سوالات خوب و پيشرفت در كسب و كار

(1145 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(854 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

سوالات خوب و پيشرفت در كسب و كار

85/12/12
من كاملاً به اين مطلب اعتقاد دارم كه اگر كسي بخواهد رد كسب و كارش موفق شود بايد خوب سوال كندو سوالات مناسبي بپرسد. هر سوال و پاسخ آن يا شما را راهنمايي مي‌كند يا گمراه خواهد كرد. به عبارتي يك پرسش مناسب و بجا شما را به موفقيت رهنمونن مي‌كند و پرسشي نابجا و نامناسب به ورشكستگي.
اصلاً‌ تا حالا دقت كرده‌ايد كه مردم چرا سوال مي‌كنند و يا چه وقت سوال مي‌كنند؟ معمولاً‌ وقتي كه به پاسخي نياز داشته باشم، پرسش مي‌كنيم و معمولاً هنگامي كه بخواهيم تصميم‌گيري كنيم، به دنبال جواب مي‌گرديم.
درواقع بايد گفت كه فرايند تصميم‌گيري تماماً‌پرسش و پاسخ است و در حقيقت بخشي مهم و عمده از زندگي روزانه ما به تصميم‌گيري مي‌گذرد. مغز مرتباً‌ در حال پردازش اطلاعات و ارزيابي هرگزينه است. اگر بخواهيم ساده بگوييم مغزما در هر تصميم‌گيري دو سوال مي‌پرسد: آيا بعد از اين تصميم‌گيري و انجام اين كار ناراحت مي‌شوم يا خوشحال؟ و يا اين كه بهتر خواهم شد يا صدمه خواهم ديد؟ و سوال دوم اينست كه اگر اين تصميم آسيب‌رسان باشد چطور مي‌توانم جلوي آن را بگيرم؟ ما هميشه داريم از مغزمان سوال مي‌كنيم و مغز هم هميشه جوابي دارد. گاهي اوقات اين پرسش‌ها پيچيده‌اند اما ذهن ناگزير از جواب دادن است حتي اگر اين پاسخ «نمي‌دانم» باشد.
حالا بهتر است به اين فرايند پرسش و پاسخ ذهني دقت كنيم. هنگامي كه بخشي از ذهن ما كه «ذهن هشيار» ناميده مي‌شود سوالي بپرسد، بخش ديگري موسم به «ذهن ناهشيار» پاسخ او را رمي‌گويد. حالب است نه؟ هروقت سوال كنيد، مغز جواب مي‌دهد.
مثلا اگر بپرسيد: «چرا من هميشه شكست مي‌خورم؟» جواب خواهيد گرفت. مغز ناهشيار به كار مي‌افتد و در خاطرات و اتفاقات گذشته زندگيتان به كاوش مي‌پردازد و آنچه كه‌ مي‌تواند علت ناكامي‌هاي شما را توضيح دهد، برايتان روشن مي‌كند.
اگر شانس بياوريد، مغز در پاسخ به سوال شما، سوال ديگري مي‌پرسد: « از كجا مي‌داني كه هميشه شكست مي‌خوري؟» اما اگر به مغزتان ياد نداده باشيد كه با شما صحبت كند، علتي كه اين احساس را توجيه مي‌كند به شما مي‌گويد.
اشكال اين است كه سوال شما بر چيزي دلالت مي‌كند كه حقيقتي نادرست است. معناي شكست براي همه افراد يكسان نيست و هركس براي خود تعريفي از اين مفهوم دارد. شكست مفهومي كلي است. مغز شما گوش به فرمان صاحبش است و اين سوالات شماست كه او را كنترل مي‌كن. از اين رو هميشه پاسخي در آستين دارد و البته تمامي اين جواب‌ها معتبر و درست نيستند. مثلاًَ اگر از او بپرسيد: «چرا من اينقدر زشتم؟» مغز سعي نمي‌كند قانعتان كند كه زيباييد يا بر سر مقوله زيبايي بحث فلسفي كند. او به سادگي مي گويد:«خب معلوم است! از بس مي‌خوري!» يا چيزي شبيه به اين سوال نادرست جواب نادرست به همراه دارد. حرف من اينست كه پرسيدن سوال‌هاي درست در كسب موفقيت بسيار مهم است. اگر از مغزتان سوال كنيد، به هر حال جوابتان را مي‌دهد ولي اگر به سوال كنيد، پاسخ اشتباهي را به شما مي‌گويد. اين جواب‌ها آنهايي هستند كه به جاي نيرودادن به شما، تضعيفتان كرده محدودتان خواهند كرد. سوالاتي هستند كه بار منفي دارند و در مقابل پرسش‌هايي وجود دارند كه انرژي مثبت و تاثيري انرژي‌زا از خود به جا مي‌گذارند.
در ابتدا به ياد داشته باشيد كه سوالات باز بپرسيد. سوالات باز آنهايي هستند كه جوابشان بله يا خير نيست پاسخ اين سوالات در قالب يك يا دو كلمه نيست بلكه در قالب يك مكالمه قرار مي‌گيرد كه گاهي گفتگويي ذهني و دروني بين شما و مغزتان است و گاهي با كس ديگري شكل مي‌گيرد. مثلاً «فوتبال دوست داري؟» يك سوال بسته است و «نظرات راجع به فوتبال چيست؟» يك سوال باز كه مي‌تواند گفتگويي را آغاز كند. فرض كنيد كسي از شما مي‌پرسيد: «بگو ببينم تو بي‌گناهي؟» در اين جاست كه به دردسر مي‌افتيد. حالا با يان قانون معروف سر و كار داريد كه: «گناهكاري تا وقتي كه ثابت كني بيگناهي» حالا به همان نكته اول بر ميگرديم كه هرگاه خواستيد با خودتان يا با ديگري گفتگو كنيد، سوالات باز بپرسيد. هنگامي كه مي‌خواهيد تصميم‌گيري كنيد.
به سوالاتي برمي‌خوريد كه پاسخ دادن به آنها دشوار و دردسرساز است. اين سوالات با «چرا» آغاز مي‌شوند. اين سوالات به دنبال دليل مي‌گردند و پاسخ آنها با «چون/ براي اين كه / به اين دليل كه» او امثال اينها آغاز مي‌شود:
- چرا سرت به ديوار خورد؟ - چون مراسم پرت بود.
- چرا هيچكس از من طرفداري نمي‌كند؟ - چون مدير نالايقي هستي
- چرا همه موفق هستند اما من نه؟ - چون بي‌سوادي.
اين «چرا» ها به جواب ختم مي‌شوند اما پيداكردن جواب راه‌حل ماجرا نيست. اول اين كه «چون»‌ها راه حل نيستند بلكه فقط چيزهايي را از گذشته به يادتان مي‌اورند و نكته دوم اينست كه چون مغز شما سعي دارد هرطور شده به اربابش پاسخ دهد، ممكن است پاسخي چندان معتبر و صحيح را در اختيارتان قرار ندهد. ممكن است اين واكنش فكري تحت تاثير باورهاي شما بوده باشد نه حقايق.
اگر با مشكلي مواجه مي‌شويد، سوال كنيد. كارفرمايان نيز از اين «چرا» بسيار استفاده مي كنند. «چرا هنوز اين نامه تايث نشده؟»، «چرا دير آمدي» تمامي اين سوالات كه با «چرا» آغاز مي‌شوند، به تضاد و كشمكشي كوچك ولي شيرين منجر خواهند شد. حالا مي‌توان به ترفند «سوالات باز» متوسل شد. «خب اين نامه هنوز تايث نشده، حالا چه كار مي‌شود كرد تا اين نامه امروز ارسال شود؟» بله اين از همان دست سوالاتي است كه مي‌تواند ما را به موفقيت برساند. «مي‌توانم از كسي بخواهم آن را بنويسد. خودم به كار ديگري برسم و وقتي كه نوشته شد، تايپش كنم.» يا «از كس ديگري بخواهم موقتاً‌ كارهاي مرا انجام دهد، تا خودم هر دو كار را انجام دهم.» خب ديدي كه سوالات متفاوت، پاسخ‌هاي متفاوت به دنبال دارند؟
اگر مي‌خواهيد در زندگي و جريان كسب و كارتان تغييري ايجاد كنيد، سوالات باز بپرسيد كه با «چگونه چه‌چيز» آغاز مي‌شوند. نگوييد كه «چرا به اهداف مالي سال گذشته نرسيديم؟» بلكه «چطور مي‌توانيم بگوييم كه به اهدافمان نرسيده‌ايم» يا «چگونه عمل كنيم كه امسال از پارسال بهتر باشند؟»
نگوييد: «چرا من هميشه ضرر مي‌كنم؟» بگوييد: «اگر بخواهم هم سود كنم بايد چه كار كنم؟»
مي‌توانيد ببينيد كه «چگونه» ها و «چه چيز»‌ها ديدگاه و تمركز شما نسبت به مسائل را دگرگون مي كند. تمركز شما از گذشته مرده و فراموش شده برمي‌گرداند و به حال و اكنون متوجه كرده سپس بر خلق موفقيت و آينده‌اي درخشان دور مي‌زند. اگر مي‌خواهيد در كسب و كارتان موفق شويد و به عنوان يك كارآفرين از فعاليت‌هايتان لذت ببريد، گذشته را دور بريزيد، بر پروسه‌هاي آينده و درآمد دلخواهتان تمركز كنيد و د رحال حاضر سوالات باز بپرسيد سوالات بسته را كنار بگذاريد چرا كه مغزتان سراسيمه به دنبال جواب مي‌گردد و تنها منبع در دسترس را وقايع و خاطرات گذشته مي‌يابد. جواب‌هاي عجولانه مغز، راه آينده را به روي شما سد خواهد كرد.
مترجم: آذين صحابي

  
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1317&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=1
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections