جايگاه تكريم در روابط اجتماعى(2) (870 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (648 بار خوانده شده است)  جايگاه تكريم در روابط اجتماعى(2) 85/12/15
قاضى عياض پس از ذكر اين آيه شريفه و بيان اينكه خداوند در اينجا نهايت تعظيم و تكريم را نسبت به آن وجود عزيز عنوان فرموده است ، از قول ابن عباس نقل مىكند: «ما خلق الله تعالى، و ما ذرأ ، و ما برأنفساً اكرم عليه من محمد (ص) و ما سمعت الله تعالى أقسم بحياة أحد غيره.» 7(خداوند تعالى وجودى را گراميتر از محمد (ص) خلق نكرد و نيافريد و لباس هستى نپوشانيد، و من نشنيدهام كه خداوند جز به وجود (گرامى) او به كس ديگرى سوگند ياد كرده باشد). و از ابوالجوزاء نيز شبيه به همين سخن نقل شده است . آن حضرت «اكرم خلق» بود و بيشترين تكريم را در رفتارش نسبت به خلق خدا داشت . او كه مزين به وصف «لولاك لما خلقت الافلاك » بود، در مناسبات اجتماعى خود آن قدر بىپيرايه وعارى از هر تكلف و افتاده بود كه گويا بشرى است مثل ساير مردم بى هيچ مزيتى ، و سيره اجتماعىاش بر تكريم انسانها استوار بود و آن چنان آنها را مورد احترام قرار مىداد و گرامى مىداشت و شخصيت مىبخشيد كه تصورش نيز دشوار بود . حضرت حسين (ع) گويد از پدرم از مجلس رسول خدا (ص) پرسش كردم ، فرمود: «(پيامبر) در مجلسش بهره هر كس را عطا مى كرد (هيچ كس بى بهره از مجلس رسول خدا نمى ماند و چنان با كرامت با افراد برخورد مى كرد كه ) هيچكس گمان نمى برد از او گراميتر هم كسى باشد... مجلس او مجلس گذشت، حيا، راستى و امانت بود؛ در آن صداها بلند نمىشد (و داد و قال نبود) ... انسانها در مجلس رسول خدا متواضع بودند و بزرگ را گرامى مى داشتند و با كوچكترها مهربان بودند؛ حاجت انسان حاجتمند را بر خويش مقدم داشته روا مىكردند وغريب و بى كس را نگهدارى و رسيدگى مىنمودند. حسين (ع) گويد به پدرم گفتم : سيره آن حضرت با همنشينانش چگونه بود؟ فرمود: هميشه خوشرو و خوشخوى و نرم بود، خش و درشتخو و سبكسر و فحاش و عيبجو نبود و كسى را مدح نمىكرد... هرگز كسى را سرزنش نمىكرد و از او عيب نمىگرفت ، و لغزش و عيبهاى مردم را جستجو نمىكرد... براسائه ادب شخص غريب در پرسش و گفتار شكيبا بود، تا آنجا كه اصحاب درصدد برخورد (با آن شخص مزاحم) مىشدند، و (آن حضرت) مى فرمود: وقتى حاجتمندى را ديديد يارى و كمكش كنيد هرگز ثناى كسى را نمىپذيرفت مگر آنكه به عنوان تشكر (از آن حضرت ) باشد. و كلام احدى را قطع نمىكرد مگر آنكه از حد گذشته باشد كه در آن صورت با نهى و يا برخاستن كلام او را مىبريد.» رفتار اجتماعى پيامبر مبتنى بر تكريم انسانها، چنين بود و توصيه مى كرد كه برادران دينى خود را گرامى بداريد كه اگر كسى برادر مسلمان خود را تكريم كند ، خداى عز و جل را تكريم كرده است : «من أكرم أخاه المسلم فانما يكرم الله عز و جل.» آن حضرت به هيچ وجه اجازه تحقير كردن نمىداد و مسلمانان را از اينكه يكديگر را تخفيف كنند پرهيز مىداد: «لا تحقرن أحداً من المسلمين فان صغيرهم عندالله كبير.» مبادا فردى از مسلمانان را كوچك شمرده تحقير كنيد كه كوچك آنان نزد خدا بزرگ است . رفتار آن حضرت گوياى نگاهى از سر كرامت به انسان بود . چنانكه سيره نويسان درباره برخوردهاى وى مىنويسند: «به هر كس مىرسيد ابتدا سلام مىكرد و هر كس براى خواستهاى نزد آن حضرت مىآمد در انجام كار وى بردبارى مى كرد (تا خواستهاش برآورده شود) و يا آن فرد خود منصرف شود. هرگز نشد كسى دست پيامبر را بگيرد و آن حضرت جلوتر از طرف، دست خود را از دست وى بكشد. و چون به مرد مسلمانى مىرسيد ابتدا با او مصافحه مى كرد و چون مشغول نمازبود و كسى در كنارش مىنشست نماز خود را تخفيف مى داد و تمام مى كرد ورو به او مى كرد و مى فرمود: آيا حاجتى دارى؟ هر كس بر وى داخل مى شد او راتكريم مى كرد چنانكه گاهى لباس خود را زير او پهن مىكرد و يا او را بر تشك خود مىنشاند.» اين موارد، نمونههاى روشنى است از اينكه پيامبر خدا با مردم چگونه بود و به چه نحو تكريمشان مىكرد.درحالى كه كراهت داشت جلوى پايش بلند شوند، و دوست مىداشت با او بدون تكلف و مجامله و به راحتى برخورد كنند، اما خود ازسر تكريم انسانها چنان احترامشان مى كرد كه موجب شگفتى است . صحنه زيبايى را نقل كردهاند كه مردى وارد مسجد شد در حالى كه پيامبر به تنهايى نشسته بود. (با وارد شدن آن مرد) حضرت بلند شد و جا باز كرد، مرد (در شگفت شد و ) گفت : اى رسول خدا جا كه بسيار است ! فرمود: «حق مسلمان بر مسلمان است كه اگر ديد برادرش مى خواهد بنشيند (احترامش كند و) بلند شود و برايش جا باز كند . اين ارزش گذارى به افراد، در جاى جاى رفتار اجتماعى پيامبر تجلى داشت، چنانكه أنس بن مالك در بيان آن مىگويد: « كان رسول الله (ص) يعود المريض ، و يتبع الجنازة و يجيب دعوة المملوك.» (عادت پيامبر چنين بود كه ) مريض را عيادت مىكرد و جنازه را مشايعت مىنمود و دعوت برده را اجابت مىكرد.
|