتيب از همه يا بخش مهمي از تجربيات معماري و هنري آن دوران - در ايران و ساير سرزمين هاي تابع ايران - به بهترين شكل بهره برداري مي شد. البته با اطمينان مي توان اظهار داشت كه برنامه ريزي، طراحي و نظارت كارها در مقياس كلان بر عهده معماران و هنرمندان ايراني بوده است و چنان كه در بخش بعدي اشاره خواهد شد، الگوهاي اساسي طراحي معماري و شهري در اين مجموعه كاملاً ايراني است. كاخ ها، تالارها و بخش هاي مهم تخت جمشيد انواع فضاها و عرصه ها تخت جمشيد را همان گونه كه داريوش در كتيبه اي به آن اشاره كرده است، مي توان نوعي دژ يا ارگ حكومتي دانست كه جايگاهي براي اداره كشور و برگزاري مراسم رسمي و مذهبي و پذيرايي هاي مهم و باشكوه و تجمع هاي حكومتي و اقامتگاه پادشاه و نزديكان او بود. فضاها و عرصه هاي مهم تخت جمشيد را به چند گروه به شرح زير مي توان طبقه بندي كرد: تالارها يا كاخ هاي حكومتي و تشريفاتي در تخت جمشيد دو تالار يا كاخ بسيار باعظمت و باشكوه وجود داشت كه چنين كاركردهايي داشتند، آنها عبارتند از: - تالار يا كاخ آپادانا در جبهه شمال غربي صفه تخت جمشيد و در نزديكي پلكان اصلي و بزرگ ورودي. - تالار يا كاخ صد ستون در جبهه شمال شرقي صفه. كاخ هاي سكونتگاهي يا سكونتگاهي - تشريفاتي كاخ هاي سكونتگاهي يا سكونتگاهي - تشريفاتي، تالارها و كاخ هايي را در بر مي گيرد كه بيشتر به براي سكونت و نيز براي پذيرايي ها، مراسم، جشن ها، و تجمع هاي كوچك رسمي يا نيمه رسمي، خانوادگي و مانند آن مورد استفاده قرار مي گرفت. خزانه خزانه محل نگهداري انواع اشياء و لوازم مهم مانند بخشي از جواهرات و اشياء گرانقيمت، جنگ افزارها، آذوقه، لوحه هاي مربوط به فرمان ها و حسابرسي ها و ساير كالاها و لوازم باارزش بود. خزانه در جبهه جنوب شرقي صفه و به شكلي مجزا و مستقل از ساير بخش ها ساخته شده بود. فضاهاي ورودي و دروازه ها صفه تخت جمشيد چند ورودي اصلي و فرعي در جبهه هاي مختلف به ويژه در جبهه هاي غربي و شرقي داشت كه مهمترين آنها به شرح زير است: - پلكان بزرگ ورودي و دروازه اصلي ورودي واقع در جبهه شمال غربي صفه. - دروازه نيمه تمام واقع در شمال شرقي صفه و رو به روي كاخ صدستون. آرامگاه ها يا دخمه ها دو آرامگاه در ديواره كوه مشرف به صفه تخت جمشيد وجود دارد كه گفته اند به اردشير سوم و اردشير دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها يا دخمه هاي واقع در نقش رستم )شش كيلومتري تخت جمشيد( بي ارتباط با موقعيت صفه تخت جمشيد نبودند و مي توان آن ها را نيز بخشي از عناصر جانبي اين صفه به شمار آورد، زيرا محتمل است كه در فاصله بين صفه تخت جمشيد و نقش رستم، سكونتگاه ها و تأسيساتي وجودداشته كه هنوز اثري از آن ها به دست نيامده است. اند.
كاخ آپادانا كاخ آپادانا يا كاخ بار داريوش كه تقريباً در ميانه جبهه غربي صفه تخت جمشيد قرار دارد، مهمترين بناي اين مجموعه به شمار مي آيد و به نظر مي رسد نخستين بناي مهم ساخته شده در اين عرصه بوده است. ساختن اين بنا كه از حدود سال 515 (پ.م.) به فرمان داريوش آغاز شد، نزديك به سي سال طول كشيد و در زمان خشايارشا به اتمام رسيد. نقشه كاخ آپادانا از لحاظ اصول معماري به نقشه كاخ بار كوروش در پاسارگاد شباهت دارد و اين نكته نشان مي دهد كه طرح كاخ مزبور الگوي آن بوده است.
آرامگاه شاهچراغ آرامگاه سيد ميراحمدبن موسي الكاظم (ع) برادر حضرت رضا (ع) - معروف به شاه چراغ در مركز شيراز و كنار ميداني به نام احمدي قرار دارد. گنبد نيلوفري شاه چراغ به سبك بسيار زيبايي كاشي كاري شده و از دور پيداست. اين آرامگاه در نزد شيرازي ها داراي شكوه و قداست خاصي است و به همين مناسبت هميشه زيارتگاه مؤمنين و مؤمنات بوده است. درون حرم را با به كار بردن آينه هاي ريز رنگين، به سبكي هنرمندانه، آينه كاري كرده و انواع خط هاي زيباي فارسي و عربي، تزيين كننده نماي اطراف آينه ها و كاشي ها است. بناي حرم، مشتمل بر ايواني در جلو و حرمي گسترده در پشت ايوان است كه در چهار جانب حرم، چهار شاه نشين قرار گرفته و مسجدي نيز در پشت حرم (سمت غرب) ساخته شده است. ضريح مطهر در شاه نشين زير گنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است.
|