سه‌شنبه 2 خرداد 1391 - 19:12   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

مرزبندي سرزمين كسب و كار

(3637 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(604 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

مرزبندي سرزمين كسب و كار

85/12/09
همه كارآفريناني كه به تنهايي كسب و كاري را آغاز نموده‌اند و در اول راهند، با مشكلاتي روبه‌رو هستند كه اگر خانواده‌اي هم داشته باشند، دشواريها فزون‌تر خواهند شد. اگر شما هم چنين فردي باشيد قطعاً‌ با سخنان من آشناييد. يكي از چالش‌هاي پيش روي شما اينست كه مي‌خواهيد حدود و مرزهايي براي خودتان و ديگران مشخص كنيد تا اطرافيان شما بدانند كه با وجود يك عضو خانواده يك كارآفرين بايد چه كار كنند،‌ چطور به شما كمك كنند، در چه مواقعي تنهايتان بگذارند كه به كارهايتان برسيد و بدانند كه ممكن است با وجود كارآفرين بودن پدر يا مادر با چه مشكلات و محدوديت‌هايي مواجه شوند.
حالا چند مثال برايتان مي‌گويم :
اول يك سوال : از بين چهار گزينه بهترين پاسخ را براي پرسش زير پيدا كنيد :
شما به عنوان يك كارآفرين تازه كار مي‌خواهيد بيش از همه درباره كداميك از اين امور براي اطرافيانتان حد و مرزي مشخص نماييد؟
1) صحبت كردن با همسايه‌اي كه اتومبيلش را در جاي پارك شما پارك كرده است.
2) مشخص كردن زماني خاص براي خوابيدن بچه‌ها.
3) يادآوري به اطرافيان كه هنگام كار كردن مزاحم شما نشوند.
4) گفتن اين كه ممكن است مدتي بعد مشغله‌تان بيشتر شود.
اگر پاسخ شما «همه گزينه‌ها» باشد، معلوم مي‌شود كه به خوبي از مشكلات و چالش‌هاي حرفه‌تان آگاهي داريد. در واقع «همه گزينه‌ها» بهترين پاسخ است.
حالا ببينيم كه منظور ما از تعيين حد و مرزها چيست.
به زبان ساده هنگامي كه شما به عنوان يك كارآفرين نيازهايتان را براي ديگران توضيح مي‌دهيد، حدود و مرزهاي مورد نظرتان را معين مي‌نماييد. براي اين كه اين پروسه به خوبي جلو رود، لازمست كه خودتان از نيازها، مشكلات، محدوديت‌ها‌‌ي روابط با ديگران و حضور در كنار خانواده كاملا با خبر باشيد و اموري كه برايتان مهم هستند را به طور دقيق ذكر كنيد.
سپس اين مطالب را براي كساني كه به نحوي بر زندگيتان تاثير و نقش بارزي دارند مطرح كنيد و با احترام از آنها بخواهيد كه با شما همكاري كنند.
دقت كنيد كه اين حدود و مرزها بايد «سالم» باشند به اين معنا كه باعث تنش و رنجش و دلخوري در خانواده و ميان دوستانتان نشوند. بايد اين‌ها در عين محدوديت طوري وضع شوند كه نه تنها ديگران را آزار ندهند بلكه شادي و لذت را هم به خودتان و خانواده‌تان هديه كنند. در اين حالت كارآفرين با خونسردي و آرامش كارهايش را سر و سامان مي‌دهد، انرژي بالايي دارد و مي‌تواند كسب و كارش را به موفقيت برساند به علاوه از بودن كنار خانواده‌اش لذت ببرد.
در اين جا روش‌هاي تعيين حد و مرزهاي مفيد و سالم كه به شما و خانواده‌تان كمك خواهند كرد را برمي‌شماريم. مطالعه اين گفته‌ها شما را راهنمايي مي‌كنند :
حرف اول و آخر اين پروسه «كنترل» است. مي‌توانيم اين‌طور بگوييم كه شما با وضع اين محدوديت‌ها، خود را در حبابي قرار مي‌دهيد كه كنترل ورود و خروج هر چيز خارجي در دست شماست.
مواردي كه در زير مي‌آوريم آنهايي هستند كه مهار و كنترلشان در حيطه قدرتتان است :
- حرفه‌اي كه انتخاب مي‌كنيد. جالب است يا اين كه دوستش نداريد؟
- اشخاصي كه با شما كار مي‌كنند. يادتان باشد كه اينجا ديگر رئيسي در كار نيست كه مجبور باشيد برايش كار كنيد و هيچ اعتراضي هم نكنيد!
- مدت زماني كه براي كارتان اختصاص مي‌دهيد. كم يا زيادش به خواست و توان و حجم كارتان بستگي دارد. كارتان عقب مانده است؟ خب ديگران را سرزنش نكنيد. شما هستيد كه مرزها و محدوديت‌هايتان را مشخص نكرده‌ايد. بقيه مقصر نيستند. خودتان بايد مشكلات خود را يادآور شويد و حدودي مشخص نماييد.
- تعيين كارهايي كه دوست داريد در زمان كار كردن انجام دهيد.
يادتان باشد كه فعاليت‌هاي مثمرثمر و مفيد را بگنجانيد و از حاشيه رفتن پرهيز كنيد.
- طرز رفتار و صحبت كردن ديگران با شما. هر رفتاري كه شما را آزار مي‌دهد و هر صحبتي كه ناخوشايند و نااميدكننده است را كنار بزنيد و با آن شخص يا اشخاص رابطه برقرار نكنيد. گاهي اوقات كلمات و واكنش‌هاي ديگران آنچنان قدرتي دارند كه تصور نمي‌كنيد. پس از شنيدن سخنان منفي، نااميدكننده و مخرب اعصاب و روحيه سخت‌ دوري كنيد. مواجهه با رفتار ومنش‌هاي توهين‌آميز و تمسخرآميز هم چنين تاثيراتي دارند.
- فاكتورهايي كه در نيل به موفقيت‌ تاثير گذارند. اگر مي‌خواهيد كه براي كارتان مدت زيادي صرف كنيد، به مشتريان بگوييد و مدت زمان مورد نظرتان را مطرح كنيد. اين‌طوري لازم نيست كه چند شب آخر تا صبح بيدار بمانيد تا به موقع كارتان را به مشتري تحويل دهيد.
مواردي كه در بالا ذكر كرديم محدوديت‌ها و مرزهاي «سالم» هستند. دقت كنيد كه وضع حدود و مرزها به معني تسلط بر ديگران و كنترل رفتار آنها نيست. در حقيقت مي‌توان اين‌جور خلاصه كرد كه شما با انجام اين كار، تصميم مي‌گيريد كه چطور در مقابل رفتار ديگران «پاسخ» دهيد نه «عكس‌العمل».
مثلاً كارمندان و همكاران شما آن‌طور كه بايد كار نمي‌كنند و توجه ندارند كه پروژه پيش رو عقب است و بايد سخت كار كنند. در اين جا دستور دادن و وادار كردن آنها به كار كردن پاسخگو نيست. بلكه بايد از ابتدا رفتار و منش كاريشان را كنترل كنيد تا فضايي پركار و پربار خلق شود. در عين حال كنترل غيرمستقيم و تعيين حدود و مرزهاي مشخص كاري باعث مي‌شود كه بين شما و كارمندانتان هم تنش و دلخوري به وجود نيايد.
حالا به سراغ حد و مرزهاي «ناسالم» مي‌رويم كه به جاي كمك به پيشبرد روند كار سير پيشرفت آن را در شيبي نزولي قرار مي‌دهند. اين‌ها گفتگوهايي هستند كه از وضع محدوديت‌هاي بد و مخرب حكايت دارند :
«تو اصلا اجازه ندادي من نظرم را بگويم»
«سه تا از مشتري‌ها هنوز پول ما را نداده‌اند.»
«تو نبايد مزاحم كار من بشوي»
به نظر آشنا مي‌رسند، نه؟ وضع اين‌گونه حد و مرزهاي ناسالم و تنش‌زا باعث مي‌شود كه درآمد كسب و كارتان افت كند، انرژي و انگيزه‌تان تقليل يابد، فرصت‌ها را از دست بدهيد و بالاخره موفق نشويد.
حالا سوال اينست كه چطور از گيرافتادن در اينچنين دام‌هايي پرهيز كنيم؟ و چرا مردم و صاحبان كسب و كار اين‌طور محدوديت‌هايي را به وجود مي‌آورند؟
به واقع مي‌توانم بگويم كه علت دقيقش را نمي‌دانم ولي چند مثال مي‌آورم و توصيه‌ها و پيشنهاداتم را هم در پايانشان ارائه خواهم داد. لازم به ذكر است كه با عجله و بدون تحقيق و بررسي در امور شخصي خودتان، خانواده‌تان و كسب و كارتان به دنبال پيدا كردن اين تله‌ها نرويد. اين كار ساده‌اي نيست و نياز به تعمق و همفكري دارد. پيدا كردن نقاط سياه و تاريك اين دايره ارتباطي به آساني ميسر نمي‌شود. بايد از يك دوست مورد اعتماد، مشاور يا كارشناس روابط بين فردي كمك بگيريد.
در اينجا چند اشتباه رايج ارتباطي ذكر شده‌اند :
- مردم اغلب اوقات به خاطر خشم و ناراحتي خودشان، ديگران را سرزنش مي‌كنند.
يك بار يكي از دوستان خردمندم گفت : «اگر سرزنش كني، چيزي ياد نمي‌گيري.» اگر به خاطر مشكلات و محدوديت‌هاي خودتان بقيه را نكوهش كنيد به اين معناست كه شما مسئوليت كارهايتان را بر عهده نمي‌گيريد. بنابراين انتقال خشم و سرخوردگي خود به ديگران و شماتت نمودن آنان تنها انرژي شما را هدر مي‌دهد. پس دست از اين رفتار برداريد و به فكر پاسخي مناسب باشيد نه عكس‌العملي تند و خشمگينانه. مسئوليت اعمالتان را قبول كنيد و ببينيد كه اشكال كار از كجاست سپس يك محدوده و مرزهاي مناسب و سالمي‌ تدوين كنيد.
- مردم از تعارض و تضاد مي‌ترسند.
بله ممكن است كه اعلام محدوديت‌هاي شما و تعيين حد و مرز براي ديگران به واكنش هاي احساسي و عاطفي متضاد بينجامد.
به همين جهت بسياري حاضرند همچنان با ناراحتي و تنش كار كنند ولي اين واكنش‌هاي احتمالاً ناخوشايند احساسي را تجربه ننمايند.
يك راهي كه ممكنست مفيد باشد اينست كه به خود بگوييد : «اگر من اين كار را انجام دهم، بدترين واكنش آنها چطور مي‌تواند باشد؟» زماني كه آن را تصور كنيد، برايش اسم بگذاريد و آن را براي خودتان شرح دهيد، ديگر آنقدرهاهم ترسناك نخواهد بود. از طرف ديگر اتفاقات خوب و خوشايند را هم در نظر آوريد.
- مردم دوست دارند كه ديگران را راضي كنند.
بدانيد كه هيچ وقت نمي‌توانيد همه را خرسند و راضي كنيد. پس بهتر است در ابتدا به خودتان بپردازيد. اگر دنبال برآورده كردن نيازها و حل مشكلات خودتان باشيد، مفهوم خودخواه بودن شما را نمي‌رساند. بدانيد كه بالا بردن انرژي و انگيزه كارتان و دنبال كردن ايده‌ها و طرح‌هايتان،‌ از اخذ «تاييد» ديگران خيلي مهمتر است. هنگامي كه موفق شويد، در عوض تاييد، احترام و اعتماد آنها را كسب خواهيد كرد.
- بيشتر مردم نمي‌دانند كه خواسته واقعيشان چيست و در اصل چه مي‌خواهند.
اكثر مردم نيازها و تمايلات و خواسته‌هاي حقيقي‌شان را سركوب يا انكار مي‌كنند. اين عمل باعث مي‌شود كه در مخمصه‌ بدي گير بيفتند كه نمي‌دانند بايد از كدام جهت بروند، خسته و عصبي و افسرده مي‌شوند و با خشم و عصبانيت بسيار ديگران را سرزنش مي‌كنند. اين اشخاص نمي‌توانند افكارشان را سر و سامان دهند، احساساتشان را مديريت كنند و به يكباره واكنش‌هاي تند و شديد هيجاني‌ نشان مي‌دهند. آنها از مشكلات جسماني هم در رنج هستند- سر درد، زخم معده، حوادث گوناگون، افسردگي و نظاير اينها- نمي‌توانند محدوديت‌هايشان را به درستي مشخص كرده آنها را براي ديگران شرح دهند. شخصي اينچنين قادر نيست حقايق و نقاط سياه و سفيد زندگي را تشخيص دهد.
براي اين كه ببينيد چطور مي‌شود از اين وضع خلاص شد ابتدا نشانه‌هاي ذكر شده را در وجودتان جستجو كنيد و از وجود يا عدم وجودشان مطمئن شويد. آيا احساس تنش مي‌كنيد؟ سردرد و اضطراب آزارتان مي‌دهد؟ احساس مي كنيد كه خسته و دلتنگ و افسرده‌ايد؟
اگر پاسخ اين سوالات مثبت است، پس بايد دست به كار شويد و تغييري صورت دهيد. اگر از شروع اين كار مي‌ترسيد و مضطرب شده‌ايد،‌ عجله‌اي در كار نيست. مدتي وقت بگذاريد و به تدريج اين رفتارها را كنار بگذاريد و همان‌طور كه گفتم ابتدا بايد با خودتان رو راست باشيد و خواسته اصليتان كه سركوبش كرده‌ايد را زنده كنيد. آن وقت است كه مي‌توانيد آرامش پيدا كرده با تفكر و تعمق و تحقيق و بررسي به آن بپردازيد. زماني كه خواستيد كسي را سرزنش كنيد و مسئوليت كارهايتان را گردن نگيريد، مكث كنيد، نفس عميقي بكشيد، مسئله را از نظر بگذرانيد و سپس پاسخ دهيد.
پس از اين پروسه، انرژي منفي و عصبي وجودتان را به روشي چون فعاليت‌هاي ورزشي و موسيقي رها كنيد.
- مردم براي خودشان وقت نمي‌گذارند.
اگر تنها به كارتان بپردازيد و تمام فكر و ذكرتان پيشرفت كار و حرفه‌تان باشد، چندان نمي‌توانيد دوام بياوريد و از موفقيت هم خبري نخواهد بود. روان و جسم شما نياز به توجه دارند و اگر از آنها غافل شويد ديگر كمكتان نخواهند كرد. جسم بيمار مي‌شود و از فعاليت بازمي‌ماند،‌روان هم بيمار مي‌شود و ذهن و مغزتان را خسته و افسرده مي‌كند. به خودتان بپردازيد. تغذيه مناسبي پيش گيريد و با كودكانتان بازي كنيد چرا كه شادي آنها انرژي مثبتي را به روان شما هديه خواهد كرد. به يك سرگرمي مورد علاقه بپردازيد- خواندن مجلات مورد علاقه، تماشاي فيلم، موسيقي، بازي كامپيوتري و هرچه كه دوست داريد - و از آن شاد مي‌شويد. مديتيشن و يوگا هم مفيد هستند. انجام اين كارها باعث مي‌شود كه بيرون از دفتر كارتان آرامش يابيد و انرژي مثبت آن، فرداي آن روز در دفتر كار به ياريتان بيايد.
- مردم پيش از آن كه به خودشان فكر كنند، خواسته و توقعات ديگران را در نظر مي‌آورند.
به خاطر داشته باشيد كه تعيين محدوده ارتباطات با ديگران و مشخص كردن مرزهاي آن در درجه اول براي آسايش خودتان است. پس در ابتدا به درستي نيازهاي خودتان را در نظر آوريد و اين حدود را ترسيم نماييد. توجه كنيد كه اگر اين حدود به درستي و با توجه به خواسته‌هاي شما تنظيم نشوند، نه خودتان سود خواهيد برد و نه ديگراني كه ملاحظه‌شان را كرده‌ايد. علت اين رنجش دوطرفه اينست كه اطرافيان پا را از مرزها فراتر نمي‌گذارند و آنچنان كه شما گفته‌ايد رفتار مي‌كنند ولي نكته‌ اينست كه خطوط مرزي ترسيم شده از محدوده‌هاي واقعي تنگ‌تر هستند و مقداري از سرزمين شما بيرون از اين خطوط قرار دارد. وقتي ديگران به اين سرزمين جا مانده پا مي‌گذارند، شما عصباني مي‌شويد و ممكن است اين عصبانيت را با سرزنش‌هايي تند نشان دهيد. اين‌طور است كه خانواده و دوستان عزيزتان كه در ابتدا ملاحظه‌شان را كرده‌ايد، رنجيده و دلخور مي‌شوند.
تا به اين جا مرزبندي‌هاي خوب و بد را ذكر كرديم و دلايل‌شان را هم ‌آورديم. حالا به بعضي از راههاي ترسيم يك محدوده سالم و مفيد اشاره مي‌كنيم :
1- محدوديت‌هايي واقع‌گرايانه و زمان‌بندي شده تعريف كنيد.
اين مرحله به نظر ساده مي‌آيد ولي در واقع سخت‌ترين و مهمترين بخش بنا نهادن ارتباطات شخصي شماست. شما در اين فاز مشخص مي‌كنيد كه چه چيزهايي را مي‌خواهيد و چه چيزهايي را نمي‌خواهيد. آيا دوست داريد كه هميشه در سفر باشيد؟ مي‌توانيد شب‌ها تا ديروقت و آخر هفته‌ها نيز كار كنيد؟ به نظر شما ارتباط برقرار كردن با مشتريان سوددهي كه درآمدتان را بيشتر مي‌كنند ولي اعصابتان را افسردهو انرژيتان را مي‌گيرند، سودمند ومفيد است؟ شما مي‌توانيد اين‌طور باشيد؟ پس از اين كه خواسته‌هايتان را معلوم كرديد، روش‌هايي كه در ذهن داريد را بررسي نماييد تا آن‌هايي را كه كارآمد هستند به كار گرفته آنهايي كه كاملاً مفيد نيستند را محدود كنيد. با اين كار اندك اندك محدوده‌هاي سرزمين كسب و كارتان پديدار خواهند شد.
من قبول دارم كه گاهي اوقات مي‌بايست در اين مرزبندي انعطاف‌پذيري داشته باشيد مثلا براي اين كه به اهداف بزرگتري دست پيدا كنيد، اندكي سرزمين خود را وسعت بخشيد و مرزها را جلوتر ببريد. ولي به هر حال هرچه كه به مرزهايتان بيشتر مقيد باشيد، هم در كارتان موفق‌تر خواهيد بود و هم روابط بهتري با اعضاي خانواده و دوستان برقرار خواهيد نمود.
2- "نه" گفتن
"نه" گفتن يكي از بهترين راههاي حفظ مرزها و حدوديست كه براي ديگران و خودتان تعريف كرده‌ايد. "هنر نه گفتن" را يكي از مهارت‌هاي ثابت شده ارتباطي مي‌دانند كه كوتاه، ساده و در عين حال بسيار موثر است. كساني مي‌توانند به روشي موثر اين واژه دو حرفي را بر زبان بياورند كه علاقه‌اي به راضي نمودن همه و اخذ تاييد و تحسين همه نداشته باشند. البته نه گفتن هم به راحتي نيست. شايد بتوانيد خيلي راحت بگوييد "نه" ولي روش ابراز آن بسيار مهمست كه "هنر نه گفتن" داشتن مهارت نه گفتني موثر، محترمانه و قاطع است. يادتان باشد كه يك گفتار خشن و تند هيچ كمكي به شما نمي‌كند. مثلاً اگر يكي از مشتريان بخواهد پروژه سنگيني را به شما محول كرده در مدت كوتاهي تحويلش گيرد، از كلمه "نه" استفاده كنيد. نپذيرفتن پروژه‌اي سودآور كه در مدت زمان كوتاه قابل اجرا نيست بهتر از آنست كه وسوسه شويد، قبولش كنيد و سپس از عهده آن برنياييد.
2- 3- زماني كه مي‌خواهيد محدوديت‌ها و نيازهايتان را براي خانواده و همكاران و دوستانتان شرح دهيد، از صيغه اول شخص مفرد در گفتارتان استفاده كنيد.
3- وقتي كه داريد درباره اين موضوع حرف مي‌زنيد، مستقيم، با صراحت و بسيار محترمانه و با كلمات من، خودم و فعل‌هاي اول شخص مفرد به آنها بگوييد كه اين مرزها، حدود كشور كسب و كار، نيازها و احتياجات عاطفي و شغلي «شما»ست و شكستن آنها، بي‌توجهي به «شما» معني مي‌شود.
الگوي موثر اين «پيام من» به شكل زير است : «وقتي كه تو اين كار را مي‌كني «من» احساس مي‌كنم كه . . ." مثلاً :
"وقتي يكسره به من مي‌گويي كه اين كار را انجام بده، اعصابم خورد مي‌شود و احساس مي‌كنم كه به من و نيازهايم توجه نداري و اجازه نمي‌دهي كه وقتم را آن‌طور كه خودم مي‌خواهم صرف كنم. من بايد به خواسته‌هاي خودم هم بپردازم".
اين تكنيك روش غير رسمي است كه با استفاده از آن مي‌تـوانيد مرزها را علامت‌گذاري كنيد. البته اين‌طور نيست كه حتماً از اين الگوي ويژه استفاده كنيد. بلكه مهم آنست كه آنچه تجربه مي‌كنيد و برايشارزش قائليد را به روشي گويا و حاوي "پيام من" به ديگران انتقال دهيد. آنها با اين روش به درستي در مي‌يابند كه اين مرزها، مرزهاي «شما»ست. حتي اگر صحبت كردن درباره احساسات برايتان مشكل است،‌ بهتر است از اين روش بهره گيريد. خواهيد ديد كه اين كار آنقدرها هم مشكل نيست.
گاهي اوقات مردم به جاي اينكه از احساسشان حرف بزنند، درباره قضاوت‌هايي كه از تجربيات گوناگون داشته‌اند، صحبت مي‌كنند و اين دو را با هم اشتباه مي‌كنند. قضاوت كردن ساده است و مي‌توانيد درباره‌اش با ديگران حرف بزنيد. اين برداشت‌ها مي‌تواند در ذهن هر فردي متفاوت از ديگري شكل بگيرد. زاويه نگاه هر شخصي و ذهنيات پيشين او مانند فرد ديگر نيست و همين است كه قضاوت‌ها و برداشت‌هاي هر كس را از بقيه متمايز مي‌كند. احساس‌ها بيشتر اوقات پشت اين تلقيات از ديده مخفي مي‌مانند. براي اين آنها را بيابيد لازمست كه خود را به طور عميق بشناسيد و به آگاهي بيشتري برسيد. بهتر است كه اين جستجو را انجام دهيد و به جاي اين كه براي فهميدن نظرات و باورهاي ديگران راجع به خودتان، زحمت بكشيد،‌ موجود دروني را بهتر بشناسيد. در اين‌جا دو مثال ديگر كه "پيام من" در آنها به وضوح ديده مي‌شود مي‌آوريم :
"وقتي كه مدام نظرت راجع به زمان‌بندي پروژه را تغيير مي‌دهي، زمان و هزينه‌ زيادي صرف مي‌شود كه نمي‌توانم ناديده بگيرم. من مي‌خواهم كه تو در امضاي اين قرارداد همراه ما باشي تا بتوانيم آن را بر عهده گرفته به پايان برسانيم."
"من از كاري صحبت مي‌كنم كه بسيار مهمست و بايد به انجام رسد. ولي تو مدام داري درباره انجام دادن يا كنار گذاشتنش بحث مي‌كني. وقتي كه اين‌طور چانه مي‌زني، حس مي‌كنم كه به من اعتماد نداري. من بايد بدانم كه تو مي‌خواهي و مايلي كه اين كار را انجام دهي."
4- بر راه حل‌ها تمركز كنيد.
زماني كه مشكلي پيش مي‌آيد، عصبانيت و نااميدي و سرزنش ديگران را فراموش كنيد و تنها براي پيدا كردن راه چاره تلاش كرده از همكاران و كارمندانتان هم كمك بگيريد. بدانيد كه اگر كارمندانتان ببينند كه مدير آنها خونسرد و آرام است و مهارت‌هاي حل مسئله خوبي دارد،‌مضطرب نمي‌شوند و هر كدام با ايده‌اي به حل دشواري برمي‌آيند. اين مشكلات لزوماً در دفتر كار شما پديد نمي‌آيند بلكه همسر و فرزندان هم مي‌توانند با شما سر سازگاري نداشته باشند و به مرزهايتان احترام نگذارند. در ضمن اين مشكل مي‌تواند تنها در يك مكالمه ساده پيش ‌آيد و هميشه لازم نيست در اجراي يك پروژه كاري باشد.
مثلاً فرزند شما مي‌گويد كه مي‌خواهد با پدر/ مادرش صحبت كند. او شروع مي‌كند ولي درباره موضوعي حرف مي‌زند كه درباره‌اش اطلاعاتي جامع نداريد. سعي مي‌كنيد با همان چيزهايي كه به ذهنتان مي‌رسد فرزندتان را راهنمايي كنيد ولي او راضي نمي‌شود و باز هم حرف مي‌زند. شما هم خسته‌ايد و از اين گفتگوي بي‌حاصل كلافه هستيد. در اين جا دو راه وجود دارد. يكي اين كه سرش داد بزنيد، حرفش را قطع كنيد و او را به ناداني و بي‌توجهي محكوم كنيد. اين فرزند پرسشگر مي‌رنجد و از شما دور مي‌شود. شايد هم به اين نتيجه برسد كه يك پدر/ مادر كارآفرين اصلاً چيز خوبي نيست!
ولي راه دوم. شما مي‌گوييد "من تا جايي كه مي‌توانستم كمك كردم ولي اطلاعات زيادي ندارم و راه حل ديگري به ذهنم نمي‌رسد. بهتر است ديگر درباره‌اش صحبت نكنيم چون فكر مي‌كنم بايد پيش شخص ديگري بروي." نمونه‌اي ديگر مي‌تواند سر كار باشد : شما مي‌خواهيد با كسي معامله كنيد ولي او مرتب حاشيه مي‌رود و به اصل مطلب نمي‌پردازد. وقت زيادي صرف كرده‌ايد ولي به نتيجه‌اي نرسيده‌ايد. به همين دليل محترمانه و قاطعانه به او مي‌گوييد : "معامله، معامله به ظاهر خوبيست ولي تا زماني كه به تمامي جزييات آگاه نشوم و شما با من صادق نباشيد، به توافق نخواهيم رسيد."
5- مسائل را تنها از ديد خودتان نبينيد و همه آنها را شخصي نكنيد.
گاهي اوقات فكر مي‌كنيد كه كسي حريم سرزمينتان را شكسته و در مقابل ارزش‌هايتان عكس‌العمل احساسي و عاطفي نشان داده است. در اين مواقع فوراً به سراغ احساسات نرويد. كمي صبر كنيد و اندكي دقيق‌تر باشيد.
آن وقت اگر لازم بود،‌ واكنش احساسي نشان دهيد. اين‌طور اتفاق مي‌افتد كه شما نيازها، خواسته‌ها، محدوديت‌ها و مرزهاي سرزمين كسب و كار و زندگي شخصي خود را مطرح مي‌كنيد. يادتان هست كه گفتيم بعضي‌ها از تعارض عاطفي و راضي نبودن ديگران مي‌ترسند؟ اين ترس اينجا رخ مي‌نمايد. بعضي از افراد خانواده،‌دوستان يا همكاران از حرف‌هايتان ناراحت مي‌شوند و مي‌گويند : "پس انگار به من اعتماد نداري" يا "به نظرم خيلي به پول فكر مي‌كني" يا "از حرف‌هايت ناراحت شدم." زماني كه همكار شما نمي‌خواهد به وقت، خواسته‌ها و نيازهايتان توجه كند و احترام بگذارد، ناراحت مي‌شود. اين جا مشكل از مرزبندي شما نيست بلكه مشكل طرز تفكر اوست. در اين حالت نمي‌بايست دلخوريهاي او را به خود و مرزبندي محدوده كاريتان نسبت دهيد. اگر اين‌طور باشد ديگر تمامي اين خطوط و پرچم‌ها پاك شده بر زمين مي‌افتند.
پس از تمامي اين حرف‌ها، مي‌توانم در چند جمله آنها را خلاصه كنم : اگر نتوانيد محدوديت‌ها و مرزهاي ارتباطي مناسبي براي خودتان ترسيم كنيد و يك خط‌كشي نامناسب و "ناسالم" انجام دهيد، پول و زمان زيادي را هدر داده‌ايد. انرژي و منابع بسياري هم صرف و به كار گرفته شده‌اند كه رويهم چيزهاي ارزشمندي را از يك كسب و كار خارج كرده‌اند. اين‌ها در كنار درآمد كمتر، دور شدن از خانواده، انرژي و انگيزه كمتر و روابط نه چندان با كارمندان به خوبي و روشني نشان مي‌دهند كه يك مرزبندي نامناسب چقدر آسيب‌رسان است.
حالا عكس قضيه :
همين حالا مرزها را پررنگ كنيد و تيرك پرچم‌ها را جاي مناسب بكوبيد. آنچه كه هر روز بايد انجام دهيد را روز پيش معلوم كنيد و روش گفتن آنها را هم بنويسيد. گاهي اوقات لازمست كه با هر كارمند يك جور حرف بزنيد و محدوديت‌هاي خاصي را يادآور شويد. عين اين برنامه‌ريزي درباره افراد خانواده و دوستان هم وجود دارد. آن چه مي‌خواهيد و آن‌چه نمي خواهيد،‌ نيازها، برنامه‌ها و مشكلات خطوط كلي اين مرزها را تعيين مي‌كنند.
مترجم : آذين صحابي


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.