
[1]انگيزههاي يك زندگي
85/12/14
همه ما مدام در حال تجربه كردن هستيم. تجربيات خوب و تجربيات بد هر دو بر زندگي ما تاثير گذارند و تجربيات مثبت انگيزههاي ما را قوت ميبخشند. انگيزهها نيروهايي هستند كه ما را براي خلق يك زندگي بهتر، كار كردن بيشتر و رسيدن به اهدافمان به جلو ميرانند.
بسياري از ما براي خودمان اهدافي تعيين ميكنيم كه به ما نيرو ميدهند كه بيشتر و سختتر كار كنيم تا با به دست آوردن آن اهداف موفق شويم. اهدافي چون ترفيع گرفتن در كار، خريدن يك اتومبيل بهتر، خريد يك آپارتمان بزرگتر يا ازدواج كردن. همه اينها مثالهايي از اهداف زندگي روزمره بسياري از آدمها هستند. يكي از اصول ساده دستيابي به هدف اينست كه از ابتدا يك خواسته بزرگ و دشوار. را در نظر نگيريم. نيل به يك هدف مثل بالا رفتن از يك پلكان است. كسي كه ميخواهد از يك پلكان با پنجاه پله بالا برود، نميتواند از ابتدا به يكباره از پله اول به پله دهم بپرد. كسانيكه انگيزه قوي دارند، در مراحل سخت و دشوار راه نيز دست از تلاش نميكشند.
نگرش مثبت يكي ديگر از عواملي است كه فرد را تا انتهاي جاده پرپيچ و خم موفقيت به جلو رانده او را به هدفش ميرساند. اگر شما پس از تعيين يك هدف اين طور به ذهن بياوريد كه دستيابي به اين آرزو بسيار سخت است و تقريبا ناممكن، هرگز موفق نخواهيد شد. نگرش منفي هم از درون شما را مضطرب ميكند و هم فشار عصبي بيروني را افزايش ميدهد. يك نگاه بدبينانه و ياسآلود انگيزه و نيروي دروني را كمرنگ كرده اراده را تضعيف مينمايد. امواج منفي شما را از مسير موفقيت منحرف ميكنند و دستيابي به هدف را دشوار بايد بگوييد و عميقا باور داشته باشيد كه هر هدفي به شرط سختكوشي و پشتكار قابل دسترسي است. هرگز نيروي فكر و انديشه را ساده نگيريد. نگرشهاي مثبت و خواست و تمناي قلبي به دسترسي به هدف دو پايه اساسي مجموعه انگيزههاي ما در زندگي روزمره هستند.
مذهب و ايمان به خداوند نيروي جلو برنده موثري است كه اشخاص با ايمان را هنگام بروز سختيها و دشواريهاي مسير زندگي ياري كرده آنها را استوار و مطمئن به پيش ميراند. افرادي كه از اين سرچشمه اميد و اراده كمك ميگيرند، به خوبي به ارزش و تاثير آن آگاهند. عقايد و باورهاي مذهبي اين اشخاص انگيزههاي درونيشان را تقويت ميكند و قواي فكرشان را بيشتر ميكند. زماني كه شرايط بحراني ميشود اين مذهب و نيروي شفابخش آنست كه افراد را از انحراف به وسايل دروغين كسب آرامش و آسايش روح و روان، باز ميدارد. كساني كه در هنگام بروز سختيها به دعا كردن و مراقبه روي ميآورند، هرگز به الكل يا مواد توهمزا متوسل نميشوند. حتما ديدهايد كه بعضي هنگام نابسامانيهاي ناگوار دست به خودكشي ميزنند و چون نميتوانند مسئله را حل كنند، به راحتي صورت مسئله را پاك ميكنند. خودكشي سادهترين راه و بدترين راهيست كه ممكن است شخصي براي حل مشكلاتش برگزيند. ولي شخصي كه به نيرويي برتر تكيه داشته باشد، هرگز چنين كاري را انجام نميدهد. پژوهشهاي روانشناسان هم ثابت كرده كه اشخاص مذهبي و مومن كمتر به بيماريهاي روانشناختي مبتلا ميگردند و درصد خودكشي در بين افراد مذهبي مبتلا به اختلالات روانپزشكي چون افسردگي، اضطراب و... بسيار كمتر از بيماران بياعتقاداست. به همين جهت مذهب و ايمان الهي منابع قدرتمندي هستند كه ميتوانيم هر روزه از آنها نيرو بگيريم.
عامل آخر سادهترين مفهوم زندگيست و آن ميل انسان به زنده بودن و ادامه زندگي و حيات است. كودكان و خانواده، كسب درآمد و حفظ شغل سادهترين انگيزههايي هستند كه ممكن است هر روز شخصي را از تختخواب بيرون بكشند و ممكن است او را در جريان روزمره زندگي قرار دهند. طبيعت هم نيروي مثبتي در خود دارد كه ميتواند انگيزه حيات و كار و تلاش را در وجود انسان بيدار و زنده نگه دارد. زيبايي طبيعت به ما كمك ميكند تا همواره ديدگاه و نگرش مثبت خود را نسبت به زندگي حفظ كنيم و در زمانهايي كه روزگار بر ما تنگ ميگيرد، نااميد نشده از پا ننشينيم. پژوهشها اينطور ميگويند كه مردمان نواحي گرمسير خلق و روحيه بهتري دارند و سختكوشترند. افسردگي نيز در ميانشان نسبت به مردمان نواحي سردسير كمتر مشاهده ميشود. لازم به ذكر است كه در ميان انواع افسردگي (DaoDepre ssion pression) نوعي هست كه آن را «افسردگي فصلي» مينامند. اين بيماران در فصلهاي پاييز و زمستان كه نور خورشيد كمتر تابيده ميشود، خلق و خويي افسرده و بيمارگونه پيدا ميكنند و تحت درمان قرار ميگيرند درمان اصلي اين گروه نور درماني است. مردمان نواحي گرمسير بيشتر در فضاي آزاد حضور دارند و ورزش ميكنند. ورزش و فعاليتهاي فيزيكي نيز آرامش روح و جسم را به دنبال دارد. حتما ميدانيد كه به گفته پزشكان ورزش و تحركات فيزيكي از عوامل مهم پيشگيري از افسردگي و اضطراب است.
عواملي كه برشمرديم همگي خالق انگيزههاي حيات و تداوم زندگي ما هستند. ما هر روز صبح چشمانمان را باز ميكنيم و به خود ميگوييم كه روز ديگري آغاز شده است. هنوز كمي خوابمان ميآيد و دوست داريم كه باز هم دراز بكشيم و بخوابيم. اما چيزهاي زيادي را به خاطر ميآوريم و بلند ميشويم. بايد به موقع سركار برويم وگرنه كسر حقوق خواهيم داشت. خانواده و كودكانمان هم در كنار مايند و ميبايست مراقبشان بوده نيازهايشان را برآورده سازيم. در جريان كار و زندگي موفق ميشويم و شكست ميخوريم. از حوادث خوش اميدوارتر و قدرتمندتر ميشويم و حوادث بد و شكستها خسته و نااميدمان ميكنند. گاهي اوقات كه اوضاع سخت ميشود، از ذهنمان ميگذرد كه دست بكشيم ولي نيروي ايمان به كمكمان ميآيد و نميگذارد كه به بيراهه برويم. و به اين ترتيب هر روز صبح كه از خواب بيدار ميشويم، زندگي دوباره خودش را به ما نشان ميد هد و اگر با ديدگاهي خوشبينانه به او سلام كنيم، ميتوانيم ياري نيروهاي الهي را درك كرده با سختكوشي و اميد به اهداف و آرزوهايمان برسيم.
by:Matthew Hick
مترجم: آذين صحابي