جايگاه تكريم در روابط اجتماعى(2)

(870 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(647 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

جايگاه تكريم در روابط اجتماعى(2)
85/12/15

قاضى عياض پس از ذكر اين آيه شريفه و بيان اينكه خداوند در اينجا نهايت تعظيم و تكريم را نسبت به آن وجود عزيز عنوان فرموده است ، از قول ابن عباس نقل مى‏كند: «ما خلق الله تعالى، و ما ذرأ ، و ما برأنفساً اكرم عليه من محمد (ص) و ما سمعت الله تعالى أقسم بحياة أحد غيره.» 7(خداوند تعالى وجودى را گراميتر از محمد (ص) خلق نكرد و نيافريد و لباس هستى نپوشانيد، و من نشنيده‏ام كه خداوند جز به وجود (گرامى) او به كس ديگرى سوگند ياد كرده باشد). و از ابوالجوزاء نيز شبيه به همين سخن نقل شده است .
آن حضرت «اكرم خلق» بود و بيشترين تكريم را در رفتارش نسبت به خلق خدا داشت . او كه مزين به وصف «لولاك لما خلقت الافلاك » بود، در مناسبات اجتماعى خود آن قدر بى‏پيرايه وعارى از هر تكلف و افتاده بود كه گويا بشرى است مثل ساير مردم بى هيچ مزيتى ، و سيره اجتماعى‏اش بر تكريم انسانها استوار بود و آن چنان آنها را مورد احترام قرار مى‏داد و گرامى مى‏داشت و شخصيت مى‏بخشيد كه تصورش نيز دشوار بود . حضرت حسين (ع) گويد از پدرم از مجلس رسول خدا (ص) پرسش كردم ، فرمود:
«(پيامبر) در مجلسش بهره هر كس را عطا مى كرد (هيچ كس بى بهره از مجلس رسول خدا نمى ماند و چنان با كرامت با افراد برخورد مى كرد كه ) هيچكس گمان نمى برد از او گراميتر هم كسى باشد... مجلس او مجلس گذشت، حيا، راستى و امانت بود؛ در آن صداها بلند نمى‏شد (و داد و قال نبود) ... انسانها در مجلس رسول خدا متواضع بودند و بزرگ را گرامى مى داشتند و با كوچكترها مهربان بودند؛ حاجت انسان حاجتمند را بر خويش مقدم داشته روا مى‏كردند وغريب و بى كس را نگهدارى و رسيدگى مى‏نمودند.
حسين (ع) گويد به پدرم گفتم : سيره آن حضرت با همنشينانش چگونه بود؟ فرمود: هميشه خوشرو و خوشخوى و نرم بود، خش و درشتخو و سبكسر و فحاش و عيبجو نبود و كسى را مدح نمى‏كرد... هرگز كسى را سرزنش نمى‏كرد و از او عيب نمى‏گرفت ، و لغزش و عيبهاى مردم را جستجو نمى‏كرد... براسائه ادب شخص غريب در پرسش و گفتار شكيبا بود، تا آنجا كه اصحاب درصدد برخورد (با آن شخص مزاحم) مى‏شدند، و (آن حضرت) مى فرمود: وقتى حاجتمندى را ديديد يارى و كمكش كنيد هرگز ثناى كسى را نمى‏پذيرفت مگر آنكه به عنوان تشكر (از آن حضرت ) باشد. و كلام احدى را قطع نمى‏كرد مگر آنكه از حد گذشته باشد كه در آن صورت با نهى و يا برخاستن كلام او را مى‏بريد.»
رفتار اجتماعى پيامبر مبتنى بر تكريم انسانها، چنين بود و توصيه مى كرد كه برادران دينى خود را گرامى بداريد كه اگر كسى برادر مسلمان خود را تكريم كند ، خداى عز و جل را تكريم كرده است :
«من أكرم أخاه المسلم فانما يكرم الله عز و جل.»
آن حضرت به هيچ وجه اجازه تحقير كردن نمى‏داد و مسلمانان را از اينكه يكديگر را تخفيف كنند پرهيز مى‏داد:
«لا تحقرن أحداً من المسلمين فان صغيرهم عندالله كبير.»
مبادا فردى از مسلمانان را كوچك شمرده تحقير كنيد كه كوچك آنان نزد خدا بزرگ است .
رفتار آن حضرت گوياى نگاهى از سر كرامت به انسان بود . چنانكه سيره نويسان درباره برخوردهاى وى مى‏نويسند:
«به هر كس مى‏رسيد ابتدا سلام مى‏كرد و هر كس براى خواسته‏اى نزد آن حضرت مى‏آمد در انجام كار وى بردبارى مى كرد (تا خواسته‏اش برآورده شود) و يا آن فرد خود منصرف شود. هرگز نشد كسى دست پيامبر را بگيرد و آن حضرت جلوتر از طرف، دست خود را از دست وى بكشد. و چون به مرد مسلمانى مى‏رسيد ابتدا با او مصافحه مى كرد و چون مشغول نمازبود و كسى در كنارش مى‏نشست نماز خود را تخفيف مى داد و تمام مى كرد ورو به او مى كرد و مى فرمود: آيا حاجتى دارى؟ هر كس بر وى داخل مى شد او راتكريم مى كرد چنانكه گاهى لباس خود را زير او پهن مى‏كرد و يا او را بر تشك خود مى‏نشاند.»
اين موارد، نمونه‏هاى روشنى است از اينكه پيامبر خدا با مردم چگونه بود و به چه نحو تكريمشان مى‏كرد.درحالى كه كراهت داشت جلوى پايش بلند شوند، و دوست مى‏داشت با او بدون تكلف و مجامله و به راحتى برخورد كنند، اما خود ازسر تكريم انسانها چنان احترامشان مى كرد كه موجب شگفتى است . صحنه زيبايى را نقل كرده‏اند كه مردى وارد مسجد شد در حالى كه پيامبر به تنهايى نشسته بود. (با وارد شدن آن مرد) حضرت بلند شد و جا باز كرد، مرد (در شگفت شد و ) گفت : اى رسول خدا جا كه بسيار است ! فرمود: «حق مسلمان بر مسلمان است كه اگر ديد برادرش مى خواهد بنشيند (احترامش كند و) بلند شود و برايش جا باز كند .
اين ارزش گذارى به افراد، در جاى جاى رفتار اجتماعى پيامبر تجلى داشت، چنانكه أنس بن مالك در بيان آن مى‏گويد:
« كان رسول الله (ص) يعود المريض ، و يتبع الجنازة و يجيب دعوة المملوك.»
(عادت پيامبر چنين بود كه ) مريض را عيادت مى‏كرد و جنازه را مشايعت مى‏نمود و دعوت برده را اجابت مى‏كرد.

  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1353&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections