
[1]غرفه مردم شناسي عسلويه " بازنماي بخشي از فرهنگ نگين خليج فارس
85/12/10
از: سيد عباس مدني
ايرنا:درحالي كه نخستين همايش فرهنگي ورزشي نگين خليج فارس را پشت سر گذاشتيم، غرفه "مردمشناسي منطقه عسلويه" دراين همايش، تماشاگران بيشتري را به سمت خود جذب كردتا حدي كه بعضي اوقات مملو از افرادي ميشد كه فرهنگ، آداب و رسوم مردم جنوب را در آن ميجستند. جوانان و نوجوانان اين منطقه براي اين كه فرهنگ كهن مرزوبوم خود، فرهنگ آبا و اجدادي خود را در تاريخ گمشده نبينند، بخشياز ابزار و وسايل زندگي پدران خود را در اين غرفه به نمايش گذاشته بودند و آداب و رسوم محلي خود را براي بازديدكنندگان همايش بازگو مي كردند .بيش از ۲۰۰نوع از ابزار و ادوات كشاورزي، صيادي، دامداري، لباس و پوشش و انواع غذاهاي سنتي منطقه جنوب در اين غرفه در معرض ديد عموم قرار گرفته بود و آن را به شلوغترين و پربازديدكنندهترين غرفه همايش تبديل كرده بود. مردم اين منطقه از دين اسلام پيروي ميكنند و به اعتقادات مذهبي خود به شدت پايبند هستند بطوري كه اين پايبندي را در نوع پوشش تمامي زنان اين ناحيه بوضوح ميتوان ديد. در گوشهاي از اين غرفه كپري از شاخ و برگهاي نخل بنا شده بود، نخل اين درخت مقاوم و سمبل پوشش گياهي جنوب، نماد مقاومت و سرسختي در اين خطه و نشانه زندگي در مناطق گرمسير است. درختي كه حضرت مريم به آن تكيهكرد و زندگي پيامبر صلح و رحمت حضرت عيسي (ع) از زير آن آغاز شد و مظهر صلابت و سترگي و يادآورزحمات حضرت علي است. نخل از آن جهت در جنوب كشور نماد زندگي است كه تمامي اجزاي خود را در جاي جاي زندگي مردم نمايانده است، از شاخ و برگ، تنه و ديگر اجزاي نخل در بسياري از وسايل زندگي مردم جنوب كشور در قديم استفاده ميشده و حتي شهرها و روستاهايي در اين منطقه وجه تسميه خود را از اين درخت ميگيرند كه "نخل تقي" و "نخل غانم" از آن جمله است. كپر سايباني است كه در اين منطقه شاخ و برگ نخل شاكله اصلي آن را تشكيل مي دهد و زيرانداز و سقف آن نيز حصيري است كه از برگهاي نخل بافته شده است. ساكنان محلي منطقه عسلويه آن را"عريش "ERISHمينامند و كپر از آن جهت در جنوب كشور استفاده فراوان دارد كه به سرعت، راحت و ارزان ساخته ميشود، سبك و مقاوم است و در گرماي شديد تابستان، ميتوان با پاشيدن قدري آب بر آن، خنكاي نسيم را در آن حس كرد. مردو زن كپرنشين جنوبي اموال، دارايي و اشياي زينتي خود رادر صندوقچهاي ميگذاشتند كه معمولا در گوشهاي از كپر و زير رختخوابها قرار ميگرفت. اين سايبان ساده هنوز هم در مناطق گرمسير مورد استفاده قرار ميگيرد، نان و آب مردم كپرنشين، در "خرص "KHARSو "حب "HEBBدر گوشهاي از كپر نگهداري ميشود. خرص خمرهاي است سفالي و مقاوم با دهانه تنگ (حدود ۲۰سانتيمتر) كه بيشتر از آن براي نگهداري ميوهاي كه در سبد غذايي هر جنوبي يافت ميشود يعني خرما استفاده ميشود. خرمايي كه در خرص نگهداري ميشود حتي تادوسال خراب نميشود وقابل استفاده است.
حب،كوزهاي از جنس سفال با دهانهاي گشادتر (حدود ۳۰سانتيمتر) است كهآب شيرين وآشاميدني مردم اينخطه را كه عمدتا از آب انبارها تهيه ميشد، سالم و خنك درخود نگهداري ميكند، حب را در برخي از مناطق جنوب "كربه "KARBEH و حبانه هم مينامند. جوانان منطقه عسلويه همچون ساير مردمان جنوب، ميهماننوازي را در ذات خود دارند و در غرفه "مردمشناسي منطقه عسلويه" سفرهاي رنگين از انواع غذاهاي محلي خود گسترده بودند،سفرهاي كه هر بازديدكننده اي بر سر آن مينشست و با كامي شيرين از غرفه خارج ميشد. اين سفره انواع غذاها و چاشنيهاي جنوبي از قبيل مرشوش، خبزلوص، خمير، رنگينك، خشكو، حلواي خرما، لقيمات، گرده و جريش (گبنه) را در بر گرفته بود. "مرشوش "MARSHOOSHناني است بسيار نازك آغشته به روغن حيواني و سوري كه روي "تاوه"اي به قطر ۶۰سانتيمتر بر روي چالهاي از آتش كه باهيزم ميسوزد، پخته ميشود.
اين نان غذايي بسيار مقوي و حاوي فسفر زياد است و در واقع جمع بين غذاي دريايي (ماهي) و حيواني (روغن حيواني) است و دريانوردان از اين غذا بسيار استفاده ميكنند. "حشينه" يا "عومه "OOMEHاز انواع ماهي خليج فارس است كه در حدود ۱۵ سانتيمتر طول و ۷۰گرم وزن دارد و ماده اصلي غذايي بنام "سوري" يا "موري" يا "سورو" است. سور در جنوب كشور به معناي "شور" است و "سوري" غذايي است كه از پختن آرام "حشينه" در كوزهاي با دهاني تنگ بنام "برمه "BERMAHدر زير آفتاب و در طول چهار الي شش ماه به دست ميآيد.
سوري از غذاهاي بسيار پرطرفدار در اين منطقه است و خود نيزچاشني غذاهاي ديگر از جمله "گبنه "GEBNEHاست. "چپاتي" ناني است كه با سرخ كردن خمير حاصل از آرد گندم در ماهيتابه به دست ميآيد. "خمير" ناني است كه از تركيب "سوري"، "تخم مرغ"، "زردچوبه" و "كنجد" با خميرآردگندم درتنور و با گرماي هيزم پخته ميشود،اين نان حدود يك سانتيمتر ضخامت دارد. "خبز لوص" ناني به قطر حدودا ۳۰سانتيمتر كه در گوشهاي از اين سفره قرار داده شده و با پهن كردن خمير روي تابه پخته ميشود و پس از پختن حالتي شكننده به خود ميگيرد. "دغل "DEGHALغذايي است كه از پختن نوعي سبزي بهنام"توله "TOOLAHحاصل ميشود كه در فصل زمستان در صحراهاي جنوب ميرويد.نام ديگر توله،گاگله است. انواع حلواهانيز در گوشهاي ديگر از سفره ميهماني غرفه مردم شناسي منطقه عسلويه توسط اعضاي انجمن انديشه ورزان برنا چيده شده است. "خبيصه" نوعي از حلوا است كه از آرد گندم به دست ميآيد و زن جنوبي آن را بعد از بارش باران و به شكرانه آن ميپزد، عصيده و مزروده نيز دو نوع ديگر از حلوا است. "ممروسه "MAMROSAHو "امدبس "EMDABBASاز انواع حلواي جنوب به حساب ميآيند كه ماده اصلي آنها خرما است. "امجزر "EMJAZZARغذايي است كه با نصف كردن خرماي نرسيده بهنام "بسر "BESERو انداختن آن در شيره خرما تهيه ميشود، بسيار مقوي و خوشمزه است و معمولا آن را با نان ميخورند.
"بسال "BESALمجموعهاي تسبيح مانند است كه با عبور دادن نخ از "بسر" هاي آب پز شده به دست ميآيد. براي تهيه "رنگينك"، آرد را در روغن سرخ ميكنند و با شكر فراوان روي رطبهايي كه هسته آنها جدا شده و در بشقاب چيده شده است، ميريزند و آن را با دارچين تزيين ميكنند. "هريسه "HARISAHو "پليله "PALILAHنيز دو نوع حليم است، هريسه از پختن گندم و تركيب آن با گوشت مرغ يا گوسفند پخته حاصل ميشود و پليله از تركيب "للك "LALAKيا همان گندم خرد شده توسط آسياب محلي و حشينه يا ماهي به دست ميآيد.
"ريشتا" يا "رشته" غذايي است كه از پختن خميري كه بوسيله دستگاه رشته رشته شده است تهيه ميشود و آن را بيشتر به همراه انواع ماهي ميپزند. اما دريا هميشه محل رزق و روزي و معيشت ساحلنشينان بوده و هست و شايد نتوان كسي را در حاشيه خليج فارس جست كه بهنوعي با دريا سر و كار نداشته باشد، ناخداها، ملوانان و صيادان جنوب، هر روز براي امرار معاش واقعا دل به دريا ميزنند. "ورجيه "VERJIYAHبلمي است بسيار ساده كه بطور كامل از چوب واجزاي نخل ساخته شده و هيچ نوع ميخي در آن بكار نرفتهاست، دو نفر بر آن مينشينند و به ماهيگيري ميپردازند. نمونهاي از ورجيه در غرفه "مردم شناسي منطقه عسلويه" در نخستين همايش فرهنگي ورزشي خليج فارس در معرض ديد عموم قرار گرفته بود. دربخشي ديگر از اين غرفه، ابزار و ادوات كشاورزي، صيادي و دامداري مردم جنوب خودنمايي ميكردند، وسايلي كه بسياري از آنها در دنياي صنعتي امروز مورد استفاده قرار نميگيرند و جايخود را به تجهيزات نو با تكنولوژي روز دادهاند. يشاپيش همه "بره "BORREHاي با تيغهاي زنگ زده به نمايش گذارده شده است كه روزگاري از آن براي كوبيدن خرمنهاي گندم و جو استفاده ميشد. بره را با طنابي به چهارپا ميبستند و براي سنگيني بر آن مينشستند و روي خرمن ميگشتند، گاهي كوبيدن يك خرمن گندم كه امروز در عرض چند دقيقه انجام ميشود، يك روز به طول ميانجاميد و كودكان در زمان استفاده از بره براي نشستن بر آن از يكديگر پيشي ميگرفتند. چند "مذراء "MEZRAيا "اوسين" يا "افشان" كه از آنها براي جداسازي كاه از گندم و جو پس از كوبيدن خرمن استفاده ميشود، به ديوار تكيه دادهبودند. "اشبجه" يا "بنه" وسيلهاي است توري مانند بافته شده از موي بز و برگ درخت خرما ريسيده شده كه براي حمل كاه از خرمن به كاهدان مورد استفاده قرار ميگيرد. علاوه بر اين، انواع وسايلي كه در برداشت خرما بكار ميرود،تلههاو دامهاي صيادي،قفسهاي نگهداري ازپرندگان شكاري،ابزار و ادوات لنجسازي و صيد ماهي، گهواره نوزادان و دهها نوع وسيلهمحلي كه در زندگي مردمان منطقه كاربرد فراوان دارد نيز در اين غرفه به نمايش گذاشته شدهبود. زنان منطقه عسلويه از لباسهاي بلند، گاهي به همراه عباي عربي براي پوشش خود استفاده ميكنند كه تمامي بدن آنها را ميپوشاند. "بطوله "BATTOOLAHيا برقع، پوششي است كه زنان اين منطقه بر صورت خود مينهند تا از دختران تشخيص داده شوند و هرچه سن آنها بالاتر رود، پوشش صورت آنها بيشتر ميشود. از نوع بطولهاي كه زنان استفاده ميكنند ميتوان محل جغرافيايي زندگي آنها را تشخيص داد.
"رعينه "RAEENAHدر نگاه اول نماد لباس زن عربي در منطقه عسلويه به نظر ميرسد كه آن را بر تن چوبي صليب مانند ميپوشانند و بطوله هم بر صورت او ميزنند. در فرهنگ منطقه عسلويه، هنگام خشكسالي، براي طلب باران، كودكان رعينه را در دست ميگيرند و در تمامي خانههاي روستا را همراه با آوازي محلي دقالباب ميكنند. صاحب خانه با شنيدن صداي كودكان با كاسهاي از آب بهاستقبال آنان ميرود، در را روي آنها ميگشايد، قدري از آب كاسه را روي رعينه و بقيه را بر سر و صورت بچهها ميپاشد و با حلوا و شيريني از آنها پذيرايي ميكند. انواع لباسهاي زنانه و مردانه عربي بعنوان بخشي از فرهنگ پوششي مردم منطقه عسلويه در اين غرفه به نمايش درآمده است. جوانان دختر و پسر دو شهر و ۲۱روستاي بخش عسلويه از دو سال پيش تشكلي غير دولتي را با عنوان "انجمن انديشهورزان برنا" در سازمان ملي جوانان به ثبت رساندهاند. در مدتي كه از تولد اين انجمن ميگذرد چندين همايش فرهنگي و نمايشگاه توسط ۴۰۰عضو اين انجمن برگزار شده است. يكي از دغدغههاي اين جوانان حفظ فرهنگ و رسوم كهن منطقه عسلويه است كه سعيكردهاندبخشي از آن را در غرفه "مردم شناسي منطقه عسلويه" همايش فرهنگي ورزشي نگين خليج فارس براي بازديدكنندگان باز گو كنند.
بيم آن ميرود كه فرهنگ بخش عسلويه بواسطه حضور دهها هزار كارگر و مهندس و تكنسين از فرهنگها و اقليمهاي مختلف كه در احداث تاسيسات صنعتي پارس جنوبي فعاليت ميكنند، دستخوش تاثيرات مختلف شود. از همين رو سياستگذاري فرهنگي اساسي توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بعنوان متولي امر فرهنگ در اين بخش از ضرورياتي است كه هرچه زودتر بايد تدوين شود. بخش عسلويه از دو شهر عسلويه و نخل تقي و روستاهايي ازجمله بندو، سهمو، چاهمبارك، زبار، بيدخون، اخند، خره ,KHERREHخيارو، هاله، بساتين، عسكري، صفيه، بستانو، كلات، كنارخيمه، دهنو، بزباز، مروع و سواحل تشكيل شده است.
نخستين همايش فرهنگي ورزشي "نگين خليج فارس" ۲۳بهمنماه در منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس گشايش يافته بود.
اين همايش توسط سازمان منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس وبا همكاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در راستاي اجراي تفاهم نامه "آمايش فرهنگي هنري حوزه پارس جنوبي" منعقده بين وزارتخانههاي نفت و فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار شده بود. در اين همايش نمايشگاه كتابي با بيش از ۱۷هزار عنوان ( ۲۰۰هزار جلد) كتاب،نمايشگاهگراميداشت سال پيامبراعظم (ص)، نمايشگاه عرضه محصولات فرهنگي و مذهبي، نمايشگاه عرضه محصولات سمعي و بصري، نمايشگاه عكس و پوسترهاي دهه فجر انقلاب اسلامي و نمايشگاه اسناد انقلاب اسلامي در معرض ديد عموم قرار گرفته بود. نخستين همايش فرهنگي ورزشي نگين خليج فارس مورداستقبال مردم محلي منطقه و كاركنان شركتهاي فعال درپارس جنوبي واقع شد.
عسلويه از توابع شهرستان كنگان در جنوب شرقي استان بوشهر واقع شده است